|
آ مثل آموزش پ مثل پرورشی و م مثل مشاوره | ||||||||||||||||
|
ماجرای خواندنی 11 شبانه روز پرمخاطره یک رزمنده ؛
چگونه تخریبچی کربلای 2 زنده ماند
حسن کدخدای عرب- خاطرات رزمندگان، گاه چنان زیبا و در بردارنده پیامهای ارزشمند است که غفلت از آنها و محبوس شدن آنها در سینه های رزمندگان موجب خسران خواهد بود، بخصوص آنکه نسل جدید نیازمند شنیدن و بهره مندی از آن خاطرات است
بسیاری از این خاطرات وقتی به رشته تحریر در آمدند، پرفروش ترین کتابهای کشور شدند؛ مانند «دا»، «بابانظر» و «خاکهای نرم کوشک»، این امر گواه ضرورت نشر هنرمندانه خاطرات و فیلمنامه نویسی است.
هدف 11
با این اشاره، خاطره ای از «ابوالفضل مودی» رزمنده بسیجی عضو واحد تخریب لشکر ویژه شهدا در عملیات کربلای 2، از نحوه مجروحیت و مسایل و حوادث پس از آن، خواندنی است.
«جوانی 18 ساله بودم که پیش از رفتن به جبهه حتی به تنهایی به بازار یا خیابانی دورتر از خانه یا مسافرت نرفته بودم. در چنین حال و هوایی، اشتیاق هجرت برای دفاع از کشور در من به وجود آمد، اشتیاق برای رفتن به جایی که پیک نیک و تفریح نبود، انتخاب سخت ترین کار یعنی جنگ بود. پس از ثبت نام و آموزشی مختصر، به منطقه غرب اعزام و در واحد تخریب تیپ ویژه شهدا سازماندهی شدم.
عملیات کربلای 2 در منطقه حاج عمران در پیش بود. ابتدا در گروه «زنده دل» و بعد در گروه شهید «مهدی محمدی» قرار گرفتم و در عملیات، هدف 11 به من افتاد که از نظر فیزیکی، دورترین هدف و در دامنه دو کوه مرتفع بود و عراقیها بالای کوه مستقر بودند.
قرار بر این بود که معبری را به صورت عرضی در آن منطقه بزنیم، وسط میدان مین نفر دوم- سوم بودم. در حال پیشروی نرسیده به موقعیت 11، نیروهای تخریب به ردیف نشسته و در حال خنثی سازی مین و معبر زدن بودیم که ناگهان دشمن، منور زد و منطقه مثل روز روشن شد و لحظاتی بعد با تیربار و «آر.پی.جی» همه بچه ها را درو کردند.
چگونه مجروح شدم
دهم شهریور 65 عملیات کربلای 2 شب یکشنبه بود، من در موازی شیب کوه و در زیر آتش سنگین عراقی ها با احتیاط بیشتری در حرکت بودم. سرم را گاهی بالا می گرفتم و منطقه را زیرنظر داشتم که ناگهان با صدای مهیب و موج انفجار بر زمین کوبیده شدم. احساس کردم کمرم قطع شد، تا مدتی بیهوش افتادم. می ترسیدم به خودم نگاه کنم! درد داشتم، خون زیادی از من رفته بود وارسی که کردم، متوجه شدم قسمتی از پشت رانم به انداره یک کف دست کنده شده است، فقط استخوان سالم بود.
دردم شدید بود. زخم پایم را بستم، نگاهی به پشت سرم انداختم، عملیات لو رفته بود و بچه ها عقب نشینی کرده بودند.
در آن هنگام یک جوان بسیجی که از ناحیه پاشنه پا مجروح شده بود، خودش را به من رساند و در حالی که یکدیگر را در آغوش گرفته بودیم، کمی گریه کردیم. او تا حدودی می توانست برگردد. اصرار کردم رفت. آن لحظه هوا گرگ و میش بود و تا نزدیکیهای صبح در گودالی به اندازه 15-10 سانتی متر به صورت سینه خیز به زمین چسبیده بودم.
هوا که روشن شد، نگاهی به سمت سنگر کمین دشمن انداختم که بلافاصله تیراندازی به سمت من شروع شد. دوباره به همان حال در گودالی دراز کشیدم. تسلط و اشراف دشمن به گونه ای بود که هر جنبنده ای را می زدند. تا ساعت 11-10 ظهر آرام آرام خودم را به پشت یک سنگ بزرگ کشیدم.
اطراف شاید بیش از هزار خمپاره به زمین اصابت کرد، اما جایی که پناه گرفته بودم، امن بود. بخت من، از شیار کوه، آب باریکه ای جریان داشت.
کرم ها در زخم پایم می لولیدند!
روز دوم بود. علاوه بر این اینکه درد داشتم، در ناحیه ران احساس خارش و سوزش کردم. نگاه که کردم، دیدم کرم ها در حال وول خوردن اند. تا توانستم آنها را از بدنم جدا کردم 24 ساعت بعد، کرمها آنقدر درشت شده بود که یکه خوردم و ترسیدم! کارم شده بود جدا کردن کرمها از زخم رانم و مدام آنها رامی تکاندم.دو شبانه روز گذشت. گرسنه و بی حال شده بودم. تصمیم گرفتم در تاریکی هوا خودم را به عقب بکشانم. مقداری از راه را برگشتم، تا اینکه به درختچه های تمشک و تک و توکی درخت گردو رسیدم. از فرط گرسنگی با ولع بسیار ده- دوازده عدد گردو و مقداری تمشک خوردم. مقداری هم برداشتم.آنجا مقداری آب هم بود. لباسهایم را که خیلی کثیف و از عفونت زخم بد بو شده بود، شستم و بعد از یکی دو ساعت، در حالی که هنوز نم داشت، پوشیدم.
نامه ای که 200 بار خوانده شد
5-4 روز گذشت. خیلی تحلیل رفته بودم. نای راه رفتن نداشتم
کم کم ناامید شده بودم. زخم بدنم خیلی اذیتم می کرد. خیلی دلتنگ شده بودم. یک نامه را که از برادرم رسیده و داخل جیبم بود، شاید بیش از 200 بار خوانده بودم. چاره ای نداشتم، فقط همان نامه سرگرمم می کرد!تا روز یازدهم؛ بیشتر شبها زیر نور ماه برمی گشتم هنگام بازگشت در آخرین روز، ناگهان چشمم به یک روستا افتاد. خیلی خوشحال شدم و در پوست خود نمی گنجیدم. ناگهان به یاد توصیه فرمانده ام افتادم که «عراقی ها در این روستا کمین زده اند»، با ناامیدی راهم را کج کردم و افتان و خیزان سمت دیگری را در پیش گرفتم.
این روز به همین منوال گذشت. در امتداد یک جاده کوهستانی در حال برگشت بودم، خسته، بی حال، گرسنه و از همه زجر آورتر تشنه بودم. آرام آرام به راهم ادامه می دادم و در عین حال همه جا را زیرنظر داشتم و بی صبرانه منتظر گشایشی بودم و تنها و تنها، گاهی صدای گلوله ها را می شنیدم.
تشنگی در کنار گودال آب
در این هنگام، گودالی پر از آب 8-7متر پایین تر از جاده توجهم را به خود جلب کرد. نفهمیدم چگونه خود را به پایین رساندم. خوشحال شدم، چند جرعه ای آب نوشیدم تا سیراب شدم، دست و صورتم را شستم.کرمها را که حالا تعدادشان بسیار زیاد شده بود، دوباره تکاندم و عزم ادامه سفر کردم؛ اما این تازه مشکلی بزرگتر برایم به وجود آورد. هر چه تلاش کردم، نتوانستم خودم را به بالابرسانم. چند بار تا بالا خودم را کشیدم، اما هر بار نمی توانستم و به پایین می افتادم. بی حال و ضعیف شده بودم و قدرت بالا رفتن از یک سنگ کوچک را از دست داده بودم.فکر می کنم 25-20 کیلو وزن کم کرده بودم، قبل از عملیات، 65 کیلو وزن داشتم.این بالا رفتن و پایین افتادن ساعتی ادامه داشت تا اینکه سرانجام به بالا رسیدم. حالا که به بالا رسیده ام، تازه می فهمم تشنه تر و خسته تر از قبل شده ام!
چاره ای نبود؛ باید از خیر نوشیدن آب بگذرم و به راهم ادامه بدهم.
وقتی به میهن رسیدم
روز پنجشنبه دومی بود که از بالای بلندی کوه به پایین آمدم و با هزار سختی و مشقت به پایین رسیدم. صبح جمعه 22/6/65، یعنی دوازدهمین روز از مجروحیتم و سفر پر دردسر و پراضطرابم، این جاده کوهستانی را ادامه دادم. چند بار از فرط بی حالی افتادم.چشمانم سیاه تاریک می شد. خاکریزی را جلوتر می دیدم. نای راه رفتن نداشتم، اما به خودم فشار آوردم که به خاکریز برسم. هر چه به خاکریز نزدیکتر می شدم، صداهایی را می شنیدم.
گویا قسمتی از میدان مین را پیموده بودم، تا اینکه به خاکریز رسیدم! اتیکت ارتش را روی بازوی اولین نفر دیدم، مرا مطمئن ساخت که به جبهه خودی رسیدم.
او یک سرباز بود. خودم را در آغوش او انداختم و گریستم و دیگر هیچ نفهمیدم. چشم که باز کردم، در بیمارستان پیرانشهر بودم. از آنجا مرا به بیمارستان شهدای تبریز منتقل کردند. فکر می کنم 25 و 26 شهریور یعنی روز تاسوعا و عاشورا بود که در بیمارستان تبریز بودم.
من نزد خانواده، شهید بودم
خانواده ام برای من مجلس گرفته بودند. خبر شهادتم را به آنها داده بودند. وقتی به بستگانم در مشهد و بیرجند تلفن کردم که من در بیمارستان بستری هستم، ابتدا باور نمی کردند.
با این ماجرا، در عملیات «نصر» ترسیده بودم. از اینکه به شهادت برسم نمی ترسیدم، از اینکه روی مین بروم نمی ترسیدم، اما از آن می ترسیدم که آن 11 روز مشقت بار، تکرار شود.
انتهای خبر/ قدس آنلاین / کد خبر: 19862 کليدواژه ها
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:58 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
نقش كليدي زن در خانه و خانواده زن از نظر اسلام از لحاظ نفس و روان هيچ تفاوتي با مرد ندارد؛ تفاوت هاي ميان زن و مرد در فيزيك بدني و اندام است كه البته موجب مي شود تا نقش هاي متفاوت و مكملي را از يكديگر بپذيرند. از نظر قرآن، مرد و زن قابليت دست يابي به كمالات را به طور يكسان و مساوي دارا مي باشند و خداوند بهشت را براي ايشان يكسان قرار داده است. اما با توجه به همان تفاوت هاي ظاهري و بدني، لازم دانسته است كه هر يك وظايف و نقش متفاوتي را نيز بپذيرند تا به آرامش و كمال دست يابند. از جمله نقش هاي يكسان مرد و زن مي توان به نقش آنان در گسترش نسل بشر اشاره كرد ؛كه در آيات چندي از جمله آيه نخست سوره نساء به آن اشاره شده و در آيه 223 نيز به نقش زن در توالد و بقاي انسان توجه داده شده است. اما نقش زنان به همين حوزه محدود نمي شود؛ زيرا از نظر قرآن، زن داراي نقش بسيار موثر و ويژه در ايجاد آرامش در خانه و خانواده است و زنان شايسته داراي نقش بسيار حساس در ايجاد سرور و شادماني بويژه در شوهر مي باشند. اين مطلب را مي توان از آيه 74 سوره فرقان به دست آورد. اگر بخواهيم به نقش زنان ازنظر قرآن اشاره كنيم مي بايست به نقش آنان در همه امور اشاره نماييم؛ زيرا زنان همان گونه كه در رفع نيازهاي جنسي شوهران حضور موثر و جدي دارند(اعراف، آيه 81)، در امور اقتصادي خانواده (قصص، آيه 23) و حتي ايجاد فضاي سالم و هنجاري در جامعه از طريق عفت و حجاب و پاكدامني نقش مهمي را ايفا مي كنند. (بقره، آيه 187) بنابراين نمي توان نقش زنان را تنها در محدوده خانه و خانواده و سلامت روحي و رواني آنها منحصر كرد بلكه دامنه آن را بايد حتي به سلامت و امنيت جامعه و هنجارهاي اجتماعي نيز گسترش داد. از نظر قرآن، زن با حضور همراه با عفاف و حجاب در جامعه مي تواند به شكوفايي و رشد اقتصادي خانواده بلكه جامعه نيز كمك كند. از اين رو حضور ايشان را در جامعه و فعاليت در همه ابعاد حتي تجارت و بازرگاني يا دامداري و كشاورزي در آياتي از جمله 32 سوره نساء و 23 سوره قصص مطرح مي كند. اين در حالي است كه در جامعه جاهلي از حضور زنان و اشتغال و استقلال اقتصادي زنان به شدت منع مي شده و زنان از ارث و استقلال اقتصادي محروم بودند. البته از نظر قرآن، مردان داراي مسئوليت و حقوقي هستند كه از جمله آنها مديريت كلان خانه و خانواده است؛ در مقابل، زنان نيز مسئوليت و حقوقي دارند كه از آن جمله مسئوليت تربيت و پرورش فرزندان مي باشد؛ زيرا فرزند تحت مديريت و مسئوليت مادر پرورش مي يابد و كودك در آغوش مادر است كه زندگي سالم را مي آموزد. زنان، عامل سلامت جامعه شرايطي كه زن در خانه و خانواده براي مرد فراهم مي آورد، موجب رشد و تربيت نه تنها فرزندان بلكه همسر مي شود؛ زيرا آنچه موجب مي شود تا انسان در مسير كمالي گام بردارد، امنيت و آرامشي است كه در خانه از طريق همسر فراهم مي آيد؛ از اين رو امام خميني معراج مردان را از دامن زنان مي داند؛ زيرا زنان مؤمن و پاكدامن با شرايطي كه فراهم مي آورند، زمينه رشد و بالندگي مرد و معراج آسماني وي را فراهم مي كنند. زنان با ظرافت طبع و طبيعت خويش و شدت عاطفه و احساسي كه در نهادشان به وديعت گذاشته شده مي توانند محبت و صميميت را در مردان و فرزندان پديد آورده و يا تقويت نمايند. محبت و صميميت و آرامشي كه در خانه وجود دارد، عامل مهم سلامت شخصيت و در نتيجه سلامت رفتاري افراد جامعه مي باشد. براين اساس مي بايست زنان را مهمترين عامل در سلامت جامعه و جامعه پذيري و گسترش هنجارها در آن دانست. اختلاط زن و مرد بيرون از دايره عفاف و حجاب موجب مي شود تا جامعه از سلامت و امنيت خارج شود و بحران هنجارشكني، جامعه را به تباهي بكشاند. لذا خداوند از هر گونه اختلاط بيرون از دايره عفت و حجاب را منع مي كند و از زنان مي خواهد كه بيشتر در خانه به نقش مادري و تربيت فرزند توجه كرده و اگر در جامعه حضور مي يابند با التزام به شرايط عفاف و حجاب وارد شوند [ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:29 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:28 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:23 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:2 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
پنج شنبه شب فرصتی پیش آمد با دوستی به نام مسعود براتی باب گفتگو گشوده شد در خلال صحبت ها متوجه این قضیه شدم که وی تلفنی با همسرش در خصوص معالجه و عمل جراحی و ... صحبت می کرد . کنجکاو شدم و سوال نمودم . اول فکر کردم خدای ناکرده کسی از خانواده اش بیمار است ولی چون که خیلی با احساس و نگرانی خاصی پیگیر موضوع بود صحبت را به این شکل شروع کرد که بچه گربه ی دست آموزی در خانعه دارد به علت افتادن از بلندی لگنش در رفته است. حیوان را به دکتر دامپزشک به نام دکتر افخمی برده دکتر می گوید برای اینکه زجر نکشد یا باید آمپول خلاصی زده یا باید آنرا عمل نمایید که هزینه بر است. آقای براتی می گوید چون حیوان زنده است تا مبلغ یک میلیون هم هزینه دارد آنرا عمل نمایید. که این مرد با احساس و فداکار با پرداخت مبلغ ۲۲۵ هزار تومان دکتر را وادار به عمل آن می نماید. این درس بزرگی را به این جانب که شاید در مرحله غیر قابل باور بود آموخت چرا که این مرد فرشته صفت به اتفاق همسر مهربانش و فرزندان دلبندش چه احساسات زیبایی نسبت به حیوانات که از مخلوقات الهی است دارند. ای کاش ما انسانها نیز به همنوعان و هم کیشان خود کمک نماییم و این تلنگری باشد بر همه انسانها ضمن رعایت حقوق یکدیگر به حقوق حیوانات نیز احترام بگذارند. یک بار دیگر دست مریزاد میگویم به این مرد فرشته صفت و خانواده اش. همواره شادزی و شادباشد [ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 11:45 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
چرا کارکنان برای خروج از محل کار همیشه عجله دارند اثرات مخرب غیبت و بدگویی و تبعیض درسازمان یکی ازسامانه های اصلی در ارتقاء مناسبات انسانی بخصوص در ادارات که باعث نفوذ در قلوب مخاطبان و تعادل وتسهیل ارتباطات سطوح مختلف سازمانی می شود اخلاق است . وجود اخلاق در اداره ،ادب، نزاکت انسانی، احترام به خواسته های مشروع افراد، عدالت همه جانبه در زمینه های علمی واجتماعی می تواند یکی از مولفه های مهم واساسی در افزایش راندمان اداری وافزایش مناسبات انسانی در بین همکاران اداری از یک سو وافزایش اعتماد وبه تبع آن بهره وری سازمانی و رضایت زندگی شغلی درکارکنان(همکاران اداری و آموزشی ) می شود. رفتارهای صحیح انسانی وداشتن اخلاق حسنه دیواره سخت مقررات بی روح را درهم می شکند. در زیر به چند نمونه از خصوصیتهای اخلاقی مثبت که در ارتقای سطح مناسبات اداری و به تبع آن افزایش راندمان وکارایی کارکنان اعم از اداری وآموزشی می انجا مد می پردازیم . · الف) صداقت و تعهد کاری صداقت وتعهد کاری از ارزش های پسندیده ای است که مقبول همه فرهنگ های انسانی بوده و است و تمامی صاحب نظران تعلیم وتربیت از اعصار گذشته تا کنون بر گسترش آن در نهادهای اجتماعی تاکید داشته ودارند و یکی ازمولفه های تعیین کننده جوسازمانی مثبت وافزایش صداقت وایجاد مناسبات صحیح سازمانیست . نبود آن یک تهدید واقعی برای سازمان است.اگر وجود این ارزش های پسندیده اخلاقی درسازمان ها رنگ شوند.مسیرسازمان به سمت وسوی خلاف کاری گسترش می یابد و بمرور زمان اعتبار اجتماعی سازمان کاهش می یابد. پس از گذشت زمان ونبود صداقت کار آیی و اثر بخشی سازمان و مناسبا ت صحیح کارکنان کاسته می شود. تا جایی که سبب گسست اجتماعی و شکست سازمانی می گردد.کاغذ بازی، وجود فیلترهای متعدد، بازرسی های بی رویه ،جو بد بینی، گوش وچشم گذاری های افراط گونه ودر نهایت کم کاری، تمرد، غیبت،تمارض وقفل شدگی سیستم، نمود نبود صداقت کاری در سازمان است. · ب) عدم تبعیض
تبعیض پاسخ متفاوت در مقابل رخدادی یکسان به افراد با شرایط یکنواخت است. تبعیض نمودی آشکار از بی عدالتی است. تبعیض اثرات تخریبی بسیار بر روحیه کاری کارکنان اعم از اداری و آموزشی دارد. درسازمان پر از تبعیض اثری از جو فرهنگی مثبت وروحیه کاری بالا ومناسبات صحیح بین کارکنان نیست.
تبعیض فقط در امور ملموس ومادی خلاصه نمی شود.بلکه نگاه کردن مدیر،گفتارها و حتی گوش دادن به سخنان افراد نیز می تواند تبعیض گونه باشد. به ویژه اینکه مدیر باید دقت نظر داشته باشد که رعایت عدالت همه جانبه در سازمان باعث می شود تا مدیربه جایگاه رهبری عروج کند و جو فرهنگی سازمان مثبت شود و کارکنان درمحیط کاراحساس آرامش و راحتی داشته باشند وبدانند که در سازمان حقوق حرفه ای و اجتماعی آنها محفوظ است. www.zibaweb.com
ازاین طریق اعتماد سازمانی رشدمی کند وهرکس از کارکردن در سازمان خود احساس خوشبختی می کند. چون عدالت نزدیک ترین کار به تقوی است. و مدیر متقی عادل است.که لازمه آن خود سازی اخلاقی است. که نیاز به زحمت دارد. ساز و کار های اساسی برای مقابله با تبعیض عبارتنداز:
1- خودسازی اخلاقی 2- داشتن صلاحیت (دانش حرفه ای تجربه کاری) 3- اطلاعات مکفی ومتقن از سازما ن وکار کنان 4- شهامت داوری صادقانه 5- جامع نگری 6- تعمق در اندیشه 7- نداشتن نقطه ضعف ، 8- سعه صدر (ا نتقاد پذیری) 9-ایثار و گذشت ج) هم کوشی هم کوشی در یک فضای سالم سازمانی به وجود می آید. ساختارگروهی به گروه کاری تغییرشکل می دهد. جو صمیمیت باعث تسهیل وتصعید تعاملات درون سازمانی می شود وبه راحتی تجارب کاری و اطلاعات شغلی مباد له می شوند . از کارکردهای یکدیگر بازخورد می گیرند. اگر اشکالی در کار یکی از افراد گروه به وجود آید، گروه در جهت رفع آن کوشش و اهتمام می کند . همه از کار کردن در کنار یک دیگر احساس لذت می کنند . گلو گاهها و نقا ط کور سازمانی به حد اقل خود کاهش می یا بد. همه نسبت به یکد یگر و تحقق اهداف سازمانی احساس تعهد و تشریک مساعی فکری و عملی می کنند. در نگهداری و مراقبت ابزار و لوازم کار خود کوشا و دقت نظر دارند. در واقع یک پیوند عمیق عاطفی برای تحقق اهداف سازمانی نمود پیدا می کند .که هیچ ساختار قانونی قادر به ترسیم و نمود آن نمی باشد. د)کاهش غیبت غیبت یک رفتار مذموم اخلاقی است.(پشت سر کسی بد گویی کردن) این رفتار آنقدر مذموم و زشت است که خداوند در قرآن کریم آن را تعبیر به خوردن گوشت برادر خود کرده است .پیامبر(ص)در جایی می فرمایند: غیبت از زنا بدتر است. وجود روحیه غیبت در سازمان باعث ایجاد جو فرهنگی بد بینی می شود.آثارعینی آن کاهش صداقت، محبت، منزلت و کرامت انسانی افراد درسازمان است که نتیجه آن کاهش تعامل کلامی و رفتاری بین کارکنان با کارکنان ومدیریت با کارکنان وکارکنان با مدیریت است. مشخصات سازمان با فرهنگ غیبت سازمان با فرهنگ اقلیمی غیبت، فاقد روحیه کاری و خلاقیت است. نیازهای عاطفی افراد(دوست داشتن ومحبت و آرامش)ارضا نمی شود. افراد از نظر روحی افسرده و غمگین تعجیل در خروج محل کار می کنند. کار کنان دارای روحیه ضعیف هستند. برای فرار از محیط کار مبادرت به غیبت(ترک محل کار) تمارض، تاخیر در ورود و عجله در خروج می کنند. حالتی عصبی و پرخاشگر پیدا می کنند. تا جایی که ممکن است وسایل ولوازم کار خود و دیگران را خراب می کنند. فضای نا امن وتاکید بر نقاط ضعف همدیگر سازمان را در بر می گیرد. همه نسبت به یکدیگر به دیده بد بینی ومخاصمه می نگرند. جو بی اعتمادی فضای اقلیمی سازمان را دست خوش بی تحرکی و تخریب روحیه می کند وافراد از هم گریز دارند. دراین شرایط رضایت شغلی و بهره وری سازمانی به نازل ترین حد خود سقوط می کند و تنها چاره ساز مشکل بهره گیری از اخلاق انسانی وبه ویژه پرهیز از غیبت است که مدیر با معرفی الگویی برتر از خود و آموزش کارکنان در جهت اخلاق و ساختن محیطی مفرح و انسانی که همه همدیگر را دوست داشته با شند و از کنار هم بودن لذت ببرند ، میسرمی شود.http://www.edujavanrood.blogsky.com [ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 2:12 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
علل وقوع اشتباه ، درس گرفتن از اشتباه و پیشگیری از وقوع اشتباه افراد اشتباه كلمه اي است كه هرگاه انسان آن را در ذهن خود تكرار مي كند لحظه اي احساس مي كند كه شخصيت وجودي او مورد خطر قرار گرفته است و ميان او و توانمنديهايش فاصله اي در حال ايجاد شدن است . انسان ها از دوران كودكي مي آموزند كه كمتر خطا كنند تا از اين طريق خسارتهاي كمتري پديد آيد و جوامع نيز به منظور دوري از پديد آمدن خسارتها هميشه دوري از اشتباه را گوشزد مي كنند زيرا خطا و اشتباه در بسياري از موارد آرامش را از انسان ها مي گيرد و در مواردي نيز او را به دردسر مي اندازد، لذا ترس از وقوع اشتباه و خطا از دوران كودكي در ذهن انسان شكل مي گيرد و نگراني ناشي از آن لحظه اي آدمي را به حال خود رها نمي كند. آموزش جامعه در مورد نحوه برخورد با خطاها و اشتباهات ضروري است و لذا بايد در مورد چندين سوال زير با دقت بيانديشيم. 1-آيا شرايط جامعه به گونه اي هست كه در موقع بروز اشتباه و خطا،انسان ها به ياري يكديگر شتافته و پس از كسب تجربيات بدست آمده آن را به ديگران منتقل كرده و بدين طريق از وقوع اشتباهات دوباره جلوگيري شود. 2-آيا در جامعه ، به هنگام وقوع اشتباهات افراد به سوي پنهان كاري شتافته و بار ديگر زمينه براي تكرار اشتباهات مهيا مي شود؟ پنهان كردن بعضي از اشتباهات مانند پنهان كردن زغالي روشن در ميان انبار انباشته از چوب هاي خشك مي باشد كه سرانجام روزي شعله ور شده و همه جا را به آتش مي كشد. امروزه لازم است كه متخصصين آموزش هاي لازم را در اين رابطه به جامعه ارائه نمايند.زيرا تا زماني كه برخورد افراد با اشتباهات يك برخورد احساسي باشد بسياري از افراد جرات نخواهند كرد كه هم مسووليت اشتباهات خويش را بپذيرند و هم با ديگران در اين زمينه به مشورت بپردازند. اصولا هر اشتباهي به واسطه علتي بروز مي كند و شناخت اين علل مي تواند در پيشگيري از وقوع مجدد آن موثر باشد. بعضي از علل وقوع اشتباهات به شرح زير مي باشد: 1-كمبود تجربه گاهي انسان به علت بي تجربگي ناخواسته دچار اشتباهات فراوان مي شود .لذا بهره گيري از تجربيات ديگران و يا استفاده از تجربيات قبلي مي تواند مي تواند سبب كاهش بروز اشتباهات شود. 2-كمبود علم و دانش علم و دانش همچون چراغي است كه در تاريكي به ياري انسان آمده و او را كمك مي كند تا كمتر دچار لغزش و خطا شود لذا انسان جاهل همچون فردي بدون چراغ است كه در تاريكي گام برمي دارد ، و هر لحظه ممكن است در گودال اشتباهات قدم بگذارد. 3-فقدان نظم هر گاه انسان در امور مربوط به خود نظم نداشته باشد ، سبب آشفتگي و هرج و مرج شده و در اين شرايط احتمال وقوع اشتباهات افزايش مي يابد. 4-آينده نگري بسياري از ما انسان ها هرگاه فعاليتي را آغاز مي كنيم درباره آينده و عواقب آن كمتر مي انديشيم و لذا ممكن است با مشكلات پيش بيني نشده روبرو شده كه اين خود مي تواند سبب بروز اشتباهات و خطاهاي فراوان شود. 5- تنبلي انسان هاي تنبل و تن پرور به علت دوري از تحرك و فعاليت كمتر تجربه مي كنند و كمتر مي آموزند لذا در برخورد با رويدادهاي مختلف قادر به انجام رفتارهاي درست نيستند و بيشتر در معرض بروز اشتباهات قرار دارند. 6- احساسي عمل كردن گاهي افراد تحت تاثير رفتار و حرفهاي ديگران قرار گرفته و دست به اعمالي مي زنند كه برخاسته از تحريك احساسات مي باشد ،لذا چون اين گونه رفتارها سنجيده و درست نيست ، به همراه خود اشتباهات فراواني به همراه خواهند داشت . 7-فقدان پژوهش اگر قبل از شروع هر كار ،انسانها باپژوهش و تحقيق به بررسي جوانب مختلف آن كار پرداخته و سپس به بهترين نحو ممكن آن فعاليت را انجام دهند،بدون شك كمتر با اشتباه و خطا مواجه خواهند شد ، نبود روح پژوهشگري و دقت نظر يكي از عوامل بروز اشتباهات مي باشد.www.zibaweb.com 8- اضطراب و نگراني اضطراب و نگراني از تمركز انسان در انجام امور مي كاهد و سبب كاهش دقت نظر و افزايش حواس پرتي شده كه به دنبال خود ممكن است سبب بروز اشتباهات شود و در جامعه اي كه اضطراب و نگراني افزايش يابد بايد منتظر وقوع اشتباهات فراوان بود . 9-ترس ترس انسان در برخورد با امور و يا پيشامدها سبب مي گردد كه آدمي تمامي حواس خود را به سمت مكانيزم هاي دفاعي سوق دهد لذا ممكن است شخص در اثر شتابزدگي و بي دقتي دچار اشتباه شود . 10-قدم گذاشتن در ناشناخته ها گاهي انسان مجبور است در راهي قدم بردارد كه تاكنون تجربه نكرده و براي او ناشناخته است و حتي براي ديگران نيز شناخته شده نيست ،لذا ناخواسته ممكن است دچار اشتباه شود .بسياري از دانشمندان كه نايل به كشف و اختراعات مي شوند بخاطر جرات و جسارت آنان در قدم گذاشتن در راههاي ناشناخته است ، اما از طرفي احتمال بروز اشتباهات نيز افزايش مي يابد .قدم گذاشتن در راههاي ناشناخته و پيش قدم شدن در امور جديد اگرچه ممكن است با اشتباهاتي همراه باشد اما ممكن است فرد به دستاوردهاي مهمي برسد كه سبب تحول در زندگي بشر شود . 11-بي برنامگي انجام امور بدون داشتن برنامه مدون سبب مي شود كه فعاليتها قبل از شروع مورد نقد و بررسي قرار نگرفته و لذا از پختگي لازم برخوردار نباشد و اين خود زمينه ساز بروز اشتباهات است 12-تصميمات شتابزده گاهي انسان به علت نداشتن مهارتهاي مربوط به تفكر كردن و تصميم گيري ، ناخواسته تصميمات غلطي مي گيرد كه نتايج بعضي از تصميمات با اشتبا هات همراه مي شود 13-مصرف مواد مخدر و الكل استعمال مواد مخدر و الكل سبب مي شود كه انسان دچار توهمات شده و يا از حالت طبيعي خارج شود كه اين خود سبب مي شود چنين افرادي دست به اقداماتي بزنند كه با اشتباهات فراواني همراه است. 14-باورهاي انسان گاهي اوقات افراد ، باورهايي دارند كه مي تواند زمينه ساز وقوع اشتباهات باشد براي مثال ،شخص با يك اتوموبيل فرسوده و با سرعت زياد و غير مجاز رانندگي مي كند و زماني كه از او درخواست مي شود كه با سرعت مناسب حركت كند مي گويد ،سرنوشت انسان از قبل تعيين شده است و اگر بخواهيم بميريم ،اين اتفاق خواهد افتاد و ارتباطي با سرعت غير مجاز اتومبيل ندارد. 15-خشم زياد انسان ها در هنگام خشم زياد ناخواسته دست به اقدامات مي زنند كه خود را در بدبختي و فلاكت مي اندازند، لذا يكي از عوامل مهم در بروز اشتباهات خشم كنترل نشده است . 16-بيماريهاي جسمي نگراني و اضطراب ناشي از بيماريهاي جسمي اجازه نمي دهد كه انسان با دقت به رويدادهاي اطرافش توجه كند و تصميم مناسب بگيرد لذا چنين اشخاصي مستعد خطا و اشتباه هستند و لذا در اين مرحله انسان بايد در امور خويش دقت بيشتري كند. 17-تحت تاثير ديگران قرار گرفتن بعضي از اشخاص براحتي تحت تاثير ديگران قرار مي گيرند و براي به نمايش گذاشتن توانمنديهاي خود و يا پنهان كردن ناتوانيهاي خود ، دست به اقداماتي مي زنند كه در نهايت زمينه ساز اشتباهات فراوان است
18-تعصب انسان وقتي دچار تعصب مي شود ،گويي پرده اي بر روي مغز او قرار مي گيرد به گونه اي كه قادر به تفكر كردن نيست و لذا قادر به ديدن و درك بسياري از حقايق و واقعيت ها نيست و چنين افرادي دست به اقداماتي مي زنند كه ممكن است به همراه خود اشتباهات فراواني را به همراه بياورد.
19-بي هدفي انسان بي هدف در تمامي ابعاد زندگي ،سرگردان است و لذا بواسطه بي انگيزگي و بي دقتي و انتخاب نكردن راه مشخص دست به اقداماتي مي زند كه ناخواسته آنان را به سوي اشتباهات و خطاها سوق مي دهد. 20-خستگي هوشياري انسان در اثر خستگي كاهش مي يابد و تصميم گيري در اين شرايط به كندي انجام مي شود ،لذا وقتي افراد در هنگام خستگي به كاري مشغول هستند مستعد اشتباه هستند . 21-ارضاء نيازها بدون توجه به توانايي گاهي آدمي در صدد تامين نيازهاي زندگي خويش برمي آيد بدون آنكه تامين اين نيازها با توانايي انسان هماهنگ باشد ،لذا افراد دست به اقداماتي مي زنند كه ممكن است آنان را دچار اشتباه نمايد. 22- مشكلات خانوادگي وقوع مشكلات خانوادگي سبب مي شود افراد در يك شرايط نابسامان بسربرده و لذا افراد در اين شرايط دست به اقداماتي مي زنند كه ممكن است آنان را دچار اشتباه نمايد لذا در جوامعي كه آسيب هاي اجتماعي و از هم پاشيدگي خانوادگي افزايش يابد ،بايد آماده وقوع اشتباهات فراوان در جوامع بود 23- نقص بدني افرادي كه دچار نقص بدني هستند و با توجه به نوع نقص ،كار خويش را انتخاب نمي كنند ممكن است ناخواسته دچار اشتباه شوند. 24-تقليد خيلي از افراد سعي مي كنند بدون اينكه از ظرفيت ها و توانمنديهاي خويش اطلاع داشته باشند اعمال و رفتار ديگران را تقليد كنند و به همين خاطر تقليد رفتار ديگران ممكن است ناخواسته افراد را در دام اشتباهات گرفتار سازد. 25-حوادث غير مترقبه هنگامي كه حوادث غير مترقبه نظير سيل ،زلزله و غيره براي انسان رخ مي دهد ،افراد آموزش نديده و در چنين شرايطي دچار تشويش فكر شده و دست به اقداماتي نسنجيده مي زنند كه اين خود اشتباهات فراواني به دنبال خواهد داشت . 26-رقابت با ديگران انسان براي دستيابي به اهداف خويش به جاي رقابت با ديگران ، بهتر است با خود به رقابت برخيزد و هر از چندگاهي با بررسي ميزان موفقيت هاي خويش ،دريابد نسبت به گذشته چقدر موفق بوده است و اگر آدمي از خود شكست بخورد ، اعتماد به نفس او صدمه نمي بيند، اما اگر او با ديگران به رقابت بپردازد ،باعث مي شود براي جلوگيري از شكست خود ،دست به اقداماتي حتي نسنجيده بزند كه در نهايت آدمي را در گرداب مشكلات گرفتارخواهد كرد. 27-عجله تعجيل و شتاب در زندگي و امور باعث مي شود انسان فرصت لازم جهت تصميم گيري دقيق نداشته باشد ،لذا تصميماتي را اتخاذ مي كند كه او را به اشتباهات فراواني گرفتار مي سازد. 29-پذيرش مسووليت بدون توانايي پذيرش مسووليت بدون توانايي زمينه ساز اشتباهات فراوان است و هر گاه در يك جامعه افراد ،بدون ارزيابي توان خويش ،آمسووليتي را مي پذيرند،اشتباهات فاحش و فراوان به وقوع مي پيوندد كه گهگاه خسارتهاي سنگين و جبران ناپذيري در پي دارد كه در نهايت سبب مي شود آدمي با وجدان ناراحت تا پايان عمر اين ناراحتيها را تحمل نمايد. 30-ناتواني در برقراري ارتباط با ديگران انسان هايي كه قادرند با ديگران بخوبي ارتباط برقرار كنند ،با گذر زمان به تجربيات ارزشمند دست مي يابند و از اشتباهات ديگران پند هاي فراوان مي گيرند و همين امر احتمال بروز اشتباه و خطا را در زندگي آنان كاهش مي دهد و بر عكس افرادي كه در برقراري ارتباط با ديگران ناتوان هستند به مرور با محدوديت ديد نسبت به دنياي اطراف مواجه بوده و در هنگام تصميم گيري با اشتباهات فراوان روبرو مي شوند. 31-شرايط محيطي سرماي شديد ،گرماي سوزان ،طوفان و نظير اينها سبب مي شود ،شرايط فيزيولوژيك بدن انسان تحت تاثير واقع شده و شرايط سختي بر انسان تحميل شود و سبب آزردگي آدمي شود و لذا انسان در اين شرايط بخوبي نمي تواند تصميم گيري نمايد كه اين خود مي تواند احتمال بروز اشتباهات را افزايش دهد. 32-خطاي حواس انسان موجود كاملي نيست و حواس او نظير بينايي،چشايي ،شنوايي و ...... ممكن است اشتباه كند و اين خود سبب بروز خطاهايي خواهد شد كه ممكن است اشتباهات فراواني به همراه خود داشته باشد. 33- بي انگيزگي اگر انسان ها انگيزه لازم براي زندگي كردن و يا كار كردن را از دست بدهند ديگر علاقه اي براي كوشش و تلاش نخواهند داشت لذا با بي تفاوتي با رويدادهاي اطراف خويش روبرو مي شوند و اين بي تفاوتي چه بسا به همراه خود بي دقتي به همراه داشته باشد و سبب بروز اشتباهات فراوان شود. 34-يادگيري بد مهارتها ما براي انجام امور خويش بايد از مهارتهاي مختلف برخوردار باشيم و بخوبي آموزش ببينيم و اگر اين مهارتها را بخوبي فرا نگيريم چه بسا در انجام امور با اشتباهات فراوان روبرو شويم براي مثال بعضي مهارتها كه لازمه حفظ ايمني كار و بهداشت شغلي مي باشد در صورتي كه بخوبي فراگرفته نشود چه بسا زندگي آدمي را به خطر اندازد. 35-انتقام از ديگران هنگامي كه ريشه هاي انتقام در وجود آدمي شكل مي گيرد ،سبب مي شود انسان دست به اقداماتي بزند كه به دنبال خود اشتباهات فراواني را به همراه خواهد داشت .www.zibaweb.com 36-مشورت با ديگران انسان نيازمند مشاوره است ،هر چه انسان ها بيشتر مشورت نمايند احتمال بروز خطا و اشتباهات در زندگي و كار آنان كمتر مي شود. 37-بي علاقگي در انتقال تجربيات به ديگران گاهي انسان ها تجربيات مهمي كسب مي كنند كه بواسطه اشتباهاتي است كه انجام داده اند و اين افراد به علل مختلف اين تجربيات را به ديگران منتقل نمي كنند لذا سبب مي شوند ديگر افراد نيز ناخواسته دچار چنين اشتباهاتي شوند و اين خود مي تواند براي افراد يك جامعه سخت و گران تمام شود. 38-مصرف دارو مصرف بعضي از داروها ،عوارض جنبي به همراه خود دارد كه اگر افراد با آن آشنايي نداشته باشند ممكن است سبب بروز اشتباهات فراوان شود مانند دارويي كه سبب خواب آلودگي شده و رانندگان را دچار مخاطره مي كند.
علاوه بر عوامل فوق ،عوامل دگيري نيز وجود دارند كه شما مي توانيد در باره آنها بيانديشيد و به دنبال آن در پي پيشگيري از وقوع آن برآييد.اگرچه بعضي از عوامل ممكن است با يكديگر همپوشاني داشته باشند اما منظور از بيان اين عوامل فرصتي براي انديشيدن بود تا بدين وسيله بتوان درباره وقوع اشتباهات با دقت بيشتر فكر كنيم آدمي بايد بپذيرد كه اشتباه مي كند و همچنين او بايد مسووليت خطاهاي خويش را نيز بپذيرد و همچنين سعي نمايد تجربيات بدست آمده از خطاهاي خود را به ديگران بياموزد و از اين طريق از بروز اشتباه در بين دهها نفر ديگر پيشگيري نمايد. پذيرش اشتباه و قبول مسووليت در قبال آن ،آغازي براي تفكر كردن است . يكي از مسووليت هاي مهم آن كس كه اشتباه كرده است ، اين است كه در مورد اشتباه خويش ،بررسي و تحقيق نمايد و دلايل آن را جستجو كرده و راههاي پيشگيري از وقوع دوباره آنها را بيابد و يافته هاي خويش را ثبت كرده و آن را به ديگران منتقل كند. جامعه اي كه به پيشگيري از اشتباهات خويش اقدام نمي كند بطور مكرر اشتباهات خويش را تكرار مي كند و روز به روز منابع خود را از دست مي دهد و به سوي فقر و آسيب هاي اجتماعي قدم مي گذارد. تصور كنيد فرزندي به دور از چشم پدر ،سيگار مي كشد و يك روز پدر وي ،تصادفي او را در حال سيگار كشيدن مي بيند،در اين لحظه پدر به سرزنش و تنبيه فرزند مي پردازد و در نهايت فرزند او به پنهان كاري رو آورده و چه بسا در آينده به دور از چشم پدر ، مواد خطرناكتري را تجربه كند. اما ممكن است ، پدري اين اشتباه فرزند خود را ببيند و آن را بپذيرد و در صدد ريشه يابي آن برآيد.براي يافتن چرايي اين اشتباه ،او مجبور است به جستجوي علل آن بپردازد و به اين سوال پاسخ دهد كه چرا فرزند او چنين اشتباهي را مرتكب شده است ؟ او با انديشيدن در اين مورد و جستجو كردن درباره آن ،ممكن است علت ها را يافته و در جهت برطرف نمودن عوارض اين اشتباه اقدام نمايد و يا اينكه علت ها را نيافته و حال بايد با مشورت با متخصصين ،مطالعه كردن و دقت نظر به جستجوي علل گرايش فرزند خود به سيگار بپردازد و يا حتي با پدراني كه تجربيات مشابه او را داشته اند به تبادل نظر بپردازد. پدر با عبور از اين مراحل ممكن است به نتايج زير برسد: 1-تصميم مي گيرد نكات جديدي را كه بدست آورده در برنامه ريزي زندگي خود بگنجاند تا از وقوع چنين خطايي در مورد ديگر فرزندانش پيشگيري كند. 2- با فرزند خود صميمي تر شده و تلاش مي كند به عمق وجود او راه يافته ، زمينه را براي رفع اين مشكل با كمك متخصصين فراهم كند. 3-نتايج تجربيات خويش را به ديگران منتقل مي كند تا ديگران به اين مشكل گرفتار نشوند . 4-او درمي يابد كه علل وقوع اين اشتباه هم به خود او،هم فرزندش و هم شرايط اجتماعي بستگي دارد و قبول مسووليت ها را بطور متعادل مي پذيرد و همه اشتباه رخ داده را تنها بر گردن خود ، فرزندش و يا ديگران نمي اندازد . 5-سبب مي شود فرزند ،پنهان كاري نكرده و خطا را نپوشاند و در كنار پدر به برطرف نمودن عوارض ناخواسته آن اشتباه بپردازد و از مزمن شدن آن جلوگيري كند. 6-فرزند پدر خويش را يك تكيه گاه محكم به حساب آورده و در هنگام بروز مشكلات با او مشورت مي نمايد. 7-فرزند نسبت به پدر خود احساس دلبستگي مي كند و در مي يابد كه پدر او داراي صبر و گذشت است و از خطاي او چشم پوشي كرده است و او را از خود طرد نكرده و براي او احترام و ارزش قائل شده است و باعث نگرديده كه فرزندش به ديگران پناه ببرد. 8-فرزند تلاش مي كند با پدر خود در جهت حل مشكلات مشاركت كند و لذا موفقيت سريع تر به دست مي آيد. 9-فرزند بواسطه پنهان كاري دچار تشويش ونگراني و اضطراب نمي شود و دست به اقدامات نسنجيده نمي زند و مجبور نمي شود به دروغ گويي گرايش يابد. هنگامي كه انسان ها تحمل كمي در برابر خطاهاي يكديگر از خود نشان مي دهند،زمينه براي پنهان كاري مهيا مي شود و به دنبال آن دروغ گويي افزايش مي يابد و به مرور انسانها ، به رياكاري رو مي آورند و اين ريا كاري سبب گسترش احساس بدبيني و بدگماني در بين اعضاي جامعه مي شود كه اين خود همبستگي هاي اجتماعي ميان مردم را كاهش مي دهد و با گذشت زمان زمينه براي بروز بحران هاي اجتماعي فراهم مي كند. زماني كه انسان ها تلاش مي نمايند با قدرت خلاقيت خود چيزهاي جديدي كشف كنند و يا دست به نوآوري مي زنند و در راههاي جديد قدم مي گذارند، به احتمال زياد ممكن است دچار خطا و اشتباه شوند ،زيرا تجربه قبلي وجود ندارد كه انسان را از اشتباهات برحذر دارد و در صورتي كه جامعه تحمل پذيرش خطا در اين گونه افراد را نداشته باشد ، انسان ها جرات قدم گذاشتن در راههاي نو را ندارند و بيشتر به سوي تقليد كردن گرايش مي يابند و همين امر سبب مي شود اختراعات و ابداعات به ندرت در جامعه پديدار شود كه اين خود موجب مي گردد به مرور جامعه ازنظر پيشرفت و ترقي از ديگر ملل عقب تر بماند و در نهايت مجبور است اختراعات و ابداعات را با بهايي سنگين خريداري نمايد. ادوارد دو بو نو پدر تفكر خلاق در كتاب مهارت در انديشيدن بيان مي كند: در پزشكي كشفياتي بزرگ صورت گرفته است كه بوسيله مشاهدات اتفاقي،تصادف و يا اشتباه به دست آمده اند. در پايان بايد بيان كنيم آيا در مورد پذرش اشتباهات و يادگيري از آنها و پيشگيري از وقوع آنها ،جامعه از آموزش هاي لازم برخوردارست ؟ آيا افراد در صورت اشتباه كردن ،شجاعت آن را دارند كه آن را بپذيرند و به دور از پنهان كاري تلاش نمايند تا بار ديگر خود و ديگران را به دام آن گرفتار نسازند؟ آيا ما فراگرفته ايم ،اگر كسي دچار اشتباه شد و با شجاعت خطاهاي خود را پذيرفت ،صادقانه به ياري او شتافته و به او كمك كنيم ؟ اين سوالاتي است كه بايد درباره آن ها فكر كنيم و بينديشيم و بدون شك بي توجهي به آنها ممكن است روزي آدمي را به عواقب ناخوشايند آن دچار سازد. ماكسول مالتز مي گويد: مردان بزرگ و شخصيتهاي مهم اشتباه مي كنند و آن را مي پذيرند و كسي كه اشتباه مي كند و آن را نمي پذيرد انساني حقير است [ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 2:11 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
مقدمه ای درمورد باید ها و نبایدهای تصمیم گیری در مدیریت آموزشی آیا شرکت زیر دستان درفراگرد تصمیم گیری مدیر یت ، همیشه مفید است ؟ نتایج یک تحقیق بزرگ در دانشگاه کلمبیا در مورد مدیران مدارس حمید رضا ترکمندی – کارشناس ارشد مدیریت آموزشی – بیجار تصمیم گیری ، مسئولیت اصلی همه مدیران می باشد و آن عبارت از فراگردی است که نه تنها منتهی به اتخاذ تصمیم بلکه منتهی به اجرا نیز می شود . تا زمانی که تصمیم گیری به عمل تبدیل نشده است ، جز تصورات چیزی نیست . فهمیدن فراگرد تصمیمگیری برای مدیران مدارس امری حیاتی است زیرا مدرسه مانند همه سازمانهای رسمی دیگر اساسا" یک ساختار تصمیم گیری است . "تئوری عمومی مدیریت باید شامل اصول سازمانی باشد که تصمیمگیری صحیح را ممکن سازد همچنانکه باید شامل اصولی باشد که عمل اثر بخش را تضمین نماید"(هوبرت ا. سیمون) مطالعه سه ساله 232 مدیر مدرسه که به وسیله کالج معلمان دانشگاه کلمبیا انجام شد از جامع ترین مطالعات در باره تصمیم گیری است . مدیران شرکت کننده در تحقیق به مدت یک هفته در بیست محل ، از سراسر کشور اجتماع کردند . محققان برای مقایسه تصمیم گیری و عملکرد مدیران مختلف ، وضعیت مشابه به وضعیت یک مدرسه واقعی را به وجود آوردند ، بسیار ی از مسایل اداری از وضعیت این مدرسه در عمل ، ایجاد شد . توسط محققان ، اطلاعات دموگرافیک و شخصیتی مدیران مدارس شرکت کننده از طریق مجموعه تستهای وسیع را ، جمع آوری کردند . برخی اقدامات در دوره تحقیق عبارت بودند از : 1- از مدیران مدارس خواسته شد که در ارتباط با انواع وظایف مدرسه تصمیم گیری کرده و عمل کنند . 2- مدیران مدارس در همین زمان کوتاه مقالاتی در روزنامه های محلی نوشتند. 3- معلمان تازه کار را ارزشیابی کردند . 4- در کنفرانس ها و جلسات و کمیته ها شرکت نمودند 5- یک سخنرانی برای انجمن اولیا و مربیان مدرسه ضبط کردند. 6- در باره مشکلاتی که از یک مجموعه مرتب شده استخراج شد و به آنان ارائه گردید ، اتخاذ تصمیم کردند . 7- و برخی اقدامات یک مدیر مدرسه را انجام دادند.
نتایج تحلیل داده ها نتایج تحلیل داده ها ، دو تفاوت کلی را در برخورد به مسایل تصمیم گیری روشن کرد : اول : بعضی از مدیران به آمادگی برای عمل تاکید داشتند در حالیکه بعضی از آنها به خود عمل تاکید ورزیدند دوم : بعضی از مدیران در حل مسئله ، در تمام مراحل فراگرد تصمیم گیری ، از مدیران دیگر کار بیشتر ی انجام دادند . ویژگی مدیرانی که بیشترین اثر بخشی را داشتند از این قرار بود : الف: تاکید بیشتر به آمادگی برای تصمیم گیری ب: انجام کار بیشتر در فراگرد تصمیم گیری ساعی ترین مدیر ، 4 برابر بیشتر از مدیر غیر ساعی کار کرد . نتایج این پژوهش می تواند در یک جمله کوتاه خلاصه شود : " برای سازماندهی و آمادگی تصمیمات خود، تلاش می کند ." این جمله نیز می تواند توضیحی کوتاه برای مدیر اثر بخش باشد . پژوهش فوق روشن کرد ؛ مدیرانی که تصمیم گیرنده ای اثر بخش هستند ؛ 1- مقدار زیادی در امور مقدماتی مسئله مشغول می شوند ، 2- اطلاعات بیشتری جستجو می کنند، 3- بین واقعیت و عقاید تفاوت قائل می شوند، 4- مرتبا" خواهان اظهار نظر دیگران هم هستند . در مقابل ، مدیرانی که بدون آمادگی لازم ، تصمیمات سریع ، " آری یا نه " اتخاذ می کنند ، اثر بخشی کمتری دارند. نتایج این تحقیق استفاده از چرخه تصمیم گیری اداری را حمایت می کند ، علاوه بر این ، تحقیق و مطالعات زیادی در باره تصمیم گیری وجود دارد که شرکت زیر دستان در فراگرد تصمیم را مورد توجه قرار می دهد .گرچه تصمیم گیری کاملا" معقول ، غیر ممکن است ولی مدیران به یک فراگرد سیستماتیک نیاز دارند که انتخاب راه حلهای رضایتبخش را تقویت می کند . وقتی مدیر تصمیم گرفت که زیر دستان(همکاران) را در فراگرد تصمیم گیری شرکت دهد ،قدم بعدی عبارت از انتخاب گروه تصمیم گیری و نوع مشورتی آن است . "گای ای .سوانسن " سه نوع اصلی مشورتی را بر حسب اینکه گروه در تصمیم گیری چگونه به نتیجه می رسد ، طبقه بندی کرده است : 1- نوع مرکزیت – دموکراتیک که احتمالا" معمولترین حالتی است که به کار برده می شود . مدیر ، مشکل را به همکاران توضیح داده ، جویای نظرات ، پیشنهادها ، عکس العمل ها و عقاید آنها می باشد . تصمیم به طور واضح متعلق به خود مدیر است اما وی سعی میکند که مشارکت همکاران و احساس آنها را در تصمیم نهایی منعکس کند . 2- نوع پارلمانی که اعضای گروه را به موافقت اکثریت در روش عمل ، مقید می سازد . همه اعضای گروه از جمله رهبر گروه دارای یک رای مساوی هستند . 3- نوع اتفاق آراء مستلزم موافقت همه اعضای گروه در مورد روش عمل مورد نظر می باشد . مثل حالت پارلمانی ، همه اعضا دارای رای مساوی هستند . برای هر یک از وضعیتهای تصمیم گیری ، نوع مشورتی مناسبی وجود دارد . اگر زیر دستان درتصمیم خاصی ، نفع شخصی داشته باشند و معلومات لازم(تخصص) برای مشارکت مفید در آن را ، دارا باشند ، در این صورت باید در فراگرد تصمیم گیری شرکت کنند . اگر موضوع به معلمان ، مربوط نبوده ، خارج از حوزه تخصصی آنان باشد ، باید از شرکت دادن آنان در تصمیم گیری خود داری کرد درحقیقت ، مشارکت معلمان در این نوع تصمیمات ممکن است موجب رنجش آنان شود زیرا مایل به شرکت در تصمیم گیری نخواهند بود . ولی چه نوع مشورتی مفید تر از همه است ؟ نوع اتفاق آراء اگر به طور موفقیت آمیزی به کار برده شود رویه تصمیم گیری قدرتمندی است ، مع هذا چون مستلزم اتفاق آراء است ، این رویه معمولا" غیر واقع بینانه است و زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که موافقت کامل ضروری باشد . حتی در چنین موقعیتهایی ، از جهت وقت ، انرژی و نگرانی و تشویق ، گران تمام می شود . نوع مرکزیت – دموکراتیک نیز باید در وضعیت نفع شخصی وداشتن تخصص به کار رود ولی احتمال ضعیفی دارد که مشارکت زیر دستان را به حداکثر برساند ، بنابراین به نظر می رسد نوع پارلمانی غالبا" باید در وضعیتهایی مورد استفاده باشد که معلمان هم دارای نفع شخصی بوده و هم تخصص زیادی داشته باشند. شکی نیست که تصمیم گیری گروهی می تواند یک فراگرد اثر بخشی باشد ولی حتی وقتی که شرایط ، تصمیم گروهی را ایجاب می کند ، خطراتی وجود دارد . وقت همواره یک مانع بالقوه ای در مقابل مشارکت در تصمیم گیری است و معمولا" تصمیمات گروهی نسبت به تصمیمات فردی به وقت بیشتری نیاز دارد . مشارکت مستلزم بحث ، مجادله و غالبا" تعارض است ؛ در واقع با افزایش تعداد عاملا ن در فراگرد تصمیم گیری ، هماهنگی ، تبدیل به موضوع مهم و مشکلی می شود . سرعت و کارایی ، از محاسن اساسی تصمیم گیری گروهی نیست . گرچه مشارکت در تصمیم گیری می تواند تعارض افراطی در گروه ایجاد کند ، موفقیت گروه در حل مسئله همبستگی قدرتمندی تولید می کند ، مخصوصا" در بین اعضای گروههای کوچکتر " درون " گروه . البته همبستگی بیش از اندازه می تواند به اندازه تعارض خطرناک باشد . تعارض مانع عمل می شود ؛ همبستگی قوی موجب همشکلی در داخل گروه می گردد . مشکل همشکلی این است که می تواند مشابهت فکری بدون انتقاد ایجاد نماید . " جنیس " نکات عمده این گرایش به پیروزی طلبی را در بین گروههایی با همبستگی نسبتا" زیاد و خیلی زیاد متذکر میشود . وقتی که این گرایش غالب باشد ، اعضا گروه تدابیر شناختی جمعی خود را برای تهیه توجیهات مناسب با تصور مشترک اعضاء در باره عدم انتقاد پذیری سازمان به کار می برند ؛ یعنی سندرم فکر گروهی را به نمایش می گذارند . موارد زیر بیانگر خصوصیات علایم فکر گروهی برای توجیه ناکامی در تصمیم گیری گروهی است : 1- تصور عدم انتقاد پذیری . اعضا خطر آشکار را نادیده گرفته ، ریسک زیادی کرده ، خیلی خوشبین هستند . 2- توجیه جمعی . اعضا اخطارهای ضد تفکر گروه را تاویل کرده و بی اعتبار می کنند . 3- تصور اخلاقی . اعضا عقیده دارند که تصمیم آنها از نظر اخلاقی درست است و پیامدهای اخلاقی تصمیمات خود را نادیده می گیرند. 4- همانند سازی اضافی . اعضا گروه رقبای خارج از آن را به طور منفی همانند می سازند. 5- اعمال فشاربرای همشکلی . اعضا بر افرادی از گروه که بر خلاف همانند سازیها ، تصورات یا تعهدات گروه صحبت کنند اعمال فشار می کنند ، چنین مخالفتی را عدم وفاداری تلقی می نمایند . 6- خود سانسوری . اعضا اختلاف عقیده خود را پنهان می کنند . 7- تصور اتفاق آراء . اعضا به غلط استنباط می کنند که همه با تصمیم گروه موافق هستند ؛ سکوت علامت رضاست . 8- محافظان فکر . بعضی از اعضا ، خود ، محافظت گروه را از اطلاعات زیان آور که ممکن است رضایت گروه را تهدید کند ، به عهده می گیرند . منبع : وین ک.هوی و سیسل ج . میسکل . تئوری تحقیق و عمل در مدیریت آموزشی جلد2{ترجمه دکتر میر محمد سید عباس زاده(1376)}.انتشارات دانشگاه ارومیه. [ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 1:57 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
مطالب این صفحه:۳۵ راه مشاركت اوليا براي آموزش فرزندان،تماس با معلم فرزندان،فعاليت موثر مدارس براي مشاركت پذيري والدين،انجمن کلاسی چیست ؟دلایل کسب رتبه نخست انجمن اولیا و مربیان مدرسه
فعاليت موثر مدارس براي مشاركت پذيري والدين،انجمن کلاسی چیست ؟
با معلم فرزندتان همواره تماس داشته باشيد والدين ميتوانند نقش مهمي را در زندگي فرزندانشان بهويژه در پيشبرد و افزايش مهارتها، سطح آموزش و موفقيت شغلي او در آينده ايفا كنند. ۳۵ راه مشاركت اوليا براي آموزش فرزندان
دلایل کسب رتبه نخست انجمن اولیا و مربیان مدرسه ... بررسي تاثير ارتباط مستمر اوليا و مربيان در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان
_مسئوليت اوليا در امور مدرسه،آموزش خانواده و اولویت یابی مشکلات خانواده های ایرانی،نگاهى به مسئوليت عاطفى ، تربيتى خانواده ها و مطالب مفید برای اعضای انجمن اولیا و مربیان مدارس _نقش خانواده در تربیت فرد ، سلامت جامعه در گرو خانواده سالم [ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 1:53 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
مطالب این صفحه : علل رکود جلسات شورای معلمان، پیشنهاداتی برای تقویت شورای معلمان مدارس، آموزش و پرورش اثر بخش چيست؟ علل نارضایتی شرکت کنندگان در جلسات چیست؟چگونه جلسه ای مفید داشته باشیم،روش های مدیریت جلسات ادارات،
مديريت اثربخش جلسات (ادارات ، شرکتها و مدارس)
آموزش و پرورش اثر بخش چيست؟
شورای معلمان مدرسه 1)مدرسه رده ي عملياتي براي تحقق اهداف نظام آموزش و پرورش و تجليگاه فرهنگ و گرايش ها و خواسته هاي متعهد است. و دراين ميان معلم با عناصر پيچيده روحي و رواني دانش آموزان سر و کار دارد. در اين شرايط تحقق مطلوب اهداف نيازمند مشورت در رده عمليات و استفاده از تجارب و اطلاعات معلمان است و همچنين مديريت براي اداره، برنامه ريزي، تصميم گيري و ارزشيابي و گرفتن باز خورد واحد آموزشي به شوراي معلمان نياز دارد.
[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 1:44 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
چند مورد از کارهای امرنامناسب معلم در کلاس نظارت مدیر بر کلاس های درس و جریان آموزش ی اجتناب ناپذیر است
اعمال زیر از نظر معلمان فعال و دلسوز و مدیران ریز بین و مشاوران و روانشناسان آگاه جزو نامناسب ترین برخوردها با دانش آموزان در کلاس و مدرسه توسط معلمان خسته،بی انگیزه،کسل می باشد 1- پرهیز از لبخندزدن و رفتار مهربانانه با شاگردان و اعمال مقررات خشک و خشن: اگر مجبورید که سال تحصیلی را علیرغم میل باطنی خود در کلاسی یا مدرسه ای با سختی آغاز کنید این مساله نباید به دانش آموزان منتقل شود ، اگر از کمی حقوق خود ، برخورد بد معاون و مدیر مدرسه، تبعیض مسئولان بالاتر،قسط ماشین و منزل و غیره به شدت عصبانی هستید ، هیچ گاه این موضوعات و خشم خود را در کلاس طرح نکنید.آنها سنگ صبور معلم برای حل مشکلات مالی و غیره نیستند.جدی بودن و خشک بودن بیش از حد معلم موجب کسالت و خستگی دانش آموز خواهد شد. 2- دوستی افراطی با شاگردان وچشم پوشی از وظیفه خود ، وقتی که در کلاس هستید شما بهترین معلم دنیا نیستید! رفتار دوستانه لازمه ی تدریس موفق در کلاس است اما دوستی با شاگردان یک بده بستان پایاپای را می طلبد که این برای یک معلم صورت خوشی نخواهد داشت و شما را در شرایط سختی قرار خواهد داد ولی از جهت دیگر دانش آموزان مطالب معلمی را دوست دارند زودتر و بهتر یاد خواهند گرفت .دوستی اگر در حد اعتدال باشد و معلم موقعیتها و ظرفیتها را بسنجد مشکلی ایجاد نخواهد کرد ولی غیر از آن به جهت سپری کردن اوقات کلاس باری به هر جهت !مفید نخواهید بود(نباید کلاس درس با شرکت در یک مراسم دلقک بازان سیرک ،اشتباه گرفته شود) 3- توقف درس و درگیر کردن دانش آموزان به مسائل کم اهمیت: هنگامی که دانش آموزان روی مسایل کم اهمیت در گیر می شوند دیگر جایی برای رقابت سالم ،خلاقیت و نوآوری باقی نخواهد ماند.مانند مطالعه و حفظ اجباری در نیمی از زمان کلاس ، یا پند و اندرز های طولانی وخسته کننده به یک دانش آموز خاطی و شلوغ در کلاس درس و گرفتن وقت دانش آموزان دیگر،یاد خاطرات جوانی افتادن و تعریف آن به مدت 55 دقیقه وگفتن اینکه بچه ها امروز خسته هستم و حال تدریس ندارم کتابها را جمع کنید تا خاطره ای برایتان تعریف کنم (که هیچ ارتباطی به هدف آن درس ندارد و کمکی به جریان آموزش نخواهد کرد، وعادت کنید که هر ماه چند جلسه را به این کار اختصاص دهید) 4- تحقیر دانش آموزان و وادار آنان به کاری که شما از او می خواهید: تحقیر تکنیک نامناسبی است که یک معلم می تواندانجام دهد. ممکن است به قدری ناراحت وعصبانی شوند تادر جستجوی راه هایی برای تلافی کردن برآیند و این اعتماد دانش آموزان را به معلم کم خواهد کرد.سرزنش و سرکوفت ومقایسه با دانش آموزان سایر شهر ها و مدارس لطمات جبران ناپذیری بر دانش آموزان وارد می سازد . 5- فریاد زدن و جیغ زدن در کلاس: وقتی فریادمی کشید شما مبارزه را باخته اید. این بدان معنا نیست که شما نباید گاهگاهی صدای خود را بلند کنید. اما معلمانی که مکرراً فریاد می زنند ، جیغ می زنند ؛ عصبانی می شوند ، هرگز نخواهند توانست کلاس خود را به خوبی اداره کنند. و بزودی از چشم دانش آموزان خواهند افتاد. 6- تبعیض نسبت به دانش آموزان عدالت در کلاس از اهم موضوعات تدریس و کلاسداریست. سعی کنید در کلاس نسبت به همه ی دانش آموزان نظر یکسان و عدالت محور داشته باشید و دانش آموزانی وجود دارند که شما آن ها رابیش از دیگران دوست دارید اما باید سعی کنید هرگز این حالت درکلاس رخ ندهد.همه ی دانش آموزان را یکسان صدا بزنید(مگر موارد استثنا ، که معلمان با تجربه خوب می دانند ). مجازات شاگردانی راکه دوست دارید کاهش ندهید،نگاه به دانش آموزان در هنگام تدریس به صورت یکسان تقسیم شود ، درخواست کمک یا همکاری آنان مثلا برای پاک کردن تخته،استفاده از کتاب آنان،پرسیدن بر خی سوالات مانند زمان باقیمانده و غیره فقط مختص یک دانش آمو زنشود. 7- وضع قوانینی که اساساً ناعادلانه هستند: بعضی وقت هاقوانین خود به خود می توانندشمارادرموقعیت های بدی قراردهند، مثلاً، اگر یک معلم قانونی وضع کند که براساس آن بر اثر شلوغی یک دانش آموز ،تمام کلاس باید جلسه بعد درس ها را از اول کتاب حفظ کرده و امتحان بدهند ، و یا اگر دانش آموز برای گرفتن پاک کن از بغل دستیش یک صفر در دفتر نمره بگیرد ، این قانون می تواند یک موقعیت مشکلی راایجاد کند حال اگریک شاگرددلیل منطقی داشته باشد چه می شود؟ از این گونه موقعیت ها باید به شدت پرهیز کرد.یا گذاشتن نمره صفر درسی برای 8 نفر از دانش آموزانی که هنگام ورود شما به کلاس ، دفتر یاداشتشان را روی میز نگذاشته باشند! 8- سپردن کنترل خود به دست شاگردان، شما بهترین معلم دنیا نیستید! هرتصمیمی درکلاس باید به دلایلی توسط شخص شما در راستای اهداف آموزش و طرح درس آن جلسه اتخاذ شود. به طور مثال شاگردان سعی می کنند ازدست امتحان رهاشوند.اما شمانباید بگذارید که چنین اتفاقی بیافتد مگر اینکه دلیل منطقی وجود داشته باشد.اگر شما به همه ی تقاضا ها جواب مثبت دهید وتسلیم شوید به راحتی کنترل کلاس را از دست خواهید داد.اگر معلم هر باز به خواسته دانش آموزان برای عدم پرسش،نمره نگذاشتن،امتحان نگرفتن ،درس ندادن وغیره پاسخ مثبت دهد و بدون دلیل موجه خواسته آنان را بپذیرد ، در مواقع بعدی نیز به مقررات کلاس و ملعم توجه نخواهند کرد . البته دانش آموزان از چنین معلمی خیلی تعریف خواهند کرد و جو گیر شده و اعلام می کنند شما بهترین معلم دنیا هستید !(بهتر بود نگویند معلم!) یا آقا شما خیلی خوب و مهربان هستید ! یا در حیاط مدرسه بگویند : خانم معلم ما بسیار با گذشت و خوب است 2 ماه است اصلا" درس نپرسیده و تمام نمرات بین 10 تا 15 را در دفتر نمره کلاسی 19 گذاشته است ! اگر وجدان شما از این تعریف ها راضی می شود ادامه دهید ! 9- غیبت و شکوه از همکاران و معلمان دیگر نزد دانش آموزان: اغلب اتفاق می افتدکه شمامطالبی رااز شاگردان می شنوید درباره ی معلمانی که فکر می کنید تدریس خوبی ندارند اما شما باید ازبحث دراین مورد پرهیزکنید وایده های خود را به خود معلمان یا به مدیر انتقال دهید.آنچه که به شاگردانتان می گویید محرمانه نیست و پخش می شود.دانش آموزان معمولا" از معلمان بدبین و غیبت کننده وسرزنش کننده خود یا دیگران ، به زودی خسته خواهند شد.مخصوصا" شکوه و بدگویی از مدیر و معاون در نزد دانش آموزان و اختصاص کل زمان کلاس به این موارد علاوه بر تضییع حق دانش آموز باعث بروز مشکلاتی برای شما و جبهه گیری آنان خواهد شد. 10- نمره دادن وارزشیابی بدون استدلال منطقی: اطمینان حاصل کنید که قوانین هماهنگی برای نمره دادن(ویا ارزش گذاری کیفی ) دارید.اجازه ندهید شاگردان پس ازپایان کلاس جهت گرفتن نمره کامل شمارا به چالش بکشند زیرا این کارمشوق لازم (انگیزه لازم) رابرای انجام دادن کاری به موقع ازبین می برد. هنگام نمره دادن به تکالیف ازشیوه های عینی استفاده کنید این کاربه شما کمک می کند که دلایل منطقی برای نمرات دانش آموزان داشته باشید. 11- رفتن به کلاس بدون طرح درس و برنامه ی قبلی: در حقیقت بهترین شیوه برای انجام تدریس شروع آن درذهن وسپس مروری برشیوه های گوناگون تدریس جهت گرفتن اطلاعات لازم می باشد. این کارفقط باداشتن طرح درس قبل ازکلاس انجام پذیر است.دانش آموزان به زودی متوجه خواهند شد که می خواهید این ساعت را به نوعی سرهم بندی کنید و به آخر برسانید! 12- استفاده از یک شیوه ی تکراری تدریس: دانش آموزان این حالت راکسل کننده وخسته کننده می یابند به علاوه شمااحتمالاً دانش آموزانی را که می توانند از دیگرشیوه های تدریس بهره ببرند، محروم می کنید.یکی از این شیوه های تدریس که در نظر خیلی از دانش آموزان خسته کننده به نظر می آید ، روش تدریس سخنرانی صرف و سکوت و نظم و انضباط غیر منطقی دانش آموز است .ویرایش و تلخیص: حمید رضا ترکمندی http://www.edujavanrood.blogsky.com//
[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 1:39 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
افت تحصیلی و روشهای ایجاد انگیزه درسی در دانش آموزان بر روی تاثیر این جمله در دانش آموزان ، مقداری تامل کنیم ؛ "ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم ، اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود" ...این جمله مشهور را در یکی دو دهه پیش برخی ها در کلاس عنوان می کردند...
منظور از افت تحصیلی چیست؟
افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.
عوامل موثر بر افت تحصیلی: ۱. عوامل مربوط به خود دانش آموز · عوامل فیزیولوژیکی و جسمی مانند ضعف بینایی و شنوایی و غیره · عوامل ذهنی و روانی مانند میزان هوش و قدرت حافظه و سلامت روانی · نداشتن هدف واقعی و عینی و روشن از تحصیل · عدم انگیزش درونی برای تحصیل و مطالعه · نداشتن اعتماد به نفس کافی · ضعف اراده در تصمیم گیری های تحصیلی و مطالعه و اجرای تصمیمات · عدم برنامه ریزی دقیق از لحاظ زمان و میزان مطالعه روزانه
· نداشتن روش مطالعه مناسب برای دروس مختلف · مهارت های مطالعه نادرست (مهارت های درست مطالعه در آخر این بحث ذکر می گردد)
۲. عوامل مربوط به خانواده
· اختلاف خانوادگی و خانواده آشفته ، طلاق فیزیکی یا روانی والدین ، وجود نا مادری یا نا پدری و غیره · اختلاف فرزندان با خانواده مانند لجبازی با والدین و اعتراض به جو خانواده · وابسته و متکی نمودن فرزندان به والدین در امور درسی و تکالیف منزل از دوران ابتدایی · تحقیر ، سرزنش و مقایسه نادرست فرزندان با همسالان موفق و در نتیجه پایین آوردن اعتماد به نفس و خود پنداری آنان · تغییرات منفی در خانواده مانند ورشکستگی سیاسی و اقتصادی و اعتیاد و غیره · تغییر در جهت ارتقای سریع و غیر مترقبه سطح اقتصادی یا اجتماعی خانواده و از خود باختگی و غافلگیر شدن فرزندان و انواع انحرافات
۳ . عوامل مربوط به مدرسه · گروه همسالان مانند مزاحمت و شوخی های نابجا در کلاس درس · رفتارهای نا مناسب عوامل اجرایی مدرسه مانند مدیر ، معاونین ، دبیران و مشاوران · جو عمومی حاکم بر مدرسه از لحاظ درسی مانند سخت گیری بیش از حد دبیران در دادن نمره به خاطر بالا فرض کردن سطح علمی مدرسه یا همرنگ شدن دانش آموز با سایر دانش آموزان ضعیف با فرض اینکه همه دانش آموزان مدرسه ضعیف هستند.
۴. عوامل مربوط به اجتماع
دوستان نا باب استفاده نادرست از کلوپ های ورزشی ، بدن سازی ، بیلیارد و غیره استفاده نادرست از کافی نت ها و گیم نت ها گذراندن وقت زیاد در خیابان ها و خارج از منزل
مهارت های صحیح مطالعه
مطالعه با فاصله: مطالعه بی وقفه و مستمر موجب خستگی و بیزاری از مطالعه می شود؛ روش درست ، مطالعه ی با فاصله و استراحت در میان دو وعده مطالعه میباشد. مورد زیر الگوی مناسبی است » 90 دقیقه مطالعه و 15 دقیقه استراحت ، 75 دقیقه مطالعه و 30 دقیقه استراحت ، 60 دقیقه مطالعه و 45 دقیقه استراحت ، 45 دقیقه مطالعه و استراحت نسبی زیاد و انجام سایر امور روزانه » یادتان باشد به هر میزان که میزان مطالعه در یک روز افزایش می یابد خستگی زیاد شده و به دقایق استراحت زیادتری نیاز دارید و مدت زمان مطالعه مرحله بعدی باید کاهش یابد. عدم مطالعه در کنار وسایل صوتی و تصویری روشن لب خوانی به جای بلند خوانی مطالعه در حالت نشسته و آرامش به جای حالت حرکت و قدم زدن مطالعه به موقع و بیدار نماندن در شب برای حضور مناسب در کلاس یا جلسه امتحان روز بعد مطالعه نکردن در موقع خستگی عدم مطالعه طوطی وار (بدون درک و تلخیص و طبقه بندی) مطالعه نکردن با حالت افسردگی شروع مطالعه از مطالب آسان به مشکل مطالعه نکردن در حالت نگرانی و اضطراب
:افت تحصيلي يکي از موضوعاتي است که شايد همه دانش آموزان در طول سالهاي تحصيل خود با آن دست و پنجه نرم کرده باشند. گاهي اوقات افت تحصيلي از عوامل دروني نشات مي گيرد و گاهي نيز عوامل محيطي دارد. اقتصاد بيمار ، تدريس بد ، وابستگي به کمکهاي آموزشي خارج از مدرسه ، بيماري ، سرخوردگي هاي اجتماعي و خانوادگي و... از جمله عواملي هستند که هر کدام در افت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارند.
يکي از دلايل عمده افت تحصيلي مخصوصا در دانش آموزان دوران دبستان وابستگي آنها به والدين است. مثلا وابستگي اي که در دوران ابتدايي بين والدين و فرزندان شکل مي گيرد و وقتي آن نيروي کمکي به هر شکلي يا علتي نتواند ديگر به آنها کمک کند آن وقت زمينه افت تحصيلي در فرزند شما به وجود مي آيد. از آنجا که وابستگي به مرور زمان شکل مي گيرد قطع وابستگي نيز بايد در طول زمان صورت بگيرد. کودک شما بايد روزي روي پاي خود بايستد و بتواند تکاليفش را به تنهايي انجام دهد ، ولي عادت دادن او به اين که هميشه کسي ، دوستي يا قوم و خويشي است که در دروس مدرسه به آنها کمک کند اين تفکر که هميشه کسي براي تکيه کردن وجود دارد را در ذهن او تقويت مي کند و سرانجام با از بين رفتن اين تکيه گاه تحصيلي نشانه هاي افت تحصيلي در کارنامه فرزند دانش آموز شما جلب توجه مي کند. اين به اين معني نيست که اصلا به دانش آموزان خود کمک نکنيد بلکه هدف شما از کمک بايد اين باشد که او را در شرايطي قرار دهيد که اگر ضعفي دارد روي پاهاي خود بايستد. البته اگر شما به طور ناخواسته کودک تان را به خود وابسته کرده باشيد با اولين تلاش نمي توانيد شرايط لازم را براي داشتن استقلال تحصيلي در او به وجود بياوريد و حتي ممکن است قطع کمکهاي آموزشي شما سبب افت تحصيلي موقت فرزند دانش آموزتان شود، ولي اين دوره مدت زيادي به طول نخواهد انجاميد ؛ البته شما بايد زمان مناسبي را براي قطع کمکهاي آموزشي خود انتخاب کنيد. براي مثال در جريان امتحانات نبايد يکدفعه پشت فرزند خود را خالي کنيد. بهترين زمان براي اين کار وقتي است که امتحانات جدي در پيش روي فرزند دانش آموز شما وجود ندارد. اگر والدين ، فرزندان خود را به جاي يادگيري در مدرسه به يادگيري در محيط خانه وابسته کنند براي هميشه معلول يک علت بزرگ باقي خواهند ماند. مشکلات خانوادگي دعواهاي خانوادگي زن و شوهر و تداوم آنها يکي از عواملي است که بشدت سبب تضعيف روحيه و افت تحصيلي دانش آموزان مي شود. از آنجايي که کودکان در چنين لحظاتي زود انرژي و توان خود را از دست مي دهند و نمي توانند همزمان با تحصيل بار مشکلات خانوادگي را نيز به دوش بکشند خسته و ناتوان مي شوند و اولين آثار خستگي روحي آنها را مي توان در کيفيت نمرات درسي آنها مشاهده کرد.www.zibaweb.com والدين نبايد در چنين شرايطي از فرزند دانش آموز خود توقع نمرات خوب داشته باشند و به او بگويند اين دعواها ربطي به تو ندارد. چنين چيزي غير ممکن است زيرا فرزندان جزيي از محيط خانواده هستند و هر چيزي چه مثبت چه منفي تاثيرات زيادي روي آنها در محيط خانواده خواهد داشت. اين وظيفه والدين است که مراقب روحيه فرزندان دانش آموز خود باشند تا مانع از فرورفتگي شخصيتي آنها شوند و به اين ترتيب راه را بر هر نوع زمينه انحرافي که در چنين لحظاتي آينده فرزندان را تهديد مي کند ببندند.
اظهارات نامناسب در حضور دانش آموزان گاهي اوقات يکي از عوامل افت تحصيلي دانش آموزان معلمها هستند. گاهي ديده شده تعدادي از معلمان بعضي اوقات در سر کلاس درس شروع به شکايت از وضع مادي خود مي کنند و ناخواسته اين پيغام را براي دانش آموزان مي فرستند که تحصيل در شرايط امروز جامعه فايده اي ندارد و کساني که در جستجوي وضع مادي بهتري مي گردند بايد آينده بهتر را در بازار کار جستجو کنند. بايد به خاطر داشت که اين تبليغات سوئ دانش آموزان را منحرف مي کند و همين انحراف از تحصيل زمينه ساز افت تحصيلي آنها مي شود. اعتماد به نفس دانش آموز خود را تقويت کنيد
کمبود اعتماد به نفس در دانش آموزان يکي از عواملي است که دانش آموزان را از تلاش و خودباوري باز مي دارد و سبب افت تحصيلي شديد آنها مي شود. والدين بايد به دانش آموزان خود کمک کنند تا خودشان را باور کنند و بتوانند خلاقيت هاي تحصيلي خودشان را بروز دهند. ترس از رفوزه شدن يا گرفتن نمرات بد در امتحانات آخر سال يکي از عوامل خطرناکي است که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود. ترس از شکست ، انرژي دانش آموزان را ضعيف مي کند و آنها را به عقب هل مي دهد. مي شود با صحبت کردن و تعريف خاطراتي از دوراني که خودتان نيز دانش آموز بوديد ترس آنها را از امتحانات کاهش دهيد. بعضي از دانش آموزان خيلي زودرنج هستند و به همين علت زود به مرز افسردگي مي رسند. والدين بايد به آنها راه مبارزه با مشکلات را بياموزند. بايد به فرزند دانش آموز خود بياموزيد تمام مشکلاتي که بر سر هر انساني مي آيد به خاطر اين است که آنها نتوانند خوب پيشرفت کنند و مشکلات نيز همين را مي خواهند. به فرزند دانش آموز خود بياموزيد که مقاومت و استقامت را در خود تقويت کند. البته والدين خود بايد الگوي مناسبي براي فرزندان باشند. هر گام موثري که شما در راه تقويت اعتماد به نفس فرزندتان بر مي داريد زمينه سازي براي پيروزي هاي تحصيلي آينده آنها خواهد شد
مثلا وقتي معلمي به جاي تقويت انگيزه دانش آموزان براي ادامه تحصيل و کسب نمرات بهتر به آنها مي گويد که پول در بازار ريخته و با گفتن اين که ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم يا اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود اين گونه افکار را در سر کلاس درس مطرح مي کنند و مقام معلم را پايين مي آورند ، همين پيام در ذهن دانش آموزان تاثير مي گذارد و سبب انحراف ذهني آنها مي شود. به همين ترتيب والدين نيز در افت تحصيلي خيلي نقش دارند. يک حرف مي تواند سرنوشت دانش آموزي را عوض کند و سبب دلسردي او از ادامه جدي تحصيلات شود. بايد مراقب اظهاراتي که در حضور دانش آموزان درخصوص آينده و فارغ التحصيل شدن مي شود بود. بعضي از والدين ناخواسته اين طرز فکر را در ذهن فرزندان خود به وجود مي آورند که درس خواندن به بيراهه رفتن است. به خاطر داشته باشيد از آنجا که فرزندان شما در سن کم تجربگي هستند و از اظهارات اطرافيان نزديک خود الگوبرداري مي کنند نبايد در حضور آنها چيزهايي را بيان کرد که تاثيرات منفي بر آنها داشته باشد.
دوستان ناباب
يکي از عوامل ديگر که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود معاشرت با افراد ناباب است. فراموش نکنيد که دوستان در سرنوشت فرزندان شما نقش خيلي موثري دارند. بکوشيد به طور غير مستقيم کنترلي روي دوستان فرزندان خود داشته باشيد و مراقب ارتباطهايي که آنها با ديگران در خارج از محيط خانواده برقرار مي کنند باشيد. در مدرسه دانش آموزان زيادي با افکار و شخصيت هاي متفاوت وجود دارند که همگي آنها مي توانند تاثيرات مثبت و گاه نامطلوبي روي فرزند شما داشته باشند. طبيعتا شما هميشه نمي توانيد همراه فرزند خود باشيد ، ولي مي توانيد به او بياموزيد هر کسي را به دوستي قبول نکند. بکوشيد علاوه بر داشتن شناختي از دوستان نزديک فرزندان خود شناختي نيز از خانواده آنها داشته باشيد.
غذا و بيماري
بيماري مي تواند در افت تحصيلي دانش آموزان نقش داشته باشد. والدين همواره بايد مراقب جسم و روح فرزندان خود باشند و به تغذيه آنها در طول سالهاي تحصيل بخصوص هنگام امتحانات اهميت ويژه اي قائل شوند. دانش آموزان بايد غذاي مناسبي ميل کنند تا انرژي مورد نياز براي يادگيري در سر کلاس درس را داشته باشند. دانش آموزاني که غذاي کافي نمي خورند همواره در سر کلاس درس خسته ، افسرده و زودرنج هستند و چيزي ياد نمي گيرند.
کشش به سوي غير همجنس
خيلي از دانش آموزان در فاصله سالهاي راهنمايي - دبيرستان دل به عشقهاي زودرسي مي دهند که سبب انحراف فعاليت هاي ذهني آنها از مطالب درسي به احساسات زودگذر مي شود. در چنين شرايطي دانش آموزان به جاي صرف انرژي خود براي مطالعه دل به احساسات خود و طرف مقابل مي دهند و تمام تلاش خود را براي جلب توجه طرف مذکور متمرکز مي کنند و از مسير اصلي منحرف مي شوند. بايد دانست کمبود عاطفه در دانش آموزان به سرعت خود را نشان مي دهد.www.zibaweb.com والدين مي توانند براي بازگشت مجدد فرزند دانش آموز خود به مسير اصلي زندگي نقش موثري در اين خصوص ايفا کنند. ارتباط برقرار کردن با غيرهمجنس در طول تحصيل در سال هاي آخر دبيرستان که سالهاي سرنوشت سازي در آينده دانش آموزان هستند سبب تغيير هدف و علاقه مي شود. به دانش آموزان خود بياموزيد که دوست داشتن درس و نه دوست داشتن ديگران آنها را به پيروزي مي رساند. دانش آموزاني که از درس راهي براي رسيدن به هدف نساخته اند انگيزه هم براي پيروزي ندارند.
تكليف خانه تكليف دانش آموزان در منزل فعاليتي هدفدار، تكنيكي و وسيله اي در خدمت يادگيري است لذا نبايد آنرا به منزله وسيله اي جهت پر كردن اوقات فارغت دانش آموزان و يا سرگرم كردن آنان تلقي نمود. تكليف بايد با تواناييها و علايق دانش آموزان مطابقت داشته باشد.
مدت تكليف بايد متناسب باشد با مدت زماني كه لازم است دانش آموز در منزل صرف امور درسي كند. ولي گهگاه اين تناسب رعايت نمي شود. و تكاليف سنگين بر دانش آموزان تحميل مي شود كه موجب خستگي و دلسردي مي شود.
«كرزيك (1966) در يكي از مطا لعاتش از محصلين علل بي ميلي شان به انجام تكاليف را جويا شد. آنان عمدتاً اين سه مورد را ابراز داشتند: مزاحمتهاي درون خانه _ عدم جذابيت تكاليف _ تماشاي تلويزيون _ آموزگاران نيز مهمترين علل را به ترتيب عدم علاقه به درس و مدرسه _ زياد بودن تكاليف و عدم رسيدگي و كنترل اولياء ذكر كرده اند. »1 معلم بايد در خصوص زماني كه هر دانش آموز براي انجام تكليف صرف مي كند و نيز از علاقه پشتكار، استعداد، سرعت عمل، و... اطلاعات كافي داشته و بر اين اساس براي دانش آموز تكليف تعيين كند. و گاه نيز دانش آموز به دلخواه خود از بين آنها، تكليف براي خود انتخاب كند.
محتواي كتب درسي
از عوامل مهم و تعيين كننده در افت يا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كتابهاي درسي است كه به دانش آموزان ارائه مي شود. اين مسئله از دو جهت در نظام آموزشي حائز اهميت است. اول آنكه: ارزشيابي تحصيلي و استخدامي، تعيين صلاحيت علمي افراد و نيز ملاك ورود به دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي، و... بر محور كتابهاي درسي و فهم محتواي آن استوار است. دوم اينكه: اگر بگوييم كتب درسي تنها وسيله آموزشي است كه در اختيار معلمين قرار مي گيرد، سخني به گزاف نگفته ايم.
اكنون اين سئوال به جاست كه آيا تنه هدف نظام تعليم و تربيت انتقال محتواي كتب درسي به دانش آموزان است؟ آيا انتظار جامعه، از نظام آموزشي تنها انباشته كردن اصطلاحات و مفاهيم موجود در كتب درسي است در ذهن دانش آموزان يا نه آنچه مهم است، تربيت صحيح و اسلامي دانش آموزان است. يعني ايجاد جو و محيطي مطلوب در مدرسه براي رشد و پرورش استعداد هاي نهفته و شكوفا كردن قوه ابتكار و خلاقيت، آموزش آداب و ارزشهاي اسلامي به دانش آموز است تا با آمادگي قبلي كافي افرادي سازنده براي جامعه تربيت شوند.
«آنچه بايد در هر نظام تعليم و تربيت و ملحوظ باشد، تربيت شهروندان سازگار، ساختن و پرداختن شخصيتهاي سالم، انتقال علوم و معارفي است كه ابعاد وجود مختلف جهان هستي را مي شناساند. » 2پر واضح است كه انتقال علوم و معارف تنها نقش ابزار و مقدمه دارند نه هدف. لكن متأسفانه آنچه در نظام آموزشي ما به عنوان هدف اصلي قلمداد مي شود تنها انتقال دانش و معارف موجود در كتابهاست! نويسنده:محمدصادق امینی منبع:روزنامه جام جم
****** *********
نقش انگیزش درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان ویادگیری آنها
ایجاد هوشیاری وتوجه دردانش آموزان: وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگیری مطالب درسی است ودقت وتوجه کم سبب یادگیری ضعیف دردانش آموزان می گردد.بنابراین معلمان ومربیان برای افزایش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابیروروشهای مختلف،می توانند توجه دانش آموزان رابه مطالب درسی جلب نمایند.درحقیقت معلم بایددرکلاس درس،نقش یک محرک رابازی کند.معنی دار کردن مطالب،پیچیدگی وسهولت یاسختی وآسانی مطالب وگفته ها،رفتارهای معلم ازقبیل نگاه کردن یکسان وهمه رامخاطب قراردادن،کیفیت نوشته های معلم برروی تخته،همه به طورمستقیم توجه ودقت دانش آموزان راتحت تأثیرقرار می دهد.معلم بااستفاده ازتدابیرآموزشی می تواند بعدازایجادتوجه ودقت دردانش آموزان آن رادرسطح مطلوب حفظ نماید.ازسوی دیگرکم یازیادبودن علاقه دانش آموزان نسبت به یادگیری وآموختن موضوعهای مختلف درسی به تجارب آنها دربرخوردبااین موضوع ها ارتباط دارد.تجارب یادگیری دانش آموزان دردرسهای مختلف وقتی به صورت موفقیت ها یا شکست های پی درپی باشد، سبب ایجاد تصوراتی نسبت به تواناییهادررابطه بایادگیری موضوع های مختلف می شودوحتی انگیزه آنهارادررابطه باموضوع های مشابه،تحت تأثیرقرار می دهد.اگردانش آموز معتقد باشدکه درگذشته،دریادگیری مطالب مشابه بامطالب جدید موفق بوده است باعلاقمندی ودقت به مطالب جدیدگوش فراداده وآنها رامی آموزد، اما اگر به این اعتقاد رسیده باشدکه یادگیری مطالب جدید نیزمانند یادگیری مطالب مشابه درگذشته منجر به شکست خواهد شد،نسبت به یادگیری آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.این انگیزه های مثبت ومنفی ابتدا مشخص ومحدود به موضوعهای خاص درمدرسه هستند،اما باافزایش تجارب مثبت یامنفی، گسترش می یابند وتا آنجا پیش میروند که تمام دروس رافرامی گیرند. اگر تجارب داتش آموزازمحیط مدرسه خصوصاً درسالهای نخست تحصیلی حاکی از وجودشایستگی ولیاقت درمدرسه باشد،تجارب احساس موفقییت وافزایش اعتماد به نفس درسالهای آتی نیزتکرار خواهد شد.چنین فردی قادرخواهد بود باتکیه براین تجارب موفقیت آمیزدرحین تحصیل آن رابه زندگی واقعی خودتعمیم دهد وبدون تحمل سختی بربحران ها،فشارهاواسترس های شدیددرزندگی غلبه کند.این احساس لیاقت وشایستگی که در مدرسه آموخته می شود،وی راقادرمی سازددرحل مسائل ازروشهای واقع بینانه ای استفاده کند.ازسوی دیگر،تجارب شکست وعدم شایستگی طی سالیان تحصیل درمدرسه دردانش آموزان سبب ایجاد علائمی ازاحساس حقارت وخودکم بینی وپریشانی می شودوبرارتباطات آنها دردنیای خارج ازمدرسه نیز تأثیرمی گذارد. www.zibaweb.com
پیشنهادهایی برای برانگیختن وحفظ توجه وعلاقه به یادگیری دردانش آموزان: * معلمین گرامی به دانش آموزان خودنشان دهید که به آنها علاقه دارید وآنها به کلاس شما«تعلق» دارند. اسامی آنان رایادبگیرید. * همکاری میان دانش آموزان رابااستفاده ازانواع شوراهای دانش آموزی(تحصیلی،بهداشتی)تشویق کنید * درصورت لزوم درشیوه کاری خود تغییردهید ومیان ساعات تدریس طولانی وسخت،فرصت استراحت کوتاهی مثلاً یک حرکت ورزشی ساده رافراهم کنید. * برای تشویق روح همکاری،جلساتی برای درمیان گذاشتن مسائل تشکیل دهید. * ارزش یادگیری رابه دانش آموزان گوشزد کنید ومحدودیت ها وزیانهای عدم یادگیری رایادآورشوید. تأثیر مشوق هادرانگیزه: مشوق عاملی است که دستیابی به آن،انگیزه های افرادراارضامی نماید.برای دانش آموزان نمره خوب ورسیدن به پاسخ صحیح یک مسئله هردومشوق به حساب می آیند.درواقع مشوق ها همان تقویت کننده های مثبت بوده وعاملی هستندکه افرادبرای دستیابی به آن کوشش می نمایند. تقویت کننده های مثبت به چهاردسته تقسیم می شوند: 1-تقویت کننده نخستین:مانند آب وغذاکه درحقیقت نیازهای فیزیولوژیکی موجودزنده را ارضا می کند. 2- تقویت کننده شرطی:مانند پول ، نمره ، مقام ، شغل و ... 3- تقویت کننده اجتماعی:مانند توجه،محبت،تائید،لبخندزدن ونوازش کردن و ... هستند. 4- تقوین کننده شخصی:که به آن انگیزش درونی نیزگفته می شودکه درحقیقت رضایت خاطرحاصل از یادگیری وکسب دانش ازآن موارد می باشد.این انگیزه ها نیازی به تقویت کننده های مشخص خارجی نداشته بلکه فعالیت یادگیری ونتایج حاصل ازآن،خوداثرتقویتی دارند.باتوجه به تقویت کننده های فوق الذکربه معلمین ووالدین توصیه می شود که دردانش آموزان به تدریج اثر انگیزه های بیرونی راکم کرده ومشوق انگیزش درونی باشند تابدین ترتیب دانش آموزان یادگیری رابه خاطر یادگیری وفراگرفتن آموخته های جدیدانجام دهند،نه به خاطرکسب مشوق های مادی وزودگذر. www.zibaweb.com به معلمین ووالدین گرامی توصیه می شودکه به موارد زیرتوجه کنند: * معلمان ارارائه مطالب کسل کننده واستفاده ازروشهای یکنواخت تاحدامکان خودداری کرده وتنوع درشیوه تدریس رارعایت کنندوازمتکلم وحده بودن پرهیزنمایند. * میزان توجه ودقت شاگردان به معنی داربودن مطالب،تازگی،پیچیدگی وسادگی مطالب نسبت مستقیم دارد،بنابراین،این امرهمراه باتغییردررفتارمعلم حین درس توجه ودقت دانش آموزان راافزایش خواهدداد. * استفاده ازتشویق های کلامی مانند عالی،مرحبا،احسنت پس ازعملکرددرست شاگردان سبب افزایش و تقویت یادگیری می گردد. * والدین ومعلمین ازنمرات دانش آموزان تنها به عنوان وسیله ای برای دادن بازخوردوتوجه هرچه بیشتر آنان به نقاط ضعف وقوت خود ومیزان یادگیری ایشان استفاده کنند،نه بعنوان وسیله ای برای تنبیه. *معلمان مطالب آموزشی بصورت متوالی ازساده به مشکل ارائه دهند تادرابتداشاگردان دریادگیری مطالب ساده موفقیت بدست آورند وانگیزه آنها درکسب یادگیری های بعدی افزایش یابد. * معلمین ازایجادرقابت وهم چشمی دربین دانش آموزان،خودداری ورزند. * معلمین بااستفاده ازمثالها واصطلاحات آشناوساده،زمینه افزایش سرعت یادگیری راایجادکنند. * استفاده ازبحث های گروهی،بازیهای آموزشی،ایفای نقش مراجعه به کتابخانه وجمع آوری اطلاعات و آگاهی ازمیزان پیشرفت خود سبب افزایش علاقه وتوجه دردانش آموزان می گردد. درانتها یادآوری این نکته مهم به نظرمی رسد که ایجاد فضای آزادیادگیری بدون احساس ترس واضطراب ازعدم موفقیت وشکست،تشویق دانش آموزان به اظهارعقایدواندیشه های خودودرنتیجه افزایش حس مسئولیت وقبول توانائیها وشایسته گیهای خودازاموربسیارمهمدرفراگیری سریع تر ومناسب تراست. منابع: 1- سیف،علی اکبر- روانشناسی پرورشی ، انتشارات آگاه ، چاپ اول 1376
2- ریتاویکس،نلسون-الن سی،ایزرائل،ترجمه محمدتقی منشی-انتشارات آستان قدس 1375 000000000000000000000 چگونه دانش آموزم را به درس علاقه مند کنم [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:39 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
پیشنهاداتی به معلمان برای اثر بخشی و کارایی بیشتر در کلاس درس جذابیت کلاس درس و جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموزان
. هر معلمی با بالا رفتن تجربه اش پی خواهد برد که باید به برخی کارهای ضروری در کلاس درس توجه نماید ، بعضی اعمال را نباید انجام دهد، و خود را در کلاس برای دقایقی به جای شاگردان فرض نماید . تجربه نشان داده معلمانی که در کلاس درس فعالیت و تحرک بیشتری داشته ، به شغل خود علاقه و عشق می ورزند ، هدف های متنوعی دارند ، درگیری ها و جنگ اعصاب کمتری داشته باشند ، دیر تر از دیگران فرسوده و شکسته خواهند شد و همیشه به عنوان فردی شاداب و با نشاط و موفق در شغل خود نزد دیگران شناخته شده اند . در زیر به صورت خلاصه ، کارهایی که معمولا" در کلاس درس باعث حلب توجه دانش آموزان ، علاقمندی به درس و معلم و نشاط آنان میشود و برگفته از تجارب شخصی است ، ذکر می گردد . با شنیدن نام " برنامه " یا " طرح درس " یا " طرحی برای مدیریت کلاس" ، اذهان به سراغ چندین صفحه کاغذ می رود که در آن با دقیقه و ثانیه ، ریز فعالیتها نوشته شده و به عبارتی ، معلم را در چهار چوب مقرراتی ، محصور می کند ، (و به این دلیل خیلی ها حتی در مورد آن هم صحبت نمی کنند) اما مقصود از داشتن برنامه ، الزاما" با ثبت آن ( و چیزی شبیه به طرح درس معرفی شده در کتب روش تدریس ) ، یکسان نیست . موارد زیر در دوره ابتدایی تا دبیرستان اعمال شده است و تاثیرات شگرفی بر دانش آموزان داشته است : 1- به محض مشاهده علایم خستگی در دانش آموزان و حواس پرتی آنان ، جریان تدریس یا پرسش را قطع کرده و به آنها اجازه داده شود که از جای خود بلند شده ، کشش عضلانی داشته ، نفسی بکشند و دقایقی کوتاه آزاد باشند ( در این حال تحمل برخی مزه پرانی ها به هم در جلسات اول ، ضروری است و سپس عادت خواهند کرد ) ، اگر بدون توجه به خستگی دانش آموزان به تدریس یا پرسش ادامه دهیم ، در واقع کاری بیهوده و بی ثمر را دنبال خواهیم کرد . 2- هیچگاه بدون اطلاع قبلی ، پرسش کلاسی یا امتحان کتبی برگزار نکنیم و حتی در جلسه قبل ، صفحات و نوع پرسش و حتی افرادی که از آنان پرسش شفاهی انجام می شود تلویحا" مشخص شوند و این صرفا" برای رفع حالت اضطراب دانش آموزان است ، برخی معلمان برای حالت " همیشه آماده باش بودن کلاس " توجهی به این نکته ندارند که امتحان یا پرسش بدون اطلاع قبلی ، از نظر دانش آموزان نوعی مچ گیری محسوب می شود . در رابطه با دانش آموزانی که از آنان پرسش به عمل می آید باید گفت معمولا" به سه دسته تقسیم می شوند و هر کسی تکلیف خود را خواهد دانست و در کنار آن پاسخ گویی داوطلبانه هم مد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب دانش آموزان تمایل بیشتری هم برای جواب دادن دارند و درگیری ها خیلی کمتر می شود . 3- حتما" قبل از تدریس درس جدید ، خلاصه مطلب قبلی برای دانش آموزان گفته شود و آنها را به هم ربط داد . 4- اگر وقت اضافه ای در کلاس موجود بود ، نباید گذاشت دانش آموزان از سرو کول هم بالا بروند بلکه به نحوی باید آنها را تحت آموزش قرار داد به عنوان مثال صحبت و تبادل نظر در مورد مسایل اجتماعی محل سکونت ، یا وضع مدرسه و غیره ، دانش آموزان اظهار نطر در جمع را خیلی دوست دارند . 5- طوری برنامه ریزی شده که هر جلسه با توجه به دوره تحصیلی و پایه ، حدود 3 تا 5 دقیقه یک رفتار نیکو اجتماعی فردی ، و یک روایت یا حئیث مرتبط با دانش آموزان در پایان کلاس ذکر می شود . دانش آموزان آن را یاداشت می کنند این موارد حتی در کلاس ریاضی و تاریخ و غیره هم امکان پذیر است و اگر حالت اظهار نظر پیدا کند ، از آن به عنوان روش تدریس " قضاوت به شیوه حقوقی" هم استفاده می شود . 6- با بهره گیری از روش ایفای نقش ( برای هر درسی امکان دارد) توسط دانش اموزان ، منظور خود و موضوع را سریعتر و بهتر به دانش آموزان منتقل کنید ، بهتر است جلسه قبل ، قرار ایفای نقش ، موضوعات و شرکت کنندگان مشخص شوند .حمید رضا ترکمندی http://moallem1.blogfa.com 7- به صلاحدید معلم می توان هر جلسه یکی از دانش آموزان را به ترتیب انتخاب کرد تا مطالبی در راستای درس را به دانش آموزان ارائه دهد ( این کار بین دانش آموزان به نام کنفرانس مشهور است) . اگر معلم بتواند اهداف این کار را کاملا" تشریح و زمینه های آن را فراهم نماید ، شاگردان هم بدان علاقمند خواهند شد ، در صورتی که همه کلاس در برنامه شرکت کنند ، موانعی مانند تمسخر دیگران ،اضراب صحبت در روبروی همکلاسی ها و غیره به تدریج کمتر خواهد شد . 8- استفاده از ارزانترین و کاراترین تشویق ها یعنی تشویق لفظی ( با دلیل نه طبق عادت کلامی ) را در کلاس هرگز فراموش نکنید . کلماتی مانند : آفرین ! احسنت ! خوبه ! باریک ا...! تشکر ! به جابود ! خوشحالم ! و غیره اثری شگفت انگیز دارد . 9- استفاده از تشویق " کف زدن " توسط کل کلاس برای موفقیتهای کوچک و بزرگ آنان ، یا به دنبال آمادگی کل دانش آموزان یا گروهی از آنان برای پاسخ گویی به درس ، اتمام درس ، کسب نمرات مطلوب ، اظهار نظرهای مناسب و غیره ، حال و هوای کلاس را عوض خواهد کرد . 10-دو کار در کلاس نباید توسط معلم فراموش شود ، و اثر معجزه آسایی در آرامش و آمادگی دانش آموزان دارد و آن ذکر صلوات در برخی مواقع و یا تلاوت آیاتی از قرآن مجید با ترجمه توسط یکی از دانش آموزان است . و این کار ارتباطی به دروس خاص ندارد اینکه نباید فقط به کلاس دینی و پرورشی یا قرآن بسپاریم . حداقل هر چند جلسه یکبار شروع کلاس با تلاوت قرآن در آرامش شاگردان موثر است ... 11-بردن روزنامه به کلاس حتی ، دو سه هفته یکبار ،و اختصاص دقایقی از ذکر خلاصه مطالب آن که مرتبط با درس باشد، مفید است . 12-برای پرسش پای تخته الزامی نیست که دانش آموز سرپا و روبروی دانش آموزان بیاستد ، می توان برای آنها که خیلی اضطراب دارند ، یک صندلی روبروی میز معلم گذاشت تا دانش آموزانی که مایل هستند روی آن نشسته و با حالت شبیه به مصاحبه به درس پاسخ گویند ( با اجرای این روش ، کلیه دانش آموزان ، خصوصا" شاگردان مضطرب ، تمایل نشان داده و نمرات مطلوبی کسب کرده اند ) 13-هر دو ماه یکبار به صورت غیر مستقیم نظر دانش آموزان خود را در مورد شیوه تدریس و کلاس داری و برنامه آن بسنجید ، مطالبی را به شما خواهن گفت که قطعا" تعجب خواهید کرد!(شنیدن یا خوانده انتقادات دانش آموزان جرات خاصی می خواهد !) و شما باید برای رفع نقایص روش خود اقداماتی بیاندیشید یا از رضایت آنان مطلع شوید.www.zibaweb.com 14-سعی کنید هر ساله با دانش آموزان خود تعدادی عکس دسته جمعی بیاندازید و یکی از دانش آموزان اسامی را پشت عکس یااگر دیجیتالی بود به صورت دستی برای شما بنویسد ، این کار خیلی مورد علاقه دانش آموزان است و احساس صمیمیت خاصی با معلم می کنند و برخی از آنها که برای کلاس درد سر ساز بوده اند با این اعمال ، تغییراتی خواهند داشت . امروزه دوربین های دیجیتالی و غیره کار را بسیار راحت و کم هزینه کرده اند . 15-حتی در دبیرستان به دانش آموزانی که درخواست بیرون رفتن از کلاس و ابخوری یا غیره را دارند ، توجه نمایید و در راهنمایی و ابتدایی به هیچ وجه مانع نشوید ، در غیر این صورت آن دسته دانش آموزان به اجبار در کلاس نشسته و حتی گاها" شاهد مشکلات ناخواسته ای خواهید شد مثل : تهوع ، بیهوش شدن از ضعف یا احساس شرمندگی آنان ، برخی معلمان به اشتباه ، عدم اجازه به دانش آموز را نشان از مدیریت مطلوب خود و اداره کلاس می دانند ! برای این مورد باید در شورای معلمان هماهنگی لازم با دفتر صورت گیرد مانند کنترل برای عدم خروج از مدرسه و ... 16-با هماهنگی دفتر مدرسه و انجمن اولیا جوایز هر چند ساده مانند خودکار و غیره را تهیه و به بهانه های مختلف هر مدت یکبار به دانش آموزان اهدا کنید در این میان دانش آموزانی که پیشرفتهایی داشته اند باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند تا حال مشاهده نشده که آنها جایزه را رد کنند و هیچ سالی هم نبوده که انجمن اولیا و مدیر مدرسه از تهیه این جوایز کوچک خوداری نمایند . حتی در دبیرستان هم این موارد به کار گرفته و دانش آموزانی که دارای توانایی مالی بسیار بالایی هستند ، از این کار معلم بسیار خوشحال می شوند . 17-تهیه تراکت هایی برای کلاس توسط معلم در رابطه با درس یا موضوعات دیگر و نصب آن در کلاس ( در حضور دانش آموزان) توجه آنان را به شدت جلب می کند ( قبلا با خودکار و مازیک نوشته می شد ولی امروزه هر مدرسه ای چاپگر دارد ...)نباید این کار را فقط وظیفه مربی پرورشی دانست بلکه برای هر درسی امکان پذیر است . 18-استفاده از روش مصاحبه 2 یا 4 نفری در رابطه با درس یا موضوعات اجتماعی توسط دانش آموزان و با هدایت معلم برای آنان بسیار جذاب است که می توان دو میز را در پای تخته روبروی هم گذاشت و 4 نفر دو به دو برای مدت 5 تا 10 دقیقه با هم به بحث بپردازند . البته باید جلسه قبل موضوع و افراد مشخص شوند و نظارت کامل معلم برای رسیدن به هدف مد نظر قرار گیرد . 19-هر معلمی در شرایط لازم میتواند مهارت های زندگی را در کلاس به دانش آموزان آموزش دهد گاهی وقت ذکر یک خاطره کوتاه از حسادت ، میتواند در تغییر نگرش دانش آموزان بسیار موثر باشد و درگیری های کلاسی و یا درگیری با دفتر را به طرز چشمگیری کاهش داد ، معلمان چند دهه قبل پند و نصایح خود را از دانش آموزان دریغ نمی کردند و عموما" نتایج مطلوبی داشت و شما هم حتما" خاطره ای از این اعمال معلم در کلاس دارید . 20-رعایت زمانبندی دروس بسیار مهم است اگر در یک جلسه 3 درس داده شود و یا 3 جلسه پشت سر هم فقط پرسش پای تخته بدون تدریس داشته باشیم ، اشکال ایجاد خواهد شد و منتظر خستگی خود و دانش آموزان و افزایش بی نظمی آنها و جنگ اعصاب برای خود باشید . 21-هر چند وقت یکبار به دانش آموزان اجازه بدهیم خاطرات خوب و بد خود را از کلاس شما یا کلاس سنوات قبل برای کلاس تعریف کنند ، این مورد علاوه بر اینکه یک بازخورد مفید برای روش شماست ، می تواند در جذابیت کلاس و رفع نگرانی و حتی اضطراب دانش آموزان هم نقش داشته باشد . 22-اگر وقت اضافه ای موجود بود ، با دانش آموزان در مورد مهمترین اتفاقات هفته پیش در سطح شهر یا رسانه ها تبادل نظر کنید تا دید آنها به مسایل محیط و نحوه بیانشان را تقویت نمایید . 23-بردن کتابهای مرتبط با درس ، اثر خوبی بر حلب توجه دانش آموزان دارد و این اعمال را هرگز فراموش نکرده و شما را به عنوان معلمی دلسوز و علاقمند به حرفه خود معرفی خواهد کرد . 24- متاسفانه برخی معلمان ، "تدریس" را با در آوردن سئوال و جواب تمام متن توسط خودشان ، اشتباه می گیرند ! این کار علاوه بر اینکه باعث انهدام خلاقیت و کاوشگری دانش آموز می شود بلکه معلم را خسته کرده و دانش آموز چیز تازه ای یاد نخواهد گرفت ! باید گفت بعضی از والدین در این کار معلم هم نقش دارند و وی را مجبور میکنند که به خیال خود ، فرزندشان را برای امتحان آخر سال آماده کند ! اگر نوشتن نمونه سوال لازم است بهتر است این کار را به دانش آموزان محول کنیم ، آنهم بعد از تدریس و با هدف مشخص برای صفحات محدود، و باز هم متاسفانه باید گفت برخی والدین یا دانش آموزان از بعضی معلمان تعریف و تمجید می کنند که ؛ حتی یک سوال را از کتاب جا نمی گذارد ( والبته یک کلمه هم توضیح نداده !) 25-صحبتهای بسیار مختصر با دانش آموزان در سالن و حیاط یا حای درب مدرسه ، نقش مهمی در آرام کردن آنها در کلاس خواهد داشت و آنها احساس صمیمیت بیشتری با معلم خواهند کرد.این صحبتها می تواند بسیار ساده و غیر خصوصی باشد مانند : "معلوم بود که دیشب درست رو خب خوانده بودی !" یا " آمادگی تو برای کنفرانس امروز خیلی خوب بود " یا " ایا باز هم می توانی 3 خط مطلب در مورد درس فلان بنویسی ؟" ... این کار در هر سه دوره مهم است ولی در دبیرستان برای پیشگیری از اخلال و بی نظمی در کلاس و در دوره ابتدایی و راهنمایی باعث کاهش چشمگیر اضطراب آنان خواهد شد . متاسفانه شنیده شده که" این کار ها دانش آموزان را پر رو خواهد کرد !" 26-وضع نکردن مقررات دست و پاگیر و خشک کلاسی با عث جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموز در کلاس خواهد شد مهمتر اینکه آنها از معلم و کلاس دلزده نخواهند شد . بعضی معلمان حساسیت زیادی به جنب و جوش گریز ناپذیر شاگردان در کلاس دارند و حتی تنبیه هایی را اعمال کرده و وقت گرانبهای کلاس را به درگیری و تنبیه در مورد مقررات خود ، اختصاص می دهند .( به عنوان مثال کسی به هیچ وجه نباید برگردد و دانش آموز دیگر را نگاه کند ... یا نگاه کرده به پنجره کلاس ممنوع است !) 27-هر چند وقت یکبار نسبت به استفاده از تلویزیون و کامپیوتر و پخش تراکهایی در رابطه با درس ، برای دانش آموزان جالب خواهد بود و در یادگیری خیلی موثر است . 28-متاسفانه جدیت بیش از اندازه و افراطی و خشک بودن معلم در کلاس باعث عدم علاقه دانش آموزان به وی ، درس و مدرسه خواهد شد و خود را مجبور به " تحمل" معلم و کلاس خواهند دانست ، حتی این جدیت و سختگیری افراطی باعث شده تا برخی دانش آموزان از ادامه تحصیل در آن رشته جدا" واهمه داشته و مسیر زندگی آنها عوض شود ، معلمانی که خوش اخلاق بوده و تبسم بر لب داشته باشند در آموزش موفق ترند ، شما هم این را تایید می کنید اگر ؛ در حدی باشد که مورد سوء استفاده قرار نگیرد . (نباید قاطعیت ، مدیریت وتوانایی اداره مطلوب کلاس را با سختگیری افراطی معلم ، اشتباه گرفت ) 29-تغییر محل کلاس حداقل ، ماهی یکبار موجب جلب توجه دانش آموز می شود مانند تشکیل کلاس در کارگاه ، آزمایشگاه ، نمازخانه ، کتابخانه وغیره. 30-یکی از راههای علاقمند کردن شاگردان به کلاس و درس و معلم و همچنین رفع کدورتهای احتمالی طرفین ، بردن دانش آموزان به گردش علمی کلاسی است حتی بازدید از نمایشگاههای کتاب ، صنایع دستی ، جشنواره های دانش آموزی ، حضور در مزار شهدا برای دانش آموزان متوسطه ، هواشناسی و غیره با هماهنگی دفتر مدرسه و اداره متبوع ، فواید زیادی دارد ... در پایان متذکر می شود تمام موارد بالا در کلاس و پایه های مختلف و برای دروس مختلف اعمال شده است و نه تنها وقت برای تدریس و توجه به زمان بندی دروس کم نیامده بلکه شاهد کمترین در گیری ها در کلاس و نیز بازده خوبی در رفتار و عملکرد و حتی میانگین نمرات پایان ترم هم بوده ایم و نکته مهمتر اینکه اگر دانش اموزان بدانند معلم این کارها را برای ارتقای سطح علمی و آموزشی دانش آموز و حتی به منزله احترام به دانش آموزان انجام می دهد ، هیچگونه سوئ استفاده ای نخواهند کرند ( سوء استفاده به معنای مصطلح همکاران) . موفق باشید . در صورت استفاده از مطلب لطفا " منبع را بنویسید : حمید رضا ترکمندی
[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:36 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
فعالیتهای مکمل و فوق برنامه مدارس ایران
مطابق آئین نامه اجرایی مدارس مصوب شورای عالی محترم آموزش و پرورش کشور برنامه های درسی مقطع راهنمایی برای کلیه دانش آموزان سطح کشور به صورت یکسان ( نام درس – ساعت اختصاص داده شده برای تدریس- میزان ساعات و دروس کتبی- شفاهی –عملی) معرفی شده است. مطابق با همین آئین نامه فعالیت های داخل یا خارج کلاس به عنوان فعالیت مستمر دانش آموز در طول سال تحصیلی تعریف شده که شامل گزارش ، تحقیق، اجرای نمایش ، داستان، ....... می باشد لذا بر مدیر و معلمین لازم است برای هدایت دانش آموزان و افزایش توانمندی این عزیزان در کنار آموزش رسمی به رشد فکری و رشد اجتماعی دانش آموز توجه نموده و به همین منظور فرصتی را ایجاد نمایند که علاوه بر برانگیختن تفکر نونهالان جامعه زمینه های رشد و پرورش استعدادهای آنها را هم فراهم کنند. در راستای اهداف کلی وزارت در راستای اهداف کلی وزارت سیاست مدرسه محوری و با توجه به متنوع بودن شرایط منطقه ای و محلی شورایعالی محترم اختیارات و مسئولیت هایی را به شورای مدرسه که از ارکان مدرسه محسوب می شود ، واگذار نموده است. به همین منظور مدیر مدرسه می تواند با توجه به امکانات، منابع و محدودیت ها، برای همسو کردن و هم جهت کردن فعالیت های مختلفی که در مدرسه صورت می گیرد از مشارکت و همفکری مربیان ، دانش آموزان و اولیاء دانش آموزان بهره ببرد. بدون شک مسئولیت پذیری و مشارکت همه عوامل دخیل در امر آموزش و پرورش در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها در جهت رسیدن به اهداف از پیش تنظیم شده و اجرای فعالیت ها اثربخش خواهد بود. فعالیت فوق برنامه و مکمل چیست؟ فرآیند یاددهی و یادگیری ، فرآیند دو جانبه ای است که در آن یاددهی با ابتکار و خلاقیت معلم و یادگیری بر اساس مفاهیم و اهداف درس است به نحوی که هر دو طرف فر آیند ، معلم و متعلّم در این فعالیت مشارکت داشته باشند. به فعالیت هایی که بر اساس نوآوری و ابتکار معلمین در کنار تدریس و بر اساس آموزش مفاهیم و اهداف درس به کار گرفته شوند و در داخل یا خارج کلاس انجام شود ، فعالیت مکمل گفته می شود. www.zibaweb.com چنانچه این فعالیت ها با توجه به شرایط خاص منطقه ای یا اقلیمی باشد و یا در راستای آموزش استعدادهای خاص فراگیران باشد ، فعالیت فوق برنامه گفته می شود. همزمان با آغاز سال تحصیلی اعضای شورای مدرسه با توجه به علائق و نیاز های دانش آموزان اهداف یک ساله ای را تنظیم می نمایند که بعد از تعیین هدف شیوه ای متناسب با رفع نیاز های عنوان شده دنبال می شود . به همین منظور برخی فعالیت ها و برنامه ها پیش بینی می شود تا در مدت یک سال با نظارت کلیه ی عوامل اجرا شود.www.zibaweb.com اهمیت فعالیت فوق برنامه و مکمل در مدارس هدف انتقال دانش نيست زيرا دستگاهها بهتر دانش را منتقل مي كنند. بلكه هدف مدارس ياد دادن است يعني ايجاد شرايط براي يادگيري . مدارس به ويژه مقاطع ابتدايي و راهنمايي محل كشف و بروز استعدادهاي افراد و تمرين و تثبيت آنهاست. مديران و معلمان به طور موثر در برنامه يادگيري و رضايت دانش آموزان و فعاليت هاي بهبود و ارتقاي مستمر كيفيت نقش دارند. كيفيت چيزي نيست كه بتوان به مدرسه تزريق كرد، تحقق كيفيت نيازمند مشاركت صادقانه همه كاركنان و معلمان و عوامل مدرسه است. کار معلم و مربیان هنرمند این است که با فعالیت های زنده و پویا و با ایجاد لحظه های نشاط آور مفاهیم را به فراگیران عرضه کنند، نه آنکه به عنوان یک وظیفه مکانیکی ، بدون تحریک اشتیاق دانش آموز و بدون نوآوری و خلاقیت ، تنها ذهن دانش آموز نباید صرفاً مکانی برای انباشتن اطلاعات و محتویات کتاب باشد ، بلکه باید به رشد همه جانبه دانش به صورت یک جانبه و مستقیم مطالب را ارائه کنند. چون آموز بیش از هر چیز بها داده شود . فراگرفتن علوم با نشستن بر روي نيمكت مدرسه و گوش دادن به سخنان معلم ميسر نيست شايد آموزش صرف صورت گيرد اما در آموزش واقعي بايد دانش آموز از كلاس بيرون بيايد و وارد زندگي و اجتماع شود. فراهم نمودن این فرصت برای دانش آموز باعث می شود تا ذهن فراگیر را بر انگیزاند و او را به سوال و کنجکاوی کشانده، محرّک فکر، جهت دستیابی به نو آوری و خلاقیت شود. همچنین در مدرسه طوري برنامه ريزي شود كه معلم ودانش آموز انديشه خلاق خودرا به كار ببندند و مهارت هايي مانند تفكر حل مسئله وتصميم گيري را كسب كنند. دانش آموز را باید آموزش داد تا مهارت و دانش را بياموزد نه آنكه چيزي را به او القاء كرد.هدف ، پرورش استعدادهاست. مراحل طراحی فعالیت فوق برنامه اهداف وزارت آموزش و پرورش بسيار كلي است مدارس بايد بر حسب دوره تحصيلي و بانگاه به اهداف كلي، اهداف اختصاصي و تفصيلي و قابل دستيابي خود را تدوين كنند. به همين دليل لازم است در ابتداي سال تحصيلي هدف گذاري يكساله براي مدرسه صورت گيردو اهداف در حيطه هاي آموزشي،فرهنگي تربيتي وسپس خدماتي ورفاهي به ترتيب اولويت بندي ومشخص گردد. بعدازتعيين اهداف بايد درصدد باشيم دربرنامه زماني معين شده باشيوه هاي مؤثربه نتيجه مطلوب ودلخواه برسيم.در تنظیم فعالیت فوق برنامه این آموزشگاه مراحل ذیل انجام می گیرد. 1-نیاز سنجی: محور فعالیت با توجه به سن ، جنس و موقعیت دانش آموزان و با توجه به علایق و نیازهای فراگیران خواهد بود. 2- انتخاب نوع فعالیت: با توجه به نیازهای اعلام شده و با توجه به امکانات و منابع ، هر کدام از اعضای شورای مدرسه می توانند پیشنهاداتی را ارائه نمایند و از بین برنامه ها و فعالیت های پیشنهادی بهترین برنامه ها انتخاب شود. مشارکت معلمین در تدوین فعالیت های فوق برنامه این احساس را برای معلم ایجاد می کند که به تعمیق یادگیری فراگیر کمک خواهد کرد لازم به ذکر است موافقت اولیاء و مشارکت آنها هم نقش مهمی در تسهیل این امر خواهد داشت. 3- تعیین اهداف: در انتخاب بهترین پیشنهاد و بهترین برنامه باید توجه داشت این نوع برنامه تا چه اندازه حیطه های سه گانه یادگیری را در بر می گیرد. (حوزه شناختی ، حوزه مهارتی و حوزه نگرشی ). هر چه تفکر خلاق دانش آموز را بیشتر برانگیزد و انگیزه را بیشتر تقویت کند ، فعالیت مناسب تری خواهد بود. 1- تعریف فعالیت های متناسب با فوق برنامه انتخاب شده بعد از انتخاب بهترین فوق برنامه و اهداف یادگیری لازم است فعالیت هایی که در این راستا قابلیت اجرایی دارند معرفی شوند. 2- اجرای فعالیت: با مشارکت کلیه ی عوامل دخیل در امر آموزش فعالیت های فوق برنامه انتخاب شده با توجه به نوع فعالیت و زمانی که برای اجرای آن لازم است، چیدمان برنامه صورت می گیرد. 3- ارزیابی : پس از اجرای فعالیت فوق برنامه لازم است میزان اثربخشی و تحقق اهدافی که بر این برنامه مترتب بوده را ارزیابی کرد که آیا دانش آموز به این سطح از یادگیری، مهارت یا نگرش دست یافته است یا خیر. در صورت حصول نتیجه مطلوب در پایان ارزیابی می توان این فعالیت را در بوته تجارب موفق مدیریتی قرار داد. نمونه هایی از تجارب در زمینه فعالیت های فوق برنامه عنوان فعالیت بازدید علمی از کارخانه های کاشی
حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی *** اهداف1- دانش آموز بتواند مواد اولیه به کار رفته در این صنعت را بشناسد. 2- دانش آموز بتواند دستگاههای مختلف در کارخانه را بشناسد و درباره آن توضیح دهد. 3- دانش آموز بتواند نکات ایمنی و آلوده کننده های محیط زیست را در این کارخانه نام ببرد. 4- دانش آموز به رشته های مرتبط با صنعت علاقمند می شود. 5- فراگیر شیوه های طراحی نقوش کاشی و شیوه های درجه بندی کاشی را یاد می گیرد. 6- کیفیت تولیدات مشابه سایر کارخانجات را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. 7- با افراد متخصص آشنا می شود و ضمن گفتگو با آنها تعامل علم و عمل را در می یابد. 8- دانش آموز می تواند ارتباط صنایع مختلف را دریابد. فعالیت فوق برنامه مناسب1- به صورت فردی یا گروهی بتواند گزارشی از مراحل کامل تولید را تهیه کند. 2- بتواند مشکلات این شغل را در کلاس شرح دهد. 3- شناسایی زمینه فعالیت افرادی از اقوام و آشنایان که در مراکزی مشابه این کارخانه کار می کنند. 4- دانش آموز بتواند نکات ایمنی که لازم است در این مراکز رعایت شود را جمع آوری کند و به کلاس ارائه دهد. 5- دانش آموز می تواند از میزان تولید و بهره وری در صنعت آشنا شود و آن را در آینده نزدیک به کار ببرد. عنوان فعالیت بازدید از مرکز هواشناسی حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی *** اهداف1- دانش آموز بتواند دستگاههای مختلف که در سنجش دما ، سنجش رطوبت، میزان بارندگی و 00000 در هواشناسی وجود دارد را بشناسد. 2- دانش آموز علاقمند به دقت در وضعیت ابرها در آسمان می شود. 3- دانش آموز علاقمند به اندازه گیری میزان بارندگی در منطقه زندگی خود می شود. 4- دانش آموز علاقمند به به پی گیری وضعیت آب و هوا و پیش بینی اخبار وضعیت آب و هوا می شود. 5- نوجوان به این حرفه علاقمند شده و با ارتباط رو در رو با متخصصین این امر می تواند راههای موفقیت و پیشرفت در این زمینه را جویا شود. 6- فراگیر یاد می گیرد چگونه لحظه به لحظه اخبار و اطلاعات به صدا و سیما یا فرودگاهها منتقل می شود فعالیت فوق برنامه مناسب1-دانش آموز می تواند با استفاده از وسایل ساده میزان رطوبت محل زندگی خود را اندازه گیری کند. 2-دانش آموز انواع ابر را می شناسد و تا حدی می تواند وضعیت آب و هوا را پیش بینی یا بررسی کند. 3-فراگیر می تواند پیرامون ارتباط هواشناسی با سایر مراکز مهم در کشور را کشف کند و آن را در قالب تحقیق ارائه دهد. 4-دانش آموز بتواند علت تغییرات آب و هوایی را در مناطق مختلف جمع آوری و گزارش تحقیق را برای سایر همکلاسی هایش در کلاس ارائه نماید. 5-فراگیر بتواند حداقل و حداکثر دما و بارندگی را در منطقه زندگی خود محاسبه کند. 6-فراگیر نمودار تهیه شده را برای بحث و تبادل نظر به کلاس درس بیاورد تا دانش آموزان گرمترین و سردترین روز سال را به دست بیاورند. عنوان فعالیت بازدید از مرکز صدا و سیما حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی *** اهداف1- دانش آموز بتواند با مراحل تهیه برنامه رادیویی آشنا شود. 2-دانش آموز با مراحل دوبله برنامه ها و فیلم ها آشنا می شود. 3-فراگیر مراحل تهیه و تنظیم و پخش خبر را می آموزد. 4-دانش آموز به دوبله فیلم و کارتن ها علاقمند می شود. 5-دانش آموز از نزدیک با عوامل تهیه کننده برنامه ها آشنا می شود 6-فراگیر با شیو های طراحی دکور و اتاق های استودیو ضبط برنامه آشنا می شود. 7-دانش آموز به تهیه یا شرکت در برنامه های تلویزیونی علاقمند می شود 8-نوجوان دوستدار برقراری ارتباط با برنامه های رادیویی و تلویزیونی می شود. 9-دانش آموز علاقمند به طراحی دکور ، فیلمبرداری، فیلم سازی و تهیه کنندگی برنامه می شود. 10- دانش آموز بتواند برخی دستگاههای موجود در مرکز را نام ببرد. 11- دانش آموز به گزارشگری و گزارش نویسی علاقمند می شود. 12- دانش آموز می تواند محیط های باز و خارج از استودیو که به شکل دستگاههای سیار برنامه را تهیه و بر روی آنتن می فرستد را به دقت ببیند. 13- دانش آموز علاقمند می شود در رشته های نویسندگی و فیلم نامه نویسی فعالیت کند. فعالیت فوق برنامه مناسب1-دانش آموز می تواند در رابطه با مشاغل فیلمبرداری، تهیه کنندگی ، کارگردانی، تدوین، طراحی دکور، گریم و غیره تحقیق کند و گزارش آن را برای سایر دوستان و خانواده خود ارائه کند. 2-دانش آموز می تواند مشاغلی که در ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با صداو سیما هستند را جمع آوری و برای کلاس ارائه دهد. 3-دانش آموز در تنظیم مقاله های نشریه دیواری کلاسی می تواند مشارکت داشته باشد. 4-دانش آموز می تواند با توجه به یک موضوع خاص فیلم نامه یا مقاله بنویسد. 5-دانش آموز می تواند انتقادات و پیشنهادات خود را از برنامه های تلویزیون و رادیو به مسئولین آنجا منتقل کند. 6-دانش آموز می تواند مشکلات و سختی های کار در این مرکز را جمع آوری کند. 7-نوجوان می تواند تقویت کننده های فرستنده های رادیویی و تلویزیونی را در شهر خود تحقیق و پیدا کند . 8-فراگیر می تواند از مراسم خاصی در آموزشگاه فیلمبرداری کند و آن را تدوین نماید. عنوان فعالیت گسترش مسائل اعتقادی و دینی ( به ویژه شناخت مراجع تقلید عظام) در مدرسه شرح فعالیت1-جمع آوری آمار دانش آموزان مقلّد هر یک از مراجع عظام 2-تهیه و نصب صندوق پاسخ به سوالات مذهبی وتفکیک نمودن طبقات صندوق به نسبت تعداد مراجع معظم. 3-معرفی مراجع ، زندگی نامه و فعالیت مراجع عظام در قالب پوستر جذاب و نصب در کنار صندوق پاسخ به سوالات مذهبی. 4-تهیه رساله های توضیح المسائل و توزیع آن بین دانش آموزان 5-تشکیل کلاس فوق برنامه با دعوت از مربیان مجرّب و پاسخگویی مربیان به سوالات دانش آموزان در کنار تقویت باورهای دینی و اعتقادات مذهبی حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی *** اهداف1-دانش آموز به مسائل اعتقادی و عقاید دینی علاقه نشان می دهد. 2-نگرش دانش آموزان نسبت به دین و مسائل دینی تقویت می شود. 3-دانش آموز می تواند با مراجع تقلید آشنا شود 4-دانش آموز علاقمند می شود با دفتر مراجع عظام مکاتبه داشته باشد. 5-دانش آموز علاقمند می شود تا سخنرانی های مراجع عظام را گوش بدهد 6-دانش آموز نوجوان علاقه پیدا می کند تا کتابهای مرجع تقلید خود را مطالعه نماید یا از روزنامه ها و مجلات که پیام های بزرگواران درج شده مطالعه کند.www.zibaweb.com 7-دانش آموز علاقه مند به شرکت در مسابقات احکام می شود. فعالیت فوق برنامه مناسب1-دانش آموز بتواند ضمن آشنایی با مراجع تقلید به کمک خانواده اش مرجع تقلید اعلم را برای خود برگزیند. 2-دانش آموز برای یافتن پاسخ سوالات خود به رساله های توضیح المسائل مراجعه می کند و اطلاعات خود را در اختیار سایر دوستانش قرار می دهد. 3-دانش آموز می تواند در حل مشکلات یا سوالاتی که برای دوستانش یا خانواده اش ایجاد می شود، آموخته هایش را به کار برده و پاسخ دهد. 4-نوجوان کنجکاو می شود در صورتی که افراد خانواده و سایر اطرافیانش مرجع تقلیدی ندارند ، برای آنها معرفی کند. 5-دانش آموز می تواند راجع به هر گونه مسئله ای نظر مرجع تقلید خود را بیابد و گزارش آن را به کلاس ارائه نماید. 6-دانش آموز احکام صحیح دین را یاد می گیرد و عملاً در جهت تربیت دینی خود به کار می بندد. عنوان فعالیت کیفیت بخشی مناسبت های ملّی و مذهبی ( در قالب مسابقات غیر حضوری اندیشه سبز) حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی *** اهداف1-دانش آموز با فرهنگ اصیل و غنی اسلام آشنا می شود. 2-دانش آموز علاقمند می شود که کتابهایی را در زمینه زندگی بزرگان دین اسلام و چهره های شاخص ملّی مطالعه کند. 3-دانش آموز بتواند شخصیت های دینی، ملیّ و مذهبی را نام ببرد. 4- دانش آموز می تواند با هدف و عملکرد بزرگان با توجه به موقعیت زمانی آشنا شود.www.zibaweb.com 5-دانش آموز به مطالعه تاریخ زندگی ائمه اطهار و فراگیری سخنان آن بزرگواران علاقمند می شود. فعالیت فوق برنامه مناسب1-دانش آموز می تواند راجع به بزرگان دین برای سایر دانش آموزان سخنرانی کند. 2-دانش آموز می تواند آموزه های اخلاقی و رفتاری بزرگان دین و کشورش را عملاً در زندگی به کار بندد. 3-فراگیر می تواند احادیث بزرگان دین را در موضوعات خاص جمع آوری و به کلاس ارائه نماید. 4-دانش آموز می تواند با تحقیق و مطالعه ، مقاله ای درباره چهره های ملی و تاریخ کشورش بنویسد و در کلاس قرائت کند. 5-دانش آموزان می توانند نمایشگاهی از نقاشی یا نشریه دیواری با موضوعات خاص مذهبی یا ملّی تهیه و در معرض دید سایرین قرار دهند. 6-دانش آموز در نوشتن مقاله یا انشاء مهارت می یابد تا از سخنان یا نحوه برخورد و عملکرد بزرگان استفاده نموده و آن را در جریان روزمره زندگی خود به کار بندد. 7-دانش آموز بتواند درباره حوادث تاریخی مهم در زمان هر یک از ائمه اطهار تحقیق کند و در کلاس ارائه نماید.
نتیجه: انجام فعالیت های مکمل و فوق برنامه در مدارس محرک بسیار خوب و اثر بخشی برای ایجاد انگیزه و رغبت در دانش آموزان نسبت به فراگیری علم و دانش است و معلم یا مدیر انگیزه آفرین موفق خواهد بود زیرا: 1- برای فراگیری دانش در دانش آموز اهمیت بیشتری قائل است تا برای نمره دانش آموز 2- فراگیر از آموزش دیدن و معلم از آموزش دادن لذت می برد 3- میزان یادگیری از سطح دانش و مجموعه ای از حفظیّات فراتر رفته و علاوه بر ایجاد علاقه و تغییر نگرش در دانش آموز متناسب با نوع فعالیت مکمل و فوق برنامه ، مهارت تجزیه و تحلیل، نقد و بررسی و کاربرد را دراو پرورش می دهد. لازم است ما مدیران و معلمان ، بستری برای پرورش انگیزه ، فکر و خلاقیت در دانش آموز فراهم نمائیم تا دانش آموزان در کنار تجربه های جدید به رشد و شکوفایی و بالندگی دست یابند. [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:33 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
عوامل موثر بر نشاط دانش آموزان در کلاس درس وضعیت فیزیکی کلاس: یکی از عوامل مؤثر در نشاط دانش آموزان وضعیت فیزیکی کلاس می باشد. فضای فیزیکی شامل رنگ، نور، چینش نیمکت ها، تهویه و تعداد دانش آموزان است. الف) رنگ: مطالعات و تحقیقات دانشمندان نشان می دهد رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی به جای می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. محققان بر این باورند که هر یک از رنگ ها فواید خاص درمانی محسوسی برای بدن انسان دارند و در این باره گزارش های متعددی مبنی بر استفاده های موفقیت آمیز از رنگ در درمان بسیاری از بیماری های فیزیکی دریافت کرده اند. برخی از دانشمندان حتی معتقدند تمایل ناخودآگاه ما به یک یا چند رنگ خاص می تواند نشانه ای از نیازهای بدن ما در جهت ترمیم خود باشد. اطلاع از خواص درمانی مختلفی که به هر یک از رنگ ها نسبت داده شده است می تواند کمک شایانی به انتخاب صحیح آنها هنگام تهیه لوازم و طراحی دکوراسیون فضاهای مختلف مدرسه باشد. به عنوان مثال رنگ نارنجی رنگ گرم و صمیمی است. نارنجی پرتوهای شادی آفرینی از خود ساطع می کند که موجب رفع خستگی است. یا رنگ سبز که انرژی زا و آرامش بخش است به طوری که اضطراب را از انسان دور می کند و موجب رفع تنش و گرفتگی های عضلانی می شود. به خصوص این که سبز رنگی ایده آل برای فضاهایی است که در آنها تمرکز و آرامش مورد نیاز است. ب) چینش نیمکت ها: برای ارتباط و تعامل بیشتر دانش آموزان با یکدیگر و همچنین ارتباط مؤثر و چهره به چهره معلم با دانش آموزان می بایست نیمکت ها طوری چینش شوند که این مهم محقق گردد. علمای تعلیم و تربیت بهترین روش چینش صندلی ها را به صورت دایره ای یا «U» شکل پیشنهاد می کنند، خصوصاً در درس هایی که نیاز به بحث و بررسی، فعالیت های گروهی برای حل یک مسئله و یا انجام آزمایش و یک پروژه می باشد. در این صورت تعامل و ارتباط به شکل صحیح انجام پذیر خواهد بود. این امر باعث می گردد تمامی دانش آموزان درگیر آن فعالیت شوند و حالت انفعالی و خستگی در آنها به وجود نیاید. ج) تهویه و تعداد دانش آموزان: تهویه هوا باعث می شود به صورت مستمر هوای تازه و پر اکسیژن در کلاس در جریان باشد و تنفس راحت تر انجام گردد، در نتیجه نشاط و سرزندگی به وجود می آید و حالت رخوت و کسالت از دانش آموزان دور می شود، ضمن آن که تعداد دانش آموزان باید به خصوص نسبت به مساحت و فضای موجود متناسب باشد. ● ابزار تشویق: تشویق جلوه ای از تحسین و تقدیر و نوعی تأیید برای فرداست، در سایه آن شوقی در آدمی پدید می آید که به رفتاری معین اقدام کرده و آن را مکرر می سازد. به طور کلی در تعریف تشویق می توان گفت: تشویق عامل وادار کننده است که به انسان نیرو و انرژی می دهد، شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت و خشنودی می کند و این رضایت خاطر است که جلوی خستگی و بی میلی او را می گیرد. تشویق و تحسین مایه تقویت روح است وحس اعتماد را در فرد به وجود آورده و استعدادهای فرد رشد کرده و توان درونی اش به فعلیت درمی آید. حاصل تشویق ممکن است فایده ای برای آدمی نداشته باشد، ولی همین خودپسندی فرد را امتناع می کند و به او اطمینان می دهد که عملش عاقلانه و مورد تأیید بوده است در نتیجه موجب دلگرمی و نشاط او می شود. ● خواب کافی دانش اموزان در اوقات قبل از کلاس و ورود به مدرسه: خواب از جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما برخوردار است. خوابیدن مثل تغذیه کار غریزی است و هر یک از این دو جزیی از غریزه بقاء است. اهمیت استثنائی خواب علیرغم این که ما به آن بی توجه هستیم، از هر زاویه ای که آن را مورد بررسی قرار دهیم و ازهر جنبه زندگی که به آن مربوط می شود بنگریم، یک واقعیت است. خواب ناکافی از جهت های مختلف بر انسان عواقب سوء می گذارد. www.zibaweb.com از نظر جسمی در صورت بی خوابی، بیماری های مزمن نیز گسترش می یابد، تغییراتی نیز در فرمول خون به وجود می آید که در درازمدت سبب پیدایش کم خونی می گردد و حالت کسالت همراه با خستگی دایمی و فزاینده و یک حالت تنبلی که به خوبی نمی توان آن را توجیه کرد، تولید می کند. علاوه بر این بدخوابی نه تنها باعث خستگی می گردد، بلکه نیروی جسمی را نیز کاهش داده و عمل گوارش را مشکل تر و کندتر می سازد و عملکرد حواس نیز مختل می شود. دانش آموزانی که خواب کافی نداشته باشند، عصبی، نگران، ناپایدار و سپس مضطرب شده و از مرحله روانی شدید به مرحله کوفتگی و خستگی می رسند. مسلماً در این بدخوابی ها، دوره های طبیعی و بیولوژیک همراه، با تناوب هایی از شدت و ضعف نیز وجود دارد، ولی چون خواب از کیفیت و کمیت بدی برخوردار است آنها را تشدید کرده و از کاهی کوه می سازد. شخص کم خواب دائماً دچار ناراحتی روانی می شود. چنین فردی خصایص بسیار با ارزش خود یعنی دوراندیشی را از دست می دهد. براثر بی خوابی روزبه روز بر افسردگی کودکان افزوده می شود و مشکلات دیگری در این زمینه عارض آنها می گردد، از جمله کم اشتهایی، ضعف انرژی، مشکلات روحی، کناره جویی از دوستان و فعالیت ها، احساس بی ارزش بودن و اندوهگینی می کنند. همچنین اهمیت دادن به هدف در آموزش وتقویت انگیزه درونی از جمله عوامل ایجاد نشاط در دآنش آموزان است. دمای کلاس،شاد بودن معلم و کارکنان مدرسه،عدم استفاده از تنبیه بدنی،استفاده از موزیک های ملایم و مناسب، محبت اولیای مدرسه به تمام دانش آموزان ، شرکت تعاونی فعال مدرسه و... همگی می تواند در جای خود به جذابیت مدرسه و کلاس کمک نماید . منبع: خلاصه ی از مقاله آقای حسین برومنددر روزنامه کیهان ************************** چگونه بر ترس ناشی از سخنرانی غلبه کنیم؟ چه در حضور یک نفر و چه در حضور یک جمعیت پنجاه نفره، میتوان بر ترس و خجالت ناشی از سخنرانی غلبه کرد. سخنرانی مهارتی است که همه میتوانند با تمرین، آن را بیاموزند. به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگهای خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در وبلاگ"مجله علمی کاشف فردا" به نشانی http://kashefe-farda.blogfa.com/ آمده است: یک ارتباط چشمی خوب کمک میکند تا مخاطب احساس آرامش بیشتری کند و در تواناییهایی کلامی شما نیز اعتماد به وجود میآورد. ارتباط چشمی خود را (پیوسته) حفظ کنید؛ برای این کار باید آنقدر بر متن سخنرانی خود تسلط داشته باشید که فقط هر از گاهی نیاز به نگاه کردن به متن خود پیدا کنید. چند چهره صمیمی را که به مضمون سخنان شما واکنش نشان میدهند، در بین حضار پیدا کنید و سخنرانی خود را با تمرکز بر روی آنان انجام دهید. در هر نوبت، ارتباط چشمی خود را چهار تا پنج ثانیه حفظ کنید و سپس به سراغ نفر بعدی بروید. صحیح ایستادن نشاندهندهی اعتماد به نفس است. محکم بایستید. حرکات بیش از حد ممکن است حواس شنوندگان را پرت کند. طبیعتا در هنگام ایستادن دستان خود را در کنار بدن قرار میدهید. برای تاکید بر روی نکات مهم، از حرکاتی استفاده کنید که آهسته و دقیق و در عین حال طبیعی باشند. به عاداتی که ممکن است داشته باشید، توجه کنید؛ عاداتی مثل دست روی دست انداختن، تکیه دادن به دیوار یا با خودکار به جایی زدن. این کارها نیز میتواند حواس مخاطبان شما را پرت کند یا به آنها بگوید که شما (نسبت به موضوع) بیعلاقه یا اینکه دستپاچهاید. سخنرانی خود را در مقابل آینه تمرین کنید تا نحوه اجرا و حرکات بدن خود را بررسی کرده و در صورت لزوم آنها را تغییر دهید. شیوههای متفاوتی را مورد آزمایش قرار دهید تا در مجموعه حرکات و ژستهای خود به آن هماهنگی که با آن احساس راحتی میکنید، برسید و همان را در برابر حضار به کار ببرید. وجود صمیمیت در حالت و حرکات چهره کمک میکند تا رابطهای گرم و مثبت با مخاطبان خود به وجود آورید. خندهای که شما به چهره دارید به مخاطب میفهماند که شما هم یک انسان و (در نتیجه) قابل اعتمادید، و بدین ترتیب به آنان این فرصت را میدهد که نظرات شما را بپذیرند. حالت چهره شما (در حقیقت) بیانگر حال و هوای سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنرانی) درگیر میکند. انتخاب خوب لباس کمک میکند تا برای مخاطب خود احترام قایل شوید. قبل از حضور در محل سخنرانی، نظر دیگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نیز تناسب آن با مناسبت مربوطه جویا شوید. گاهی آهنگ و لحن کلام اثری به مراتب قویتر از محتوای آن دارد. با تمرین کردن، احساس و انرژی را به صدای خود بیفزایید... مسلما" استفاده از وسایل کمک آموزشی و بهره گیری از تکنولوژی آموزشی مانند استفاده از اورهد،پروژکشتن،سی دی ، کامپیوتر و ... ، کمک شایانی به جذابیت و مفید بودن سخنرانی شما و ماندگاری مطالب مطرح شده خواهد کرد [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:30 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان از مطالعاتي كه در زمينه تأثير برخي عوامل و متغيرها بر روي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان انجام گرفته است چه مي توان فهميد؟ در اين مقاله كوشش شده است يافته هاي عمده اين مطالعات مورد بازنگري قرار گيرد. كشف اثرات متغيرها بر پيشرفت تحصيلي موضوع ساده اي نيست. نتايج پژوهش ها بر روي روابط و همبستگي ها بايد در عمل مورد آزمايش قرار گيرند. هر يك از نتايج بايد به دفعات متعدد به وقوع پيوندد تا به توان نسبت به صحت آنها اطمينان حاصل كرد. مطالعات كيفي كه بر پايه روش هاي مشاهده اي و تكنيك هاي مصاحبه انجام مي گيرد، اين امكان را به پژوهشگر مي دهد كه به نكات ظريفي كه در كلاس نقش دارند و بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان موثرند كه تشخيص آنها جز با بكارگيري اين روش ها ممكن نيست. 1ـ برنامه درسيبرنامه درسي را مي توان به سه گروه “برنامه درسي مورد انتظار (آنچه كه در فهرست دروس و يا هدف هاي يادگيري مندرج است)،” برنامه درسي اجرا شده “ (آنچه كه معلمين عملاً تدريس مي كنند در زبان پژوهش به آن اغلب فرصت يادگيري مي گويند) و “ برنامه درسي فرا گرفته” (آنچه كه كودكان واقعاً ياد مي گيرند) تقسيم نمود. شواهد زيادي وجود دارد مبني بر اينكه تقاضاي برنامه درسي در پيشرفت تحصيلي مؤثر است. به طور خلاصه مي توان اظهار داشت كه اگر دانش آموزان فرصت يادگيري چيزي را داشته باشند، معمولاً “آن را فرا مي گيرند و اگر اين فرصت براي آنها فراهم نباشد، از يادگيري آن محروم خواهند شد. به عبارت ديگر ، هر چه ميزان تقاضا در “ برنامه درسي مورد انتظار” با ثابت فرض كردن بقيه عوامل بيشتر باشد، كودكان بيشتر ياد خواهند گرفت. بسياري از كشورهاي در حال توسعه داراي مراكز برنامه ريزي درسي هستند، گر چه در بسياري از كشورها برنامه هاي درسي براي رهايي از نفوذ برنامه هاي قدرت هاي استعماري گذشته به صورت “ملي” تدوين شده اند، هنوز در برنامه هاي درسي برخي از كشورها اين وضعيت وجود ندارد و يا آنكه در طرف ديگر طيف به آنچه كه در ديگر كشورها كودكان براي يادگيري بخصوص در زمينه خواندن، رياضيات و علوم دارند، توجه كافي مبذول نشده است. دو مقوله بايد مورد توجه قرار گيرد يكي تكنولوژي برنامه ريزي درسي (Lewy 1978) و ديگري عوامل تعيين كننده برنامه درسي ، بسياري از عوامل مطالعات اندكي نياز دارند كه مراكز برنامه ريزي درسي بايد به انجام آن توجه داشته باشند. تمايل به افزودن مطالب بيشتري به برنامه هاي درسي مشاهده مي شود بدون آن كه هرگز چيزي از آن كاسته شود. اخيراً حركت هايي براي پيراسته كردن برنامه هاي درسي ديده مي شود زيرا وضعيت كنوني و انباشتگي مطالب از جمله عوامل استاندارد پايين آموزشي به شمار مي رود. برنامه هاي درسي بايد با دقت جرح و تعديل شوند و بايد توجه كرد كه مدارس حداقل آنچه را كه فارغ التحصيلان براي شروع به كار نياز دارند به كودكان بياموزند دانس آموزان بايد همچنين پايه لازم را براي اينكه بتوانند به يادگيري پس از فارغت از تحصيل ادامه دهند و محتوايي را كه بعداً به آن ها آموخته مي شود، سريعاً بياموزند، در مدرسه كسب كرده باشند. برنامه هاي متعددي نظير ادغام آموزش و كار توليدي يا اضافه شدن موضوعات پيش حرفه اي به برنامه هاي درسي مورد آزمايش و تجربه قرار گرفته اند. ارزشيابي از چنين برنامه هايي، مادامي كه مسئله بيكاري حل نشده، تشويق به خود اشتغالي فارغ التحصيلان صورت نگرفته يا منابع مورد نياز افزايش نيافته است، نااميد كننده به نظر مي رسد. بر اساس برخي از مطالعات، در حقيقت آن چه كه براي خود اشتغالي بزرگسالان در مناطق روستايي و شهري بصورت بالقوه از سودآوري بيشتري برخوردار است، سواد آموزي و مهارت هاي محاسبه، دانش كشاورزي و يا تا حدودي دانش علمي است. از نقطه نظر مسائل تعليم و تربيت، به نظر مي رسد برخي از اين برنامه هاي حرفه آموزي اگر معلمان از انگيزه كاري بالايي برخوردار بوده و آموزش موضوعات علمي را با آموزش مطالب نظري براي درك بهتر آن مطالب پيوند داده باشند كم و بيش نتايج جالبي دارند موفقيت آنها در حقيقت تا حدود زيادي به منابعي كه در اختيار بوده است بستگي دارد. برنامه هاي درسي اغلب مورد انتقاد قرار مي گيرند و سبب عدم پيشرفت تحصيلي تلقي مي شود. معمولاً در اين امر عوامل عديده اي دخالت دارند و دانش كم معلم نيز به وضوح يكي از مشكلاتي است كه در بعضي از كشورها دليل شكست برنامه هاي درسي مي باشد. زبان آموزش و زباني كه مواد آموزشي و كتابها به آن نوشته مي شود از مسائل ديگر است. براي نمونه نيجريه پس از استقلال زبان انگليسي را به عنوان زبان آموزش در پايه اول دبستان پذيرفت. در منطقه اي كه در آن مردم به زبان Yorubaصحبت مي كنند كودك بايد ابتدا زبان محلي را بياموزد و سپس زبان Yoruba و بعد وارد مدرسه اي شود كه در آن آموزش به زبان انگليسي صورت مي گيرد.(نظير كودك انگليسي زباني كه وارد مدرسه اي مي شود كه در آن به زبان ژاپني درس مي دهند.) مطالعاتي در مناطقي كه از نيجريه كه به زبان هاي Yoruba و Hausa تكلم مي كنند صورت گرفته نشان مي دهد يادگيري كودكان وقتي با زبان محلي تحت آموزش قرار مي گيرند بيشتر از زماني است كه آموزش آنها با زبان انگليسي صورت مي گيرد البته تغيير همه مواد آموزشي يا بازنويسي آنها به زبان هاي محلي كاري پر هزينه است. از طرف ديگر استفاده از زبان محلي ممكن است به يك موضوع سياسي تبديل شود زيرا بعضي از گروه ها ممكن است استفاده از زبان گروه ديگر را نپذيرند و در نتيجه اين مشكل در بسياري از كشورها حل نشده باقي بماند. بالاخره امتحانات ملي بايد آنچه را كه در برنامه هاي درسي مورد توجه است منعكس كنند زيرا معلمين بر اساس محتواي سئوالات امتحاني تدريس مي كنند. در تمامي اين فعاليت ها مركز برنامه ريزي درسي بايد نقش قاطعي ايفا نمايد. 1ـ كتاب هاي درسي و مواد آموزشيهر جا كه كمبود كتاب و مواد آموزشي وجود دارد پيشرفت تحصيلي پايين تر است. تأمين يك كتاب به ازاي هر دانش آموز (و تضمين اينكه كتاب ها به مدرسه برسند و مورد استفاده معلمين و دانش آموزان قرار گيرند.)، ميزان پيشرفت تحصيلي و نرخ ماندگاري را افزايش مي دهد. در فيليپبن وقتي تعداد كتاب هاي درسي دوره ابتدايي از يك كتاب براي ده دانش آموز به يك كتاب براي دو دانش آموز تغيير يافت درصد قبولي دانش آموزان از 50 به 70 درصد در طي يك سال تحصيلي افزايش پيدا كرد (بانك جهاني 1989) فولر (fuller 1986 ) نشان داد كه كمبود كتاب درسي در برخي از موضوعات درسي مسئله اي وخيم تر از بقيه است ولي همواره اين كمبود بر ميزان پيشرفت دانش آموزان تأثير مي گذلرد مشكل اصلي اين است كه چگونه مي توان كتاب درسي (يا حتي چند برگ) به تعداد كافي و به قيمت ارزان تأمين كرد و در عين حال تضمين نمود كه مواد آموزشي به دست دانش آموزان خاصه به مدارس مناطق روستايي خواهد رسيد. مطالعات انجام شده در زمينه توزيع كتاب هاي درسي در نيجريه و اندونزي مشكلات عديده اي را كه در اين زمينه وجود دارد نشان مي دهد كه بر اساس آنها اقدامات اصلاحي آغاز شده است. چاپ كتاب هاي درسي به تنهايي كافي نيست بلكه بايد مطمئن بود كه اين مواد به مدارس خواهند رسيد كه مشكل اجرايي است و اين كه آنها بوسيله معلمان مورد استفاده قرار خواهند گرفت كه يك مشكل تعليم و تربيتي و در عين حال اجرايي است. در ارتباط با مواد آموزشي امكان دسترسي داشتن دانش آموزان به كتاب ها از طريق كتابخانه مدرسه نيز مطرح است. مطالعات Fuller و Ifa هر دو نشان مي دهد كه هر چه تعداد بيشتري كتاب از كتابخانه مدارس توسط دانش آموزان به امانت گرفته شود ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان بيشتر است و در مدارس ابتدائي هر چه تعداد كتاب هايي كه در گوشه اتاق هاي درس قرار داده مي شود بيشتر باشد ميزان پيشرفت دانش آموزان در خواندن بيشتر خواهد بود. 1ـ معلم، روش تدريس و تربيت معلمپژوهش هاي زيادي در ارتباط با روش هاي تدريس و آنچه معلمان بايد براي به دست آوردن پيشرفت بيشتر در امر فرايند يادگيري ياددهي انجام دهند، صورت گرفته است. 1-3- تجربه معلمان معلمان با سابقه گرايش بيشتري به سمت به پرورش مهارت هاي آموزشي و كلاس داري از خود نشان مي دهند. آنها ميزان وقتي را كه براي امور اداري كلاس صرف مي شود، كاهش مي دهند. در بازگرداندن نظم به كلاس به سرعت عمل مي كند و روش تدريسي را برمي گزينند كه وظايف بيشتري را بر دوش دانش آموزان قرار دهد. (Anderson et al . 1988) از اين بررسي نتيجه مي شود كه بايد تمام كوشش را به كاربست تا معلمين مجرب به طور يكسان در مناطق شهري حاشيه شهرها و مناطق روستايي به كار گرفته شوند و ترك خدمت و جابجايي تقليل يابد البته اين مسئله با حقوق معلمان و ارتقاء منزلت آنها ارتباط دارد. 2-3- آماده كردن درس و نمره دادن معلمين كه براي آماده ساختن درس و همچنين نمره دادن تكاليف درسي و كار كلاس دانش آموزان وقت گذاري مي كنند نسبت به معلميني كه اين كار را انجام نمي دهند، دانش آموزان آنها نتايج بهتري كسب مي نمايند. اگر در تربيت معلم بر اين موضوع تأكيد شود و اگر معلمين براي در آمد اضافي مجبور به كار اضافي نباشند انتظار مي رود فرايند يادگيري بهبود يابد.www.zibaweb.com 3-3- مهارت ها معلمين كه در نظر دانش آموزان سخت گيرتر و متوقع تر هستند معلميني كه توانايي برقراري سريع نظم را در كلاس درس دارا هستند معلميني كه به روش نظام مند از كار خود ارزيابي مي كنند و بر آنچه كه يك دانش آموز ياد گرفته يا يادنگرفته در برابر همه آنچه بايد ياد مي گرفت به درستي واقفند و به دانش آموزاني كه مطالب را در بار نخست ياد نگرفته اند، فرصت فراگيري مجدد را مي دهند و معلميني كه به دانش آموزان كمك مي كنند تا ميزان اهميت مطالب را پي ببرند و بتوانند بين مطالب اصلي و فرعي تميز دهند، در معلمي موفق تر از معلمين ديگرند و دانش آموزان آنها از پيشرفت تحصيلي بالاتري برخوردارند. برخي از معلمين فداكار توانايي اين را دارند كه در محرومترين مناطق دانش آموزان را به فراگيري مطالب تشويق نمايند. آوالوس (Avalos . 1986) در اين زمينه مطالعاتي در چهار كشور آمريكاي لاتين انجام داده است و آنان را گل هاي سرخ فرهنگي ناميده است. ليكن مطالعات بيشتري نياز است تا بتوان به شيوه كار اين گونه معلمان كه نتايج بسيار خوبي را در كار با دانش آموزان محروم بدست مي آيند پي برد. × تحصيلات عمومي مطالعات Iea ( Peaker . 1976) نشان مي دهد كه معلميني كه داراي مدارج تحصيلي بالاتري پس از دوره متوسطه مي باشند نسبت به معلميني كه از مدارك تحصيلي پايين تر بر خوردارند موفقيت بيشتري داشته اند. البته اين دستاورد براي مسئولان آموزش و پرورش كشورهايي كه با كاهش بودجه آموزش و پرورش و با افزايش تعداد دانش آموزان روبرو هستند و مجبورند با گذراندن دوره هاي يك ساله براي فارغ التحصيلان سيكل اول يا دوم متوسطه آنها را براي تدريس در مدارس متوسطه آماده سازند، چندان تسلي بخش نيست. × تحصيلات در زمينه تعليم و تربيت پاسو (Passow et al , 1976) هيچ گونه تفاوتي بين ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و طول دوره هاي آموزش تعليم و تربيت معلمان آنها پيدا نكرده است. اين نتيجه نشان مي دهد كه در محتواي دوره هاي تربيت معلم مشكلاتي وجود دارد. چه نوع فعاليت هايي براي تدريس/ يادگيري انواع مختلف هدف ها و وظايف آموزشي در موضوعات مختلف درسي مورد نياز است؟ برخي از نتايج حاصله از فعاليت هاي معلمان كه بر يادگيري دانش آموزان اثر بخش است قبلاً ارائه شد. از اين گونه مطالعات است كه محتواي قسمت هاي تربيتي دوره هاي تربيت معلم بايد بيرون كشيده شود. اين مطالعات همچنين نشان مي دهد كه مي توان مدت زماني را كه به آموزش مطالب تعليم و تربيت به معلمان اختصاص داده مي شود كاهش داد مشروط بر آنكه انتخاب درستي از آنچه كه براي معلمان ضرورت دارد، انجام شده باشد. آموزش ضمن خدمت به صورت معمول است: دوره هاي كوتاه مدت يك هفته اي و آنچه كه آموزش از طريق كار ناميده مي شود. در حالت دوم معلمين در طي هفته به فعاليت خود يعني تدريس در مدارس مشغول مي شوند ولي در هفته يكبار (نصف روز يا تعطيل آخر هفته) به همراه معلمين مدارس همجوار در مركز معلمان (يا در اتاقي از يكي از مدارس) دور هم جمع مي شوند. آنها به بحث پيرامون مشكلات مشترك مي پردازند و افرادي را نيز به عنوان ناظر يا راهنما به جلسات خود دعوت مي كنند. گفته مي شود كه آموزش از نوع اول فقط دو برابر مدت آموزش اثر بخش است و بعد از آن ارزش خود را از دست مي دهد. يعني اگر طول دوره ضمن خدمت يك هفته باشد معلمين تا دو هفته آنچه را كه آموخته اند در كلاس درس به كار خواهند بست و بعد از آن به شيوه گذشته عمل خواهند نمود. Flugger نشان داده است كه اثرات آموزش از طريق كار بر روي فعاليت هاي معلمان (و يادگيري شناختي) ماندگارتر از اثرات آموزش به شيوه دوره هاي ضمن خدمت كوتاه مدت خواهد بود. در اين زمينه نيز قبل از نتيجه گيري كلي بايد پژوهش هاي بيشتري انجام گيرد. در برخي از كشورها آموزش ضمن خدمت اجباري نيست. نتايج مطالعات IEA نشان مي دهد كه وقتي آموزش معلمان با فعاليت هاي عملي توام باشد (نظير توليد مواد آموزشي، ساختن ابزار ارزيابي) موفقيت آنها در امر تدريس بيشتر از معلماني است كه دوره هاي آموزشي را نديده اند و يا دوره هايي را گذرانده اند كه صرفاً جنبه نظري داشته است. در بسياري از كشورها هنگامي كه معلمين در كلاس هاي ضمن خدمت شركت مي كنند دانش آموزان آنها تعطيل مي شوند و به اين ترتيب براي شركت معلمان در اين گونه كلاس ها هيچ گونه پرداخت اضافي صورت نمي گيرد. در برخي از كشورها نيز براي شركت معلمان در دوره هاي ضمن خدمت حق الزحمه هزينه سفر و مأموريت پرداخت مي شود كه مي توانند بسيار پرهزينه باشد. پيشنهاد مي شود كه آموزش ضمن خدمت يا از طريق كار اجباري و حق الزحمه اي هم بابت آن پرداخت مگردد. اين دوره ها لازم است به جنبه هاي عملي بيشتر توجه كنند و بر آموزش از طريق كار بيشتر تأكيد شود. 1ـ مدت زمان تحصيل در مدرسه و منزلمدت زماني كه به آموزش اختصاص داده مي شود در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نقش زيادي دارد. بطور كلي هر چه كودكان زمان بيشتري صرف مطالعه نمايند. با ثابت نگهداشتن بقيه عوامل مطالب بيشتري فرا خواهند گرفت. تعداد روزهاي مفيد سال تحصيلي بين كشورها از 120 روز تا 240 روز در نوسان است. تعداد ساعات آموزش روزانه 2 تا 7 ساعت مي باشد. سن ورود به مدرسه از 4 سالگي تا 7 سالگي و (حتي بيشتر) تغيير مي كند. بنابراين براي كودكاني كه تا سن 14 سالگي در مدرسه مي مانند ، تعداد ساعات آموزش مي تواند بين 4000 تا 10000 ساعت در نوسان باشد. بايد توجه داشت كه تعداد ساعات واقعي كه به امر آموزش اختصاص داده مي شود ممكن است با آنچه كه بر روي كاغذ مي آيد متفاوت باشد. كشورهاي زيادي وجود دارد كه در آنها سال تحصيلي رسماً 240 روز است ولي در عمل دانش آموزان 30 روز از سال تحصيلي را به دليل تعطيلات عمومي ديدار شخصيت ها و غيبت معلمين ناشي از بيماري، فوت و ازدواج خانواده، شركت در كلاس هاي ضمن خدمت و غيره آزاد هستند. بنابراين تعداد روزهاي واقعي تحصيل به مراتب كمتر خواهد بود. حضور معلم در مدرسه مسئله اي است كه نياز به توجه ويژه دارد. در برخي از كشورها اقداماتي بايد صورت گيرد (براي نمونه، دخالت دادن انجمن محلي يا والدين در مديريت مدرسه) تا معلمان براي تدريس در مدارس حضور پيدا كنند. در خصوص مدت زماني كه بايد به آموزش هر ماده درسي اختصاص يابد و اينكه چند ساعت در هفته و براي مدت چند سال يك ماده درسي بايد آموزش داده شود، مطالعات زيادي مورد نياز است. كارول (Carroll,1975) پيشنهاد كرد براي اينكه يك دانش آموز به خواندن درك مطلب زبان فرانسه به عنوان زبان خارجي تسلط يابد، به طور متوسط به شش سال مطالعه مداوم (با چهار يا پنج جلسه هفتگي) براي 40 هفته در سال نياز دارد كه دانش آموزان از انگيزه خيلي بالا برخوردار باشند و شرايط تدريس نيز بسيار خوب باشد اين مدت را مي توان حداكثر به 4 سال تقليل داد. مدت زمان آموزش را مي توان از جنبه ديگري هم مورد مطالعه قرار داد و آن مدت زماني است كه عملاً در كلاس درس به امر يادگيري و تدريس اختصاص مي يابد و مدت زماني كه دانش آموزان عملاً براي يادگيري در كلاس صرف مي كنند (در مقابل خيال پردازي و غيره) بسياري از مطالعات انجام شده در اين زمينه نشان مي دهند كه هر چه اين مدت زمان بيشتر باشد با ثابت نگهداشتن بقيه عوامل، ميزان يادگيري دانش آموزان بيشتر است. بالاخره، تكاليف درسي از اهمّيّت زيادي برخوردار دارند. دانش آموزاني كه تكاليف درسي بيشتري انجام مي دهند، در مقايسه با بقيه موفق ترند هر چند كه آن تكاليف مورد ارزشيابي و نمره گذاري قرار نگيرند. اگر به تكاليف درسي نمره داده شود و معلم ويژگي هاي هر دانش آموز را مورد توجه قرار دهد و به او كمك كند تا نقاط ضعف خود و راه اصلاح آنها را بشناسد، ميزان يادگيري به مراتب افزايش مي يابد. بديهي است اگر معلمين از انگيزه كافي براي كار كردن برخوردار نباشند يا به فعاليت هاي ديگر در ساعات بيكاري مشغول شوند، احتمال اينكه تكاليف درسي دانش آموزان مورد نمره گذاري قرار گيرد كم خواهد بود. 1ـ سازمان و تسهيلات مدرسهمطالعات (Fuller IER,Ibid ) نشان مي دهند كه هيچ گونه اختلافي بين ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در مدارس كوچك و بزرگ با تعداد دانش آموزان متفاوت مشاهده نشده است و در نتيجه مي توان ابعاد مدرسه را افزايش داد مشروط بر آنكه مديران اين گونه مدارس قبلاً آموزش هاي مناسب را ديده باشند. در رابطه با نقش تراكم كلاس (تعداد دانش آموزا در كلاس) بطور كلي مطالعات نشان مي دهند كه در كلاس هاي كم تراكم موفقيت دانش آموزان بيشتر نيست، مگر آن كه تراكم كلاسي كمتر از 15 نفر باشد كه در اين صورت امكان آموزش انفرادي فراهم مي شود. همچنين مي توان اظهار داشت كه ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در كشورهاي صنعتي در كلاس هاي بيش از 45 نفري و در كشورهاي در حال توسعه در كلاس هاي بيش از 55 نفري كاهش مي يابد. جالب توجه است كه در مقايسه تطبيقي انجام شده بين دانش آموزان پايه پنجم 15 كشور كره با تراكم 60 نفر در كلاس و ژاپن با 42 دانش آموز در كلاس رتبه اول را بدست آورده اند (IEA , 1988) بنابراين آنچه در پيشرفت دانش آموزان نقش مهمي ايفا مي كند، تراكم كلاسي نيست بلكه آن چيزي است كه در كلاس اتفاق مي افتد. در مورد كلاس هاي با تراكم بيش از 60 دانش آموز در كلاس هيچ گونه مطالعه اي در دسترس نيست و به نظر مي رسد كه عدد 60 را بتوان به عنوان تراكم حدأكثر به حساب آورد البته مشروط بر آن كه اتاق درس به اندازه كافي براي آن تعداد دانش آموزان بزرگ باشد و معلم قبلاً با شيوه تدريس در اين گونه شرايط آشنا شده باشد. يكي از مشكلاتي كه وجود دارد اين است كه معلمين معمولاً براي تدريس در كلاس هاي با تراكم متوسط آماده مي شود. بايد توجه داشت كه اگر تراكم كلاسي بالا رود، معلمين بايد آموزش هاي لازم را براي تدريس در كلاس هاي با تراكم بالا ببينند. همچنين بايد انگيزه كافي براي حضور آنها در كلاس هاي پر تراكم به وجود آيد كه به سادگي ممكن نيست. استفاده از مدارس دو شيفت و سه شيفت اين امكان را مي دهد كه بدون افزايش هزينه اي سرمايه اي بتوان از تعداد بيشتري دانش آموز ثبت نام كرد. در صورتي كه معلمين فقط در يكي از نوبت ها تدريس كنند به نظر مي رسد اينكه دانش آموز در كدام نوبت در مدرسه حضور يابد، تأثيري در پيشرفت تحصيلي وي نخواهد داشت. البته بسياري از معلمان براي بدست آوردن درآمد بيشتر در دو نوبت (گاهي در دو مدرسه متفاوت) تدريس مي كنند از والدين نيز ترجيح مي دهند فرزندان آنها در نوبت اول كه هوا خنك تر است و كودكان آماده ترند، به مدرسه بروند. گرچه در بسياري از كشورها مدارس بصورت دو يا چند نوبتي در آمده اند، به نظر مي رسد كه تأثير چنداني بر نتايج نداشته است. جمع آوري اطلاعات بيشتر در اين زمينه بسيار مفيد خواهد بود. 1ـ مدارس شهري و روستايي در بسياري از كشورها، بين پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مناطق شهري و روستايي اختلاف زيادي مشهود است و به ندرت ممكن است اين اختلاف به نفع مناطق روستايي باشد، مگر در مقايسه با مناطق پست حومه شهرهاي بزرگ كه ممكن است از كيفيت پايين برخوردار باشند. در بقيه موارد اين مناطق روستايي هستند كه از وضعيت بدتري نسبت به مناطق شهري برخوردارند. در اين خصوص بايد توجه كرد كه تخصص نابرابر منافع بين مدارس مختلف در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان آن مدارس مؤثر است. اطلاع از نسبت تعداد ميز و نيمكت به ازاي هر دانش آموز تعداد تخته سياه قابل استفاده به ازاي هر اتاق درس، تعداد اتاق هاي درس با كف خشتي، چوبي، سيماني تعداد روشنايي به ازاي هر اتاق درس، تجهيزات مورد نياز براي آموزش عملي علوم (ويا حتي در كشورهاي غني تر، فضاي آزمايشگاه و كاربرد آنها به ازاي هر دانش آموز) و… با استفاده از نتايج سرشماري به سادگي ميسر است. وقتي دستيابي به اين گونه اطلاعات اساسي در سطح ناحيه، منطقه يا كشوري ممكن نباشد به ناچار بايد حدأقل هر چند سال يكبار اين گونه اطلاعات جمع آوري شود. مي توان در جايي كه سرشماري صورت نمي گيرد. اين گونه اطلاعات را با استفاده از روش نمونه گيري به دست آورد داده بايد تجزيه و تحليل شوند و اقدامات مناسب براي هر چه بيشتر بر قرار كردن برابري بين مدارس انجام گيرد. از انجمن هاي محلي نيز مي توان در اين زمينه كمك خواست. از سياست ملي هند در اين مورد مي توان بسياري مطلب آموخت. تسهيلات اساسي نظير دو اتاق نسبتاً وسيع تخته سياه، نقشه، نمودار و ديگر مواد آموزشي براي همه مدارس ابتدايي بايد فراهم گردد.www.zibaweb.com مشكلات ويژه اي در مدارس مناطق دور افتاده وجود دارد. مدارس در اين گونه مناطق اغلب كوچك هستند و گاهي فقط يك معلم دارند كه بايد شش پايه دوره ابتدايي را به تنهايي تدريس كند. در چنين شرايطي بايد آموزش هاي لازم به معلمين داده شود و در اين زمينه كشورهاي در حال توسعه مي توانند از تجربيات كشورهاي پيشرفته استفاده كنند. مشكل ديگر جذب معلمين براي كاركردن در مدارس روستايي (اغلب دور افتاده) و نگهداري آنها در اين گونه مناطق است. (Chivore,1988) عدم تمايل معلمين آموزش ديده براي رفتن و ماندن در مناطق روستايي به خوبي آشكار است. كيفيت معلمين مناطق روستايي با ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ارتباط دارد. پاداش نقدي و تأمين مسكن رايگان كه مي تواند پرهزينه باشند هميشه كافي نيستند. نقش مدير مدرسه نيز بسيار حائز اهميت است. فولر (Fuller,1986) نشان داده است كه نقش مدير مدرسه اغلب با نوع مدرسه (نظري، حرفه اي) و فرهنگ محيط در ارتباط است. آموزش رسمي مديران مدارس پس از انتخاب آنها به اين سمت، اثرات مثبتي بر نحوه اداره مدرسه داشته و بايد احتمالاً بخشي از آموزش ضمن خدمت يا از طريق كار تلقي شود. هزينه اين آموزش از طريق كار ناچيز است مگر براي گروهي كه در رابطه با محتواي اين دوره و تهيه مواد آموزشي مورد نياز فعاليت مي كند. محتواي آموزشي اين دوره ها بايد به صورت ملي تهيه شوند و در هنگام بررسي محتواي چنين دوره هايي در ديگر كشورها به ويژه كشورهاي صنعتي بايد دقت كامل مبذول گردد. در مناطقي كه بيشتر والدين بي سواد يا كم سواد هستند، مديران مدارس مي توانند برنامه هايي را براي والدين تهيه كنند و از اين طريق در رفتار والدين تغيير ايجاد كنند. براي نمونه به آنها بياموزند كه فرزندان خود را مجبور كنند تا درس ها را براي آنان بخوانند، يا به والدين آنچه را كه آموخته اند تعريف نمايند. چنين برنامه هايي اثرات بسيار شگفتي بر پيشرفت دانش آموزان به ويژه دانش آموزان پايه هاي دوم و سوم كه از نظر خواندن ضعيف هستند داشته باشد. (Sawadisevee , Jiyono and Nordin 1982 ) اقدامات زيادي در اين زمينه صورت گرفته كه ارزش ثبت و خلاصه كردن را دارد. در تمامي اين اقدامات نقش مديران مدارس توجه بوده است. 1ـ آموزش از راه دوروقتي از برنامه هاي آموزشي از راه دور و استفاده از راديو يا وسايل ارتباطي ديگر به عنوان يك وسيله تكميلي براي آموزش در كلاس درس استفاده شود، در بالا بردن پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مي تواند مؤثر باشد. (Mcanany et al,1982) توليد اوليه برنامه هاي درسي پرهزينه است. ليكن هزينه سرانه به ازاي هر دانش آموز كم خواهد بود. همان گونه كه Mcanany et al تأكيد مي ورزند، ضرورت است كه هر يك از عناصر مورد آزمايش قرار گيرند و در صورت ضرورت قبل از اجراي برنامه تجديد نظر لازم در آنها صورت گيرد. وقتي تمرين ها خيلي به سرعت و بدون اجراي آزمايش هاي لازم شود، تأخيري بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نخواهد داشت و هزينه هاي اوليه توليد به هدر خواهد رفت. عوامل زيادي وجود دارند كه فرايند يادگيري را تحت تأثير قرار مي دهند و پژوهش هاي زيادي در اين زمينه انجام شده كه ارائه آنها در اينجا ممكن نيست. با گسترش پژوهش ها بايد به توان تأثيرات عوامل مختلف را تشخيص داد. ضروري است نسبت به جمع آوري اطلاعاتي كه پيشرفت دانش آموزان تأثير مثبت يا منفي و يا احتمالاً تأثيري ندارند، اقدام شود. نظرات زيادي در اين زمينه مجود دارد كه اين پژوهش ها مي تواند صحت و سقم آنها را نشان دهد. به علاوه ضروري است هر كشوري مكانيزمي براي قضاوت در مورد سلامت آموزش و پرورش و هدف هاي برنامه ريزي در اختيار داشته باشد. اولياء و معلمين براي اين كه از وضعيت تحصيلي دانش آموزان در مواد درسي مختلف آگاه شوند و بدانند در چه قسمتي بايد بيشتر كوشش نمايد، نيازمند اطلاعات هستند، مدير مدرسه نياز دارد در باره نقاط قوت و ضعف هر يك از كلاس هاي مدرسه (در باره تفاوت هاي جنسي) اطلاعات داشته باشد و همچنين بايد بداند و ضعف مدرسه او در هر پايه تحصيلي در مقايسه با مدارس مشابه ديگر چگونه است؟ مدير مدرسه بايد مجموعه فعاليت هاي مدرسه را برنامه ريزي كند و اطلاعات لازم را براي برنامه ريزي فعاليت هاي سال آينده در اختيار داشته باشد. مسئول منطقه بايد بداند كه هر يك از مدارس چگونه كار مي كند، نسبت به تفاوت هاي شهري و روستايي و نظاير آن آگاهي داشته باشد تا بداند در چه قسمتي داد منابع بيشتر مفيد خواهد بود و براي اين كار نيازمند اطلاعات است. اداره برنامه ريزي ملي در زمينه نحوه عملكرد مناطق و استان هاي مختلف كشور نيازمند اطلاعات است. همچنين اطلاعاتي در زمينه نقش هر يك از عوامل (موقعيت مكاني، تجهيزات، آموزش معلمان، كيفيت تدريس، مديريت مدرسه و … ) در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در مواد درسي مختلف و مناطق و مدارس نياز دارد. اداره برنامه ريزي همچنين بايد بداند كه آيا فارغ التحصيلان و آموزش ديدگان در ارتباط با جامعه به آساني كار پيدا مي كنند و مشاركت آنها در توسعه اقتصادي و اجتماعي چگونه است؟ كه اين موضوع البته مطمح نظر اين نوشته نيست. چنين داده هايي را مي توان از طريق بررسي هاي منظم جمع آوري و در اختيار تصميم گيرندگان سطوح مختلف قرار داد. وقتي كه نظام هاي آموزشي اطلاعات لازم را در چنين زمينه هاي اساسي نظير تعداد دانش آموزان هر كلاس/مدرسه، تعداد اتاقهاي درس ، كتاب و ميز تحرير و نظاير آن در اختيار نداشته باشند، مي توان به سادگي آنها را از طريق ارزيابي هاي منظم به دست آورد. وقتي تفاوت هاي زيادي در تدارك و همچنين عملكرد مدارس يا مناطق نسبت به هم وجود داشته باشد مي توان تأخير اين تفاوت ها را بر نتايج عملكرد مدرسه، نظير پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ، رفتار و مهارت هاي آنها ارزيابي نمود. اين ها از اطلاعاتي هستند كه برنامه ريزان آموزشي به آنها نياز دارند. ضمناً داشتن اطلاعاتي از ديگر كشورها و مقايسه ميزان پيشرفت تحصيلي يك كشور با آن ها (به ويژه با كشورهايي كه از نظر اقتصادي در مرتبه مشابهي دارند) و مقايسه ميزان تفاوت ها در مقايسه با ساير كشورها مي توان بسيار سودمند باشد. بدون ارزيابي منظم، آگاهي از سلامت يك نظام غير ممكن است. و اين در حالي است كه هزينه ايجاد و احد ارزيابي حدود در صد مجموع بودجه مدارس ابتدايي و متوسطه خواهد بود.تلخیص ، حمید رضا ترکمندی کارشناس ارشد مدیریتwww.zibaweb.com
منبعProspects for educational planning [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:28 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
ویژگیهای مدیر و مديريت در نهج البلاغه- شجاعتامیر المومنین در نامه به مالک اشتر می فرمایند: «به اهل شجاعت بپیوند و آنان را به عنوان کار گزار انتخاب نما.» (قوچانی،1374،ص137).2- علم ودانش حضرت علی (ع) در خطبه 172 نهج البلاغه می فرماید: «ای مردم همانا سزاوار ترین مردم به این امر (خلافت و زمامداری) کسی است که توانا ترین آنها بر اجرای امور و دانا ترین به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد.» - قاطعیتعلی (ع) از شک و تردید بی مورد نهی کرده و می فرماید: «علم خود را به جهل و یقین خود را به شک تبدیل نکنید، وقتی دانستید عمل کنید و زمانی که یقین کردید، اقدام نمایید.» (نهج البلاغه:حکمت 274). - تجربه کاریعلی (ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید: «افراد باتجربه را به عنوان کارگزار انتخاب نما.» (قوچانی، 1374،ص82). - استقامت در برابر مشکلات حضرت علی در این مورد در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: «پس برای مشاغل کلیدی از سپاهیان و لشکریان خود کسی را انتخاب کن که در برابر دشواری ها و پیش آمد های سخت و تلخ، استوار باشد و مصیبت های بزرگ وی را از پا ننشاند.فردی باشد که هنگام ناتوانی و ضعف دیگران، بر او ضعف و ناتوانی غالب نشود و بر اثر بی خیالی دیگران، بی تفاوت نگردد.» (قوچانی،1374،ص136). - حسن تدبیراز مهمترین عوامل فروپاشی سازمانها و دولت ها سوءتدبیر است. علی (ع) می فرمایند: «چهار چیز دلیل برگشت روزگار و اوضاع و احوال دولت ها و حکومت هاست. بدی تدبیر و زشتی تبذیر و کمی عبرت گرفتن و بسیاری مغرور شدن.» -قدرت و توانایی در نامه 61 به کار گزار نالایق خود کمیل بن زیاد نخعی، عدم قدرت و توانایی او را تذکر می دهد و او را مورد ملامت قرا ر می دهد. - سعه صدرعلی علیه السلام می فرماید: «سعه صدر ابزار حکومت است و این نشان دهنده اهمیت بسیار زیاد سعه صدر برای مدیران و مسئولان می باشد. -- شایستگی و کفایت علی (ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید: «ای مالک در بکارگیری کارگزارانی که باید زیر نظر تو کار کنند هیچ گونه واسطه و شفاعتی نپذیر مگر شفاعت کفایت و امانت را.» - نظم و انظباط علی (ع) در بخشی از عهدنامه خود به مالک اشتر می فرماید: «کار هر روز را همان روز انجام بده زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد.» همچنین در وصیت خود می فرمایند: «سفارش می کنم شما را به تقوی و نظم در امور.» - حسن سابقهدر نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: «بدترین وزیران تو کسانی هستند که وزیران والیان بدکار پیش از تو بوده اند و با آنان در گناهان همکاری کرده اند. مبادا صاحبان اسرار تو باشند زیرا که یاران گنهکاران و برادران ستمکارانند. تو می توانی به جای آنها بهتر از آنها را بیابی، کسانی که نظریات و نفوذ آنها را دارند ولی وزر و وبال آنها راندارند و با ستمکاران و گنهکاران همکاری نکرده اند. این مردان پاکدامن هزینه کمتری بر تو تحمیل میکنند و نسبت به تو مهربانترند و با بیگانه کم الف ترند، آنها را مخصوصان جلسه های سری و انجمن های علنی خود قرار ده.» - داشتن پشتکار و دوری از تنبلیعلی (ع) فرموده اند: «در کارهای خود بر افراد سست و تنبل تکیه نکن.» (دلشاد تهرانی،1377،ص372-375). - بلندی همتدر نامه 53 خطاب به مالک اشتر می فرماید: «با بلند همتان بپیوند.» - تند ذهنی و داشتن حافظه قویایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «کسی را برگزین که در رساندن نامه کارگزارانت به تو یا رساندن پاسخ های تو به آنها کوتاهی نکند و در آنچه برای تو می ستاند یا از طرف تو به آنها تحویل می دهد فراموشکار نباشد. - آینده نگریدر خطبه 154 فرموده اند: «بینادل خرد مند پایان خویش می بیند و پست و بلند و نشیب و فراز خود را می شناسد.» - پاکی و صلاحیت خانوادگیآن حضرت به مالک اشتر توصیه می نماید: «و از آنان که گوهری نیک دارند و از خاندانی پارسا و صالحند و از سابقه نیکو برخوردارند، فرماندهان را برگزین.» -داشتن قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیلآن حضرت در معرفی مالک اشتر به دیگر فرماندهان نظامی به مهارت اداراکی و تشخیص و تجربه و تحلیل مسائل توسط مالک اشتر اشاره می فرمایند: «من مالک اشتر پسر حارث را بر شما وسپاهیانی که تحت امر شما هستند فرماندهی دادم، گفته او را بشنوید و از فرمان او اطاعت کنید. او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزینید زیرا که مالک نه سستی به خرج داده و نه دچار لغزش می شود. نه در آنجایی که شتاب لازم است کندی دارد و نه آنجا که کندی پسندیده است شتاب می گیرد.» ( نهج البلاغه، نامه 53). - خصوصیات و معیارهای ارزشی-عدالت و انصافدرنامه 53 به مالک اشتر: «دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو، در حق، میانه ترین، در عدل، فراگیرترین، و در جلب رضایت مردم گسترده ترین باشد. که همانا خشم عمومی مردم خشنودی خواص را از بین می برد، اما خشم خواص را خشنودی مردم بی اثر میکند.» و در جای دیگری از فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می فرمایند: «انصاف برقرار کن میان خدا و مردم و خویشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعیت که رغبتی به او داری و اگر چنین انصافی برقرار نکنی، مرتکب ظلم گشته ای و کسی که به بندگان خدا ظلم کند خصم او خداست از طرف بندگانش، و هر کسی که خدا با او خصومتی داشته باشد دلیلش را باطل سازد و او با خدا در محاربه است.» حضرت درنامه به فرمانروای حلوان، اسود ابن قطب می نویسد: «پس باید کار مردم در حقی که دارند در نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید.» (احمد خانی، 1379،صص109-101). - تواضع و فروتنیحضرت علی (ع) به یکی از والیان خود نوشته است: «در برابر رعیت فروتن باش.» (دلشاد تهرانی،1377،ص 134 ). - سخاوتحضرت علی (ع) سخاوت و گشاده دستی را از معیار های انتخاب مدیران دانسته است که سخاوت درمال، کار، اخلاق، همکاری، اندیشه و....را هم دربرمی گیرد.» (نهج البلاغه :نامه 53). - وفاداریعلی (ع) در نامه 53 به مالک اشتر فرموده است: «سپس با فرستادن ماموران مخفی، راستگو و وفادار، کارهای آنان را زیر نظر بگیر.» - گشاده روییدرنامه 26 به یکی از کارگزاران سیاسی خود می فرماید: «پر و بالت را برابر رعیت بگستران، با مردم گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و واشاره نمودن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مایوس نگردند.» - تسلط برخشمایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «آن کس را فرمانده لشکریان نما که از همه در علم و بردباری بالاتر باشد و از کسانی باشد که خشم او را فرا نگیرد و زود از جای خود به در نرود.» - میانه روی در درشتی و نرمیدر نامه 19 به یکی از مدیران فرمود: «همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کرده اند، من درباره آنها اندیشیده ام، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، زیرا که مشرکند، و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری، زیرا که هم پیمانیم، پس در رفتار با آنها، نرمی و درشتی را در هم آمیز، رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور نمودن رعایت کن.» - صبر و بردباریدر خطبه 190 خطاب به لشکریان خود چنین فرموده اند: «بر جای خود محکم بایستید و در برابر بلایا و مشکلات استقامت کنید.» همچنین در حکمت 153 چنین فرموده اند: «انسان صبور پیروزی را از دست نمی دهد هر چند زمان آن طولانی شود.» - امانتداریامیرالمومنین در نامه ای به برخی از کارگزاران خود نوشته: «کسی که امانت را خوار شمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، در های خواری و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسوا تر خواهد بود و بزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب نسبت به پیشوای مسلمانان است.» (دلشاد تهرانی،1377،ص279). - خوش بینی نسبت به دیگراندرنامه 53 به مالک اشتر می فرماید: «هیچ عاملی بهتر و قوی تر از نیکی به رعیت و سبک ساختن هزینه های آنان و ترک تحمیل بر دوش آنان نیست. پس باید در این باب کار کنی که خوش بینی به رعیت را به دست آوری زیرا خوش بینی رنج بسیار را از تو دور می کند. چنانچه انسان خوشبین به دیگران باشد، همیشه اعصاب و افکار او در آسایش و راحتی است به خلاف اینکه اگر نسبت به دیگران بدبین و بدگمان باشد، مرتب افکار او در اطراف نکات منفی و غیر صحیح دور می زند و مرتب در حالت جنگ درونی و گرفتار مسائل روانی و ناراحتی اعصاب خواهد بود.3-2-11- رفق و مدارا در نامه 46 به یکی از کار گزاران می فرماید: «در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، اما آنجا که جز با شدت عمل کارها پیش نمی رود شدت عمل به خرج ده و پر و بال خود را برای مردم بگستر و با چهره گشاده با آنان روبرو شو و نرم خویی با آنان را نصب العین خود قرار بده.» - طرد سخن چین علی (ع) در این مورد می فرمایند: «در قبول سخن بد گویان شتاب مکن که سخن چین فریبنده است، گرچه در جامه خیرخواهان در آید.»حمید رضا ترکمندی ، زیباوب www.zibaweb.com -طرد چاپلوسدر نامه 53 خطاب به مالک اشتر می فرماید: «بپرهیزید از خود پسندی و از شگفتی در خویش و در باره صفتی از اوصاف خود که خوشایند توست و بپرهیز از اینکه دلبسته آن باشی که در ستایش تو از اندازه بگذرند همانا که بهترین فرصت شیطان در این احوال است تا نیکوکاری نیکوکاران را بر باد دهد و باید کسانی نزد تو برگزیده تر باشند که پیش از همه در روی تو سخن تلخ بر زبان آورند و ترا در آنچه خدای بر دوستان خود نپسندد، کمتر یاری کنند. به اهل پرهیز و راستی بپیوند و آنگاه آنان را چنان پرور که در ستایش تو از اندازه نگذرند و به باطل ترا در کاری بزرگ که به تو نسبت می دهند و تو آن کار را نکرده باشی، دلشاد نسازند. چه زیاده روی در ستایش، در دل خود بینی پرورد و آدمی را به تکبر وادارد.» - توجه به کارکنان در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: «آنگاه به حد وافی نیاز مندی های آنان را تامین کن که این خود امکان می دهد که در اصلاح خویش بکوشند و از تصرف در اموالی که در اختیارشان می باشد بی نیاز گردند، حجت را بر آنان تمام می کند که عذری برای مخالفت با امر تو یا خیانت به امانت تو نداشته باشند.» - عیب پوشی و پرهیز از عیب جوییامام علی در نامه به مالک اشتر می فرماید: «و باید دور ترین افراد رعیت از تو و دشمن ترین آنها در نزد تو، کسی باشد که پیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیب هایی است و والی از هرکس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیب های مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود. زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است داوری می کند. تا توانی عیب های دیگران را بپوشان، تا خداوند عیب های تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند و از مردم گره هر کینه ای را بگشا و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته اند، به تغافل زن وگفته سخن چین را تصدیق نکن.» - خصوصیات و معیارهای مکتبیمعیار های مکتبی ریشه در مکتب اسلام و مدیریت اسلامی دارد. جایگاه و مفهوم انسان در دو مکتب الهی و مادی، معیار ها و ملاک های انتخاب افراد در مناصب و مدیریت ها را نیز شکل می دهد به طوری که در مکتب تیلوریسم به انسان به عنوان گوریل باهوش و در مکتب اسلامی به عنوان خلیفه نگریسته می شود. درمدیریت اسلامی هدف صرف، تولید نیست (آفتاب،دوشنبه 13 آبان 1387). اسلام یک چشم انداز (vision) است و هدف غایی و نهایی آن، تعالی انسان است. مثلاً نسان به جایی برسد که نه تنها توجه به چهارچوب خانواده خود بلکه خواستار برابری و برادری همه انسانها در سراسر دنیا از هر نژاد و عقیده و ... باشد. یعنی به سمت تعالی و از خود رها شدن پیش برود. این دیدگاه متعالی اسلام در همه عصرها و زمانها و برای همه انسانها از هرعقیده و نژاد و...پذیرفته شده و قابل قبول است و آرزوی همه بشریت است. به همین دلیل اسلام فنا ناپذیر است. ولی، در زمانهای مختلف، از بعداز وفات پیغمبر (ص) تاکنون، راهکارهای رسیدن به این چشم انداز، باتوجه به علم روز، متفاوت بوده، به دست بشر و با علم و اطلاع محدود بشر طرح ریزی شده است. همواره، انسانهای شیطان صفت و دیکتاتور تلاش نموده اند تا عقاید باب طبع خودشان که در جهت منافع آنها بوده را عین اسلام جلوه داده و حق انتقاد و ارائه راهكارهای درست و مطابق علوم روز را از مردم و متخصصین سلب كنند. به همین دلیل، لازم است که علما و متخصصین، در هر زمان مطابق با پیشرفت علوم روز راهکارهای جدیدی برای رسیدن به اهداف غایی اسلام بیابند .ولی به آن حالت قداست ندهند و اجازه دهندكه به طور دائم و همیشگی در طول ایام و دوران، راهکار آنها مورد انتقاد قرار گیرد و چکش کاری شود تا صیقل بخورد و ایرادات و اشتباهات آن گرفته شود و آن چیزی شود که واقعاً در شان نزدیک کند. http://www.m-o-d-i-r.blogfa.com [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:26 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
شيوه های کهنه آموزش در مدارس، دشمن خلاقيت و کارآفرينی
تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی ايران گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. مدتهاست کشورهای پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند که برای اين که نسل بزرگسال کارآفرينی پرورش دهند، بايد آموزش کارآفرينی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. به اين ترتيب کودکی که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا می شود. در آينده نيز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايی نياز مبرمی دارد. حميده احمديان راد :ژاين نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود. خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند: برخی از کارشناسان فراتر از اين می روند و توصيه می کنند که آموزش کارآفرينی از سنين کودکی شروع شود چرا که کارآفرينی از تجربيات زندگی در محدوده خانواده و فرهنگ سرچشمه می گيرد. سوده را کارشناس ارشد کارآفرينی می گويد: " زمانی تصور می شد افراد، کارآفرين به دنيا می آيند چون خصوصيات آنها به قدری نادر و بخصوص بود که در هر جايی يافت نمی شد. در حالی که امروزه شواهد کافی وجود دارد که نشان می دهد، صفات کارآفرينی می تواند در نتيجه آموزش های دوران کودکی و استقلال و اتکا به خود و نيز در نتيجه ارزش های فرهنگی مربتط با کار و صنعت پرورانده شود. روانشناسان معتقدند که 5 سال اول زندگی اثر دائمی بر شخصيت فرد به جای می گذارد. در اين دوران نوع رفتارها د رخانه و خانواده بيشترين تاثير را در شکل گيری رفتار آينده کودک بعنوان فرد بالغ به جا می گذارد. برای مثال کوکانی که مادران آنها پيوسته و همراه با محبت برايشان از طريق داستان، کتاب، اسباب بازی، بازی و گفت و گو ايجاد تحرکات ذهنی اوليه می کنند، در دوران مدرسه و دبيرستان هميشه نمره هايی خوبی می آورند و در آينده به افرادی مطمئن، شاد، فعال، اجتماعی، از نظر احساسی مستحکم و از نظر ذهنی کنجکاو و تبديل می شوند. همچنين مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. اين کودکان در مواردی که از خود استقلال، ابتکار و پشتکار نشان داده اند، تشويق شده و به خاطر آن جايزه گرفته اند و در صورت تنبلی و انجام تقاضای بی جا به آنها پاداش داده نشده است. حتی برخی از کارآفرينان از خانواده هايی می آيند که ناپايدار و غير متحد بوده و با بحران هايی نظير مرگ يکی از والدين، جدايی والدين، طغيان عليه و الدين و اخراج از خانه مواجه بوده اند. اين گونه کودکان تحت فشار قرار گرفته و در نتيجه چگونگی سير کردن شکم و تصميم گيری را زودتر ياد گرفته اند . " شيوه های کهنه آموزشی مانع خلاقيت کودکان ايرانی : روانشناسان می گويند بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. اين به معنای آن است که نحوه آموزش و پرورش کودکان ما صحيح نيست. ما در خانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده پر می کنيم و اين رويه را تا پايان دوران مدرسه ادامه می دهيم. به این ترتيب کودکان و نوجوانان ما توانايی کشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه خلاقيت شان را از دست می دهند. در واقع شکل آموزش و پرورش ما از لحظه تولد کودک با توانمندی های او و امکانات بالقوه کشور مطابقت ندارد. به اين ترتيب نمی توانيم چنان که بايد افراد کارآفرين پرورش دهيم. کارشناسان می گويند ايراد نوع آموزش ما اين است که از پيش تعيين شده است. در حالی که کودکان خودشان بايد به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرک های گوناگون از جمله ارتباط با طبيعت، افراد و فليمهای مناسب مواجه شوند. سوده راد می گويد: تحقيقی توسط محققی به نام چلبی از سال 1375 تا 1378 در ايران انجام گرفت. محقق با بررسی 2021 نمونه از چند شهر کشور به 7 نوع عمومی شخصيت با درصد فراوانی های مختلف رسيد که از آن ميان بيشترين درصد يعنی 27/3 درصد متعلق به شخصيت متوسط بود و تنها 4/4 درصد اين نمونه ها شخصيت فعال داشتند. کسانی که شخصيت فعال دارند ، اغلب آمادگی روبه رو شدن ، تطابق، سازگاری و همنوايی با محيط های متنوع و جديد را دارند. اين دسته از افراد بطور کلی طالب موفقيت در امور مختلف زندگی هستند و در همان حال مايلند روی محيط خود کنترل ابزاری و نظارت داشته باشند. در حالی که شخصيت متوسط دارای تمايلی به فعال شدن در محيط به صورت ابزاری منتها در حد متوسط دارد. " وی می افزايد: " در نسل های پيشين در کشور ما مثل جوامع و خانواده های غربی کنونی، فرزندان بخصوص پسران از سنين کودکی و نوجوانی با مفهوم کار و در آمد آشنا می شدند. بطوری که حتی در خانواده های ثروتمند نيز شاگردی فرزند و يادگيری کار، مذموم شناخته نمی شد . " به اين ترتيب لازم است که خانواده های ايرانی نگرش خود را يکبار ديگر تغيير دهند. اين تغيير هم با آموزش ممکن است. اين کارشناس می گويد که در کشور آمريکا بنيادی بنام نيروی کارآمريکايی جديد و برنامه خانواده ، در جهت آموزش خانواده ها فعاليت می کند و سياستگذاران را در ارائه راه حل های جديد برای تقويت خانواده و کارآفرينی ياری می رساند. همچنين در اين کشور برای تقويت مهارت آمريکايی ها و ارتقای رقابت در اقتصاد و به منظور انجام فعاليت های کارآفرينانه و همين طور در موضوع خانواده و کودکان تحقيقات مختلفی انجام و نيز کنفرانس هايی برپا می شود. خلاقيت با آزادی شکوفا می شود : آلبرت انيشتين در خاطراتش می گويد: " نظر یه نسبيت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد. زيرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای انديشيدن به فضا و زمان ندارد. اينها چيزهايی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام . " به اين ترتيب پرورش خلاقيت کودکان تاثير مهمی در آينده آنها دارد. بسياری از کودکان تيزهوش اند ولی در بزرگسالی هرگز متناسب با هوش شان پيشرفت نمی کنند. اين موضوع به نحوه آموزش و پرورش آنها بر می گردد. دکتر معصومه رفيقی روانشناس کودکان می گويد: " جان لاک می گفت بچه ها طبيعت منفعلی دارند. با پاداش و تنبيه بايد رفتار آنها را تقويت کرد. بعدها روسو گفت بچه طبيعتا" فعال است. خودش اکتشاف می کند و اگر مانعی مقابلش ايجاد نشود، خلاق می شود. الان نظريه روسو غلبه دارد. بطور کلی سن 5 سالگی سن جهش سريع در خلاقيت است. خلاقيت هم در آزادی شکل می گيرد. هر بچه ای به نوع استعدادهای خودش را نشان می دهد. آزادی به خلاقيت امکان بروز می دهد و محدوديت مانع بروز آن می شود. بازديد از مکان های مختلف هم خلاقيت را تقويت می کند. محيطی که بايد خانواده ها برای بروز خلاقيت ايجاد کنند محيطی است که بچه ها آزادانه فکر کنند. همچنين خانواده ها بايد براساس رشد و نياز بچه، اسباب بازی در اختيارش قرار دهند. به قول " اولين شارپ" بازی تفکر کودک است. بچه ها در سنين پيش از دبستان با بازی آموزش می بينند و با محيط اطرافشان مواجه می شوند و تطبيق پيدا می کنند. " بسياری عقيده دارند يکی از موانعی که در کشورهای جهان سوم در مقابل خلاقيت وجود دارد، اين است که مردم اين کشورها بيشتر دوست دارند که کودکانشان را مطيع بار بياورند و حس پرسشگری آنها را سرکوب می کنند. آموزش و پرورش شرط اول بروز خلاقيت : در کشورهای پيشرفته کار زيادی در باره مسائل روانشناسی و جامعه شناسی کودکان و نوجوانان انجام شده. وجود انبوهی از کتاب ها و مجلات مربوط به اين موضوعات در اين کشورها دليل اين مدعاست. اين در حالی است که در کشور ما کار تحقيقاتی زيادی انجام نشده. همين موضوع باعث می شود که کودکان در اين کشورها با توانايی های بيشتری نسبت به کودکان ساير کشورها بزرگ شوند. شيوه های نوين آموزش و پرورش کمک می کند که آنها به کارهای نو دست بزنند و با هر موضوعی خلاقانه برخورد کنند. به اين ترتيب ممکن است از نظر ما عجيب به نظر برسد که يک استاد دانشگاه اروپايی ، نجاری می کند، خانه اش را خودش بنايی می کند و آن را رنگ می کند، کتاب می نويسد و .. و هيچکدام از اين کارها هم برای او سخت نيست چون شيوه اکتشاف، طرح مشکل، حل مساله و تبيين و استنتاج را از کودکی آموخته است. از ويژگی های ديگر آموزش و پرورش اين کشورها اين است که همه کودکان دوره پيش دبستانی را می گذرانند. در مهد کودک های اين کشورها هم امکانات زيادی برای توسعه تفکر خلاق بچه ها ايجاد شده و برای هر گروه سنی محيط های بازی و اسباب بازی های ويژه مهيا شده است.مهدهای کودک در اين کشورها، پرورش خلاقيت های ذهنی، مهارتهای فيزيکی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقيت و حس استقلال را هد قرار داده اند. تمام اينها دست به دست هم می دهد که از کودکان امروز، افرادی با آيده های نو و کارآفرينانه به وجود بيايد. اينها نيازهای مبرم جامعه ايران نيز هستند. بنابراين لازم است که آموزش خلاقيت و کارآفرينی در سنين کودکی و نوجوانی هم در خانواده ها و هم در مدارس جدی گرفته شود. حمیدرضاترکمندی بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. منبع: مقاله "شيوه های کهنه آموزش دشمن خلاقيت و کارآفرينی " - روزنامه ايران - سال سيزدهم - شماره 3688 - بخش گزارش - دوشنبه 25 تير ماه 1386 www.Fekreno.org
[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:24 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
نکاتی در مورد بهبود رفتار دانش آموز در سطح فردی ، کلاس و مدرسه/و مدیریت زنگ تفریح در مدیریت زنگ تفریح 2 دیدگاه مطرح است 1-ديدگاه مداخله گر 2-ديدگاه غيرمداخله گر ديدگاه مداخله گرمعتقدبه مديريت مستقيم رفتاردانش آموزان درزنگ تفريح ،ايجادتغييراتي در حياط وزمين مدرسه وآموزش بازي هاي سالم وبي خطراست . انتقاد وارد به اين ديدگاه اين است که با اين نوع مديريت آزادي دانش آموزان و فعاليت هاي خود به خودآنان که ازنظراجتماعي مفيداست محدودمي شود. اماديدگاه دوم که غیرمداخله گراست معتقداست؛ که دانش آموزان درزنگ تفريح بايدکاملاً آزادباشندتابتوانندبه فعاليت هاوبازي هاي موردعلاقه خودبپردازند.دنباله روي ازاين ديدگاه نيزممکن است درمواردي به رشدفرهنگ ضدمدرسه منجرشود.استفاده ازآزادي منجرمي شودکه اين امرمي تواندبه خصوص اثرمخربي بريادگيري دانش آموزان داشته باشد.www.zibaweb.com درسالهاي اخيردربسياري ازکشورهاي پيشرفته نوآوري هايي درجهت بهبودرفتاردرکلاس وحياط مدرسه انجام شده وروش هاي جديدبراي مديريت زنگ تفريح به خوبي درجهت کاهش رفتاراختلال زا مورد استفاده قرارمي گيردکه به برخي ازآنهااشاره مي شود.
1-بهبودرفتاردرسطح سازمان، کلاس ودرس 2-بهبودرفتاردر دانش آموزان ازطريق جلب مشارکت آنان دربازسازي حياط ومحوطه بازي 3-بهبودرفتارازطريق بهبودروابط بين دانش آموزان 4-بهبودرفتاردانش آموزان ازطريق آموزش معلمان وبهبود جو مدرسه
براساس نظر واتکينس درهرمدرسه سطوح مختلفي وجودداردکه شامل: الف –سطح سازمان ب-سطح کلاس ج –سطح فردي
باتوجه به اين که درسطح الگوهاي رفتاري خاصي بروزمي کند،مديريت رفتاردانش آموزان درهريک ازسطوح شناخت کافي وروشهاي تربيتي خاصي رامي طلبد.براي بهبودرفتاردانش آموزان درزنگ تفريح لازم است درهريک ازسطوح اقدامات تربيتي خاصي صورت گيرد.به عبارت ديگربدون توجه به اين که درکلاس ودرکل مدرسه چه مي گذردوچه الگوي رفتاري درآنجا حاکم است نمي توان انتظارداشت که دانش آموزان رفتارمتعادل وشايسته اي درزنگ تفريح ازخودنشان دهند.ازطرفي لازمه بهبودرفتاردرهريک ازسطوح مشارکت کامل دانش آموزان وايجادجو ومحيطي دوستانه براي بحث وگفتگو درموردرفتارقابل پذيرش وغيرقابل پذيرش وتصميم گيري درزمينه مقررات کلاس ومدرسه ياتعديل واصلاح آن است.
خلاصه برخي ازاصول حاکم برسطوح مختلف سازمان مدرسه ،کلاس وفرد براساس نظرمحقق فوق به شرح زيرمي باشد.
الف –بهبودرفتاردرسطح سازمان
تاسازمان مدرسه ومحيطي که درآن رفتارنامطلوب بروزمي کندمورد ارزيابي واصلاح قرارنگيرد ارائه راه حل هاي مختلف براي مسايل انضباطي دانش آموزان چاره سازنخواهدبود.
ازويژگيهاي مهم سطح سازماني چگونگي رفتارمعلم هاوميزان همکاري آنان بايکديکراست .درمدرسه هايي که فرهنگ مشارکتي وجودداشته باشدبراي کمک به بهبودرفتاريک ياگروهي ازدانش آموزان مبادله اطلاعات وهمکاري معلم هاصورت مي گيردکه اين امرتاحدود زيادي مي تواندبه شناخت وحل مشکل کمک نمايد.ودرحالي که درمدرسه هايي که معلم هادرانزوا کار مي کنند مشکل رفتاري دانش آموزان به صورت يک مسئله بغرنج وتنبيه دانش آموزان خاطي به عنوان تنهاراه حل موردتوجه قرار مي گيرد.
بهبودرفتاردرسطح سازمان رامي توان باايجادفرصت هايي براي ارزيابي مديريت کلاس ها،روش هاي تدريس ،مقررات مدرسه ،الگوي رهبري ،نظام حمايت ازکارکنان وچگونگي ارتباطات فراهم آوردودرصورت لزوم هريک ازمواردفوق راموردتجديدنظرواصلاح قرارداد.
ب –بهبودرفتاردرسطح کلاس
ازعوامل ديگري که مي تواند بررفتار معلم وشاگردتاثير گذارد،شرايط کلاس مي باشد.
سازمان دادن وهدايت فعاليت دانش آموزان وتسلط بروقايع پيش بيني نشده درکلاس نيازمندمهارت قابل توجه معلم است . وچگونگي مهارت معلم درمديريت کلاس مي تواندازعوامل بروزياپيشگيري مشکلات رفتاري باشد.همان طورکه مشخص است پاسخ هاي واکنشي به هنگام بروزمسايل انظباطي کافي نيست بلکه مهم برنامه ريزي قبلي وانجام اقدامات لازم براي پيشگيري ازمسائل است .
واتکينس مهارت اصلي معلم رابرقراري يک نظام فعاليت درکلاس مي داند.منظورفعاليت هايي است که دريک نظام وحدت يافته باشند.اين محقق براين اعتقاداست که اگردرکلاس نظام فعاليت جريان نداشته باشدانظباط حاکم نخواهدشد. نظام فعاليت هاي کلاس شامل: تعيين اهداف ،تعيين تکليف ،توجه به ارتباطات ،درنظرگرفتن زمان براي هرفعاليت ودراختيارگذاردن منابع مناسب براي آن فعاليت است که براي هريک ازمواردفوق بايدقبلاً برنامه ريزي گردد.
از اقدامات ديگري که مي تواند درکاهش رفتارنامناسب کلاس موثرباشد مشارکت دانش آموزان درتنظيم مقررات کلاس وتقويت مهارت هاي ارتباطي آنان به خصوص آموزش رفتارارتباطي مناسب با همکاران است .www.zibaweb.com
ج –بهبودرفتاردرسطح فرد
هردانش آموزبه علت شرايط ويژه خود داراي الگوي رفتاري خاص مي باشدلذا هرگز نمي توان دستورالعمل ساده اي براي پاسخگويي به رفتارهاي اخلاق نماي دانش آموزان درشرايط مختلف ارائه داد.علل بروز رفتارنامناسب دانش آموز درکلاس ياحياط مدرسه مي تواندناشي ازترکيب دانش آموزان درکلاس و نوع ارتباطات آنان ،رفتارمعلم ،چگونگي سازمان مدرسه ويادلايل فردي باشد.بنابرين درمرحله اول بايدتشخيص دادکه مسئله درکدام قسمت است .
جمع آوري اطلاعات توسط معلمان وتهيه فهرستي که نشان دهدچه رفتاري مشکل ايجادکرده ،درچه شرايطي رفتارموردنظربروز مي کندودرچه شرايطي امکان بروزآن محدوداست .قبل ازبروزرفتارچه اتفاقي مي افتد سپس ازوقوع آن چه پيش مي آيدمي توان مفيدباشد.
معمولاً رفتارنامناسب دانش آموزان درموقعيت هاي خاص بروزمي کند بنابرين براي شناخت رفتارآنها بايدبه محيط کلاس ونحوه مديريت آن ومهارت هاي حل تعارض معلم توجه نمود.
لازم به ذکراست که تعامل تجربيات معلم ها با هم درموردرفتارفردياگروه خاص وتبادل روشهاي موفقيت آميز مشاهده کلاس يکديگروبحث وتبادل نظر درمورد جو و مديريت کلاس مي توان درشناخت بهتررفتاراختلال زا وکاهش آن موثرواقع شود.بايدديدکداميک ازمعلم هاياهمکاران باجلب اعتماد واطمينان دانش آموزان مي تواندبه اودرجلوگيري ازرفتارموردنظرکمک کند.ممکن است معلم ودانش آموز دچار تضادوتعارض باشندوکمک شخص سوم مي توانددررفع مشکل ارتباطي موثرواقع شود.رفتاردانش آموزهمچنين ممکن است نشان دهنده مشکل شخصي ونيازمندتوجه خاص باشد.به هرحال مداخله درسطح فردي لازم است که مناسب باوضعيت دانش آموزوشناخت بهبودهاي اوباشد.
مداخله هايي که بتوانددانش آموز راازطريق راه هاي قابل پذيرش به هدف خودبرساند ازموثرترين روش هابراي بهبودرفتار دانش آموزان باشد.به همين ترتيب تقويت مهارت هاي مشاورمدرسه وتعيين معلم راهنمابراي دانش آموزاني که دچاراختلالات رفتاري هستندازروش هاي موثرکاهش رفتار ناسازگار است .
چنانچه تدابيرفوق که درحد وظايف مدرسه ومعلمان است موثرواقع نشدضروري است مدرسه به متخصصين حرفه کمک کند ، وجود خدمات حمايتي درمدرسه ،صحبت با اولياء دانش آموزان ، تشکيل گروه هاي حمايت کننده ازدانش آموزان براي کمک به يکديگرمي توانددرحل مشکلات رفتاري مفيدباشد.
يکي ازروشهايي که به بهبودکيفيت زنگ تفريح وتجربيات بازي دانش آموزان منجرمي گردد مشارکت دانش آموزان دربازسازي حياط ومحوطه بازي مي باشد.
ازتحقيقاتي که توسط محققين دانشگاه شفيلدانگلستان درچارچوب مدرسه انجام شده است . بهسازي فضاي بيروني مدرسه رابه عنوان روشي براي مقابله بااختلالات رفتاري انتخاب کرد ه بودند.اين پروژه شامل طرح براي مقابله بااختلالات رفتاري درمدرسه است که مداخله درجهت تغييرفيزيکي حياط وزمين بازي يکي ازطرح حاي فوق مي باشد.دراين طرح دانش آموزان مدارس گروه آزمايش باهمکاري چندتن ازدانشجويان معماري وتحت نظارت محققان پس ازتشخيص نقاط ضعف وقوت حياط وفضاي بازي مدرسه به طراحي آن پرداختند.درشروع ازنظردانش آموزان نقاط مثبت حياط مدرسه نقاطي بودکه آنان بابهره گيري ازخلاقيت خودوبادستکاري محيط ازامکانات ضعيف آن استفاده مي کردند.عناصري که به عنوان تغييرات ضروري پيشنهادمي شدنشان دهنده رشدفکري وآگاهي از انتظارات يکديگربود تغييرات موردنظر دانش آموزان شامل درخت ،بوفه ،وسايل بالارونده ،حيوان ،باغچه ،طناب ،زمين فوتبال ،چرخ وفلک ،بازي مکاره وحياط پرماجرابود.
درهريک ازمدارسي که پروژه بهسازي رابراي مقابله بااختلالات رفتاري دانش آموزان انتخاب کرده بودندنوع تغييرات ايجادشده بامدارس ديگرتفاوت داشت .
درزمينه اثرات پروژه بررفتاردانش آموزان محققان به اين نتيجه رسيدندکه به طورکلي مدارسي که دانش آموزان مشارکت بيشتري درطراحي وساخت محوطه بازي داشتندنتايج تحقيق براي دستيابي به اهداف مثبت تربود. به اين معني که رضايت دانش آموزان اززمين بازي واحساس آنان درموردايجادتغييرات مطلوب درحياط مدرسه بيش ازسايرمدارس بود.
ونيزبراساس مصاحبه بامعلمان درهمه مدارسي که درمداخله براي بهسازي حياط انجام گرفت ميزان دعوا وزدوخوردوشکايات دانش آموزان درزنگ تفريح قابل ملاحظه يافته بود.به همين ترتيب ميزان خستگي وبي حوصلگي دانش آموزان کمترشدورضايت آنان ازحياط ومحوطه بازي افزايش يافته بود.
ازموثرترين برنامه ها آگاه سازي دانش آموزان ازروش هاي مسالمت آميزحل اختلافات درمدرسه وتقويت همبستگي ميان دانش آموزان است .
مهمترين طرح هادراين زمينه مشارکت آميزتعارض توسط دانش آموزان ،مشاوره وجرات آموزي است .هدف اين نوع مداخله هاتقويت مهارت هاي اساسي دردانش آموزان به خصوص توانايي گوش دادن ،تقويت اعتمادبه نفس وخودباوري است .
دربرنامه حل مشارکت آميزتعارض بين دانش آموزان سنين مختلف ازطريق کارگا ه هاي آموزشي وارايه فعاليت هاي مختلف کمک مي شودکه به يادگيري مهارت ها و راهبردهاي مناسب مسائل مربوط به دگرآزاري وسايررفتارنامطلوب درمدرسه رابه صورت گروهي وخلاق حل کنند.
همچنين تکنيک هاي جرات آموزي کمک مي کندکه دانش آموزان به جاي اين که با ديگران رفتاري منفعلانه يابرعکس پرخاشگرانه داشته باشند درشرايط گوناگون باخودباوري واعتمادبه نفس رفتارکنند.دراثراين برنامه آموزشي مهارت هاي حل تعارض اعتمادبه نفس دانش آموزان افزايش يافته ومهارت هاي اجتماعي آنان براي شرکت دربازي هاي دوست يابي تقويت مي شود.
جلسات آموزش شامل تکنيک هاي جرات آموزي است که مي تواندبراي مقابله ياپيشگيري ازآزارگري به کارگرفته شود.اين جلسات به خصوص براي دانش آموزاني مناسب است که معمولاً مورد تمسخرياآزارقرارمي گيرنديامهارت هاي اجتماعي ضعيفي دارند.
اولين روش هاي ديگر پيشگيرانه ومقابله بااختلالات رفتاري دانش آموزان مي توان به طرح هايي درزمينه بهبودکيفيت استخدام وآموزش ضمن خدمت معلمان وبرنامه هاي افزايش احترام متقابل وبهبودرابطه بين دانش آموزان ومعلمان اشاره کرد.
ازکارکردهاي پنهان نقش تربيتي معلمان ومسئولان مدارس نقش الگودهي آنان است ودانش آموزان بدون تنظيم ،متوجه باشندبسياري ازرفتارهاي اجتماعي نگرش هاوارزش هااز راه تقليد و الگوگرفتن ازمربيان خودکسب مي کنند.
بنابرين مهمترين قدم براي بهبودرفتاردرمدرسه وتقويت ارزشهاي اخلاقي ،ارائه برنامه هاي مستمر،آموزش ضمن خدمت براي مديران ومعلمان درجهت تقويت مهارت هاي ارتباطي آنان است . اگرقراراست تسامح وسعه صدردرمدرسه تقويت شوددردرجه اول بايدبزرگسالان مدرسه فنون و روشهاي برخورد با ديگران را بياموزند وآگاه گردندکه انسان چگونه مي توانددرشرايط پرمساله باديگران بدون ترس ،خشونت ،نيازهاوابتکارات خودرابيان کندودرعين حال درموردنيازهاوابتکارات ديگران نيزحساس باشد.
تحقق ارزش هاي انساني درصورتي ميسراست که معلمان وکارکنان مدرسه به اين ارزش ها معتقد باشند و مهارت هاي لازم رابراي تبديل آن ها به هدف هاي رفتاري کسب کرده باشند.اگرمعلم ها به معيارهايي که درمدرسه ارائه مي شود عمل نکنندودانش آموزان اين نمونه رادررفتارمعلم ها و شاگردان بزرگترنبينندامکان تحقق آن بسيارضعيف است. اگردرمدرسه روح انصاف ،عدالت ، اعتماد بين مسئولان مدرسه ومعلمان برقرارباشد دانش آموزان عدالت ،صميميت واحترام متقابل رايادمي گيرند.نوع دوستي وخدمت به ديگران رادانش آموزان با مشاهده کمک شاگردان بزرگتر به کوچکتر ياد مي گيرند. نوعدوستي وتمايل خدمت به ديگران درافرادي به وجود مي آيدکه درخانه ومدرسه براي اين رفتار ارزش قائل شده باشند. http://paknevis.parsiblog.com *************************************** كيف هاي دانش آموزان؛ هر روز سنگين تر از ديروز؛حمل سرب به جاي كتاب درسي! سرويس دبستان جلوي در ورودي مدرسه مي ايستد، صندوق عقب ماشين پر از كوله پشتي و كيفهاي رنگارنگ با طرحهاي مختلف و زيباست. بعضي از كيفها هم به بزرگي يك چمدان كوچك است. يك كلاس اولي در ماشين را باز كرده و به كمك راننده كوله پشتي اش را برمي دارد. كوله آن قدر سنگين است كه نمي تواند روي دوشش بگذارد، بند آن را در دست مي گيرد و تا مدرسه روي زمين مي كشد! در همان لحظه صداي گوشخراش كشيده شدن چرخهاي كيف كودكي ديگر بر روي زمين، توجه همه را به خود جلب مي كند. او به زور كيف چرخ دار را بر روي زمين مي كشد و آن دورترها كودكي به سمت جلو خم شده و لنگ لنگان به سمت مدرسه مي آيد. كوله پشتي او سنگين تر از وزن خودش به نظر مي رسد! و....
[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:21 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
راه هاي گسترش فرهنگ مطالعه و پژوهش معلمان مطالعه تاريخ تمدن و تاريخ علم نشان مي دهد که افراد و کشورهايي در علم پيشرفت داشته اند که عادت به مطالعه و کتابخواني جزو زندگي روزمره آنها بوده است زيرا که مطالعه زندگي را گسترش مي دهد. مطالعه گر متوجه مفهوم زندگي در ديگر نقاط دنيا و ساير دوره هاي تاريخ مي شود. براي خود و سايرين معيارهايي قائل مي شود و زندگي خويش را با کشمکش هاي تاريخ مقايسه مي کند و به پيروزي ها و محروميت هاي خويش پي مي برد.
ايجاد انگيزه در معلمين بزرگترين مشكل در نظام آموزش و پرورش عدم كاربرد اصول روانشناسي در كلاس هاي درس مي باشد به همان دليل عدم رغبت و عدم توجه به خواسته ها و نگرشهاي معلمان و كارورزان دروس روانشناسي ، روشها و فنون تدريس ، فلسفه آموزش و پرورش ، جامعه شناسي ، اقتصاد و متون تخصصي را به صرف دروس دانشگاهي بودن و اخذ صلاحيت مي گذرانند و به كار آمدي و اهميت و اولويت آنها توجه نداشته و در ميدان عمل تجربيات خود را مهمترين راهبرد علمي مي نامند . اگر دانش آموزي براي رسيدن به حقيقتي سه روز وقت صرف كند تا شخصاَ به كشف آن نايل آيد، بهتر از آن است كه همان حقيقت را در يك ربع ساعت براي او توضيح دهيد. ( ديدگاه ژان پياژه در مورد روش هاي تدريس فعال ) [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:18 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
مديريت آموزشي و روابط انساني مديران مدارس و معلمان چکیده: فراگرد ارتباط میان مدیران و معلمان یکی از جوانب مهم ارتباطات سازمانی است که بازخوردهای ناشی از آن رفتار اثر بخش را تسهیل می کند. این پروژه ضمن رهبری معرفی یک مدل ساده ارتباطی میان فردی،کاربر آن در توضیح شخصیت رهبری مدیر و اثر بخش سازی رفتارهای متقابل میان مدیران وزیر دستان نشان می دهد. اهمیت و ضرورت پژوهش : اهمیت و ضرورت این پژوهش از آنجا ناشی می شود که روابط انسانی میان مدیران و معلمان در ارضای نیازهای انسان با موضوعات و موارد زیاد دیگری ارتباط دارد.بدین معنا که برقراری ارتباط صحیحی میان رئیس و مرئوس باعث تقویت روحیه، رایت شغلی و عملکرد بالاتر و از طرف دیگر باعث کاهش فشار ناشی از کار، تنش، مخالفت، مقاومت می گردد. که در نهایت به افزایش کارایی و اثربخشی سازمان منجر خواهد شد و سلامت فرد و سازمان در جامعه تضمین می شود.همچنان که می دانیم تقریبا همه صاحب نظران از میان عوامل موثر در ارتقای بهره وری و عوامل انسانی را مهم دانسته اند. اما عامل انسانی، خود هنگامی بهره وری خواهد داشت که علاوه بر توانایی در محیط کار انگیزه، هم برانگیخته شده باشد. مقدمه: برای حل بسیاری از مشکلات جهان امروز می توان از دانش مدیریت بهره گرفت. مدیریت فرایندی است که به وسیله آن کوششهای فردی و گروهی برای رسیدن به هدف مشترک هماهنگ می شود. مدیریت کار پیچیده ای است و در واقع هنری تمام و کمال است. یکی از دلایل این موضوع آن است که مدیریت برای انجام وظایف خود با انسانها سرو کار دارد.شکی نیست که چگونگی مدیریت در ایجاد روابط انسانی، در نحوه سلوک و رفتار معلمان و در نتیجه در تحقیق هدفهای آموزش و پرورش و کارایی آنها موثر است. انسان موجودی است بسیار ارزشمند و پر رمز و راز و دست یابی به کامیابی در فعالیت های جمعی منوط به شناخت و بهره گیری از استعدادهای نهفته و بروز نوآوری او میباشد. این موضوعی است که نه تنها در دیدگاههای ارزشی جایگاه ویژه ای دارد بلکه تحقیقات و مطالعات که در جوامع غربی به منظور افزایش کارایی و اثر بخشی مبین آن است.از این رو ظرز تلقی و نحوه رفتار با منابع انسانی سازمانها در آن جوامع دچار تحول اساسی شده است. مسئله روابط انسانی میان مدیر و معلمان در ابعاد گسترده آن از اهم مسائلی استکه در هر گونه فعالیت آموزشی و پرورشی چهره می نماید. و اثرات مهم آن در پدیده تعلیم و تربیت هر جامعه اجتناب ناپذیر است. با توجه به ابعاد پیچیده روحیه انسانها و اثرات روانی عاطفی روابط میان مدیرو معلمان و دانش آموزان تعامل این سه رکن تعلیم و تربیت، لزوم تحقیقات هر چه بیشتر و دقیقتر در باره موضوع و ابعاد مختلف روابط انسانی آشکار است. در حقیقت توفیق امر مدیریت در گرو شناخت صحیح از منابع انسانی و برقراری روابط مناسب با آنها و ترغیب آنان به کوشش در جهت دستیابی به اهداف ساز مانها است. در مدارس هم فعالیت و همکاری مؤثر در محیط آموزشی مستلزم وجود روابط انسانی توأم با اعتماد متقابل میان مدیران و معلمان است. معلمان از نظر «حرفه ای» همانند مدیران و گاه فراتر از آنها و در نتیجه هم ردیف و گاه بیشتر از کسانی که سطح بالاتری را در سلسله مراتب سازمانی به خود اختصاص داده اند، شایستگی و تخصص دارند.این وضع علاوه بر آنکه به نوبۀ خود بر دشواری کار مدیر، که باید در انسانهای گوناگونی که هیچ دو نفرشان با هم یکسان نیستند، علاقه و تمایل به کار ایجاد کننده و فعالیت هایشان را هماهنگ سازد. با توجه به نکات فوق هدف از انجام این تحقیق، بررسی اثرات روابط مدیران با کادر آموزشی و تأثیر مدیریت و رفتار و طرز برخورد است. از این رو دو رکن آموزش و پرورش در کارایی امور از یک سو ونوع رفتار معلمان و مدیران با بچه ها و تعامل آن در پیشرفت و موفقیت دانش آموزان از سوی دیگر است. دکتر علاقمند، علی از کتاب مقدمات مدیریت آموزشی صفحه 10,9 دکتر جاسبی، عبدالله از کتاب اصول و مبانی مدیریت با تلخیص و تلخص صفحه50 تا 55 نوشته: فرد نیانداف.فورنیز از کتاب: چرا کارکنان کاری را که از آنها انتظار می رود انجام نمی دهند. ترجمه: محمد زاهدی
تعریف و بیان موضوع تحقیق امروزه مدیریت یکی از ارکان اساسی و اولیه ادارۀ امور جوامع است. زیراترکیب و به کارگیری صحیح عوامل موجود، ایجاد نظم و هماهنگی میان آنها ودر نتیجه براساس الگوهای صحیح ومتناسب با شرایطی محیطی جهت رسیدن به اهداف مورد نظر به شکلی مؤثر و مقرون به صرفه، با توجه به منابع و امکانات و محدودیتها، با نیروی عظیم در پیشرفت امور سازمانها به شمار می رود و محور تمام فعالیتهای مدیر آموزشی تسهیل و پیشبرد امر آموزش و یادگیری است. بنابراین موضوع تعلیم وتربیت دانش آموزان هستند و بالطبع معلمان در این فرآیند نقش کلیدی دارند و هسته مرکزی به حساب می آیند.وشاید مدیریت را بتوان مؤثرترین عنصر در طرح واجرای برنامه های مؤسسات دانست. مدیریت عنصری است که فعالیت های جاری سازمان را هماهنگ می کند و برنامه های آینده را طرح ریزی می نماید. نظر به اینکه موضوع روابط انسانی خود بحث عمده ای را در مدیریت و سازمان ها به ویژه در مؤسسات آموزشی به وجود می آورد. پس لازم است به طور مفصل مورد بررسی قرار گیرد. امروزه با پیشرفت شناخت دانش بشری، کیفیت روابط انسانی خصوصا در سازمانهایی که دسترسی به اهداف آن نیاز به همکاری و مشارکت گروهی دارد. می بایست تغییر و به شکلی پویا جریان یابد. از این رو ضروری است که روابط انسانی به طور منظم و علمی مورد مطالعه و دقت نظر قرار گیرد. تا با توجه به مسائل اجتماعی و روانی در میان کارکنان ایجاد روحیه شده و در نتیجه سبب بهبود شرایط محیط کار و افزایش کارایی مؤسسات آموزشی گردد. معلمان همانند سایر نیروهای انسانی دیگر مؤسسات، انسان هایی با نیازهای متنوع و گاه متضادند. زمانی آنها نقش کلیدی دارند وعملکرد مطلوبی دارند که در محیط کار روابط انسانی صحیح حاکم باشد. روابط انسانی در پرتوی برقراری ارتباط پدید می آید.(ارتباط عبارت است از فراگرد تفهیم و تفهم یا انتقال معانی میان اشخاص و گروههاست.) که یک وجه میان مدیر و معلمان است. چنین ارتباطی ممکن است به طور رسمی یا غیررسمی، کلامی یا رفتاری به منظور انجام کار ووظیفه مشترک یا برای ایجاد روابط عاطفی دوستانه صورت گیرد.مدیر در محیط آموزشی نباید مشکلات و گرفتاریهای شخصی، محدودیت های سازمانی، تنوع سلیقه ها و فشارهای اداری او را از وظایف مهمش باز دارد. یک مدیر همانند خلبان وناخدا در پذیرش شغل خود مختار است. اما وقتی پذیرفت مجبور است رسالت خود را تا زمانی مشخص و دوره ای معین انجام دهد. با توجه به نتایج تحقیقات و بررسی های زیادی که دانشمندان علوم رفتاری در این زمینه به عمل آورده اند. عوامل مؤثر در رفتار سازمانی و پویایی گروه را میتوان به سه دسته متغیرهای زیر تقسیم کرد: متغیرهای فردی: همانند رفتار، طرز برخورد، چگونگی قضاوت، شخصیت و مهارتهای فردی اعضای گروه متغیرهای گروهی: مانند درجه تأثیرپذیری و نفوذ، چگونگی ارتباطات و میزان کشش و جذابیت اعضاء گروه نسبت به یکدیگر. متغیرهای محیطی: مانند نوع وظایف، مسئولیت ها، اندازه گیری نظام تنبیه وپاداش. متغیرهای مذکور در پرورش و حفظ همبستگی گروه، میل به آمیزش و معاشرت اجتماعی، ایجاد هنجارهای گروهی، بهبود مهارتها ورفتار فردی و به ویژه در میزان بهره وری و کارایی گروه مؤثر است. یک نظام آموزشی زمانی بازدهی کامل دارد که تمامی دست اندرکاران امور با فراهم ساختن محیطی مناسب و کارایی و استفاده هر چه بیشتر از توان و نیروی خود و دیگران در انجام صحیح امور مداخله نمایند تا شرایطی ایجاد شود که افراد به یکدیگر اعتماد داشته باشند و با اجرای اصول و روابط صحیح انسانی و استفاده از اصل عدل و انصاف به پویایی گروه بیافزایند. تا هر یک از اعضای گروه از کار کردن، تماس و هم فکری یکدیگر احساس رضایت و خشنودی نموده و در نهایت به کارآیی نظام آموزشی کشور جامۀ عمل بپوشانند. صباغیان ، زهرا از مقاله روابط انسانی میان مدیر و معلم از دانشگاه شهید بهشتی - صفحۀ 7 اقتداری ، علی محمد سازمان و مدیریت سیستم و رفتاری سازمانی انتشارات دانشکدۀ علوم اداری و علوم بازرگانی - صفحۀ 112 پیشنهادها: برای بهبود امور مدیریت پیشنهادات زیر مطرح می شود: 1. حتی المقدور سعی شود که از افرادی برای تصدی مدیریت انتخاب شود که در این رشته مدیریت تحصیل کرده باشند. 2. بهتر است فردی راکه به عنوان مدیر انتخاب می شود دو الی سه سال در کنار مدیر مجربی قرار دهند تا از نزدیک با مسائل مدیریت آشنا شود و از تجربه های مدیر دیگر بهره ببرد و بعد خودش به کار مدیریت بپردازد. 3. تأمین کردن مدیران از لحاظ مختلف«مالی، امکانات شخصی، ارضای روحی و تقویت فکری» امری بسیار ضروری به نظر می رسد. در غیر این صورت افراد کارآمد به شغل مدیریت روی نمی آورند. و احتمال دارد که آن تعداد افراد کارآمدی هم که شاغل هستند از مشاغل دور شوند و دست از این شغل بردارند. 4. لازم است امکانات و تجهیزات کامل جهت ادارۀ امور مدرسه در اختیار مدیران قرار گیرد. اصولاً اگر برای آموزش و پرورش سرمایه گذاریهای کافی صورت نگیرد نمی توان بر آیندۀ روشن آن امید بست. 5. گذاشتن دوره های ضمن خدمت مداوم مدیریت و آشنایی مدیران با جدیدترین یافته های علم مدیریت از مسائل درخور توجه می باشد. 6. بهتر است به جای جلسات تشریفاتی مدیران در هر هفته، مدیران هر منطقه و در هر ماه مدیران استان گرد هم آیند وراجع به مشکلات اساسی به بحث و بررسی بپردازند. بدیهی است که پشتوانۀ این گونه جلسات توجه مسئولین بالاتر نسبت به حل مشکلات و عمل نمودن به پیشنهادات مدیران میباشد. 7. بهتر است در بعضی از موارد دست مدیران باز گذاشته شود ودر همۀ موارد تأکید صرف بخشنامه و مقررات صورت نگیرد. گاهی مقداری انعطاف می تواند اثربخش تر از تحمیل باشد. 8. بازدید از مدارس مدیرانی که موفق می باشند و بهره گرفتن از تجربیات و روشهای مدیران نمونه می تواند اثربخش باشد. 9. لازم است، نظرات مدیران به گوش رده های بالای قانون گذار و مملکتی برسد و در عمل مورد توجه قرار گیرد. چرا که مدیران از نزدیک با مشکلات دست وپنجه نرم می کنند. 10. تغییر مدیریت در مدارس و رده های بالاتر بهتر است مبتنی بر تخصص و آگاهی و برتری افراد منتخب باشد. 11. بررسی روابط انسانی در مدارس ابتدائی بسیار کم است. امید است این بررسی انجام شود زیرا برقراری مدیریت مطلوب در ابتدائی تأثیر بسزایی در مدیریت مقاطع بالاتر دارند. منابع و مآخذ: 1) اقتداری ، علی محمد ، سازمان مدیریت سیستم رفتاری 2) بخشی ، خداداد ، روابط انسانی در مدیریت آموزشی 3) جاسبی ، عبدالله ، اصول ومبانی مدیریت 4) رشد معلم (آذر) ، سال 1372 5) زاهدی ، محمد (مترجم) ، چرا کارکنان کاری را که از آنها انتظار می رود انجام نمی دهند (مدیریت دوستی) 6) طوسی ، محمدعلی ، ماهنامۀ آموزش و پرورش دورۀ 34-14-23 7) صادقپور ، ابوالفضل ، پایان نامۀ مدیریت دولتی کارشناسی ارشد 8) صیادپور ، عباس ، پایان نامۀ دانشجوی رشته مدیریت 9) عزتخواه ، کریم ، مدیریت مراکز پیش دبستانی و دبستانی 10) علاقه بند ، علی ، مقدمات مدیریت آموزشی 11) میرکمالی ، سیدمحمد ، رهبری و مدیریت آموزشی http://tadbir25.googlepages.com/amereei.htm فاطمه آمره ای سرحدی و مژگان اشتری مديرواحد آموزشي منطقه 9
لطفا از مطلب فوق با درج این لینک و منبع استفاده نمایید :حمید رضا ترکمندی ، زیباوب www.zibaweb.com
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:16 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
ادامه مطلب [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:14 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
رابطه صبحانه با ضریب هوشی 0000000000 يك رژيم غذايي كامل براي نوجوانان
[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 19:59 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
کتاب و کتابخوانی :کتاب و کتابخوانی :
اگرچه قدمت کتاب و کتابخوانی به قدمت آفرینش انسان می رسد. اما امروزه به مدد تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ضرورت توانمند سازی فکری و عملی انسان ها موضوعیت بیشتری یافته و با بر خورداری از دو رویکرد تاثیر پذیری و تاثیر گذاری باب بسیاری از مباحث را به روی خود گشوده اند. جهان با ورود به عصر رسانه ها و شکل گیری جامعه اطلاعاتی دوران نوینی را آغاز کرده است که با عبور از بحران های ناشی از مرحله ی انتقال از مدرنیته به پست مدرن شاهد تغییر و تحولاتی در چهره ی فرهنگی و اجتماعی جهان هستیم و الگوها و باورهای پیشین را به چالش طلبیده و ضرورت تعریفی مجدد از آنها را خواستار شده است. شکل گیری پدیده اینترنت و گسترش فضاهای اطلاع رسانی و ارتباطات فرا ملیتی بسان یک شوک فرهنگی همه مرزهای جغرافیای سیاسی را نادیده گرفته و هجوم همه جانبه ای به فرهنگ های ملل ساکن در جغرافیای انسانی نموده و پرسمان های جدیدی را در جامعه شناسی مدرن برانگیخته است و مهم ترین حوزه هایی که دست خوش این تحولات نا به هنگام و ساختار شکن شده اند حوزه ی اطلاع رسانی هستند. کتاب به عنوان مهم ترین محمل اطلاعاتی از سنگ نبشته ها گرفته تا شکل امروزین آن همواره نقش مهمی در فرآیند ارتباطات و دیالوگ فرهنگی داشته است اما گویی با تولید و تکثیر تکنولوژی جدید اطلاعات و ساخت ابزار هایی همسو ، این یار دیرین عرصه را تنگ یافته و به حاشیه رانده شده است تا جایی که واژه ی مرگ کتاب ، بی رحمانه در عرصه ی فرهنگ مطرح می شود. اهمیت موضوع با شنیدن آمارهای تاسف انگیز بیشتر می شود ؛ طبق آخرین آمارهای منتشره ، سرانه مطالعه در ایران 8 دقیقه در روز است که اگرآمار مربوط به محصلین و دانشجویان را از آن کسر کنیم چیزی در حدود 2 دقیقه در روز می ماند که خود جای بسی بحث است . پیشتر باور بر این بود که فاکتورهای رشد جمعیت و گسترش فرهنگ شهرنشینی از جمله عوامل توسعه به شمار می روند و می توانند تاثیر مستقیم و مثبتی بر فرهنگ مطالعه و کتابخوانی داشته باشند اما( آرتور لوییس) یکی از پر آوازه ترین نظریه پردازان توسعه ، رشد جمعیت را برای جوامع توسعه نیافته فاجعه می داند و صراحتا می گوید که رشد جمعیت بر توسعه ی کشور های کم توسعه ضربه وارد می کند . به دلیل توسعه نیافتگی ایران از لحاظ اقتصادی و مهم تر از همه فقدان یک سیستم آموزش و پرورش مدرن و کارآمد عامل رشد جمعیت تاثیر منفی داشته و بازار نشر را به کسادی کشانده است . در این اوضاع نا به سامان ، هم عرضِ با نزول فر هنگ کتاب خوانی حضور فعّال و تاثیر گذار کتابخانه ها یکی از دغدغه های فرهنگی اجتماعی است . کتابخانه ها آخرین جایگاه امید برای حفظ کتاب و استفاده ی کاربردی از آن است و با تمام کمبودها و فقدان ها، مرهم دلخسته ی پژوهشگران و محققانی هستند که حیران و مبهوت به فاجعه ی خوش خط و خال پیشرفت فرهنگ می نگرند. از فاکتورهای تشخیص اصالت فرهنگی یک مجموعه تشخّص کتابخانه های آن مجموعه بوده و وجود کتابخانه ها به مثابه وجود پایه ای از پایه های تمدن و پیشرفت جوامع به شمار می آیند. [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 19:52 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
گرداوری حمید رضا ترکمندی مدیران بخوانند؛بی انگیزگی وعدم علاقه کارکنان به کار و سازمان را متوقف کنید اغلب شرکتها اشتباه عمل می کنند. آنها به جای آنکه سعی کنند تا به کارکنان خود انگیزه بدهند، باید از بی انگیزه شدن کارکنان خود جلوگیری کنند. تعداد زیادی از پرسنل وقتی یک کار جدید را آغاز می کنند، بسیار شیفته و علاقهمند آن هستند. اما طبق یافته های تحقیق ما، در 85 درصد شرکتها، انگیزه پرسنل در شش ماهه اول به سرعت کاهش می یابد و در سالهای بعد نیز روحیه آنها بدتر خواهد شد. این یافته ها بر اساس مطالعه ای شکل گرفته است که بر روی 2/1 میلیون نفر از کارکنان 52 شرکت برتر از میان 1000 شرکت مجله فورچون بین سالهای 2001 تا 2004 ، توسط موسسه تحقیقاتی سیروتا ( نیویورک) انجام شده است. این مشکل به اصول و مبانی مدیریت مربوط می شود. یعنی هم به سیاستها و رویه هایی که شرکتها در مدیریت کردن نیروهایشان به کار می گیرند و هم به روابطی که مدیران به صورت فردی به وسیله گزارشهای مستقیم خود برقرار می کنند. تحقیق ما نشان می دهد که چگونه رفتار و عملکرد مدیران به مشکل بی انگیزگی پرسنل اضافه می کند. همچنین تحقیق ما نشان خواهد داد که مدیران برای تغییر این وضع چه کاری می توانند انجام دهند. سه هدف کلیدی افراد در کار برای آنکه علاقه و شیفتگی را که کارکنان در ابتدای شروع کار خود دارند حفظ کنیم، مدیریت باید سه هدفی را که عده زیادی از کارکنان در کار خود در پی آن هستند، بفهمد و سپس آنها را برآورده کند. این اهداف عبارتند از: آنچه مدیران به تنهایی می توانند انجام دهند تأمین این سه هدف، هم به سیاستهای یک سازمان بستگی دارد و هم به عملکرد روزمره مدیران که به صورت فردی انجام میگیرد. اگر یک شرکت مدیریت با استعدادی داشته باشد [سعی کند که خیلی خوب شرکت را مدیریت کند]، یک مدیر بد میتواند این مدیریت خوب را در قسمت زیر نظر خودش خراب کند. و برعکس؛ مدیران باهوش و همدل [با کارکنان] میتوانند با ایجاد علاقه و تعهد در زیرمجموعه خودشان، بر مقدار زیادی بی مدیریتی یک شرکت غلبه کنند. در حالی که مدیران به صورت فردی نمی توانند همه تصمیمات رهبری(مدیران رده بالای سازمان) را کنترل کنند، با این حال می توانند یک نفوذ عمیق بر انگیزش کارکنان داشته باشند.
توجه به هر سه عامل
چگونه مدیریت بی انگیزه می کند
**** منبع : مقاله " بی انگیزگی کارکنان خود را متوقف کنید " -ترجمه: یاسر جلالی- برگرفته از سایت پایگاه مقالات مدیریت http://www.system.parsiblog.com [ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 19:46 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 11:23 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
دیروز پنجشنبه مورخه۲۶/۸/۹۰ فرصتی پیش آمد دقایقی را با دوستی بنام مسعود براتی ک به تعبیر اینجانب به دلایلی که توضیح خواهم داد از جنس فرشته همرا ه و هم صحبت شدم در خلال صحبتهای که داشتیم متوجه نگرانی وی و کفتگوی تلفنیش در چند مرحله با خانواده شدم مبنی بر اینکه گربه را به دکتر بردی عملش موفق آمیز بود جنین و چنان بنده کنجکاو شدم سوال را مطرح نمودم وی گفت بجه گربه ای را که عکسش درتلفن همراهش بود خریداری نموده بودم و ولی به جهت اینکه گربه بر اثر ترس از سگ ازارتفاع به زمین افتاده بود از ناحیه لکن استخوانش در رفته بود به دکتری به نام افخمی مراجعه نمودم دکتر گفت : یا باید معالجه شود که هزینه بر است و یا برای اینکه زجر نکشد آمپول خلاصی بزنم ولی جناب مسعود براتی به دکتر معالج می گوید هرجند هزینه می شود ولو تا ده میلیون به جهت اینکه موجود رنده ای می باشد و مسئولیتش با من بوده آن را درمان کنید در آخرین تماس تلفنیش با همسر مهربانش متوجه این شد که همسرش جدی پیگیر و گربه زبان بسته معالجه شده و مبلغ دویست و بیست وپنج هرارتومان هزینه شده است . بنده زمانی که این مرد مهربان با احساس بسیار زیبا یی که داشت از مهربانی با حیوانات صحبت می کرد که چندین کار دیگر رانیز همراه فرزندانش برای حیوانات بی گناه انجام داده است . به وی گفتم درود خدا بر انسانهای مهربان با گذست انسانهای با شرف با ایمان به خداوند متعال که چنین احساس زیبا را در نهاد آنها به ودیعه گذاشته است . گفتم مسعود آقای براتی همواره در کنار همسر با وفا ومهربانت و فرزندان دلبندت شاد زی وشاد باشید .چرا که درس بزرگی را به بنده حقیر نیز آموختی . راستی عزیزان خو
اننده خدمت انسانی به یک حیوان این همه لذت دارد .اگر ما به همنوعان خود که همکیش و هم وطن ماهستند و مومنین دین رسول خدا آخرین پیامبر ما انسانها هستند خدمت کنیم لذتش چندین برابر است .امتحانش هزینه جندانی ندارد .
[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 11:14 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 13:57 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
داستان خیلی قشنگ حتما بخون
تاریخ : شنبه 14 آبان 1390 | نویسنده : نفس
در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه میکردند…
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین میکردند و به راحتی میشد فکرشان را از نگاهشان خواند: پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینیهایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم. بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ماعادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم. [ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 12:51 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
|
||||||||||||||||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||||||||||||||||