X
تبلیغات
آ مثل آموزش پ مثل پرورشی و م مثل مشاوره

آ مثل آموزش پ مثل پرورشی و م مثل مشاوره
 
قالب وبلاگ
ماجرای خواندنی 11 شبانه روز پرمخاطره یک رزمنده ؛ چگونه تخریبچی کربلای 2 زنده ماند حسن کدخدای عرب- خاطرات رزمندگان، گاه چنان زیبا و در بردارنده پیامهای ارزشمند است که غفلت از آنها و محبوس شدن آنها در سینه های رزمندگان موجب خسران خواهد بود، بخصوص آنکه نسل جدید نیازمند شنیدن و بهره مندی از آن خاطرات است بسیاری از این خاطرات وقتی به رشته تحریر در آمدند، پرفروش ترین کتابهای کشور شدند؛ مانند «دا»، «بابانظر» و «خاکهای نرم کوشک»، این امر گواه ضرورت نشر هنرمندانه خاطرات و فیلمنامه نویسی است. هدف 11 با این اشاره، خاطره ای از «ابوالفضل مودی» رزمنده بسیجی عضو واحد تخریب لشکر ویژه شهدا در عملیات کربلای 2، از نحوه مجروحیت و مسایل و حوادث پس از آن، خواندنی است. «جوانی 18 ساله بودم که پیش از رفتن به جبهه حتی به تنهایی به بازار یا خیابانی دورتر از خانه یا مسافرت نرفته بودم. در چنین حال و هوایی، اشتیاق هجرت برای دفاع از کشور در من به وجود آمد، اشتیاق برای رفتن به جایی که پیک نیک و تفریح نبود، انتخاب سخت ترین کار یعنی جنگ بود. پس از ثبت نام و آموزشی مختصر، به منطقه غرب اعزام و در واحد تخریب تیپ ویژه شهدا سازماندهی شدم. عملیات کربلای 2 در منطقه حاج عمران در پیش بود. ابتدا در گروه «زنده دل» و بعد در گروه شهید «مهدی محمدی» قرار گرفتم و در عملیات، هدف 11 به من افتاد که از نظر فیزیکی، دورترین هدف و در دامنه دو کوه مرتفع بود و عراقیها بالای کوه مستقر بودند. قرار بر این بود که معبری را به صورت عرضی در آن منطقه بزنیم، وسط میدان مین نفر دوم- سوم بودم. در حال پیشروی نرسیده به موقعیت 11، نیروهای تخریب به ردیف نشسته و در حال خنثی سازی مین و معبر زدن بودیم که ناگهان دشمن، منور زد و منطقه مثل روز روشن شد و لحظاتی بعد با تیربار و «آر.پی.جی» همه بچه ها را درو کردند. چگونه مجروح شدم دهم شهریور 65 عملیات کربلای 2 شب یکشنبه بود، من در موازی شیب کوه و در زیر آتش سنگین عراقی ها با احتیاط بیشتری در حرکت بودم. سرم را گاهی بالا می گرفتم و منطقه را زیرنظر داشتم که ناگهان با صدای مهیب و موج انفجار بر زمین کوبیده شدم. احساس کردم کمرم قطع شد، تا مدتی بیهوش افتادم. می ترسیدم به خودم نگاه کنم! درد داشتم، خون زیادی از من رفته بود وارسی که کردم، متوجه شدم قسمتی از پشت رانم به انداره یک کف دست کنده شده است، فقط استخوان سالم بود. دردم شدید بود. زخم پایم را بستم، نگاهی به پشت سرم انداختم، عملیات لو رفته بود و بچه ها عقب نشینی کرده بودند. در آن هنگام یک جوان بسیجی که از ناحیه پاشنه پا مجروح شده بود، خودش را به من رساند و در حالی که یکدیگر را در آغوش گرفته بودیم، کمی گریه کردیم. او تا حدودی می توانست برگردد. اصرار کردم رفت. آن لحظه هوا گرگ و میش بود و تا نزدیکیهای صبح در گودالی به اندازه 15-10 سانتی متر به صورت سینه خیز به زمین چسبیده بودم. هوا که روشن شد، نگاهی به سمت سنگر کمین دشمن انداختم که بلافاصله تیراندازی به سمت من شروع شد. دوباره به همان حال در گودالی دراز کشیدم. تسلط و اشراف دشمن به گونه ای بود که هر جنبنده ای را می زدند. تا ساعت 11-10 ظهر آرام آرام خودم را به پشت یک سنگ بزرگ کشیدم. اطراف شاید بیش از هزار خمپاره به زمین اصابت کرد، اما جایی که پناه گرفته بودم، امن بود. بخت من، از شیار کوه، آب باریکه ای جریان داشت. کرم ها در زخم پایم می لولیدند! روز دوم بود. علاوه بر این اینکه درد داشتم، در ناحیه ران احساس خارش و سوزش کردم. نگاه که کردم، دیدم کرم ها در حال وول خوردن اند. تا توانستم آنها را از بدنم جدا کردم 24 ساعت بعد، کرمها آنقدر درشت شده بود که یکه خوردم و ترسیدم! کارم شده بود جدا کردن کرمها از زخم رانم و مدام آنها رامی تکاندم.دو شبانه روز گذشت. گرسنه و بی حال شده بودم. تصمیم گرفتم در تاریکی هوا خودم را به عقب بکشانم. مقداری از راه را برگشتم، تا اینکه به درختچه های تمشک و تک و توکی درخت گردو رسیدم. از فرط گرسنگی با ولع بسیار ده- دوازده عدد گردو و مقداری تمشک خوردم. مقداری هم برداشتم.آنجا مقداری آب هم بود. لباسهایم را که خیلی کثیف و از عفونت زخم بد بو شده بود، شستم و بعد از یکی دو ساعت، در حالی که هنوز نم داشت، پوشیدم. نامه ای که 200 بار خوانده شد 5-4 روز گذشت. خیلی تحلیل رفته بودم. نای راه رفتن نداشتم کم کم ناامید شده بودم. زخم بدنم خیلی اذیتم می کرد. خیلی دلتنگ شده بودم. یک نامه را که از برادرم رسیده و داخل جیبم بود، شاید بیش از 200 بار خوانده بودم. چاره ای نداشتم، فقط همان نامه سرگرمم می کرد!تا روز یازدهم؛ بیشتر شبها زیر نور ماه برمی گشتم هنگام بازگشت در آخرین روز، ناگهان چشمم به یک روستا افتاد. خیلی خوشحال شدم و در پوست خود نمی گنجیدم. ناگهان به یاد توصیه فرمانده ام افتادم که «عراقی ها در این روستا کمین زده اند»، با ناامیدی راهم را کج کردم و افتان و خیزان سمت دیگری را در پیش گرفتم. این روز به همین منوال گذشت. در امتداد یک جاده کوهستانی در حال برگشت بودم، خسته، بی حال، گرسنه و از همه زجر آورتر تشنه بودم. آرام آرام به راهم ادامه می دادم و در عین حال همه جا را زیرنظر داشتم و بی صبرانه منتظر گشایشی بودم و تنها و تنها، گاهی صدای گلوله ها را می شنیدم. تشنگی در کنار گودال آب در این هنگام، گودالی پر از آب 8-7متر پایین تر از جاده توجهم را به خود جلب کرد. نفهمیدم چگونه خود را به پایین رساندم. خوشحال شدم، چند جرعه ای آب نوشیدم تا سیراب شدم، دست و صورتم را شستم.کرمها را که حالا تعدادشان بسیار زیاد شده بود، دوباره تکاندم و عزم ادامه سفر کردم؛ اما این تازه مشکلی بزرگتر برایم به وجود آورد. هر چه تلاش کردم، نتوانستم خودم را به بالابرسانم. چند بار تا بالا خودم را کشیدم، اما هر بار نمی توانستم و به پایین می افتادم. بی حال و ضعیف شده بودم و قدرت بالا رفتن از یک سنگ کوچک را از دست داده بودم.فکر می کنم 25-20 کیلو وزن کم کرده بودم، قبل از عملیات، 65 کیلو وزن داشتم.این بالا رفتن و پایین افتادن ساعتی ادامه داشت تا اینکه سرانجام به بالا رسیدم. حالا که به بالا رسیده ام، تازه می فهمم تشنه تر و خسته تر از قبل شده ام! چاره ای نبود؛ باید از خیر نوشیدن آب بگذرم و به راهم ادامه بدهم. وقتی به میهن رسیدم روز پنجشنبه دومی بود که از بالای بلندی کوه به پایین آمدم و با هزار سختی و مشقت به پایین رسیدم. صبح جمعه 22/6/65، یعنی دوازدهمین روز از مجروحیتم و سفر پر دردسر و پراضطرابم، این جاده کوهستانی را ادامه دادم. چند بار از فرط بی حالی افتادم.چشمانم سیاه تاریک می شد. خاکریزی را جلوتر می دیدم. نای راه رفتن نداشتم، اما به خودم فشار آوردم که به خاکریز برسم. هر چه به خاکریز نزدیکتر می شدم، صداهایی را می شنیدم. گویا قسمتی از میدان مین را پیموده بودم، تا اینکه به خاکریز رسیدم! اتیکت ارتش را روی بازوی اولین نفر دیدم، مرا مطمئن ساخت که به جبهه خودی رسیدم. او یک سرباز بود. خودم را در آغوش او انداختم و گریستم و دیگر هیچ نفهمیدم. چشم که باز کردم، در بیمارستان پیرانشهر بودم. از آنجا مرا به بیمارستان شهدای تبریز منتقل کردند. فکر می کنم 25 و 26 شهریور یعنی روز تاسوعا و عاشورا بود که در بیمارستان تبریز بودم. من نزد خانواده، شهید بودم خانواده ام برای من مجلس گرفته بودند. خبر شهادتم را به آنها داده بودند. وقتی به بستگانم در مشهد و بیرجند تلفن کردم که من در بیمارستان بستری هستم، ابتدا باور نمی کردند. با این ماجرا، در عملیات «نصر» ترسیده بودم. از اینکه به شهادت برسم نمی ترسیدم، از اینکه روی مین بروم نمی ترسیدم، اما از آن می ترسیدم که آن 11 روز مشقت بار، تکرار شود. انتهای خبر/ قدس آنلاین / کد خبر: 19862 کليدواژه ها
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:58 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
نقش كليدي زن در خانه و خانواده

زن از نظر اسلام از لحاظ نفس و روان هيچ تفاوتي با مرد ندارد؛ تفاوت هاي ميان زن و مرد در فيزيك بدني و اندام است كه البته موجب مي شود تا نقش هاي متفاوت و مكملي را از يكديگر بپذيرند.
از نظر قرآن، مرد و زن قابليت دست يابي به كمالات را به طور يكسان و مساوي دارا مي باشند و خداوند بهشت را براي ايشان يكسان قرار داده است. اما با توجه به همان تفاوت هاي ظاهري و بدني، لازم دانسته است كه هر يك وظايف و نقش متفاوتي را نيز بپذيرند تا به آرامش و كمال دست يابند.
از جمله نقش هاي يكسان مرد و زن مي توان به نقش آنان در گسترش نسل بشر اشاره كرد ؛كه در آيات چندي از جمله آيه نخست سوره نساء به آن اشاره شده و در آيه 223 نيز به نقش زن در توالد و بقاي انسان توجه داده شده است.
اما نقش زنان به همين حوزه محدود نمي شود؛ زيرا از نظر قرآن، زن داراي نقش بسيار موثر و ويژه در ايجاد آرامش در خانه و خانواده است و زنان شايسته داراي نقش بسيار حساس در ايجاد سرور و شادماني بويژه در شوهر مي باشند. اين مطلب را مي توان از آيه 74 سوره فرقان به دست آورد.
اگر بخواهيم به نقش زنان ازنظر قرآن اشاره كنيم مي بايست به نقش آنان در همه امور اشاره نماييم؛ زيرا زنان همان گونه كه در رفع نيازهاي جنسي شوهران حضور موثر و جدي دارند(اعراف، آيه 81)، در امور اقتصادي خانواده (قصص، آيه 23) و حتي ايجاد فضاي سالم و هنجاري در جامعه از طريق عفت و حجاب و پاكدامني نقش مهمي را ايفا مي كنند. (بقره، آيه 187)
بنابراين نمي توان نقش زنان را تنها در محدوده خانه و خانواده و سلامت روحي و رواني آنها منحصر كرد بلكه دامنه آن را بايد حتي به سلامت و امنيت جامعه و هنجارهاي اجتماعي نيز گسترش داد.
از نظر قرآن، زن با حضور همراه با عفاف و حجاب در جامعه مي تواند به شكوفايي و رشد اقتصادي خانواده بلكه جامعه نيز كمك كند. از اين رو حضور ايشان را در جامعه و فعاليت در همه ابعاد حتي تجارت و بازرگاني يا دامداري و كشاورزي در آياتي از جمله 32 سوره نساء و 23 سوره قصص مطرح مي كند. اين در حالي است كه در جامعه جاهلي از حضور زنان و اشتغال و استقلال اقتصادي زنان به شدت منع مي شده و زنان از ارث و استقلال اقتصادي محروم بودند.
البته از نظر قرآن، مردان داراي مسئوليت و حقوقي هستند كه از جمله آنها مديريت كلان خانه و خانواده است؛ در مقابل، زنان نيز مسئوليت و حقوقي دارند كه از آن جمله مسئوليت تربيت و پرورش فرزندان مي باشد؛ زيرا فرزند تحت مديريت و مسئوليت مادر پرورش مي يابد و كودك در آغوش مادر است كه زندگي سالم را مي آموزد.
زنان، عامل سلامت جامعه
شرايطي كه زن در خانه و خانواده براي مرد فراهم مي آورد، موجب رشد و تربيت نه تنها فرزندان بلكه همسر مي شود؛ زيرا آنچه موجب مي شود تا انسان در مسير كمالي گام بردارد، امنيت و آرامشي است كه در خانه از طريق همسر فراهم مي آيد؛ از اين رو امام خميني معراج مردان را از دامن زنان مي داند؛ زيرا زنان مؤمن و پاكدامن با شرايطي كه فراهم مي آورند، زمينه رشد و بالندگي مرد و معراج آسماني وي را فراهم مي كنند.
زنان با ظرافت طبع و طبيعت خويش و شدت عاطفه و احساسي كه در نهادشان به وديعت گذاشته شده مي توانند محبت و صميميت را در مردان و فرزندان پديد آورده و يا تقويت نمايند. محبت و صميميت و آرامشي كه در خانه وجود دارد، عامل مهم سلامت شخصيت و در نتيجه سلامت رفتاري افراد جامعه مي باشد. براين اساس مي بايست زنان را مهمترين عامل در سلامت جامعه و جامعه پذيري و گسترش هنجارها در آن دانست.
اختلاط زن و مرد بيرون از دايره عفاف و حجاب موجب مي شود تا جامعه از سلامت و امنيت خارج شود و بحران هنجارشكني، جامعه را به تباهي بكشاند. لذا خداوند از هر گونه اختلاط بيرون از دايره عفت و حجاب را منع مي كند و از زنان مي خواهد كه بيشتر در خانه به نقش مادري و تربيت فرزند توجه كرده و اگر در جامعه حضور مي يابند با التزام به شرايط عفاف و حجاب وارد شوند
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:29 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

عرضه اعمال شيعيان به امام زمان(عج)

موسي بن سيار مي گويد: در سفري كه حضرت امام رضا(ع) از مدينه به خراسان مي آمدند، من همراهشان بودم. وقتي به نزديكي شهر طوس رسيديم، ديديم سر وصدايي بلند شد و جنازه اي آوردند. تا امام جنازه را ديدند از مركب پياده شدند و با سرعت به سمت جنازه رفتند و آن را بر دوش گرفتند، آن گونه كه گويي ميت از نزديكان ايشان است. من تعجب كردم و پيش خود گفتم، ايشان تازه وارد اين شهر شده اند، چطور افراد اين شهر را مي شناسند. جنازه را تا كنار قبر بردند. ديدم امام رفتند كنار او نشستند و دست خود را روي سينه ميت گذاشتند و فرمودند: ابشر بالجنه فلا خوف عليك بعد هذه «بشارت باد بر تو بهشت، ديگر از اين پس ترسي نخواهي داشت». تعجب من بيشتر شد. پس از فراغت از دفن ميت، گفتم، آقا من يقين دارم كه شما اولين بار است كه به اين شهر آمده ايد و تا به حال، قدم شما به اينجا نرسيده است. شما از كجا اين ميت را مي شناسيد؟ فرمود: «يا موسي بن سيار، اما علمت انا معاشر الائمه تعرض علينا اعمال شيعتنا صباحا و مساء »اي موسي بن سيار! مگر تو نمي داني كه اعمال شيعيان ما صبح و شام به ما عرضه مي شود؟ در نتيجه ما، هم عمل را و هم صاحب عمل را مي شناسيم (مستدرك الوسايل، ج12، ص88) اگر تقصيري در عملش باشد، از برايش استغفار مي كنيم و اگر عبادتي باشد براي او از خدا تقاضاي پاداش مي نماييم.» (1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-صفير هدايت، 38، توبه، آيت الله ضياءآبادي.

 

[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:28 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

روايتي از شهيد نصرالله ايماني
بني صدر خائن را در محاصره سوسنگرد شناختم وقتي يك خرما بين پنج نفر تقسيم شد!

آنچه خواهيد خواند بخشي از دست نوشته هاي شهيد نصرالله ايماني است. نصرالله از بچه هاي اعزامي از شهرستان كازرون بود كه خاطرات خود را از حضورش در جبهه هاي نبرد به رشته تحرير در آورده است. در اين بخش، او روايتي دست اول را از محاصره شهر سوسنگرد توسط بعثيون نقل مي كند كه خواندني است.
¤¤¤
بعد از طي مسافتي كوتاه در يكي از خانه هاي ابو جلال شمالي واقع در غرب سوسنگرد پشت رودخانه مستقر شديم. تمام خانه ها خالي بود. دو سه نفري را ديدم كه مظلومانه زير يك پل كوچك زندگي مي كردند. بعد از اين كه وارد خانه شديم بدون سروصدا رفتيم داخل يك اتاق و از بشكه آب وسط حياط كمي بردم داخل تا رفع تشنگي كنند. هر كدام از بچه ها يك اسلحه داشتند كه آن هم زياد كثيف بود، در اولين فرصت اسلحه ها را تميز كرديم و با روغن خوراكي آن را چرب كرديم. بعد مقداري آرد خمير كردم و روي اجاقي كه در اتاق بود نان پختم. هر چه گشتم نمك پيدا نكردم. هر طور شده بود نان درست شده را خورديم.بي اندازه خوشمزه بود چرا كه بعد از دو روز گرسنگي معلوم بود انسان چه اشتهايي دارد. هوا داشت تاريك مي شد. نمي دانستم كه در اين قسمت عراقي ها نفوذ كرده بودند يا نه ؟ ظرف آبي براي بچه ها آوردم و گذاشتم پشت در اتاق. نماز خوانديم، بعد هر كدام از بچه ها اسلحه اش را كنار خودش گذاشت و دراز كشيد. بچه ها از شدت خستگي خوابشان برد ولي من هركاري مي كردم خوابم نمي برد. نماز شب خواندم، بعد در نزديكي هاي اذان صبح بچه ها را بيدار كردم. نماز كه خوانده شد نمي دانستيم چه بكنيم. هدفي جز جنگيدن نداشتيم ولي چطور ؟ اول صبح با عباس فضل پور آمديم، يك سري شناسايي كنيم تا موقعيت خودمان را بهتر درك كنيم. مقداري راه كه آمديم متوجه شديم كه از دو طرف به ما تيراندازي مي شود. فورا برگشتيم. بعد با عليرضا عيسوي هر كدام نارنجكي برداشتيم و باز براي شناسايي از خانه بيرون آمديم. يك سگ با ما زياد آشنا شده بود و مرتب هركجا مي رفتيم ما را دنبال مي كرد. به فكر اين افتاديم كه برويم داخل جنگل و بعد كه در جنگل مستقر شديم يكي به عنوان رابط وضعيت را اعلام كند. وسائل را برداشتيم و از كوچه هاي مخروبه به دنبال هم راه افتاديم. ما نمي دانستيم كه نيروهاي عراق از طرف بستان و ا... اكبر هم به طرف سوسنگرد پيش روي مي كردند. من جلو بودم و مقداري كه مي رفتم با اشاره به ديگران مي گفتم كه بيايند وقتي به دشت صاف رسيديم در نزديكي هاي جنگل يك مرتبه ما را به رگبار بستند در كناره جنگل يك كانال عبور آب وجود داشت كه خشك شده بود فورا رفتيم داخل كانال، بعد از چند لحظه اي متوجه نيروهاي عراقي در قسمت غربي سوسنگرد شديم. به بچه ها گفتم شهر در محاصره كامل عراقي هاست و مابايد هر طور شده به داخل شهر برويم تا از ورود آن ها به داخل شهر جلوگيري كنيم و اگر اينجا بمانيم، با توجه به اين كه مهمات نداريم امكان نابودي همه هست.بچه ها قبول كردند. موقع برگشتن ديدم يك ماشين سيمرغ كنار جنگل در طرف راست پارك شده. خودم تنها با احتياط جلو رفتم. كسي آن جا نبود. داخل ماشين را نگاه كردم. سه عدد هندوانه آن جا بود، هندوانه ها را برداشتم و زود آمدم پيش بچه ها و با سرعت هرچه تمامتر به طرف شهر برگشتيم. در راه برگشتن هم باز ما را هدف گرفتند كه هيچ كدام آسيبي نديديم. آمديم داخل خانه اي كه بوديم و با هم هندوانه ها را خورديم. بعد دو مرتبه با عليرضا عيسوي، دو نفري به طرف داخل شهر آمديم. ما طرف ديگر رودخانه بوديم و مي بايستي از روي پل عبور كنيم. اين پل موقعيت مهمي داشت. هركس روي پل مي رفت بلاشك زده مي شد. هر طوري بود زير آتش برادراني كه آن طرف پل بودند ما توانستيم خودمان را به طرف ديگر برسانيم. بعد ديدم كه در طرف راست پل محمدكريم علي پور و دو سه نفر ديگر از برادران ديگر بودند، طرف چپ هم حسن صادق زاده و يك روحاني كه در هويزه با هم بوديم. بچه ها گفتند ما نيرو لازم داريم. فورا زير آتش دو طرف پل مارپيچ به طرف ديگر رودخانه رفتيم و از آن جا به خانه. بچه ها را زود آماده كرديم و راه افتاديم. از حاشيه كناري رودخانه آمديم تا رسيديم به نزديك پل. به آن ها گوشزد كردم كه بايستي هر چه سريع تر از پل گذشت و گرنه زده مي شويم. روبه روي پل تانك عراقي مستقر بود و با كاليبر 50 پل را زير هدف داشت. به هرحال در يك چشم به هم زدن با آخرين قدرت و تواني كه داشتيم به اين طرف آمديم ولي كاظم فتاحي به دستش تيرخورد كه بعدا رفت و پانسمان شد. من و نحاسي و سبزي در طرف راست پل سنگر گرفتيم و عباس و نورا... و داود، عيسوي و كاظم هم در سنگر سمت چپ. چند تيربار ژ-3 داشتيم كه همه خراب بودند. تمام تفنگ هاي ژ-3 هم خراب بودند، مهمات آرپي جي هم كم بود. اول صبح قبل از اين كه ما برسيم تانك تا نزديكي پل آمده بود و دور زده بود. بعد از مدتي تشنه شدم. وقتي كه مي خواستيم از خانه بيرون بياييم ظرف آبي با خود آورديم ولي آن را سرپل جا گذاشتيم. يك پيرمرد مدام اطراف سنگرما و سنگر طرف چپ پل مي گشت. خيلي نترس بود.رفت و از ساختمان بغل خيابان آب آورد. بعد معلوم شد كه اينجا ساختمان آب سوسنگر است. به ياد آوردم ديروز عصر كه افراد ژاندارمري به ما
مي گفتند ما از اهواز آب مي آوريم. آب هنوز پاك و قابل خوردن بود. تمام مدت روز شدت آتش به حدي بود كه نمي توانستيم يك قدم از سنگر بيرون بياييم. نزديكي هاي عصر يك ماشين جيپ بود كه با وضع خاصي زير آتش ما به آن طرف پل مي رفت و زخمي ها را مي آورد. چندين بار اين كار را تكرار كرد. بعد يك بار از آن طرف پل بدون خبر دادن از درب ژاندارمري بيرون آمد. در اول پل با گلوله تانكي او را زدند. شدت انفجار به حدي بود كه ماشين جيپ يك دور كامل زد و راننده اش هم بيرون افتاد و بعد چراغ ماشين روشن بود و اگر كمي هوا تاريك مي شد نور مي داد. به حالت سينه خيز از روي پل رفتم تا نزديك ماشين، بعد با سرنيزه زدم و شيشه چراغ جلو را شكستم و برگشتم. در اين مدت از غذا خبري نبود. زياد گرسنه شده بوديم. مقداري نان خرد شده در كف سنگر ريخته بود كه آن را جمع كردم. زياد گلي شده بود. بعد از اينكه آن را تميز كردم، كمي آب به آن زدم و با عليرضا عيسوي خورديم. بعضي اوقات كنسرو لوبيا پيدا مي شد. البته مغازه ها و خانه ها پر از غذا و وسايل بود ليكن از شدت آتش توپ ها و خمسه خمسه كسي موفق به اين كار نمي شد. در حدود ساعت 11 بود كه تعداد 16 اسير آوردند. فرمانده آن ها هم يك سرگرد بود كه دستگير شده بود. اسرا را در يكي از خانه ها نزديك مسجد نگهداري
مي كردند. در اين يك روز و نيم از هيچ كدام از بچه ها خبري نداشتم جز تعداد چند نفري كه مسئول اسرا بودند. از غلامرضا بستانپور هم خبري نداشتم، فكر مي كردم شهيد شده. هنوز صمد نحاسي و نصرا... سبزي در سنگر من بودند ولي اغلب اوقات ساكت و خاموش بودند. تيربارها هيچ كدام به درد نمي خورد، بعد عليرضا دو سه عدد از آن ها را با آب تميز كرد، چند تا از آن ها را هم زير خاك پنهان كرديم. عراقي ها مرتبا پل را نشانه مي رفتند و با خمپاره قصد داشتند پل را از بين ببرند. هنوز ماشين با دو جسد شهيد روي پل گذاشته بود و كسي جرأت نمي كرد كه ماشين را از جا بكند و حركت دهد و حساس ترين نقطه جنگي سوسنگرد همين پل بود. در سنگر كنار پل هم نماز
مي خوانديم، هم توالت بود، هم خوابگاه. ژندارمري به عكس خالي شده بود. تمام سلاح هاي آن توسط عراقي ها به يغما رفت، افراد آن هم فرار كردند. آن ها در لباس عربي رفتند كه بعدها در پاكسازي به عنوان ستون پنجم گرفته مي شدند. آن شب در ژاندارمري به يك زن عرب تجاوز شده بود. هنوز آن طرف رودخانه زير پل كوچكي كه كانال آب بود ولي خشك شده بود دومرد پير و يك زن سالخورده زندگي مي كردند. آن ها مرتب مي خواستند به اين طرف بيايند ولي مي ترسيدند. نزديكي غروب بود كه با نارنجك تفنگي آمبولانس آن ها را زدم. دود غليظي به آسمان بلند شد. بچه ها روحيه تازه اي پيدا كردند. ما جمعا در سنگر 5 نفر بوديم. من و عليرضا عيسوي و صمد نحاسي و نصرا... سبزي و يك نفر از تهران. شب شد و با همان وضع خراب سنگر نماز خواندم. ما در عمليات محاصره سوسنگرد يك دانه خرما را پنج قسمت كرديم. كلا شب تا صبح بيدار بوديم. خوابيدن معني نمي داد، كسي هم خوابش نمي گرفت. هوا تا اندازه اي سرد بود. من هم لباس گرمي نداشتم. پليورم را در حمله جا گذاشته بودم. شدت تيراندازي از دو طرف زياد بود و زوزه تيرها براي ما عادي شده بود. در خيابان روبه روي پل كمتر كسي بود كه عبور كند. اين خيابان، خيابان اصلي شهر بود و تيرهاي مسلسل ها مستقيما مسير خيابان را طي مي كردند. سرتاسر خيابان سنگر بندي بود. ابتداي جاده هاي ورود به شهر را مين گذاري كرده بوديم و يا عموما تله انفجاري گذاشته بوديم. وقتي هوا روشن شد با دوربين داخل ژاندارمري را نگاه كردم. چندين ماشين ديده مي شد. وسائل دفاعي ما جز تعداد معدودي موشك آر.پي.جي و چند نارنجك تفنگي بيش نبود. زمين ژاندارمري هم گلي بود و باعث مي شد كه نارنجك ها منفجر نشوند. وقتي كه آفتاب سطح زمين را پوشانده بود من با گروهي زير آتش سمت چپ، از روي پل گذشتيم و بعد به سمت راست از طرف ابوجلال شمالي درداخل پيچ و خم هاي كوچه ها به پيش روي ادامه داديم. نا امني بسيار زيادي حاكم بود و وجود ستون پنجم خطرناك تر از همه. تا مسير كوچه اي را مي خواستيم طي كنيم، وقت زيادي صرف مي شد. تانك هاي عراقي در قسمت جنگل زياد ديده مي شدند. به طرف جاده حركت كرديم. يك تانك مستقيما بدون سنگر در خيابان مستقر بود. تير بار كاليبر 50 (دوشكا) مرتب كار مي كرد. كمتر كسي بود كه بتواند تانك را بزند. ميدان ديد تانك زياد وسيع بود و نفرات آن به خوبي ديده مي شدند. يكي از بچه ها كه سرپرستي را به عهده گرفته بود اعلام كرد چه كسي تانك را مي زند ؟ همه خاموش شدند. مثل اين كه كسي جرأت نمي كرد. من و محمد كريم عليپور حاضر شديم كه برويم و تانك را بزنيم. آر.پي.جي من دوربين داشت. در سنگر با عليرضا عيسوي آن را هم محور كرده بودم ولي فكر مي كردم كه زياد دقيق نيست. به هر حال آماده شديم. من يك موشك را به اسلحه سوار كردم و عليپور هم يك موشك برداشت و به راه افتاديم. مستقيما مي بايستي از روبه روي تانك و از كنار جاده جلو برويم. از داخل جوي كنار خيابان به راه افتاديم. زير لب خدا خدا مي كردم. دوربين روي آر.پي. جي سوار بود، عليپور هم با قدم هاي سريع پشت سر من جلو مي آمد. به فاصله تقريبا 200 متري تانك رسيديم. دود زياد حاصل از سوختن چوب برق فضا را گرفته بود. بعد پشت تپه اي كوچك از شن كه براي ساختن خانه شخصي ريخته بودند با هم نشستيم. يك ياحسين گفتم، بعد آر.پي.جي را روي دوشم گذاشتم. در دوربين نگاه كردم.تانك را به فاصله زيادي نزديك آورد. كمي بدنم لرزيد، البته از سستي ايمانم بود. راننده آن از داخل دهليز تانك بيرون آمد و ايستاد كنار تانك.مثل اين كه داشت مناظر شهر را ديدن مي كرد. تير بارچي هم مدام رگبار مي زد. بعد آر.پي.جي را شليك كردم.بلافاصله سرم را بالا آوردم تا ببينم چه مي شود ولي متاسفانه موشك از زير تانك رد شد. عرق سردي بدنم را فرا گرفت. احساس ضعف كردم.بي حد عصباني شدم. نمي دانستم چه كار بكنم. بر اعصابم مسلط نبودم.در حياط يك خانه ديگر پريدم. تپه اي از كاه جلويم بود. نمي دانم چطور از كاه ها بالا رفتم. حواسم از عليپور پرت شده بود. نمي دانستم او همراه من است يا نه ؟ از آن چه در اطرافم مي گذشت خبر نداشتم. از كاه ها كه بالا رفتم رسيدم پشت بام و از آنجا خودم را به داخل يك كوچه پرت كردم.فكر نمي كردم كه چه مي شود. بعد از لحظه اي خودم را روي زمين ديدم، مثل اين كه همه اين ها در خواب صورت گرفته بود. تمام بدنم زير عرق شده بود. نفس عميقي كشيدم. بعد متوجه شدم چند نفر از برادران پشت يك ديوار نشسته اند و تصميم مي گيرند كه چه كار كنند. خاكستر بلند شد. تمام محوطه ديوار از شدت حرارت قرمز شده بود. نفهميدم چه شد. بعد از چند لحظه جلو رفتم، بله گلوله توپ به ديواري خورده بود كه برادران پشت آن نشسته بودند. بعضي از آن ها پودر شده بودند، بعضي ها هم از سوز دل ناله مي كردند : ا... اكبر.
لااله الاا.... فورا زخمي ها را به دوش كشيدم و به طرف شهر آمديم. عليپور را هم ديدم كه يك نفر زخمي را به دوش مي كشد. تا نزديكي رودخانه هر كدام خسته مي شديم ديگري كمك مي كرد. وقتي به كنار رودخانه رسيديم همان پيرمرد و پيرزن آبگوشت پخته بودند كه كه با بچه ها كمي خورديم و بعد هم به كنار پل آمديم تا با آتش خودي از پل عبور كنيم. شدت آتش تيربارهاي دشمن خيلي زياد بود و به طور مدام شهر را مي زد. براي چند دقيقه اي كنار پل مانديم و به صورت 3 نفري از پل عبور كرديم. هنوز ماشين جيپ كه زده شده بود روي پل بود و جسد يكي از برادران هم عقب آن گذاشته بود. راننده هم به فاصله چند متري از جيپ روي زمين افتاده بود كه ما براي رفت و برگشت مجبور مي شديم بعضي اوقات پا روي جسدش بگذاريم و رد بشويم. بعد از اينكه به طرف نيروهاي خودي در شهر وارد شدم، مستقيما رفتم به مسجد شهر كه در نزديكي پل قرار داشت. مسجد پر از زخمي بود. همه زخمي ها بدون پوشش گرم در صحن و حياط خوابيده بودند. يك پزشك بيشتر نبود. بعضي از زخمي ها بعد از لحظاتي شهيد مي شدند. تمام شيشه ها درب صحن شكسته بود. چند بار كه خمپاره به مسجد خورده بود، زخمي ها براي بار دوم زخمي
مي شدند. در مسجد سري به فرج عسكري زدم. فكر نمي كردم كه اين خود فرج باشد وقتي زخمي شده بود، او را ديده بودم. وضعش خيلي بد بود، ولي حالا خوب شده بود. بعد رفتيم پيش عبدالرضا آهنكوب نژاد كه از اهواز بود. او هم زياد زخم داشت و در اثر كمبود دارو زخمش چرك كرده بود. بعد يك كنسرو لوبيا آوردم و با بچه ها خورديم. كم كم از وضع موجود خسته شده بودم. چند هواپيما در آسمان ديدم.گفتند فانتوم هاي خودي است ولي نه، آن ها ميگ بودند و قصد بمباران داشتند. در اين مدت به چشم هاي خودم اين خيابان ها را ديدم كه چطور بعد از 3 روز جنگ و خونريزي هنوز كسي به كمك ما نيامده، هنوز شهر در محاصره است. امام فرياد مي زد برويد سوسنگرد را آزاد كنيد ولي بني صدر نامرد
مي گفت هيچ خبري نيست. از همان موقع بني صدر را شناختم. در اين سه روز هميشه موقع غروب دلم گرفته مي شد و به ياد غروبي كه عقب نشيني مي كرديم و شهر در محاصره عراق مي رفت افتادم. آن روز هم غمگين در سنگر نشسته بودم دو سه نفري از بچه هاي تهران به كمك ما آمده بودند. نصرا... سبزي و صمد نحاسي هم نشسته بودند. عليرضا عيسوي نبود. صمد نحاسي مرتب از احمد ياد مي كرد، از چگونگي زيستن و مردن او. از اين كه چگونه در كنارش سر از بدن احمد جدا شده. زياد گريه مي كرد و قسم مي خورد كه كازرون نيايد. نصرا... سبزي هم ساكت بود و كمتر حرف مي زد. او مدتي در لبنان جنگيده بود. در عمليات روز اول تيري از كنار گوشش كمانه كرده بود و مي گفت اميدوارم كه از تير دوم شهيد بشوم. از شغل سابقش سؤال كردم، جواب نداد. فقط گفت علي ايماني با تو چه كاره است فهميدم صافكاري دارد چون علي ايماني ( پسر عمو) در صافكاري بود. نزديكي هاي مغرب سري به بچه ها زدم و برگشتم به سنگر كه شب تا صبح بيدار بودم. هوا داشت روشن مي شد. هنوز بعد از سه روز، جنگ ادامه داشت. بوي آتش و خون همه جا را فرا گرفته بود. سطح آسمان و زمين از خمپاره هاي منور روشن شده بود. ديگر گوش هايم صداها را نمي شنيد و سوت خمپاره ها را اصلا متوجه نمي شدم. بدنم مي لرزيد و قلبم به تپش افتاده بود. عقده گلويم را گرفته بود. دلم مي خواست گريه كنم ولي رويم نمي شد. ديگر از رفع سنگر و يكنواخت بودن كار داشتم خسته مي شدم. از اين كه چرا كسي به كمك ما نمي آمد رنج مي بردم. وقتي كه هوا روشن شد يك گروه 9 نفري مي خواستند از پل عبور كنند كه خمپاره اي بر روي پل افتاد. دو سه نفري از آن ها در رودخانه افتادند يكي از آن ها دستش قطع شد و چند نفر ديگر هم شهيد شدند. يكي از آن هايي كه در رودخانه افتاده بود تقاضاي كمك مي كرد، حسن صادق زاده رفت تا به او كمك كند ولي موج آب او را هم با خود برد. عليپور هم رفت و تفنگ به گل نشسته آن برادري كه دستش قطع شده بود را آورد. بعد از نماز با نصرا... سبزي و صمد نحاسي كمي از روزگار صحبت كرديم، از اين كه در آينده چه مي شود و سرگذشت ما را به كجا ها مي كشاند ؟ «بخرد» فرمانده سپاه آمده بود و صحبت از اين بود كه ما را به كازرون ببرند ولي من اين قرار را نداشتم كه به كازرون بروم. نگاه حسرت آميز سبزي و نحاسي حاكي از آن بود كه برادر ! ما را حلال كن، شايد ما شهيد شويم. هر لحظه به ياد غلامرضا بستانپور و بقيه رفقا مي افتادم، هيچ اطلاعي از آنان نداشتم و اين بيش از هر چيز ديگر مرا رنج مي داد. غلامرضا تنها كسي بود كه بيش از ديگر برادران او را دوست مي داشتم. درحدود ساعت 5/6 صبح بود از طرف مسجد اعلام كردند، آر.پي.جي زن برود. آمدم مسجد كيسه خروج بگيرم كه در حياط مسجد «بخرد» را ديدم. بعد از سلام و احوالپرسي گريه ام گرفت. هر لحظه به ياد جسد احمد و شهادت اكبر و خسروي
مي افتادم. آمدم بعد از اتاق كنار آبدار خانه، كيسه گرفتم و از مسجد آمدم بيرون. بين راه اسكندري را ديدم، گفت كمك مي خواهي ؟ گفتم بله، بيا. بعد كوله را به پشت او بستم و از داخل سنگر آر.پي.چي را برداشتم، يك موشك به آن بستم و با خودم آوردم. آماده حركت از روي پل شديم، زير آتش سمت چپ با سرعت خودمان را به آن طرف پل رسانديم و خميده از كانال ميان درختان پياده رو در بغل ژاندارمري به جلو رفتيم. در همين لحظات بود كه اسكندري گفت نصرالله اين غلامرضا است، ولي در همين موقع انفجار توپي همراه با دودخاكستر توجه مرا به خود جلب كرد. همه جا تاريك شد. ديگر چيزي را نمي ديدم. از بوي باروت داشتم نفس مي زدم. براي لحظه اي گوشم كر شده بود. بعد از صاف شدن هوا برادري را ديدم كه دست راستش قطع شده و تفنگ را به دست چپ گرفته و فرياد مي زند الله اكبر، برويد جلو، مي رويم كربلا. برادر ديگري دست چپش قطع شده بود كه تنها قسمتي از آستين لباس آن را نگه داشته بود، بعد دكمه آستين را باز كرد و دست خود را بر زمين انداخت. مي گفت من مي خواهم به جلو بيايم و حاضر نمي شد به مسجد برود و پانسمان كند. همه چيز را فراموش كرده بودم و تنها در انديشه چگونگي اين حمله بودم كه به سويش گام بر مي داشتم. مسير راه را از كوچه ها گذشتم. از فيلم هاي پارتيزاني يادم مي آمد كه چگونه گروهي كوچك تعداد زيادي را اسير مي گرفتند يا مي كشتند. تانك هاي دشمن در جنگل بودند كه با شهر فاصله اي نداشت. كوچه هاي شهر از راه ورودي مستقيما به جنگل ختم مي شد و كوچك ترين حركتي دشمن را متوجه مي كرد. بعدا يكي دو ساعت چند تانك و نفر بر زديم ولي هر تيري كه از طرف ما به طرفشان شليك مي شد، در برابر توپ و موشك مي زدند. ساعت 5/10 بود برگشتيم. سوسنگرد از محاصره عراقي ها بيرون آمده بود. وقتي از پل گذشتيم و آمدم كنار سنگر، وضع را طوري ديگري ديدم. انگار همه چيز عوض شده بود. سنگرهاي كنار خيابان خراب شده بودند و شاخه هاي درختان تمام خرد شده بودند و كف خيابان ريخته بودند و منظره عجيبي داشت، غمناك شده بود. از يكي دو نفر كه رد مي شدند جريان را پرسيدم، جواب ندادند. اطراف مسجد خلوت بود، كسي ديده نمي شد. مسجد از زخمي ها خالي شده بود. آن ها را به اهواز برده بودند. روبروي مسجد، حسن صادق زاده را ديدم كه مرتب اين ور و آن ور مي رفت.. بني احمدي هم داشت دنبال بنزين مي گشت تا ماشين نيساني كه آنجا بود روشن كند. از صادق زاده پرسيدم گفت «بخرد» و چند نفر ديگر زخمي شده اند ولي اين طور نبود. من به دلم اثر كرده بود كه بعضي ها شهيد
مي شوند. درك كرده بودم كه سبزي و بستانپور و نحاسي شهيد مي شوند. با آرپي جي و كوله پشتي سوار شديم، آمدم اهواز با احمدي. ماشين روبروي بيمارستان رازي ترمز كرد. بچه ها ناهار خوردند. مثل اينكه آمده بودم در دنيايي ديگر. بعد آمديم بيمارستان هتل نادري.
مي خواستم وارد شوم، نگذاشتند. بعد آمديم داخل يك مدرسه. بعضي از برادران را آن جا ديدم و ديگر برايم مشخص شده بود كه غلامرضا شهيد شده. شهدا: حميدي، سبزي و بستانپور بودند و تعدادي هم زخمي شده بودند. در مدرسه صحبت از كازرون بود. قرار شد همه بروند و بعد برگردند و من هم مصمم شدم كه تا آخرين قطره خونم راه برادر شهيدم را ادامه بدهم. در مدرسه متوجه شدم كه غلامرضا با 11 نفر ديگر از برادران، سه روز محاصره سوسنگرد در محاصره عراقي ها بودند و غلامرضا مرتب مي گفته من تاسوعا شهيد مي شوم و اين شهادت آغازي بود بر پايان. بعد از تحويل سلاح ها، به كازرون آمديم. شب عاشوراي 28/8/59. در اين مدت كه در كازرون بودم علاقه ام به عليرضا عيسوي زياد شده بود و با سعيد پرويزي آشنا شدم كه در ظرف چند روز با هم زياد صميمي شديم و تا سفر بعدي ما سه برادر شديم كه همديگر را برادرانه دوست داشتيم.

 
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:23 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

نگاهي به جنجال رسانه اي پيرامون انفجار بيدگنه
سالانه چند زاغه در دنيا منفجر مي شود؟

ظهر روز شنبه گذشته در يكي از پادگان هاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در اطراف تهران، انفجاري به وقوع پيوست كه منجر به شهادت 17 تن از هم وطنانمان و مجروحيت 16 نفر ديگر از آنان گرديد. رسانه هاي دنيا هر از چند گاهي چنين حوادثي را مورد پوشش خبري خود قرار مي دهند اما نحوه ي مواجهه ي برخي از آنان و به خصوص رسانه هايي كه ايرانيان را به عنوان هدف اختصاصي، در حوزه ي كاري خود تعريف كرده اند با حادثه ي روز شنبه قابل تأمل است. به عنوان نمونه، شبكه ي ماهواره اي «بي.بي.سي» فارسي با قطع برنامه هاي عادي خود، به شكلي كاملاً مغرضانه، پرداختن به اين سوژه را در دستور كار خود قرار داد.
در اين راستا يك كارشناس، به اصطلاح در مصاحبه ي زنده از تهران با «بي.بي.سي» مدعي شد كه «مردم تهران وحشت زده و هراسان هستند.» وي هم چنين اين گونه وانمود كرد كه همه ي مردم تهران منتظر حمله ي آمريكا بوده اند و اكنون تصور مي كنند كه آمريكا حمله كرده است!
«جرس» نيز در گزارشي نوشت: «بحث جنگ در ايران در شرايطي بالا گرفته كه چند انفجار مشكوك روز شنبه تهران و اطراف آن را لرزاند و مسؤولان دليل آن را جابه جايي مهمات اعلام كردند.»
به طور كلي اين رسانه ها با تركيب چند محور تبليغاتي و به كارگيري شگردهاي عمليات رواني كوشيدند از حادثه ي انفجار روز شنبه به عنوان اهرمي براي ايجاد التهاب و تنش در جامعه ي هدف استفاده كنند. در يك بررسي اجمالي، اهم محورهاي اين پروپاگاندا را مي توان اين گونه معرفي نمود:
1- بزرگ نمايي حادثه؛
2- القاي حس ترس و ناامني در جامعه؛
3- ايجاد ارتباط ميان حادثه ي انفجار و تهديدهاي اخير نظامي؛
4-ارتباط دهي حادثه با گزارش اخير«آمانو» درباره ي فعاليت هسته اي ايران؛
5- ادعاي آزمايش هسته اي در پادگان ياد شده؛
6-ايجاد شايعه ي عمليات خراب كارانه؛ و...
نحوه ي پوشش و برخورد اين رسانه ها با حادثه ي انفجار اخير چنان است كه گويا اين ماجرا، اتفاقي نادر است كه هر چند سال
يك بار و حتي شايد هر چند دهه يك بار در جهان رخ مي دهد. مرور حوادثي از اين دست ـ يعني انفجارهاي رخ داده در زاغه هاي مهمات نظامي ـ در دنيا طي 15 سال اخير به روشني حاكي از آن است به دلايل متعدد، اين واقعه نه تنها نادر نيست، بلكه موضوعي پرتكرار بوده و سالانه تعداد زيادي قرباني اين حادثه مي شوند. در ادامه، اطلاعات منتشر شده در مورد اين گونه حوادث - شامل تعداد حوادث، آمار تلفات و علت حادثه - طي 15 سال اخير ارايه مي شود.
اين آمار از منابعي مانند: «مركز تحليل اطلاعات ايمني مهمات ناتو» (NATO MSIAC)، «پايگاه بهداشت و ايمني اجرايي انگليس»
(UK EIDAS)، «مركز جهاني ژنو» (GICHD)، «مركز جنوب شرق و غرب اروپا براي كنترل تسليحات سبك» (SEESAC)،«پايگاه توانمندي هاي مواد منفجره ي محدود» (EXCAP) و اخبار منتشر شده در رسانه ها جمع آوري شده است.
گفتني است همان طور كه منابع ياد شده اذعان كرده اند، آمار ارايه شده به دلايل مختلف كامل نيست و آمارهاي واقعي بيش از آن چه در جداول فوق ارايه شده است، مي باشد. هم چنين حوادث انفجاري كه هنگام توليد، استفاده و عمليات هاي خنثي سازي مواد منفجره و مهمات رخ داده در آمارها منظور نشده است. اين آمارها نشان مي دهد به طور متوسط سالانه، 4/15 و ماهيانه 28/1 انفجار در زاغه هاي مهماتي دنيا رخ مي دهد كه با توجه به ماهيت كاري اين پايگاه ها، عجيب به نظر نمي رسد.
نكته جالب ديگر در اين آمار آن است كه تعداد قابل توجهي از اين انفجارها طي سال هاي اخير در زاغه هاي عراق و افغانستان رخ داده كه تحت اشغال آمريكا بوده و لذا اين انفجارها را در عمل بايد در كارنامه كشور آمريكا ثبت كرد.
¤ براي كسب اطلاعات جزئي تر درباره انفجار در زاغه هاي دنيا به آدرس زير مراجعه كنيد:
http://wwwborhanir/NSite/FullStory/News/?Id=2212

 
نقل از روزنامه کیهان۲۹/۸/۹۰
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 23:2 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

عشق در طبیعت

 

پنج شنبه شب فرصتی پیش آمد با دوستی به نام مسعود براتی باب گفتگو گشوده شد در خلال صحبت ها متوجه این قضیه شدم که وی تلفنی با همسرش در خصوص معالجه و عمل جراحی و ... صحبت می کرد . کنجکاو شدم و سوال نمودم . اول فکر کردم خدای ناکرده کسی از خانواده اش بیمار است ولی چون که خیلی با احساس و نگرانی خاصی پیگیر موضوع بود صحبت را به این شکل شروع کرد که بچه گربه ی دست آموزی در خانعه دارد به علت افتادن از بلندی لگنش در رفته است. حیوان را به دکتر دامپزشک به نام دکتر افخمی برده دکتر می گوید برای اینکه زجر نکشد یا باید آمپول خلاصی زده یا باید آنرا عمل نمایید که هزینه بر است.

آقای براتی می گوید چون حیوان زنده است تا مبلغ یک میلیون هم هزینه دارد آنرا عمل نمایید. که این مرد با احساس و فداکار با پرداخت مبلغ ۲۲۵ هزار تومان دکتر را وادار به عمل آن می نماید. این درس بزرگی را به این جانب که شاید در مرحله غیر قابل باور بود آموخت چرا که  این مرد فرشته صفت به اتفاق همسر مهربانش و فرزندان دلبندش چه احساسات زیبایی نسبت به حیوانات که از مخلوقات الهی است دارند. ای کاش ما انسانها نیز به همنوعان و هم کیشان خود کمک نماییم و این تلنگری باشد بر همه انسانها ضمن رعایت حقوق یکدیگر به حقوق حیوانات نیز احترام بگذارند. یک بار دیگر دست مریزاد میگویم به این مرد فرشته صفت و خانواده اش.

همواره شادزی و شادباشد 

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 11:45 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

چرا کارکنان برای خروج از محل کار همیشه عجله دارند

اثرات مخرب غیبت و بدگویی و تبعیض درسازمان

یکی ازسامانه های اصلی در ارتقاء مناسبات انسانی بخصوص در ادارات که باعث نفوذ در قلوب مخاطبان و تعادل وتسهیل ارتباطات سطوح مختلف سازمانی  می شود  اخلاق است .

وجود اخلاق در اداره ،ادب، نزاکت انسانی، احترام به خواسته های مشروع افراد، عدالت همه جانبه در زمینه های علمی واجتماعی می تواند یکی از مولفه های مهم واساسی  در افزایش راندمان اداری وافزایش مناسبات انسانی در بین همکاران اداری از یک سو وافزایش اعتماد وبه تبع آن  بهره وری سازمانی و رضایت زندگی شغلی درکارکنان(همکاران اداری و آموزشی ) می شود.  

رفتارهای صحیح انسانی وداشتن اخلاق حسنه  دیواره سخت مقررات بی روح را درهم می شکند.  در زیر به  چند نمونه از خصوصیتهای اخلاقی مثبت که در  ارتقای سطح مناسبات اداری و به تبع آن  افزایش راندمان وکارایی کارکنان اعم از اداری وآموزشی   می انجا مد می پردازیم .

·        الف) صداقت و تعهد کاری

صداقت وتعهد کاری از ارزش های پسندیده ای است که مقبول همه فرهنگ های انسانی بوده و است و تمامی صاحب نظران تعلیم وتربیت از اعصار گذشته تا کنون بر گسترش آن در نهادهای اجتماعی تاکید داشته ودارند و یکی ازمولفه های تعیین کننده جوسازمانی مثبت   وافزایش  صداقت  وایجاد مناسبات صحیح سازمانیست .

نبود آن یک تهدید واقعی برای سازمان است.اگر وجود این ارزش های پسندیده اخلاقی درسازمان ها رنگ شوند.مسیرسازمان به سمت وسوی خلاف کاری گسترش می یابد و بمرور زمان اعتبار اجتماعی سازمان کاهش می یابد. پس از گذشت زمان ونبود صداقت  کار آیی و اثر بخشی  سازمان  و مناسبا ت صحیح کارکنان  کاسته می شود. تا جایی که سبب گسست اجتماعی و شکست سازمانی می گردد.کاغذ بازی، وجود فیلترهای متعدد، بازرسی های بی رویه ،جو بد بینی، گوش وچشم گذاری های افراط گونه ودر نهایت کم کاری، تمرد، غیبت،تمارض وقفل شدگی سیستم، نمود نبود صداقت کاری در سازمان است.

·        ب) عدم تبعیض

 

تبعیض پاسخ متفاوت در مقابل رخدادی یکسان به افراد با شرایط یکنواخت است.

تبعیض نمودی آشکار از بی عدالتی است. تبعیض اثرات تخریبی بسیار بر روحیه کاری کارکنان اعم از اداری و آموزشی  دارد. درسازمان پر از تبعیض اثری از جو فرهنگی مثبت وروحیه کاری بالا ومناسبات صحیح بین کارکنان  نیست.

 

تبعیض فقط در امور ملموس ومادی خلاصه نمی شود.بلکه نگاه کردن مدیر،گفتارها و حتی گوش دادن به سخنان افراد نیز می تواند تبعیض گونه باشد. به ویژه اینکه مدیر باید دقت نظر داشته باشد که رعایت عدالت همه جانبه در سازمان باعث می شود تا مدیربه جایگاه رهبری عروج کند و جو فرهنگی سازمان مثبت شود و کارکنان درمحیط کاراحساس آرامش و راحتی داشته باشند وبدانند که در سازمان حقوق حرفه ای و اجتماعی آنها محفوظ است. www.zibaweb.com

 

ازاین طریق اعتماد سازمانی رشدمی کند وهرکس از کارکردن در سازمان خود احساس خوشبختی می کند. چون عدالت نزدیک ترین کار به تقوی است. و مدیر متقی عادل است.که لازمه آن خود سازی اخلاقی است. که نیاز به زحمت دارد.    

     ساز و کار های اساسی برای مقابله با تبعیض عبارتنداز:

 

1- خودسازی اخلاقی

2- داشتن صلاحیت (دانش حرفه ای تجربه کاری)

3- اطلاعات مکفی ومتقن از سازما ن وکار کنان

4- شهامت داوری صادقانه

5- جامع نگری

6- تعمق در اندیشه

7- نداشتن نقطه ضعف ،

8- سعه صدر (ا نتقاد پذیری)

9-ایثار و گذشت

ج) هم کوشی

هم کوشی در یک فضای سالم سازمانی  به وجود می آید. ساختارگروهی به گروه کاری تغییرشکل می دهد. جو صمیمیت باعث تسهیل وتصعید تعاملات درون سازمانی می شود وبه راحتی تجارب کاری و اطلاعات شغلی مباد له می شوند . از کارکردهای یکدیگر بازخورد می گیرند. اگر اشکالی در کار یکی از افراد گروه به وجود آید، گروه در جهت رفع آن کوشش و اهتمام می کند . همه از کار کردن در کنار یک دیگر احساس لذت می کنند . گلو گاهها و نقا ط کور سازمانی به حد اقل خود کاهش می یا بد. همه نسبت به یکد یگر و تحقق اهداف سازمانی احساس تعهد و تشریک مساعی فکری و عملی می کنند. در نگهداری و مراقبت ابزار و لوازم کار خود کوشا و دقت نظر دارند. در واقع یک پیوند عمیق عاطفی برای تحقق اهداف سازمانی نمود پیدا می کند .که هیچ ساختار قانونی قادر به ترسیم و نمود آن نمی باشد.

        د)کاهش غیبت

غیبت یک رفتار مذموم اخلاقی است.(پشت سر کسی بد گویی کردن) این رفتار آنقدر مذموم و زشت است که خداوند در قرآن کریم آن را تعبیر به خوردن گوشت برادر خود کرده است .پیامبر(ص)در جایی می فرمایند: غیبت از زنا بدتر است.

وجود روحیه غیبت در سازمان باعث ایجاد جو فرهنگی بد بینی می شود.آثارعینی آن کاهش صداقت، محبت، منزلت و کرامت انسانی افراد درسازمان است که نتیجه آن کاهش تعامل کلامی و رفتاری بین کارکنان با کارکنان ومدیریت با کارکنان وکارکنان با مدیریت است.

 مشخصات سازمان با فرهنگ غیبت

  سازمان با فرهنگ اقلیمی غیبت، فاقد روحیه کاری و خلاقیت است.

 نیازهای عاطفی افراد(دوست داشتن ومحبت و آرامش)ارضا نمی شود.

افراد از نظر روحی افسرده و غمگین تعجیل در خروج محل کار می کنند.

 کار کنان دارای روحیه ضعیف هستند.

برای فرار از محیط کار مبادرت به غیبت(ترک محل کار) تمارض، تاخیر در ورود و عجله در خروج می کنند.

حالتی عصبی و پرخاشگر پیدا می کنند.

تا جایی که ممکن است وسایل ولوازم کار خود و دیگران را خراب می کنند.

 فضای نا امن وتاکید بر نقاط ضعف همدیگر سازمان را در بر می گیرد.

همه نسبت به یکدیگر به دیده بد بینی ومخاصمه می نگرند.

جو بی اعتمادی فضای اقلیمی سازمان را دست خوش بی تحرکی و تخریب روحیه می کند وافراد از هم گریز دارند.

دراین شرایط رضایت شغلی و بهره وری سازمانی به نازل ترین حد خود سقوط می کند و تنها چاره ساز مشکل بهره گیری از اخلاق انسانی وبه ویژه پرهیز از غیبت است که مدیر با معرفی الگویی برتر از خود و آموزش کارکنان در جهت اخلاق و ساختن محیطی مفرح و انسانی که همه همدیگر را دوست داشته با شند و از کنار هم بودن لذت ببرند ، میسرمی شود.http://www.edujavanrood.blogsky.com

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 2:12 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

علل وقوع اشتباه ، درس گرفتن از اشتباه و پیشگیری از وقوع اشتباه افراد

اشتباه كلمه اي  است  كه هرگاه  انسان  آن را در ذهن خود تكرار مي كند لحظه اي  احساس مي كند  كه  شخصيت  وجودي  او  مورد خطر  قرار گرفته است  و ميان  او  و توانمنديهايش  فاصله اي  در حال ايجاد  شدن  است .

انسان ها  از دوران كودكي مي آموزند كه كمتر خطا كنند تا از اين طريق خسارتهاي كمتري  پديد آيد و جوامع نيز  به منظور  دوري از پديد آمدن  خسارتها     هميشه دوري از اشتباه را گوشزد مي كنند زيرا خطا و اشتباه در بسياري  از موارد  آرامش  را از انسان ها مي گيرد و در مواردي  نيز او را به دردسر مي اندازد، لذا ترس  از وقوع  اشتباه  و خطا  از دوران  كودكي  در ذهن  انسان  شكل مي گيرد و نگراني  ناشي  از آن  لحظه اي آدمي  را به حال خود رها نمي كند.

آموزش  جامعه  در مورد  نحوه  برخورد  با خطاها  و اشتباهات  ضروري   است  و لذا  بايد  در مورد  چندين  سوال  زير با دقت  بيانديشيم.

1-آيا  شرايط  جامعه  به گونه اي  هست  كه در موقع  بروز  اشتباه و خطا،انسان ها به ياري  يكديگر  شتافته و پس  از كسب  تجربيات  بدست آمده  آن  را به ديگران  منتقل  كرده  و بدين طريق  از وقوع  اشتباهات دوباره  جلوگيري  شود.

2-آيا در جامعه ، به  هنگام  وقوع اشتباهات  افراد به سوي  پنهان كاري شتافته و بار ديگر زمينه براي تكرار  اشتباهات مهيا مي شود؟

پنهان كردن بعضي  از  اشتباهات  مانند  پنهان  كردن  زغالي روشن  در ميان انبار  انباشته  از چوب هاي خشك مي باشد كه سرانجام  روزي شعله ور شده  و همه جا را به آتش مي كشد.

امروزه  لازم است  كه متخصصين آموزش هاي لازم را در اين رابطه  به جامعه ارائه  نمايند.زيرا تا زماني كه برخورد  افراد  با اشتباهات  يك برخورد احساسي باشد  بسياري از  افراد  جرات نخواهند كرد كه هم مسووليت  اشتباهات  خويش  را بپذيرند و هم با ديگران  در اين زمينه به مشورت  بپردازند.

اصولا  هر اشتباهي  به واسطه  علتي  بروز  مي كند و شناخت اين علل مي تواند  در پيشگيري از وقوع  مجدد آن  موثر باشد. بعضي  از علل وقوع  اشتباهات  به شرح زير مي باشد:

1-كمبود تجربه

گاهي انسان  به علت بي تجربگي  ناخواسته دچار اشتباهات فراوان مي شود .لذا  بهره گيري از تجربيات  ديگران  و يا استفاده از  تجربيات  قبلي مي تواند  مي تواند سبب كاهش  بروز اشتباهات شود.

2-كمبود علم و دانش

علم و دانش  همچون چراغي  است  كه در تاريكي به ياري انسان آمده  و او را كمك مي كند تا كمتر دچار لغزش و خطا شود لذا انسان جاهل  همچون  فردي  بدون چراغ است  كه در تاريكي گام برمي دارد ، و هر  لحظه  ممكن  است در گودال  اشتباهات قدم بگذارد.

3-فقدان نظم

هر گاه انسان  در امور مربوط به خود  نظم نداشته باشد ، سبب  آشفتگي و هرج و مرج  شده  و در اين  شرايط احتمال  وقوع  اشتباهات  افزايش مي  يابد.

4-آينده نگري

بسياري از ما  انسان ها هرگاه  فعاليتي را آغاز مي كنيم  درباره آينده و عواقب آن كمتر مي انديشيم و لذا ممكن است  با مشكلات  پيش بيني  نشده  روبرو شده  كه اين خود  مي تواند  سبب بروز   اشتباهات  و خطاهاي فراوان  شود.

5- تنبلي

انسان هاي  تنبل و تن پرور به علت  دوري از تحرك  و فعاليت  كمتر تجربه مي كنند و كمتر مي آموزند   لذا در برخورد با رويدادهاي  مختلف  قادر به انجام رفتارهاي درست  نيستند و بيشتر   در معرض بروز  اشتباهات قرار دارند.

6- احساسي  عمل كردن

گاهي  افراد تحت تاثير  رفتار و حرفهاي  ديگران  قرار گرفته  و دست به اعمالي مي زنند كه برخاسته  از تحريك احساسات  مي باشد ،لذا چون اين گونه  رفتارها  سنجيده و درست نيست ، به همراه خود  اشتباهات فراواني به همراه  خواهند داشت .

7-فقدان  پژوهش

اگر قبل از شروع  هر  كار ،انسانها  باپژوهش  و  تحقيق   به بررسي  جوانب  مختلف آن  كار پرداخته  و سپس به  بهترين  نحو ممكن  آن  فعاليت  را انجام  دهند،بدون شك  كمتر با اشتباه و خطا  مواجه  خواهند  شد ، نبود  روح پژوهشگري  و دقت نظر  يكي  از  عوامل  بروز  اشتباهات  مي  باشد.www.zibaweb.com

8- اضطراب  و نگراني

اضطراب و نگراني  از تمركز  انسان  در انجام   امور  مي كاهد  و سبب كاهش دقت  نظر  و افزايش  حواس پرتي  شده  كه  به دنبال  خود  ممكن  است  سبب  بروز  اشتباهات  شود  و در جامعه اي  كه اضطراب  و نگراني   افزايش  يابد  بايد  منتظر  وقوع  اشتباهات  فراوان بود .

9-ترس

ترس  انسان  در برخورد  با امور و  يا  پيشامدها  سبب  مي گردد كه آدمي تمامي  حواس  خود  را به سمت  مكانيزم هاي   دفاعي سوق  دهد  لذا ممكن  است  شخص در اثر  شتابزدگي  و بي دقتي   دچار   اشتباه  شود .

10-قدم گذاشتن  در ناشناخته ها

گاهي  انسان  مجبور  است  در راهي   قدم بردارد  كه تاكنون  تجربه نكرده  و براي او ناشناخته است  و حتي  براي ديگران  نيز  شناخته  شده نيست ،لذا ناخواسته  ممكن است  دچار اشتباه شود .بسياري  از دانشمندان  كه نايل  به كشف  و اختراعات مي شوند  بخاطر  جرات  و جسارت  آنان  در قدم گذاشتن در راههاي  ناشناخته   است  ، اما از طرفي  احتمال  بروز  اشتباهات  نيز  افزايش  مي  يابد .قدم  گذاشتن در راههاي  ناشناخته  و پيش  قدم  شدن  در امور جديد اگرچه  ممكن است  با اشتباهاتي  همراه باشد  اما  ممكن است   فرد  به دستاوردهاي مهمي  برسد  كه سبب تحول در زندگي  بشر شود .

11-بي برنامگي

انجام امور  بدون  داشتن  برنامه مدون  سبب مي  شود  كه  فعاليتها  قبل  از  شروع  مورد نقد و بررسي   قرار  نگرفته  و لذا از  پختگي   لازم  برخوردار  نباشد و اين خود  زمينه  ساز  بروز  اشتباهات  است

12-تصميمات  شتابزده

گاهي  انسان  به علت  نداشتن مهارتهاي  مربوط به  تفكر كردن و  تصميم گيري ، ناخواسته  تصميمات غلطي  مي گيرد   كه نتايج  بعضي  از  تصميمات  با اشتبا هات  همراه مي شود

13-مصرف مواد مخدر  و الكل

استعمال  مواد مخدر  و الكل سبب مي شود  كه انسان  دچار توهمات شده و يا از حالت  طبيعي  خارج  شود  كه اين خود سبب مي شود  چنين افرادي  دست به اقداماتي  بزنند كه با اشتباهات  فراواني  همراه  است.

14-باورهاي  انسان

گاهي  اوقات  افراد ، باورهايي  دارند  كه مي  تواند  زمينه ساز  وقوع  اشتباهات باشد  براي  مثال ،شخص  با  يك اتوموبيل   فرسوده  و با  سرعت  زياد و غير مجاز  رانندگي  مي كند  و زماني  كه از او درخواست  مي  شود  كه با  سرعت  مناسب  حركت كند  مي گويد ،سرنوشت  انسان  از قبل  تعيين  شده است  و اگر بخواهيم  بميريم ،اين اتفاق  خواهد افتاد  و ارتباطي  با  سرعت   غير مجاز اتومبيل  ندارد.

15-خشم  زياد

انسان ها  در هنگام  خشم زياد   ناخواسته دست   به  اقدامات  مي  زنند  كه خود  را در بدبختي  و فلاكت مي اندازند،  لذا يكي از عوامل   مهم  در بروز  اشتباهات  خشم كنترل  نشده است .

16-بيماريهاي  جسمي

 نگراني  و اضطراب  ناشي  از  بيماريهاي  جسمي  اجازه نمي دهد  كه انسان   با دقت  به رويدادهاي  اطرافش  توجه كند  و تصميم  مناسب  بگيرد لذا چنين  اشخاصي  مستعد  خطا و اشتباه هستند  و لذا در اين مرحله انسان بايد در امور خويش  دقت بيشتري  كند.

17-تحت تاثير  ديگران  قرار گرفتن

بعضي  از  اشخاص براحتي   تحت تاثير  ديگران قرار مي  گيرند  و براي  به نمايش  گذاشتن  توانمنديهاي  خود  و يا  پنهان كردن  ناتوانيهاي  خود ، دست  به اقداماتي  مي  زنند  كه در نهايت زمينه  ساز  اشتباهات فراوان است

 

18-تعصب

انسان وقتي  دچار تعصب مي  شود ،گويي  پرده اي  بر روي  مغز او قرار مي  گيرد به گونه اي كه قادر  به تفكر كردن نيست  و لذا  قادر به ديدن و درك  بسياري  از حقايق و واقعيت  ها  نيست  و چنين  افرادي  دست  به اقداماتي  مي  زنند  كه ممكن است  به همراه خود  اشتباهات فراواني  را به همراه  بياورد.

 

19-بي هدفي

انسان بي هدف  در تمامي   ابعاد  زندگي ،سرگردان  است   و لذا بواسطه  بي انگيزگي  و بي  دقتي  و انتخاب  نكردن  راه مشخص  دست به اقداماتي  مي زند  كه ناخواسته  آنان  را به  سوي  اشتباهات  و خطاها  سوق مي دهد. 

20-خستگي

هوشياري  انسان در اثر  خستگي  كاهش  مي  يابد  و تصميم گيري  در اين  شرايط به كندي  انجام مي  شود ،لذا وقتي  افراد  در هنگام خستگي    به كاري  مشغول  هستند  مستعد  اشتباه  هستند .

21-ارضاء  نيازها  بدون  توجه به توانايي

گاهي  آدمي   در صدد تامين نيازهاي  زندگي خويش  برمي آيد  بدون آنكه  تامين اين نيازها  با توانايي  انسان هماهنگ  باشد ،لذا افراد  دست به اقداماتي  مي زنند كه ممكن  است آنان را دچار اشتباه  نمايد.

22- مشكلات  خانوادگي

وقوع  مشكلات  خانوادگي  سبب مي شود  افراد  در يك  شرايط  نابسامان  بسربرده  و لذا  افراد  در اين  شرايط   دست به اقداماتي  مي زنند  كه ممكن   است آنان  را دچار اشتباه   نمايد  لذا در جوامعي  كه آسيب  هاي  اجتماعي و از هم پاشيدگي  خانوادگي  افزايش  يابد ،بايد  آماده وقوع اشتباهات   فراوان در جوامع  بود

23- نقص  بدني

افرادي كه دچار نقص  بدني  هستند  و با توجه  به نوع  نقص ،كار خويش  را انتخاب نمي كنند  ممكن است  ناخواسته  دچار اشتباه  شوند.

24-تقليد

خيلي  از افراد  سعي  مي كنند  بدون اينكه  از  ظرفيت ها و توانمنديهاي  خويش  اطلاع داشته باشند  اعمال و رفتار  ديگران  را تقليد  كنند و به همين خاطر  تقليد رفتار ديگران  ممكن است  ناخواسته   افراد  را در دام  اشتباهات گرفتار  سازد. 

25-حوادث  غير مترقبه

هنگامي  كه حوادث  غير مترقبه  نظير  سيل ،زلزله و غيره براي  انسان رخ مي دهد ،افراد  آموزش  نديده  و در چنين شرايطي  دچار  تشويش  فكر  شده  و دست به اقداماتي  نسنجيده  مي زنند   كه اين  خود اشتباهات  فراواني  به دنبال  خواهد   داشت .

26-رقابت با ديگران

انسان  براي  دستيابي  به اهداف  خويش    به جاي  رقابت با ديگران ، بهتر است با خود  به رقابت برخيزد  و هر از چندگاهي با بررسي  ميزان موفقيت هاي  خويش ،دريابد  نسبت  به گذشته  چقدر موفق  بوده است  و اگر آدمي  از خود  شكست بخورد ، اعتماد به نفس  او  صدمه نمي بيند، اما اگر او با ديگران  به رقابت  بپردازد ،باعث مي شود  براي  جلوگيري  از  شكست  خود ،دست به اقداماتي  حتي  نسنجيده   بزند  كه در نهايت آدمي را در گرداب مشكلات  گرفتارخواهد كرد.

27-عجله

تعجيل و شتاب  در زندگي و امور  باعث  مي شود   انسان فرصت لازم  جهت  تصميم گيري  دقيق  نداشته باشد ،لذا  تصميماتي را اتخاذ  مي كند  كه او را به  اشتباهات  فراواني گرفتار مي سازد.

29-پذيرش  مسووليت  بدون توانايي

پذيرش  مسووليت بدون توانايي  زمينه  ساز   اشتباهات فراوان   است  و هر گاه  در يك جامعه  افراد   ،بدون ارزيابي  توان خويش ،آمسووليتي  را مي پذيرند،اشتباهات  فاحش  و فراوان  به وقوع مي پيوندد  كه گهگاه  خسارتهاي  سنگين  و جبران ناپذيري  در پي  دارد كه در نهايت  سبب مي شود  آدمي  با  وجدان  ناراحت  تا پايان  عمر اين ناراحتيها  را تحمل  نمايد.

30-ناتواني در برقراري  ارتباط  با ديگران

انسان هايي كه قادرند  با ديگران بخوبي  ارتباط  برقرار كنند ،با گذر  زمان  به تجربيات  ارزشمند دست مي يابند و از اشتباهات ديگران  پند هاي  فراوان مي گيرند و همين  امر احتمال  بروز اشتباه  و خطا  را در زندگي  آنان  كاهش  مي دهد و بر عكس  افرادي كه در برقراري  ارتباط  با ديگران ناتوان  هستند به مرور  با محدوديت  ديد نسبت به دنياي  اطراف مواجه بوده  و در هنگام  تصميم گيري با اشتباهات  فراوان روبرو  مي  شوند.

31-شرايط  محيطي

سرماي  شديد ،گرماي  سوزان ،طوفان  و نظير اينها   سبب مي شود ،شرايط  فيزيولوژيك  بدن انسان  تحت تاثير واقع  شده  و شرايط  سختي  بر انسان  تحميل  شود  و سبب  آزردگي  آدمي  شود  و لذا انسان  در اين  شرايط  بخوبي  نمي  تواند  تصميم گيري  نمايد  كه اين خود  مي  تواند  احتمال بروز  اشتباهات را  افزايش  دهد.

32-خطاي حواس

انسان موجود كاملي  نيست  و حواس  او  نظير  بينايي،چشايي ،شنوايي و ...... ممكن است  اشتباه  كند و اين  خود سبب  بروز  خطاهايي خواهد  شد  كه ممكن است    اشتباهات  فراواني به همراه  خود داشته باشد.

33- بي  انگيزگي

اگر انسان ها  انگيزه لازم  براي  زندگي  كردن و يا كار كردن  را از دست  بدهند ديگر علاقه اي  براي  كوشش و تلاش  نخواهند داشت  لذا با بي  تفاوتي  با رويدادهاي  اطراف  خويش   روبرو مي شوند  و اين  بي  تفاوتي  چه بسا به همراه خود بي  دقتي به همراه داشته باشد  و سبب  بروز  اشتباهات فراوان شود.

34-يادگيري  بد مهارتها

ما براي  انجام  امور خويش بايد  از مهارتهاي  مختلف  برخوردار باشيم  و بخوبي  آموزش  ببينيم  و اگر  اين مهارتها را بخوبي  فرا  نگيريم  چه بسا در انجام امور  با  اشتباهات  فراوان روبرو  شويم  براي  مثال بعضي  مهارتها  كه لازمه حفظ  ايمني كار و بهداشت   شغلي  مي باشد  در صورتي كه بخوبي  فراگرفته نشود  چه بسا  زندگي آدمي را به خطر اندازد. 

35-انتقام از  ديگران

هنگامي كه ريشه هاي انتقام  در وجود آدمي  شكل مي گيرد ،سبب مي شود انسان  دست به اقداماتي  بزند كه به دنبال خود  اشتباهات فراواني را به همراه خواهد داشت .www.zibaweb.com

36-مشورت با ديگران

انسان نيازمند  مشاوره  است ،هر چه انسان ها  بيشتر مشورت نمايند احتمال بروز  خطا و اشتباهات در زندگي  و كار آنان  كمتر مي شود.

37-بي  علاقگي  در انتقال   تجربيات به ديگران

 گاهي انسان ها تجربيات  مهمي كسب  مي كنند كه بواسطه  اشتباهاتي  است  كه انجام داده اند  و اين افراد  به علل مختلف  اين تجربيات را به ديگران منتقل نمي كنند  لذا سبب مي شوند  ديگر افراد نيز ناخواسته  دچار  چنين  اشتباهاتي شوند و اين خود مي تواند  براي افراد  يك جامعه  سخت و گران تمام  شود.

38-مصرف دارو

مصرف  بعضي  از داروها ،عوارض  جنبي  به  همراه خود دارد  كه اگر افراد  با آن آشنايي نداشته باشند  ممكن است  سبب  بروز  اشتباهات  فراوان  شود  مانند  دارويي كه سبب خواب آلودگي  شده و رانندگان را دچار مخاطره  مي كند.

 

             علاوه بر عوامل  فوق ،عوامل  دگيري  نيز وجود دارند  كه شما مي توانيد  در باره آنها بيانديشيد و به دنبال آن در پي پيشگيري از وقوع آن  برآييد.اگرچه بعضي  از عوامل  ممكن است  با يكديگر  همپوشاني  داشته باشند   اما منظور  از بيان اين عوامل  فرصتي براي انديشيدن بود تا بدين وسيله  بتوان درباره وقوع  اشتباهات  با دقت بيشتر فكر كنيم

آدمي بايد  بپذيرد كه اشتباه مي كند  و همچنين او بايد  مسووليت خطاهاي خويش  را نيز بپذيرد  و همچنين  سعي نمايد  تجربيات بدست آمده از  خطاهاي خود را به ديگران بياموزد و از  اين  طريق از  بروز اشتباه در بين دهها نفر  ديگر پيشگيري  نمايد.

پذيرش  اشتباه  و قبول مسووليت  در قبال آن ،آغازي براي تفكر كردن  است  . يكي از مسووليت  هاي  مهم  آن كس  كه اشتباه كرده است ، اين است كه در مورد  اشتباه  خويش ،بررسي  و تحقيق نمايد  و دلايل  آن را جستجو  كرده  و راههاي  پيشگيري از وقوع  دوباره  آنها را بيابد  و يافته هاي خويش  را ثبت كرده  و آن را به ديگران منتقل  كند.

جامعه اي كه  به پيشگيري  از  اشتباهات  خويش  اقدام نمي كند بطور مكرر اشتباهات خويش  را تكرار مي كند و   روز به روز  منابع خود را از دست مي دهد  و به سوي  فقر و آسيب هاي  اجتماعي  قدم مي گذارد.

تصور كنيد  فرزندي به دور از چشم پدر ،سيگار مي كشد  و يك روز  پدر وي ،تصادفي  او را در حال  سيگار كشيدن مي بيند،در اين لحظه   پدر به  سرزنش  و تنبيه  فرزند مي  پردازد و در نهايت  فرزند  او به  پنهان كاري  رو آورده و چه بسا  در آينده به دور از چشم پدر ، مواد خطرناكتري را تجربه كند.

اما ممكن است ، پدري  اين اشتباه  فرزند خود  را ببيند و آن را بپذيرد و در صدد  ريشه  يابي آن برآيد.براي  يافتن چرايي  اين اشتباه ،او مجبور  است  به جستجوي  علل آن  بپردازد  و به اين  سوال  پاسخ دهد  كه چرا فرزند  او چنين اشتباهي  را مرتكب  شده است ؟

او با انديشيدن در اين مورد و جستجو كردن  درباره آن ،ممكن  است  علت ها را يافته  و در جهت برطرف نمودن    عوارض  اين  اشتباه  اقدام نمايد و يا  اينكه  علت ها  را نيافته و حال بايد  با مشورت  با متخصصين ،مطالعه كردن  و دقت نظر  به جستجوي  علل گرايش فرزند خود  به  سيگار   بپردازد و يا حتي  با پدراني  كه  تجربيات  مشابه  او را  داشته اند  به تبادل  نظر  بپردازد.

پدر با عبور  از اين مراحل  ممكن است  به نتايج  زير برسد:

1-تصميم مي گيرد  نكات جديدي  را كه بدست آورده در برنامه ريزي  زندگي خود  بگنجاند  تا از وقوع  چنين خطايي  در مورد ديگر  فرزندانش  پيشگيري كند.

2- با  فرزند خود  صميمي تر شده  و تلاش  مي كند  به عمق  وجود او  راه يافته ، زمينه را براي رفع اين  مشكل  با كمك متخصصين  فراهم كند.

3-نتايج  تجربيات  خويش  را به ديگران  منتقل  مي كند  تا ديگران  به اين مشكل  گرفتار نشوند .

4-او درمي يابد  كه علل  وقوع  اين  اشتباه هم به خود او،هم فرزندش و هم  شرايط اجتماعي  بستگي دارد و قبول  مسووليت ها  را بطور متعادل  مي پذيرد و همه اشتباه رخ داده را تنها  بر گردن خود ، فرزندش و يا ديگران نمي اندازد .

5-سبب مي شود  فرزند ،پنهان كاري  نكرده و خطا را نپوشاند  و در كنار پدر  به برطرف نمودن  عوارض  ناخواسته آن اشتباه  بپردازد و از مزمن  شدن آن جلوگيري  كند.

6-فرزند پدر خويش را يك تكيه گاه  محكم  به حساب آورده و در هنگام بروز مشكلات  با او مشورت مي نمايد.

7-فرزند  نسبت  به پدر  خود احساس  دلبستگي مي كند و در مي يابد كه پدر او داراي صبر و گذشت  است  و از خطاي  او چشم پوشي  كرده است  و او را از خود  طرد نكرده   و براي  او احترام و ارزش  قائل  شده  است  و باعث  نگرديده  كه فرزندش  به ديگران  پناه ببرد.

8-فرزند  تلاش مي كند  با پدر خود  در جهت  حل مشكلات مشاركت كند  و لذا موفقيت  سريع تر  به دست مي آيد.

9-فرزند بواسطه  پنهان كاري  دچار تشويش ونگراني  و اضطراب  نمي شود  و دست به اقدامات  نسنجيده نمي زند  و مجبور  نمي شود  به دروغ گويي گرايش  يابد.

هنگامي كه انسان ها  تحمل كمي در برابر خطاهاي  يكديگر از  خود  نشان  مي دهند،زمينه براي  پنهان كاري  مهيا مي شود  و به دنبال آن دروغ گويي افزايش  مي يابد  و به مرور انسانها ، به رياكاري  رو مي آورند و اين ريا كاري  سبب گسترش  احساس  بدبيني و بدگماني در بين اعضاي  جامعه مي شود  كه اين خود  همبستگي هاي اجتماعي ميان مردم  را كاهش مي دهد  و با گذشت  زمان  زمينه براي بروز بحران هاي اجتماعي  فراهم مي كند.

زماني كه انسان ها  تلاش مي نمايند با قدرت خلاقيت خود چيزهاي جديدي كشف كنند و يا دست به نوآوري  مي زنند  و در راههاي  جديد  قدم مي گذارند، به احتمال  زياد  ممكن است دچار خطا و اشتباه شوند ،زيرا تجربه قبلي  وجود ندارد كه انسان را از  اشتباهات برحذر دارد و در صورتي كه  جامعه تحمل  پذيرش خطا در اين گونه  افراد را نداشته باشد ، انسان ها جرات  قدم گذاشتن  در راههاي نو  را ندارند  و بيشتر به سوي  تقليد كردن گرايش  مي يابند و همين امر سبب مي شود  اختراعات و ابداعات به ندرت در جامعه پديدار  شود كه اين خود  موجب مي گردد  به مرور جامعه ازنظر پيشرفت و ترقي از  ديگر ملل  عقب تر  بماند و در نهايت  مجبور است  اختراعات و ابداعات  را با بهايي  سنگين  خريداري نمايد.

ادوارد دو بو نو  پدر تفكر  خلاق  در كتاب مهارت در انديشيدن  بيان مي كند: در پزشكي  كشفياتي  بزرگ صورت گرفته  است  كه بوسيله مشاهدات  اتفاقي،تصادف و يا اشتباه به دست آمده اند.

در پايان بايد  بيان كنيم  آيا در مورد پذرش  اشتباهات و يادگيري از آنها  و پيشگيري از وقوع آنها ،جامعه از آموزش هاي لازم برخوردارست ؟

آيا  افراد در صورت اشتباه كردن ،شجاعت  آن را دارند  كه آن را بپذيرند و به دور از  پنهان كاري  تلاش  نمايند  تا بار  ديگر خود  و ديگران را به دام آن گرفتار نسازند؟

آيا ما فراگرفته ايم ،اگر كسي  دچار اشتباه شد  و با شجاعت خطاهاي  خود را پذيرفت ،صادقانه به ياري او شتافته و به او كمك كنيم ؟

اين سوالاتي  است كه بايد  درباره  آن ها فكر كنيم  و بينديشيم  و بدون شك بي توجهي  به آنها ممكن است  روزي آدمي را به عواقب  ناخوشايند آن دچار  سازد.

ماكسول مالتز مي گويد:

مردان بزرگ و شخصيتهاي مهم اشتباه  مي كنند و آن را مي پذيرند و كسي كه اشتباه مي كند و آن را نمي پذيرد انساني  حقير است

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 2:11 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

مقدمه ای درمورد باید ها و نبایدهای تصمیم گیری در مدیریت آموزشی

آیا شرکت زیر دستان درفراگرد تصمیم گیری مدیر یت ،  همیشه مفید است ؟

 نتایج یک تحقیق بزرگ در دانشگاه کلمبیا در مورد مدیران مدارس

حمید رضا ترکمندی – کارشناس ارشد مدیریت آموزشی – بیجار

        تصمیم گیری ، مسئولیت اصلی همه مدیران می باشد  و آن عبارت از فراگردی است  که نه تنها منتهی به اتخاذ تصمیم بلکه منتهی به اجرا نیز می شود . تا زمانی که تصمیم گیری به عمل تبدیل نشده است ، جز تصورات چیزی نیست . فهمیدن فراگرد  تصمیمگیری  برای مدیران مدارس امری حیاتی است  زیرا مدرسه مانند همه سازمانهای رسمی دیگر  اساسا" یک ساختار تصمیم گیری است  . "تئوری عمومی مدیریت  باید شامل  اصول سازمانی  باشد  که تصمیمگیری  صحیح را ممکن  سازد همچنانکه باید شامل  اصولی باشد که عمل اثر بخش را تضمین نماید"(هوبرت ا. سیمون)

       مطالعه سه ساله  232 مدیر مدرسه  که به وسیله کالج معلمان دانشگاه کلمبیا  انجام شد  از جامع ترین  مطالعات در باره تصمیم گیری است . مدیران شرکت کننده در تحقیق  به مدت یک هفته در  بیست محل  ، از سراسر کشور اجتماع کردند  . محققان برای مقایسه تصمیم گیری  و عملکرد مدیران مختلف  ، وضعیت  مشابه به وضعیت یک مدرسه واقعی  را به وجود آوردند ، بسیار ی از مسایل اداری از وضعیت این مدرسه در عمل ، ایجاد شد .

       توسط محققان ، اطلاعات  دموگرافیک  و شخصیتی مدیران مدارس شرکت کننده از طریق مجموعه تستهای وسیع را ، جمع آوری کردند . برخی اقدامات در دوره تحقیق عبارت بودند از :

1-      از مدیران مدارس  خواسته شد که در ارتباط با انواع  وظایف مدرسه تصمیم گیری کرده و عمل کنند .

2-      مدیران مدارس در همین زمان کوتاه  مقالاتی در روزنامه های محلی نوشتند.

3-      معلمان تازه کار را ارزشیابی کردند .

4-      در کنفرانس ها و جلسات و کمیته ها شرکت نمودند

5-      یک سخنرانی برای  انجمن اولیا و مربیان مدرسه ضبط کردند.

6-      در باره مشکلاتی که از یک مجموعه مرتب شده استخراج شد و به آنان ارائه گردید ، اتخاذ تصمیم کردند .

7-      و برخی اقدامات یک مدیر مدرسه را انجام دادند.

 

نتایج تحلیل داده ها

        نتایج تحلیل داده ها ، دو تفاوت کلی را در برخورد به مسایل تصمیم گیری  روشن کرد :

اول : بعضی از مدیران  به آمادگی برای  عمل تاکید داشتند  در حالیکه  بعضی از آنها به خود عمل تاکید ورزیدند

دوم : بعضی از مدیران  در حل مسئله ، در تمام مراحل فراگرد تصمیم گیری  ، از مدیران دیگر کار بیشتر ی انجام دادند .

ویژگی مدیرانی که بیشترین  اثر بخشی را داشتند از این قرار بود :

الف: تاکید بیشتر به آمادگی برای  تصمیم گیری

ب:  انجام کار بیشتر در فراگرد تصمیم گیری

ساعی ترین مدیر ،  4 برابر بیشتر  از مدیر غیر ساعی کار کرد . نتایج این  پژوهش  می تواند در یک جمله کوتاه خلاصه شود : " برای سازماندهی  و آمادگی  تصمیمات  خود، تلاش می کند ."  این جمله نیز می تواند  توضیحی کوتاه برای  مدیر اثر بخش باشد .

      پژوهش فوق روشن کرد ؛ مدیرانی که  تصمیم گیرنده ای  اثر بخش هستند ؛

1-      مقدار زیادی  در امور مقدماتی مسئله  مشغول می شوند ،

2-      اطلاعات بیشتری  جستجو می کنند،

3-      بین واقعیت و عقاید تفاوت قائل می شوند،

4-      مرتبا" خواهان اظهار نظر دیگران هم هستند .

      در مقابل ، مدیرانی که بدون آمادگی لازم ، تصمیمات سریع ، " آری یا نه "  اتخاذ می کنند ، اثر بخشی کمتری دارند.

      نتایج این تحقیق  استفاده از چرخه تصمیم گیری اداری را حمایت  می کند ، علاوه بر این ، تحقیق و مطالعات زیادی در باره تصمیم گیری وجود دارد که شرکت زیر دستان در فراگرد تصمیم را مورد توجه قرار می دهد .گرچه تصمیم گیری  کاملا" معقول ، غیر ممکن است ولی مدیران به یک فراگرد  سیستماتیک  نیاز دارند  که  انتخاب راه حلهای  رضایتبخش را تقویت می کند .

     وقتی مدیر تصمیم گرفت که زیر دستان(همکاران) را در فراگرد تصمیم گیری شرکت دهد ،قدم بعدی  عبارت از انتخاب گروه تصمیم گیری و نوع مشورتی آن است . "گای ای .سوانسن "  سه نوع اصلی مشورتی را بر حسب  اینکه گروه در تصمیم گیری  چگونه به نتیجه می رسد ،  طبقه بندی کرده است :

1-   نوع مرکزیت – دموکراتیک  که احتمالا" معمولترین حالتی است که به کار برده می شود . مدیر ، مشکل را به همکاران  توضیح داده ، جویای نظرات ، پیشنهادها ، عکس العمل ها و عقاید آنها می باشد . تصمیم به طور واضح متعلق به خود مدیر است اما وی  سعی میکند که مشارکت همکاران و احساس آنها را در  تصمیم نهایی منعکس کند .

2-   نوع پارلمانی  که اعضای  گروه  را به موافقت اکثریت در روش عمل ، مقید می سازد . همه  اعضای گروه از جمله رهبر گروه دارای  یک رای مساوی هستند .

3-   نوع اتفاق آراء  مستلزم موافقت همه اعضای گروه در مورد روش  عمل  مورد نظر می باشد . مثل حالت پارلمانی ، همه اعضا دارای رای  مساوی هستند .

برای هر یک از وضعیتهای تصمیم گیری ، نوع مشورتی مناسبی وجود دارد .

اگر  زیر دستان درتصمیم خاصی ، نفع شخصی  داشته باشند و معلومات لازم(تخصص) برای مشارکت  مفید در آن را ، دارا باشند ، در این صورت باید در فراگرد تصمیم گیری شرکت کنند .  اگر موضوع به معلمان ، مربوط نبوده ، خارج از حوزه تخصصی آنان باشد ، باید  از شرکت دادن آنان در تصمیم گیری خود داری کرد  درحقیقت ، مشارکت معلمان  در این نوع تصمیمات ممکن است  موجب رنجش آنان شود زیرا مایل به شرکت در تصمیم گیری نخواهند بود . ولی  چه نوع مشورتی مفید تر از همه است ؟ نوع اتفاق آراء  اگر به طور موفقیت آمیزی به کار برده شود  رویه تصمیم گیری قدرتمندی است ، مع هذا چون مستلزم اتفاق آراء است ، این رویه معمولا"  غیر واقع بینانه  است و زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که موافقت کامل ضروری  باشد . حتی در چنین موقعیتهایی  ، از جهت وقت ، انرژی و  نگرانی و تشویق ، گران تمام می شود . نوع مرکزیت – دموکراتیک  نیز  باید  در وضعیت  نفع شخصی  وداشتن  تخصص  به کار رود  ولی احتمال ضعیفی دارد  که مشارکت زیر دستان را به حداکثر برساند ، بنابراین  به نظر می رسد نوع  پارلمانی  غالبا" باید در  وضعیتهایی مورد استفاده باشد که معلمان  هم دارای  نفع شخصی بوده  و هم تخصص زیادی داشته باشند.

         شکی نیست که تصمیم گیری گروهی  می تواند یک فراگرد  اثر بخشی باشد ولی حتی وقتی که شرایط  ، تصمیم  گروهی را ایجاب می کند ،  خطراتی وجود دارد . وقت همواره  یک مانع بالقوه ای در مقابل  مشارکت در تصمیم گیری است  و معمولا" تصمیمات  گروهی نسبت به تصمیمات  فردی به وقت بیشتری نیاز دارد . مشارکت مستلزم  بحث ، مجادله و غالبا" تعارض است ؛ در واقع با افزایش تعداد عاملا ن در فراگرد تصمیم گیری ، هماهنگی ، تبدیل به موضوع مهم و مشکلی می شود . سرعت و کارایی ، از محاسن اساسی  تصمیم گیری گروهی نیست .

        گرچه مشارکت در تصمیم گیری  می تواند تعارض افراطی در گروه ایجاد کند ، موفقیت گروه در حل مسئله  همبستگی قدرتمندی  تولید می کند ، مخصوصا" در بین اعضای گروههای کوچکتر " درون " گروه  .  البته همبستگی بیش از اندازه می تواند  به اندازه تعارض خطرناک باشد . تعارض مانع عمل می شود ؛ همبستگی قوی موجب  همشکلی  در داخل گروه می گردد . مشکل همشکلی این است  که می تواند  مشابهت فکری بدون انتقاد ایجاد نماید .

       " جنیس " نکات عمده این گرایش به پیروزی طلبی  را در بین گروههایی  با همبستگی نسبتا" زیاد و خیلی زیاد  متذکر میشود . وقتی که این گرایش غالب باشد ، اعضا گروه تدابیر  شناختی جمعی خود را برای تهیه  توجیهات مناسب با تصور مشترک اعضاء در باره عدم انتقاد پذیری  سازمان به کار می برند ؛ یعنی سندرم فکر گروهی را به نمایش می گذارند .

    موارد زیر بیانگر خصوصیات علایم فکر گروهی برای توجیه ناکامی در تصمیم گیری گروهی است :

1-      تصور عدم انتقاد پذیری . اعضا خطر آشکار را نادیده گرفته ، ریسک زیادی کرده ، خیلی خوشبین هستند .

2-      توجیه جمعی .  اعضا اخطارهای ضد تفکر گروه را تاویل کرده و بی اعتبار می کنند .

3-   تصور اخلاقی . اعضا عقیده دارند  که تصمیم آنها از نظر  اخلاقی درست است و پیامدهای  اخلاقی  تصمیمات خود را نادیده می گیرند.

4-      همانند سازی اضافی .  اعضا گروه رقبای خارج از آن را به طور  منفی همانند می سازند.

5-   اعمال فشاربرای همشکلی . اعضا بر افرادی از گروه که بر خلاف همانند سازیها ، تصورات یا تعهدات گروه صحبت کنند اعمال فشار می کنند  ، چنین مخالفتی  را عدم وفاداری تلقی می نمایند .

6-      خود سانسوری . اعضا اختلاف عقیده خود را پنهان می کنند .

7-      تصور اتفاق آراء . اعضا به غلط  استنباط می کنند  که همه با تصمیم  گروه موافق هستند ؛ سکوت علامت رضاست .

8-   محافظان فکر . بعضی از اعضا ، خود ، محافظت گروه را از اطلاعات زیان آور که ممکن است رضایت گروه را تهدید کند ، به عهده می گیرند .

منبع : وین ک.هوی و سیسل ج . میسکل . تئوری تحقیق و عمل در مدیریت آموزشی جلد2{ترجمه دکتر میر محمد سید عباس زاده(1376)}.انتشارات دانشگاه ارومیه.

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 1:57 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

مطالب این صفحه:۳۵ راه مشاركت اوليا براي آموزش فرزندان،تماس با معلم فرزندان،فعاليت موثر مدارس براي مشاركت پذيري والدين،انجمن کلاسی چیست ؟دلایل کسب رتبه نخست انجمن اولیا و مربیان مدرسه

 

فعاليت موثر مدارس براي مشاركت پذيري والدين،انجمن کلاسی چیست ؟

 

با معلم فرزندتان همواره تماس داشته باشيد

والدين مي‌توانند نقش مهمي را در زندگي فرزندانشان به‌ويژه در پيشبرد و افزايش مهارت‌ها، سطح آموزش و موفقيت شغلي او در آينده ايفا كنند.
اما چگونه و چه اقدامات و فعاليت‌هايي را والدين بايد انجام دهند تا بتوانند چنين تأثيري داشته باشند، مقاله زير به اين سؤال پاسخ داده است.
والدين براي افزايش موفقيت فرزندان‌شان اقدامات زير را بايد انجام دهند:
از فعاليت‌هايي كه در مدرسه انجام داده و چيزهايي كه ياد گرفته است سؤال كنيد:
اگر جواب دقيقي نداد، سؤال جزئي‌تري بپرسيد مثلاً امروز در كلاس رياضي چه كاري انجام داديد و چه چيز جديدي ياد گرفتيد؟ معمولاً بچه‌ها اگر علاقه شما را به شنيدن صحبت‌هايشان ببينند به شما جواب كامل و مثبتي خواهند داد.حتي اگر او چيز بامزه‌اي راجع به مدرسه گفت به او روي خوش نشان دهيد و او را تشويق كنيد تا بيشتر راجع به مدرسه صحبت كند.
همواره او را ستايش كنيد و به او اجازه دهيد:
وقتي فرزندتان سخت‌كوشي مي‌كند و نمره خوبي يا موفقيتي را به دست مي‌آورد خوشحالي خود را به او نشان دهيد و بگوييد كه به او افتخار مي‌كنيد. به او درمواقع مقتضي پاداش دهيد و همواره مشوق او باشيد.اگر فرزند شما با وجود تلاشي كه انجام داده موفقيت خوبي كسب نكرد به او برچسب نامناسب نزنيد؛ بچه‌هايي كه برچسب كودن و كم‌هوش مي‌خورند معمولاً به همين شيوه هم عمل خواهند كرد.
از انجام تكاليفش اطمينان حاصل كنيد:www.zibaweb.com
از او بخواهيد وقتي تكاليفش تمام شد آن را به شما نشان دهد.همواره انجام تكاليف را به او گوشزد كنيد اين قضيه به او كمك مي‌كند تا اهميت انجام تكاليف را درك كند.
در خانه محل آرام و مناسبي را براي مطالعه فرزندانتان اختصاص دهيد:
موقع درس خواندن او تلويزيون و ساير لوازم صوتي را خاموش نگه داريد. از رفت‌وآمدهاي غيرضروري كه به مطالعه و پيشرفت فرزندتان ضربه مي‌زند خودداري كنيد.
محدوديت‌هايي را براي تماشاي تلويزيون او اعمال كنيد:
مطالعات نشان مي‌دهد كه دانش‌آموزاني كه زياد تلويزيون تماشا مي‌كنند نمرات كمتري دريافت مي‌كنند. به جاي تماشاي تلويزيون او را تشويق كنيد اول تكاليفش را انجام دهد يا حتي جدولي را با ساير اعضاي خانواده حل كند. اجازه ندهيد كه بيشتر از يك تا 2 ساعت در روز تلويزيون تماشا كند، علاوه براين، بر تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني او نظارت كنيد.
فرزندتان را تشويق به مطالعه كنيد:
همواره كتاب، مجله و روزنامه‌هاي مختلف در منزل داشته باشيد، لازم نيست پول زيادي را در اين زمينه صرف كنيد بلكه مي‌توانيد از كتابخانه محل قرض بگيريد. از فرزندتان بپرسيد به چه مطالبي علاقه دارد و كتاب‌ها و مجلات مورد علاقه او را تهيه‌ كنيد. يكي از بهترين راهها براي تشويق فرزندتان به مطالعه اين است كه او مطالعه كردن شما را ببيند.
در خانه انضباط و قوانين ساده اعمال كنيد:
قوانين ساده و قابل فهمي را تنظيم كنيد. به او بگوييد در صورتي كه از اين قوانين تخطي كند با تنبيه روبه‌رو خواهد شد. وقتي فرزندتان در امور خانه به شما كمك مي‌كند يا تلاش دارد به ساير اعضاي خانواده كمك كند او را ستايش كنيد. برقراري انضباط صحيح در خانه به بچه كنترل بر رفتار خود و احترام به حقوق ديگران را ياد مي‌دهد.
در برابر مشكلات انضباطي او واكنش نشان دهيد:
اگر فرزندتان به طور خشونت‌آميزي رفتار كرد يا خارج از كنترل شد او را در حد معقول و با تنبيه‌هاي مناسب مانند اخم كردن،كم كردن پول توجيبي و ...تنبيه كنيد. در صورتي كه اين راهكارها سودمند واقع نشد از مشاوران و افراد با تجربه كمك بگيريد.
ارزش‌هاي مناسب را به فرزندتان تعليم دهيد:
هر خانواده‌اي ارزش‌هاي شخصي، مذهبي و فرهنگي خود را دارد اما با اين حساب ارزش‌هاي ديگري هم وجود دارد كه متعلق به همگان است مانند درستكار بودن، احترام به ديگران، مهربان بودن و ... اين ارزش‌ها را در فرزندتان دروني كنيد.
از تعطيلات سال به خوبي براي افزايش يادگيري فرزندتان استفاده كنيد:
يادگيري در فرزندتان نبايد با پايان سال تحصيلي به اتمام برسد. بعضي از فعاليت‌هاي كم‌هزينه وجود دارد كه همراه با فرزندتان مي‌توانيد انجام دهيد. براي مثال بازديد و آشنايي با مكان‌هاي فرهنگي و آموزشي به فرزندتان در يادگيري و علاقه‌مندي به آموزش و تحصيل مي‌تواند سودمند واقع شود. رفتن به اين مكان‌ها توصيه مي‌شود:
موزه‌ها
كتابخانه‌ها
جشنواره‌هاي فرهنگي و هنريwww.zibaweb.com
نمايشگاه‌ها و ...
با معلم فرزندتان همواره تماس داشته باشيد:
با او راجع به عادت‌هاي درس‌ خواندن فرزندتان، علايق ويژه او و مشكلاتي كه مي‌تواند بر يادگيري او تأثير داشته باشد صحبت كنيد. حتي شما مي‌توانيد راجع به اتفاقات ناگواري (مثل مرگ عزيزان و ...) كه بر درس خواندن و مطالعه او تأثير داشته است با معلم‌شان صحبت كنيد. اين امر باعث مي‌شود تا معلم‌اش او را بهتر درك كند.
همواره از معلم فرزندتان راجع به عملكرد او سؤال كنيد:
براي مثال بپرسيد كه فرزند من در كلاس چگونه رفتار مي‌كند؟ آيا دچار مشكل رفتاري است؟ نحوه پيشرفت او در درس‌هايش چگونه است؟ و ...

منبع : همشهری آنلاین
http://www.ibcpars.net/ibcpars00970.htm

****************

۳۵ راه مشاركت اوليا براي آموزش فرزندان




۱ ـ اولويت را به بچه‌هاي خود بدهيد.
۲ـ فرزندانتان را تشويق به انديشيدن ، يادگيري و سئوال و كشف موارد جديد نماييد.
۳ـ همراه اعضاي خانواده به انتخاب كمي و كيفي برنامه‌هاي تلويزيون بپردازيد.
۴ـ بهترين زمان خود را به بچه‌هايتان اختصاص دهيد.
۵ـ حامي صميمي فرزندان و علاقمند به زندگي روزانه آنان از قبيل برنامه‌هاي مدرسه و روابط شخصي باشيد.
۶ـ با مدرسه فرزندتان براي آماده نمودن كلاس و كارگاه آموزشي براي اوليا همكاري نماييد.
۷ـ از توانمندي‌هاي فرزندانتان، انتظاري واقع بينانه داشته باشيد.
۸ـ به پيشرفت بچه‌ها و نيازهاي آنان در مدرسه توجه كرده و با معلمين آنها و مدير مدرسه ارتباط منظم داشته باشيد.
۹ـ براي مطالعه فرزندان در خانه ، رفاه لازم را فراهم كنيد.
۱۰ـ جهت انجام تكاليف مدرسه به طور منظم به فرزندانتان كمك كنيد و آنها را راهنمايي نماييد و هرگز خودتان به انجام تكاليف آنها نپردازيد .
۱۱ـ براي بچه‌ها صبحانه‌اي مغذي فراهم كنيد و از دادن شيريني بيش از اندازه به فرزندانتان اجتناب نماييد زيرا شيريني زياد و انرژي كاذب باعث از بين رفتن انگيزه لازم براي يادگيري مي‌شود.
۱۲ـ در جلسات انجمن اوليا و مربيان و در امور مربوط به مدرسه و برنامه‌ هاي آن مشاركت داشته باشيد.
۱۳ـ شرايط را به گونه‌اي مهيا كنيد تا بتوانيد بعد از مدرسه به امور بچه‌ها رسيدگي كنيد.
۱۴ـ اگر شاغل هستيد شرايط را به گونه‌اي آماده كنيد تا به طور منظم بر فعاليت فرزندانتان كه در خانه تنها مي‌مانند نظارت نمائيد.
۱۵ـ در انتخاب دوست عاقل به فرزندانتان كمك كنيد و به آنها بياموزيد كه نسبت به خشونت ، اعتياد و روابط نامناسب به راحتي « نه »بگويند و به آنها اجازه دهيد با شما صادق و صميمي باشند.
۱۶ـ مهارت هاي زندگي صحيح را به فرزندانتان ياد دهيد و اعتماد به نفس را در وجود آنها بالا ببريد.
۱۷ـ با توجه به توانايي‌هاي خودتان ، داوطلبانه از مسئولين مدرسه سئوال كنيد كه چگونه مي‌توانيد در امور مدرسه مشاركت داشته باشيد؟
۱۸ـ داوطلبانه جزو اعضاي انجمن اوليا و مربيان شويد و در حد توان با مدرسه همكاري كنيد.
۱۹ـ در جلسات آموزشي مختلف براي يادگيري بيشتر مطالب سودمند شركت كنيد.
۲۰ـ با ساير والدين صميمي باشيد و از آنان دوري نكنيد . زيرا والدين آگاه مي‌توانند در صورت لزوم و بروز مشكلات ياري‌گر خوبي براي يكديگر باشند
.
۲۱ـ با گروه ايمني مدرسه همكاري كنيد.
۲۲ـ با گروه اداري مدرسه ( مدير و معاونان ) در ارتباط باشيد و براي توسعه فعاليت و مشاركت اوليا تلاش كنيد.
۲۳ـ داوطلبانه مسئول برنامه ريزي كارگاه‌هاي آموزشي در آموزش مهارت هاي زندگي و پيش گيري از سوءاستفاده‌هاي خطرناك و خشونت و... شويد.
۲۴ـ منابع كتابخانه اوليا را توسعه دهيد.
۲۵ـ از مدارس محلي توسط شركت‌هاي تجاري محلي كه با آنها در ارتباط هستيد حمايت كنيد و با مراكز راديو و تلويزيون و اماكن مذهبي محلي همكاري كنيد.
۲۶ـفرصت‌هاي مثبت را براي والدين و معلمان ايجاد كنيد و ارتباط ميان آنها را گسترش دهيد.
۲۷ـ توجه داشته باشيد كه همه بچه‌ها نيازمندند و تمام اوليا تأمين كننده هستند.
۲۸ـ سعي كنيد در تصميم گيري‌هاي مهم و اصلي مدارس حاضر بوده و از آنها مطلع باشيد.
۲۹ــ اعتماد ساير والدين رادر امور جزيي مدرسه يا حتي امور محلي جلب كنيد.
۳۰ـ براي فرزندتان ديدن مطالعه شما خيلي مهم است اين امر را مي‌توانيد به صورت هاي مختلف به فرزندتان ياد بدهيد ، مثل خواندن روزنامه ، مجله ، كتاب ،
۳۱ـ در خانه كه هستيد از روي نقشه‌هاي جغرافياي شهرهاي مهم جهان را براي آنها پيدا نموده و در باره آنها توضيح دهيد (ارزش ها ، مراسم ملي ...)
۳۲ـ دوستان فرزندانتان را ببينيد و آنها را بشناسيد و آنها را به خانه دعوت نمايند و حتي سعي نمائيد والدين آنها را نيز بشناسيد و از نزديك ملاقاتشان كنيد.
۳۳ـ ممكن است فرزندتان يكي از دوستان صميمي خود را از دست بدهد ( فوت شود) سعي نمائيد موضوع مرگ را براي آنها روشن نمائيد.
۳۴ـ پدر مادر بودن خيلي سخت است اما در اين رابطه مي‌توانيد از تجارب افراد موفق ، مطالعه و مشاوره استفاده و كمك بگيريد.
۳۵ـ به فرزندانتان پشتكار داشتن را براي فعاليت مهم يادآوري نموده و آنها را در انجام دادن يك كار معين شده تشويق نمائيد.
مطلب از سایت پیوند
000000000000000000000000000


فعاليت موثر مدارس براي مشاركت پذيري والدين:



1ـ مشاركت والدين را در موقعيت كاري خود چيز با ارزشي بدانيد.
2ـشرايط مدرسه را به گونه‌اي تغيير دهيد كه اوليا و خانواده‌ها از حضور در آن و عضويت در گروه‌هاي مختلف احساسي مثبت داشته باشند.
3ـ از دو طريق ارتباط با اوليا و معلمان ، بچه‌ها را تشويق كنيد.
4ـ در آغاز سال تحصيلي به والدين اطلاع رساني كنيد كه چگونه مي‌توانند با معلمان و كادر اداري مدرسه در ارتباط باشند.
5ـ شرايطي مهيا نماييد كه والدين به صورت داوطلبانه در PTA و ساير فعاليت‌هاي مدرسه مشاركت نمايند.
6ـ اين آگاهي راايجاد كنيد كه والدين به راحتي وظايف خود را در خانه به روشني بدانند.
7ـ با سازمانهايي كه مي‌توانند و در امر اطلاع رساني و آموزش صحيح والدين مشاركت داشته باشند همكاري و هماهنگي لازم را ايجاد كنيد.
8ـ جلسه‌اي را براي والدين ترتيب دهيد كه در آن عقايد خود را در جهت رفع شرايط تهديد و خطر بيان نمايند.
9ـ افزايش آگاهي پرسنل آموزشي را در اولويت قرار دهيد و با آنها در جهت ارتباط هر چه بهتر با والدين مساعدت لازم را داشته باشيد.
10ـ برنامه‌هاي رسمي آموزش والدين را گسترش دهيد تا آنها بهتر با نقش مؤثر خود در يادگيري فرزندان آشنا شوند.( والديني كه بنا به دلايلي دچار مشكل هستند در اولويت آموزش قرار گيرند)
11ـ براي كارمندان و معلماني كه والدين هم هستند شرايط را به گونه‌اي به صورت منعطف مهيا كنيد كه آنان به راحتي در جلسات فرزندان حاضر شوند.
12- كارگاه آموزشي ترتيب دهيد كه والدين در دو نقش مؤثر واقع شوند به طور مثال هم حضور در جلسات PTA و هم حضور در كلاس هاي شبانه مدارس (مدارس آلمان و چند کشور اروپایی)
13ـ به والدين جوان فرصت دهيد تا حضور مؤثر را تجربه كنند.
14ـ همه كارمندان خود را در جهت شركت در امر آموزش فرزندان خويش تشويق كنيد.
15ـ كتابخانه مدرسه را با وسايل مورد نياز آموزشي مجهز كنيد و با حضور و مشاركت والدين موفق كارگاه آموزشي ترتيب دهيد.
16ـ مشاركت مدارس در اماكن فرهنگي ¬ـ مذهبي محل شامل: ( كتابخانه ، فرهنگسرا 000 ) را توسعه دهيد.
17ـ كارمندان و معلمين مدرسه با معتمدين محل در ارتباط بوده و برخي منابع توسعه فعاليت‌هاي مدرسه را از اين طريق تأمين نماييد.
18ـ هزينه اوليه توسعه آموزشي والدين را خود فراهم كنيد و به همه افراد وظايفشان را گوشزد نماييد.
19ـ بدانيد كه ساختن فردا بستگي به اين دارد كه ما امروز چگونه از فرزندانمان مراقبت كنيم و به چه نحوي آنان را تربيت نمائيم زيرا فرزندان هر يك از ما جوانان آينده هستند.
ترجمه و تدوين : كارشناسي اموربين الملل (حسن لو) http://payvand.medu.ir
**********************



انجمن کلاسی چیست ؟


انجمن کلاسی شعبه ویا شاخه ای از انجمن مدرسه است که به وسیله نمایندگان اولیا در کلاسها ایجاد می شود .
با دعوت انجمن اولیا مدرسه از اولیا هرکلاس در ابتدا پیرامون مسائل مدرسه صبحت وسپس از میان اولیای هر کلاس دونفر به عنوان نمایند ه
آن کلاس در انجمن مدرسه پذیرفته می شوند . این نمایندگان به بررسی مشکلات کلاس در ابعاد مختلف آموزشی وفرهنگی ومسائل دانش آموزان ومعلمین می پردازند. وسپس اولیا کلاس را دعوت وبا توجه به نظرات و پیشنهاد ات آنها به ارائه راه حل وسپس برطرف کردن مشکل در کلاس می پردازند. انجمن های کلاسی یار وهمراه دانش آموزان ودبیران عزیز مدرسه برای ایجاد اتحاد وهمدلی میان خانه ومدرسه می باشند.
انجمن های کلاسی یعنی وارد شدن اولیا در مشارکت واقعی برای حل مشکلات دانش آموزان واولیا مدرسه ایجاد یک رابطه دوستانه با مدرسه وپر کردن شکاف میان خانه ومدرسه انجمن اولیا ومربیان مدرسه فضیلت اکنون پا درراه بسیار موثر ونیکوی کذاشته است .
وبا مشارکت کلیه اولیا در برنامه های مدرسه تصمیم به ارتقای سطح آموزش وبهبود تمام امور مختلف در مدرسه را دارد .(انجمن اولیا مدرسه فضیلت )

***********************

دلایل کسب رتبه نخست انجمن اولیا و مربیان مدرسه ...

کرج - مدرسه شاهد راهنمایی جوادالائمه کرج رتبه برتر کشوری انجمن اولیا و مربیان را در سال تحصیلی گذشته کسب کرد. کارشناس مسوول انجمن اولیا و مربیان آموزش وپرورش ناحیه چهار کرج روز دوشنبه به خبرنگارایرنا گفت: این مدرسه به لحاظ فعالیتهای برتر انجمن اولیا و مربیان و پیگیری و مداومت در امور مربوط به انجمن موفق به کسب این رتبه شد.
محمد کیاحیرتی افزود: انجمن این مدرسه از مجموع ‪ ۲۰۰‬امتیاز مربوط به فرم فعالیتهای انجمن اولیا و مربیان که در ‪ ۴۵‬بند تنظیم شده است، ‪ ۱۸۴‬امتیاز به دست آورد.
وی خاطرنشان کرد: نحوه دعوت از اولیا برای حضور در جلسه انتخابات انجمن اولیا و مربیان ، برگزاری انتخابات این انجمن، تشکیل منظم جلسات انجمن و تکمیل صورت جلسات آن، ارسال فرم جمع بندی فعالیتهای انجمن به اداره متبوع در زمان مقرر مطابق فرم تنظیم شده از جمله دلایل کسب رتبه برتر توسط مدرسه شاهد کرج است.
وی، برگزاری شورای دبیران، جذب مشارکتهای اولیا و شناسایی تخصص اولیا و استفاده از آنان در امور مدرسه، برگزاری فوق برنامه ها و همکاری و مشارکت در اوقات فراغت و برنامه ریزی صحیح برای انجام آنها، برگزاری مسابقه ها و بازدیدهای علمی مستمر و منظم را از دیگر علل کسب این رتبه برشمرد.
کیاحیرتی گفت: همچنین برگزاری دوره های آموزش خانواده و دعوت از متخصصان برای برگزاری این جلسات، ارایه خدمات مشاوره به دانش آموزان و اولیای آنان، تشویق بموقع اولیای دانش آموزان از دیگر عوامل تاثیرگذار در این انتخاب بود.
وی، برنامه ریزی ویژه برای هفته پیوند و هفته بزرگداشت معلم، سرویس رفت و آمد دانش آموزان و انجام اقداماتی برای ایمنی دانش آموزان را از دیگر موارد مذکور در فرم فعالیتهای انجمن اولیا و مربیان ذکر کرد و افزود:
انجمن مدرسه شاهد جوادالائمه در اغلب این موضوعات بیشترین امتیاز را کسب کرده است.
وی گفت: هرساله ‪ ۱۵‬انجمن اولیا و مربیان در منطقه، هشت مدرسه در استان و پنج مدرسه در کشور به عنوان برتر انتخاب می شوند.
http://www.khabarfarsi.com/news-365789.htm

**********************

بررسي تاثير ارتباط مستمر اوليا و مربيان در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان


به طور كلي اكثر پدران و مادران به فعاليتهاي آموزشي فرزندان خود علاقه مند بوده و در فراهم ساختن امكانات و تسهيلات لازم براي تحصيلات موفقيت آميز فرزندان خود از هيچ كوششي فروگذار نميكنند. در واقع هر پدر و مادري خواهان موفقيت فرزندان خويش است.
     بر مبناي يك احساس و سنت ديرين مشخصترين مسووليت خانواده در قبال زيست و رفاه فرزند خويش در تامين غذا، پوشاك، مسكن، بهداشت و تربيت خلاصه شده است. غذا و پوشاك و مسكن در چهارچوب تسهيلاتي كه خانواده براي خود فراهم ميكند تامين ميشود. در اين سه زمينه فرزندان خانوادهها در كنار ديگر افراد خانواده از امكاناتي كه نيازهاي آنها را رفع ميكنند بهرهمند ميشوند.
       بهداشت فرزندان خانواده در دو بعد مراقبت و پيشگيري و درمان يكي با مسووليت و كوشش خانواده و ديگري با مباشرت پزشك و سازمانهاي درماني شكل ميگيرد. پدر و مادر به انگيزه علاقهاي كه به حيات و سلامت فرزند خويش دارند، به فراخور امكانات اجتماعي و اقتصادي خود براي حفظ سلامت فرزند خويش اهتمام دارند.
    در مساله تربيت، به ويژه از لحاظ جنبههاي عمومي اغلب نقش خانواده كمتر از آن است كه انتظار ميرود.
     شرايط اجتماعي امروز وضعي پيش آورده است كه در مجموع كوششهاي پدر و مادر، آن تلاش عمده اي كه به هدف مشخص تربيتي متوجه باشد تقريبا جايي ندارد و دستخوش اغماض و بيتوجهي است. اولياي بعضي از خانوادهها هنوز تصور ميكنند كه وظيفه پدر و مادر تهيه امكانات مالي و مادي و تامين نيازهاي اوليه فرزندان است و كار تربيتي را بايستي به مدارس واگذار كرد و با اين نقطه ديد كه مساله تربيت به مدرسه محول است از مهمترين نيازهاي دوره رشد فرزندان خويش بيتوجه ميگذرند و احتمالا به محض مشاهده رفتار نابهنجار در فرزندان خود مدرسه و معلم و ديگر عوامل تربيتي مدارس را مقصر ميپندارند.
      در جامعه امروز مدرسه عملكرد تربيت كودكان را در چارچوب هدفها و برنامههاي مشخص تربيت عمومي عهدهدار ميباشد. آموزش و پرورش عمومي به نيازهاي تربيتي هرگروه در قالب هدفهاي كلي تربيتي و رشد، كم و بيش پاسخ ميدهد اما طبيعت هر فرد را ويژگيهايي است كه در قالب برنامههاي عمومي نميگنجد و به چارهجويي و اعمال روشهاي خاص نياز دارد.
     هدفها و سياستهاي آموزش عمومي به شرايط طبيعي و متوسط هر گروه سني متوجه است و مدرسه را معمولا مجال آن نيست كه ضرورتها و نيازهاي تربيتي فرد را نيز تشخيص دهد و به صورت مطلوب دنبال كند.
     مجموعه اين نگرشهاي اولياي دانش آموزان و مسوولان مدارس، شرايطي را فراهم ميسازد كه دانش آموزان تحت تاثير برخي عوامل مخرب در فاصله بين خانه و مدرسه قرار گيرند. اين عوامل در برخي مواقع چنان تاثير عميقي بر شخصيت، رفتار و امور آموزشي دانش آموزان بر جاي ميگذارد كه كليه تلاشها و زحمات اوليا و مربيان و معلمان را بيثمر ميسازد. اينك در شرايط دشوار حاضر در هنگامه ورود به دوره تحولات فرهنگي و سياسي جديد، به نظر ميرسد كه اوليا و متوليان دستگاه تعليم و تربيت بيش از هر زمان ديگر كليه عوامل تاثيرگذار بر رشد و شخصيت كودكان و نوجوانان را شناسايي و نسبت به كنترل عوامل بازدارنده اقدام كنند. www.zibaweb.com
     تربيت صحيح كودكان و نوجوانان كوشش و همكاري متقابل خانواده و مدرسه را براي شناخت و چارجويي مسائل روزمره تربيتي ايجاب ميكند. بهطوري كه امروزه پيوند مستمر خانه و مدرسه و ارتباط متقابل اوليا و مربيان به عنوان يكي از مهمترين اركان تعليم و تربيت مطرح است.آنجا كه پدر و مادر مسووليت تربيت فرزند خويش را يكجا به مدرسه محول ميكنند و از آن نيازها و ضرورتهاي تربيتي فرزند خويش كه در چارچوب تربيت عمومي و رسمي نميگنجد، فارغ هستند و به انتظار نتايج تربيت رسمي، فرصتها را از دست ميدهند دشواريها و كمبودهايي پديد ميآيد كه همكاري و همفكري خانواده و مدرسه بهموقع و بهسادگي ميتواند در جهت رفع آنها موثر باشد.
     مدرسه معمولا به ضرورتهاي تربيت فردي كمتر برخورد ميكند و كمتر ميرسد. چه بسيار ضرورتها كه در ارتباط با نياز تربيتي يكايك كودكان و نوجوانان درخور توجه هستند و مربي و معلم به آنها برخورد نميكند. بهطوري كه آنها را نميشناسد و تشخيص نميدهد يا از آنها با چشمپوشي و اغماض ميگذرد و اين خانواده است كه در مقياس محدود مراقبت يا در اثر تماس بيشتر و مستقيمتر روزانه با ويژگيهاي فرزند، به اين نيازها برخورد ميكند و فرزند خود را بهتر ميشناسد.
      خانوادهها اغلب از هدفها و رئوس آموزش و پرورش رسمي و ابعاد آن بي اطلاعند و بنابراين ممكن است از نظر مسائل تربيتي مخالف با تربيت رسمي مدرسهاي عمل كنند. اين شيوه زماني تعديل ميشود كه بين مدرسه و خانواده تبادل اطلاع و تجربه معمول باشد و جنبه فردي تربيت را با همفكري متقابل شناسايي كنند و به چاره جويي نقصها و كمبودها بپردازند.
     همكاري خانه و مدرسه معلم را در شناخت مسائل ياري ميدهد و جنبه كلي روشها و مقاصد تربيت عمومي را با ضرورتهاي عيني تربيت فرد هماهنگ ميكند. شناسايي كودكان و نوجوانان مستلزم آگاه بودن مربي به آن خصوصيات فكري و عاطفي و رفتاري كودك است كه در مدرسه ظاهر نميشوند و از شرايط خانوادگي نشأت ميگيرند يا فقط در خانه و در ارتباط با محيط خانوادگي مجال ظهور و رشد دارند. براي مربي و معلمنيز در مساله تربيت و تعليم گاه و بيگاه مسائلي پيش ميآيد كه چارهجويي آنهامستلزم آگاهي از علتهايي است كه از شرايط خانوادگي ناشي ميشوند.
     در انجمنهاي امروزه سعي بر اين ست كه گروه متجانستري كه ديد و نظر تربيتي وسيعتر دارند به عنوان اعضاي انجمن برگزيده شوند و كار سالانه انجمنها بيش از آنكه با نحوه اداره و تجهيز مدرسه و تهيه وسايل در ارتباط باشد با مسائل تربيتي و دشواريهايي كه مربي و معلم در جريان كار روزانه تعليم و تربيت با آنها برخورد ميكنند پيوند داده شود، سعي ميشود همكاري و همفكري مستمر اوليا و مربيان به منظور چارهجويي دشواريهاي روزمره و در جستوجوي روش بهتر و موثرتر تربيتي براي حل مسائل خاصي باشد كه در مجموعه روشهاي تربيتي پيشبيني نشدهاند و براي آنها از تجربههاي قبلي و مكتوب الگو و علاج مشخص به دست نيامده است. هنوز هم در اين زمينه تا حصول مقصود فاصله بسيار است.www.zibaweb.com
      از طرفي پيگيري توصيه ها و تصميم هاي انجمنها تا حصول نتيجه نهايي و احساس اينكه بررسيها و بحثها و نتيجه گيريها عملا سودبخش بوده است، بر قوام و دوام كار انجمنها ميافزايد و ادامه آن تدريجا انجمنها را در جهت مطلوب قرار ميدهد. يكي از عموميترين و موثرترين روشها براي جذب مشاركت والدين و اولياي مدرسه، توسعه انجمنهاي اوليا و مربيان در مدارس است. اين نشستها و گردهماييها بايد محتواي آموزشي داشته باشد.
      خلاصه كلام آنكه نظارت، هدايت و حمايت مستمر والدين ميتواند موجبات رشد شخصيت و پيشرفت مطلوب تحصيلي فرزندانشان را فراهم آورد. معذلك خيلي از اولياي دانش آموزان به علل گوناگون از كار خود سر باز ميزنند و اين امر را فقط برعهده خود مدرسه و مربيانش ميگذارند.


نكاتي براي جذب اولياي دانش آموزان


انجمن اوليا و مربيان در جذب اوليا نكات زير را توصيه مينمايد:
1 -مديران مدارس و مسوولان انجمنها با كرامت انساني و اخلاقي اسلامي با تمام اوليا برخورد نمايند.
2 -در هنگام مراجعه اوليا اگر به علت نداشتن جا از ثبت نام فرزندش معذور هستيد اين معذوريت را با دليل و منطق براي آنان اثبات كنيد و در عين حال نسبت به ثبتنام فرزندش در آموزشگاههاي همجوار او را راهنمايي نماييد. چون در همه حال مردم از ما انتظار ياري دارند.
3 -هر زمان پدر و مادري جهت كاري به مدرسه مراجعه مي نمايند از آنها با خوشرويي استقبال و حتيالمقدور نسبت به انجام تقاضايش با وي همكاري نماييد.
4 -عدم توجه اوليا به مدارس را به حساب فرزندشان منظور نكنيد. مبادا خداي ناكرده دانش آموزي به علت عدم توجه پدر يا مادرش به مدرسه مورد سرزنش يا تنبيه قرار گيرد.
5 -از نوشتن نامه تند و كنايه زدن به اوليايي كه نسبت به تعليم و تربيت فرزندانشان كوتاهي ميكنند شديدا خودداري كنيد.
به اميد آن كه مديران محترم آموزشگاههاي كشور با رعايت حداقل اين نكات بتوانند بيش از پيش اوليا را به كنون باصفاي مدرسه فراخوانند و با تعاون و همكاري آنان رسالت خود را كه تعليم و تربيت آينده سازان اين مملكت اسلامي بهتر انجام دهند.


نتيجه گيري
 


1 -تماس اوليا و شناسايي دانش آموزان محروم از محبت والدين (فوت يا متاركه والدين) به ميزان زيادي بر پيشرفت تحصيلي اينگونه دانش آموزان اثر دارد.
2 -رابطه نزديك و تنگاتنگ والدين و مربيان ميتواند به مقدار قابلتوجهي بر آگاهسازي والدين در پيشگيري از اختلالات عاطفي دانش آموزان كمك كند و در بهبود فرآيند آموزش و پيشرفت تحصيلي موثر باشد.
3 -تماس اوليا با معلمين به منظور شناخت علل ناسازگاري و برخورد مناسب با دانش آموزان به ميزان زيادي بر رشد شخصيتي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تاثيرگذار است.
4 -داير نمودن كلاسهاي تقويتي و جبراني از سوي انجمن براي دانش آموزان ضعيف از نظر درسي در پيشرفت تحصيلي آنان به ميزان قابل توجهي موثر است.
5 -تبادل نظر علمي، حرفهاي، فرهنگي و اجتماعي والدين با دبيران در معرفي مشاغل اجتماعي به دانش آموزان دوره راهنمايي ميتواند بر تقويت انگيزه تحصيلي دانش آموزان بينجامد.
6 -توجه به آموزش خانوادهها توسط كارشناسان علوم تربيتي و علوم اجتماعي و روحانيون محترم تا ميزان زيادي ميتواند به حل مشكلات و مسائل خانوادهها و سرانجام پيشرفت تحصيلي فرزندان آنان بينجامد.
7 -اتخاذ شيوههاي رفتاري متناسب با دانش آموزان از قبيل تنبيه، تشويق، انتظار متناسب با تواناييها از طريق آگاهسازي والدين توسط مربيان مدارس بر بهبود روند آموزش و يادگيري موثر است.
8 -وجود تضاد در شيوههاي آموزشي و تربيتي ميان اوليا و مربيان تا حد بسيار زيادي بر روند آموزش و يادگيري و در نهايت بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان اثر نامطلوب ميگذارد.
9 -كمك مالي و فكري اولياي دانش آموزان در غنيسازي اوقات فراغت بر تداوم امر خطير آموزش و پيشرفت تحصيلي تاثير به سزايي دارد.www.zibaweb.com
10 -شناسايي دانش آموزان داراي مشكل اقتصادي و اعطاي كمك از سوي انجمن به آنان تا حد زيادي اينگونه دانش آموزان را به تلاش و كوشش واداشته و انگيزه آنان براي ادامه تحصيل تقويت شده و در نهايت بر بهبود روند آموزش و پيشرفت تحصيلي آنان تاثيرگذار است.
11 -شناسايي دانش آموزان داراي مشكل جسمي نظير ضعف شنوايي، ضعف بينايي، كلامي و... و جلوگيري از گسترش اين عارضهها سلامت روان و شخصيت دانش آموزان مذكور را به مخاطره نمياندازد و به نسبت بر پيشگيري از مشكلات و مفاسد ميكاهد و بر پيشرفت تحصيلي آنان موثر است.
12 -قبول پيشنهادات و طرحهاي مفيد آموزش كه از سوي انجمن ارائه ميشود توسط مربيان و اولياي مدرسه ميتواند سبب افزايش بازدهي مدرسه و پيشرفت روند امر آموزش در مدرسه گردد.


پيشنهادات


1 -شناخت دانش آموزان محروم از محبت والدين به طور محرمانه صورت گيرد تا دانش آموزان ديگر مطلع نشوند.
2 -مربيان در برخورد با اوليا اخلاق اسلامي را رعايت و اوليا را تنها هنگامي كه از فرزند آنها خطايي سر زده است به آموزشگاه دعوت نكنند تا موجب سرافكندگي و خجالت آنان گردد. بلكه بايد بهگونهاي رفتار كنند كه اوليا هر ماه حداقل يكبار براي جويا شدن از وضعيت تحصيلي فرزندان خود به مدرسه مراجعه كنند و به تبادلنظر در اين زمينه با مربيان بپردازند.
3 -به امر آموزش خانواده و تشكيل كلاسهاي آموزش خانواده توجه و عنايت بيشتري صورت گيرد.
4 -به برگزاري هفته مشاغل در مدارس اهميت بيشتري داده شود.
5 -پر كردن اوقات فراغت به وسيله والدين و با نظارت و هماهنگي مدرسه انجام پذيرد.
6 -اعطاي كمكهاي مالي از سوي انجمن به دانش آموزان مستمند بيشتر گردد. البته بهتر است كه اينگونه كمكها به صورت محرمانه و حتي بدون اطلاع خود دانش آموز باشد.
7 -برخورد مناسب و محترمانهاي با دانش آموزان داراي مشكل جسمي مانند آنهايي كه ضعف بينايي و شنوايي و كلامي دارند بشود تا مورد تسمخر ديگر دانش آموزان قرار نگيرند.
8 -مدرسه در حل مشكلات خود از والدين كمك و ياري طلبد و روي آنها حساب باز كند.
9 -نشريه پيوند را براي اولياي دانش آموزان ارسال كنيم.
فهرست منابع و مآخذ
1 -آيين نامه انجمن اوليا و مربيان واحدهاي آموزشي، وزارت آموزش و پرورش
2 -پيوند: نشريه ماهانه آموزشي - تربيتي، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، شماره 271
3 -نگاه: نشريه خبري آموزشي - تربيتي، وزارت آموزش و پرورش، سال پنجم، شماره 61
4 -جهانگرد، يدالله، آشنايي با انجمن اوليا و مربيان، انتشارات دفتر انجمن اوليا و مربيان

موسسه فرهنگی آموزشی امام حسین(ع)
دبستان پسرانه امام حسین(ع) کاشمر
مدرسه راهنمایی دخترانه امام حسین (ع) کاشمر
http://rgk.tabaar.com: آدرس سایت

 

_مسئوليت اوليا در امور مدرسه‌،آموزش خانواده و اولویت یابی مشکلات خانواده های ایرانی،نگاهى به مسئوليت عاطفى ، تربيتى خانواده ها و مطالب مفید برای اعضای انجمن اولیا و مربیان مدارس

_خانواده و نقش عملکرد آن در تربیت دینی ، تضاد تربیتی مدرسه و خانواده

_نقش خانواده در تربیت فرد ، سلامت جامعه در گرو خانواده سالم


[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 1:53 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

مطالب این صفحه : علل رکود جلسات شورای معلمان، پیشنهاداتی برای تقویت شورای معلمان مدارس، آموزش و پرورش اثر بخش چيست؟ علل نارضایتی شرکت کنندگان در جلسات چیست؟چگونه جلسه ای مفید داشته باشیم،روش های مدیریت جلسات ادارات،

 

مديريت‌ اثربخش‌ جلسات‌ (ادارات ، شرکتها و مدارس)



‌امروزه‌ عواملي‌ چون‌ بزرگ‌ شدن‌ سازمانها، پيچيدگي‌ ساختار و فعاليتهاي‌ آنها، افزايش‌ متغيرهاي‌ محيطي‌ تاثيرگذار و... مديران‌ را ناگزير كرده‌ است. براي‌ انجام‌ بهتر وظايف‌ و اداره‌ موثر سازمان، از ساير اعضا كمك‌ بگيرند. بدين‌منظور، مديران‌ معمولاً‌ جلساتي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند و با همفكري‌ و تعامل‌ درمورد موضوعهاي‌ مطرح‌ شده‌ به‌ تبادل‌ اطلاعات‌ مي‌پردازند يا تصميماتي‌ را به‌ صورت‌ گروهي‌ اتخاذ مي‌كنند. تشكيل‌ جلسات‌ نه‌ تنها منجر به‌ تبادل‌ اطلاعات‌ و اتخاذ تصميمات‌ مطلوب‌ مي‌شود بلكه‌ تا اندازه‌ زيادي‌ به‌ بهبود ارتباطات‌ و درك‌ متقابل‌ واحدها از همديگر نيز كمك‌ مي‌كند. البته‌ موارد مذكور درصورتي‌ صادق‌ است‌ كه‌ جلسات‌ نيز همانند ساير فعاليتهاي‌ سازماني‌ از مديريت‌ مناسب‌ برخوردار باشد وگرنه‌ تشكيل‌ جلسات‌ نه‌ تنها به‌ بهبود كارايي‌ و كارآمدي‌ سازمان‌ كمك‌ نخواهدكرد بلكه‌ به‌عنوان‌ يك‌ غده‌ سرطاني‌ موجب‌ اتلاف‌ منابع‌ و ايجاد تضادهاي‌ درون‌ سازماني‌ خواهدشد. در مقاله‌ حاضر ابتدا تعريفي‌ از جلسه‌ ارائه‌ مي‌شود، سپس‌ انواع‌ جلسه‌ و اركان‌ جلسه‌ همراه‌ با وظايف‌ آنها تشريح‌ خواهدشد در نهايت‌ ضمن‌ معرفي‌ موانع‌ و مشكلات‌ جلسات، توصيه‌هايي‌ را نيز براي‌ اثربخشي‌ جلسات‌ ارائه‌ خواهيم‌ كرد.



تعريف‌ جلسه‌
‌اگرچه‌ تعاريف‌ به‌ ظاهر متفاوت‌ از جلسه‌ ارائه‌ شده‌ است‌ با اين‌ حال، اين‌ تعاريف‌ از اركان‌ مشتركي‌ برخوردارند. جلسه‌ را مي‌توان‌ گردهمايي‌ دو نفر يا بيشتر از كساني‌ تعريف‌ كرد كه‌ داراي‌ هدفهاي‌ مشترك‌ هستند و ارتباطات‌ (شفاهي‌ و يا كتبي) را وسيله‌ اصلي‌ نيل‌ به‌ اين‌ اهداف‌ قرار مي‌دهند (هينز: 1372). به‌ عبارت‌ ديگر، جلسه‌ گروهي‌ از افراد واحدهاي‌ مختلف‌ سازمان‌ است‌ كه‌ براي‌ انجام‌ وظايف‌ سازماني‌ مشخص‌ به‌طور موقت‌ يا دائم‌ دور هم‌ جمع‌ مي‌شوند(2001(VENTERS FELICIA:.
انواع‌ جلسه‌
‌جلسات‌ متفاوتي‌ در سازمانها برگزار مي‌شود. گاهي‌ هدف‌ از جلسه‌ تبادل‌ اطلاعات‌ و گزارش‌دهي‌ است، گاهي‌ توجيه‌ و قانع‌ كردن‌ ديگران‌ براي‌ انجام‌ كار و گاهي‌ تصميم‌گيري‌ درمورد يك‌ مساله‌ است. دويل‌ و استراوس‌ جلسات‌ را به‌ چهار نوع‌ زير تقسيم‌ مي‌كنند: (دويل، استراوس:( 1375)
1-جلسه‌ حل‌ مساله: عبارت‌ حل‌ مساله‌ براي‌ افراد گوناگون‌ معني‌ مختلفي‌ دارد. مشكل‌ به‌ موقعيتي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ نتوان‌ آن‌ را تغيير داد. مشكل‌ مي‌تواند شامل‌ ابهام‌ درمورد يكسري‌ مقررات‌ جديد، نداشتن‌ نام‌ براي‌ محصول‌ و... باشد، آنچه‌ اهميت‌ دارد اين‌ است‌ كه‌ وضعيت‌ موجود بايد تغيير يابد. تا تمايلي‌ به‌ تغيير نباشد، مشكل‌ حل‌ نخواهدشد. يك‌ جلسه‌ حل‌ مساله‌ زماني‌ خوب‌ جواب‌ مي‌دهد كه‌ تمايل‌ به‌ تغيير در جلسه‌ وجود داشته‌ باشد.
-2 جلسه‌ تصميم‌گيري: جلسه‌ حل‌ مسائل، جلسه‌ برخورد با مساله‌ است‌ و الزاماً‌ تصميم‌گيري‌ نيست. درحالي‌ كه‌ در يك‌ جلسه‌ تصميم‌گيري‌ فشار براي‌ تصميم‌گيري‌ نهايي‌ است. اگر سازمان‌ از ساختار سلسله‌ مراتبي‌ پيروي‌ مي‌كند، جلسه‌ بايد تصميم‌گيرنده‌ نهايي‌ داشته‌ باشد. در اين‌ جلسات‌ تعداد اعضاي‌ گروه‌ نبايد كمتر از 15 نفر باشد، تشكيل‌ جلسه‌ با حضور 30 نفر هم‌ امكان‌پذير است. قبل‌ از هر جلسه‌ بايد اطمينان‌ حاصل‌ شود كه‌ همه‌ افراد از نحوه‌ تصميم‌گيري‌ آگاه‌ هستند و آن‌ را قبول‌ دارند. در برخي‌ از موارد مديران‌ قبل‌ از تشكيل‌ چنين‌ جلساتي، تصميم‌ را خود اتخاذ مي‌كنند و از افراد به‌طوري‌ صوري‌ استفاده‌ مي‌كنند. در چنين‌ مواردي‌ بهتر است‌ به‌ جاي‌ جلسه‌ تصميم‌گيري‌ يك‌ جلسه‌ استفاده‌ از اطلاعات‌ تشكيل‌ شود و مدير تصميم‌ خود را بگيرد.
3 -جلسه‌ گزارش‌دهي‌ و اطلاع‌رساني: درصدي‌ از جلسات‌ اداري‌ مخصوص‌ گزارش‌دهي‌ و استفاده‌ از اطلاعات‌ است. هدف‌ مديران‌ از برگزاري‌ چنين‌ جلساتي، برقراري‌ اعتماد و حصول‌ اطمينان‌ از انجام‌ كارهاست. مبادله‌ اطلاعات، حكم‌ اكسيژن‌ براي‌ هر سازمان‌ اداري‌ است. ازطريق‌ مبادله‌ اطلاعات‌ است‌ كه‌ كاركنان‌ مي‌توانند مشكل‌ سازمان‌ خود را حل‌وفصل‌ كنند. يك‌ مدير از راه‌ مبادله‌ اطلاعات، قادر است‌ از تمام‌ دانشها، اطلاعات، تجربيات‌ و عواطف‌ اعضاي‌ خود به‌ منظور پيشبرد اهداف‌ سازمان‌ استفاده‌ كند. درنتيجه‌ عدم‌ اطلاع‌رساني، سوءظن‌ دربين‌ اعضاء سازمان‌ پرورش‌ مي‌يابد و گاهي‌ به‌ حوادث‌ ناهنجار مي‌انجامد. مبادله‌ اطلاعات‌ عمودي‌ كه‌ از بالا به‌ پايين‌ صورت‌ مي‌گيرد نسبت‌ به‌ مبادله‌ اطلاعات‌ افقي‌ كه‌ ميان‌ مقامات‌ همسطح‌ جاري‌ است‌ از اهميت‌ بيشتري‌ برخوردار است. (ماحوزي: 1379)
4 -جلسه‌ ارزيابي‌ (بازخور)): پويايي‌ جلسات‌ بازخور، متفاوت‌ از جلسات‌ گزارش‌دهي‌ است. در چنين‌ جلساتي‌ افراد زيادي‌ اظهارنظر و پيشنهاد ارائه‌ مي‌كنند. اين‌گونه‌ جلسات‌ ارزشمند است‌ چرا كه‌ هريك‌ از افراد فرصت‌ مشاركت‌ و گوش‌ دادن‌ به‌ نظريات‌ ديگران‌ را دارد. برخلاف‌ جلسات‌ گزارش‌دهي، جلسات‌ بازخور بايد سازمان‌يافته‌ و برنامه‌ريزي‌ شده‌ باشد.

اركان‌ جلسه‌ و وظايف‌ آنها
‌در رويكرد سنتي‌ اداره‌ جلسه، اركان‌ جلسه‌ را به‌ سه‌ دسته‌ رئيس، دبير و عضو جلسه‌ طبقه‌بندي‌ مي‌كنند ولي‌ در رويكرد تعاملي‌ كه‌ يك‌ روش‌ جديد در اداره‌ جلسات‌ محسوب‌ مي‌شود، به‌ منظور اجتناب‌ از اثر نامطلوب‌ رئيس‌ در جلسه، ركن‌ چهارم‌ به‌ عنوان‌ مجري‌ جلسه‌ اضافه‌ شده‌ است. بنابراين، اركان‌ جلسه‌ عبارتند از مجري، دبير، رئيس‌ و عضو جلسه‌ كه‌ همگي‌ در يك‌ سيستم‌ خود تصحيحي‌ در جلسه‌ ايجاد تعادل‌ مي‌كنند. (دويل، استراوس: 1375)

مجري‌ جلسه‌
‌مجري‌ عضوي‌ است‌ بي‌طرف‌ كه‌ درنظريات‌ جلسه‌ مشاركت‌ نكرده‌ و در ارزيابي‌ آنها نقش‌ ندارد بلكه‌ نقش‌ او فقط‌ كمك‌ به‌ گروه‌ در متمركزساختن‌ انرژيها در زمينه‌ وظايف، جلوگيري‌ از برخورد شخصي‌ در گروه‌ و ايجاد فرصت‌ مشاركت‌ براي‌ كليه‌ افراد است.
دبير جلسه: دبير فردي‌ بي‌طرف‌ و غيرارزيابي‌كننده‌ است. وظيفه‌ وي‌ نوشتن‌ نقطه‌نظرات‌ اساسي‌ افراد در خلال‌ جلسه‌ است. دبير عين‌ جملات‌ افراد را يادداشت‌ مي‌كند. البته‌ هدف‌ اين‌ نيست‌ كه‌ همه‌ مطالب‌ كلمه‌ به‌ كلمه‌ گزارش‌ شود. فعاليت‌ دبير نبايد موجب‌ كندي‌ سرعت‌ جلسه‌ شود. اين‌ گزارش‌ را حافظه‌ گروهي‌ مي‌گوييم‌ و به‌عنوان‌ گزارش‌ موردقبولي‌ از آنچه‌ واقعاً‌ اتفاق‌ افتاده‌ تلقي‌ مي‌شود.
اعضاي‌ جلسه: اعضاي‌ جلسه‌ مشاركت‌كننده‌ فعال‌ در جلسه‌ هستند. مسئوليت‌ اعضاي‌ جلسه‌ اين‌ است‌ كه‌ بگذارند دبير و مجري‌ نقش‌ بي‌طرف‌ خود را ايفا كنند و اعضاي‌ جلسه‌ بايد مراقب‌ باشند كه‌ نظرات‌ افراد به‌طور صحيح‌ گزارش‌ شود. اعضاي‌ گروه‌ علاوه‌ بر اينكه‌ انرژي‌ خود را صرف‌ وظيفه‌ خود مي‌كنند، مراقب‌ هستند كه‌ مجري‌ امكان‌ مشاركت‌ همه‌ را در بحث‌ فراهم‌ كند.
رئيس‌ جلسه: در روش‌ سنتي، رئيس‌ جلسه‌ همزمان‌ اداره‌كننده‌ جلسه‌ نيز محسوب‌ مي‌شود. ولي‌ در روش‌ تعاملي، رئيس، جلسه‌ را اداره‌ نمي‌كند بلكه‌ عضو فعال‌ آن‌ است. رئيس‌ تمام‌ تصميمات‌ نهايي‌ را مي‌گيرد. درصورتي‌ كه‌ پيشرفت‌ جلسه‌ رضايت‌بخش‌ نباشد، مي‌تواند محدوديتهايي‌ وضع‌ كند و درمورد نقطه‌نظرات‌ خود به‌طور فعال‌ بحث‌ كند. رئيس‌ مي‌تواند اعضاي‌ گروه‌ را به‌ قبول‌ وظايف‌ ترغيب‌ سازد و يا ترتيب‌ جلسه‌ ديگر و با گروه‌ ديگر را بدهد و يا با رسانه‌ها در تماس‌ باشد.
موانع‌ و مشكلات‌ جلسات‌
‌جلسات‌ يكي‌ از پيچيده‌ترين‌ فعاليتهايي‌ است‌ كه‌ انجام‌ مي‌پذيرد. موفقيت‌ و شكست‌ آنها درگرو تجزيه‌وتحليل‌ آنچه‌ انجام‌ شده‌ و انجام‌ نشده‌ است.محققان‌موانع‌ومشكلات‌ جلسه‌رادر6 عنوان‌طبقه‌بندي‌مي‌كنند.(دويل،استراوس:1375)
1 -توجه‌ اعضاي‌ جلسه‌ به‌ موضوعهاي‌ مختلف‌ در يك‌ زمان: جلسه‌ تركيبي‌ از افراد متعدد است‌ و هر فرد داراي‌ علائق، مشكلات‌ و اولويتهاي‌ خاص‌ خود است. بنابراين‌ طبيعي‌ است‌ كه‌ به‌ هنگام‌ جلسه، ذهن‌ هريك‌ از حضار به‌ مورد خاصي‌ معطوف‌ شود. يكي‌ از مهمترين‌ موانع‌ جلسات، همين‌ موضوع‌ است.
2 -مغشوش‌ شدن‌ موضوع‌ جلسه‌ با فرايند آن: براي‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ مركز توجه‌ مشترك، گروه‌ بايد برروي‌ آنچه‌ كه‌ بايد در جلسه‌ بحث‌ شود و همچنين‌ چگونگي‌ اين‌ بحث‌ به‌ توافق‌ برسند. تمايز بين‌ محتوي‌ (مشكل، عنوان‌ يا صورتجلسه) و فرايند (روش، متد) دشوار، اما حياتي‌ است‌ و عدم‌ توجه‌ به‌ آن‌ يكي‌ از علل‌ عدم‌ موفقيت‌ جلسات‌ است.
3 -برخورد شخصي‌ و مشكل‌ تراكم‌ گفتگو در جلسه: اغلب‌ افراد تمايل‌ دارند به‌ سرعت‌ به‌ جريان‌ گفتگوي‌ جلسه‌ واردشده‌ و نقطه‌نظرات‌ خود را مطرح‌ كنند. اين‌ موضوع‌ منجر به‌ بروز مشكل‌ تراكم‌ گفتگو در جلسات‌ مي‌شود كه‌ خود منجربه‌ منحرف‌ شدن‌ جلسه‌ از هدف‌ اصلي‌ خود مي‌گردد. براي‌ حل‌ اين‌ مشكل، لازم‌ است‌ كه‌ فردي‌ جريان‌ متعادلي‌ از مكالمه‌ را برقرار كرده‌ و افراد را از برخوردهاي‌ شخصي‌ با يكديگر برحذر دارد.
-4 روشن‌ نبودن‌ نقشها و مسئوليتها: يكي‌ از مهمترين‌ موانع‌ جلسات‌ موثر، روشن‌ نبودن‌ مسئوليتها و نقشهاي‌ افراد شركت‌كننده‌ در جلسه‌ است. تنها راه‌حل‌ اين‌ موضوع‌ تعريف‌ دقيق‌ نقش‌ و مسئوليت‌ هريك‌ از حضار جلسه، قبل‌ از تشكيل‌ آن‌ است.
-5 سوءاستفاده‌ از قدرت‌ توسط‌ رئيس‌ جلسه: وقتي‌ مدير در موضوع‌ جلسه‌اي‌ ذينفع‌ است، تقريباً‌ غيرممكن‌ است‌ آن‌ را بدون‌ مداخله‌ و دستكاري‌ اداره‌ كند. حتي‌ اگر مدير نخواهد گروه‌ را تحت‌ تاثير خود قرار دهد با اشارات‌ غيركلامي‌ از افرادي‌ حمايت‌ مي‌كند كه‌ از عقايد او دفاع‌ مي‌كنند. تجربه‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ مديراني‌ كه‌ جلسات‌ را خود اداره‌ مي‌كنند، تمايل‌ دارند كه‌ فعال‌ترين‌ فرد جلسه‌ باشند و تقريباً‌ 60% از وقت‌ جلسه‌ را به‌ خود اختصاص‌ مي‌دهند. به‌ همين‌ علت‌ مشاركت‌ افراد در جلسه‌ پايين‌ مي‌آيد. بنابراين، در بيشتر جلسات‌ سازمانهاي‌ سلسله‌ مراتبي‌ كه‌ با روش‌ سنتي‌ اداره‌ مي‌شوند. مدير با بيشترين‌ اختيار و قدرت‌ تصميم‌گيري‌ معمولاً‌ رئيس‌ جلسه‌ است‌ كه‌ نقشهاي‌ متعددي‌ را در يك‌ لحظه‌ ايفا مي‌كند. مثل‌ مسابقه‌اي‌ كه‌ يك‌ فرد هم‌ داور و هم‌ كاپيتان‌ تيم‌ است.
‌راه‌حل‌ اين‌ مشكل‌ جداكردن‌ نقش‌ فرايند از نقش‌ قدرت‌ و تصميم‌گيري‌ است. بدين‌ترتيب‌ كه‌ مدير مسئوليت‌ تصميم‌گيري‌ و درگير شدن‌ با موضوع‌ را بپذيرد و وظايف‌ مربوط‌ به‌ فرايند را به‌ فرد ديگري‌ (مجري) تفويض‌ كند.
6 -گرايش‌ افراد به‌ يكسان‌ فكركردن: جنيس‌(JANIS) يكي‌ از صاحبنظران‌ موضوع، تمايل‌ گروهها براي‌ يكسان‌ فكركردن‌ را <گروه‌ فكري> مي‌نامد و دلايل‌ زير را درمورد اينكه‌ چرا <گروه‌ فكري> ايجاد مي‌شود، ذكر مي‌كند:
-1 اگر شما با رئيس‌ يك‌ شركت‌ بزرگ‌ و بااهميت‌ و يا اعضاي‌ گروه‌ مهم‌ تصميم‌گيري‌ برخورد داشته‌ باشيد، متوجه‌ مي‌شويد كه‌ آنها اين‌ احساس‌ را دارند كه‌ <ما هر كاري‌ را مي‌توانيم‌ انجام‌ دهيم‌ چون‌ افراد خوبي‌ هستيم‌ و بنابراين، تصميمات‌ ما نيز درست‌ خواهدبود>. همين‌ احساس‌ در گروه‌ به‌ صورت‌ حس‌ قدرت‌ و اهميت‌ جمعي، كاملاً‌ مشخص‌ است‌ و يكي‌ از نگرشهاي‌ خطرناكي‌ است‌ كه‌ منجر به‌ تصميمات‌ خطرناكي‌ مي‌شود;
2 -هرقدر كه‌ فرد به‌ سطوح‌ بالاتر سازمان‌ ارتقا مي‌يابد، بيشتر از واقعيتهايي‌ كه‌ در سطوح‌ پايين‌تر سازمان‌ و يا بيرون‌ آن‌ اتفاق‌ مي‌افتد، جدا مي‌شود. زيرا ارزشهاي‌ سازمان‌ بر افراد تاثير مي‌گذارد و در يك‌ فرايند طبيعي‌ غربال، صرفاً‌ افراد مشابهي‌ به‌ بالاي‌ سازمان‌ راه‌ پيدا مي‌كنند. بنابراين، مديران‌ سازمان‌ هر روز با نقطه‌نظرات‌ مشابهي‌ سروكار دارند و ممكن‌ است‌ فكر كنند كه‌ هرقدر در سازمان‌ ارتقاء مي‌يابند، اطلاعات‌ صحيح‌تر و نظرات‌ افراد متخصص‌ و متنوع‌تري‌ را دريافت‌ مي‌كنند، اما به‌ لحاظ‌ وجود اين‌ فيلترها (يعني‌ گفتن‌ آنچه‌ كه‌ ديگران‌ مي‌خواهند بشوند) واقعيت‌ درست‌ برعكس‌ اين‌ است;
-3 هرقدر در گروه‌ حس‌ به‌هم‌ پيوستگي‌ و اعتماد وجود داشته‌ باشد، افراد احساس‌ راحتي‌ بيشتري‌ براي‌ ابراز مخالفت‌ خواهند داشت‌ كه‌ البته‌ اين‌ امر تا نقطه‌اي‌ صدق‌ مي‌كند. از آن‌ حد به‌ بالا، افراد با خود مي‌گويند كه‌ اگر اعتراضي‌ كنند، كار گروه‌ پيچيده‌تر مي‌شود. براي‌ بسياري‌ از افراد احساس‌ تعلق، اهميت‌ بيشتري‌ از اتخاذ بهترين‌ تصميم‌ در گروه‌ دارد;
-4 وقتي‌ كه‌ گروه‌ با هم‌ رشد مي‌كنند، يكسري‌ باورهاي‌ مشتركي‌ در افراد شكل‌ مي‌گيرد و هركسي‌ اين‌ باورها را زيرسوال‌ ببرد به‌عنوان‌ مزاحم‌ تلقي‌ مي‌شود و فشار بر او زياد مي‌شود و به‌ جاي‌ تشويق‌ ابراز نظرات‌ مختلف، افراد را به‌ سازش‌ وامي‌دارند;
5 -وقتي‌ كه‌ اعضا گروه‌ شامل‌ مديراجرايي‌ ارشد و كاركنان‌ مي‌شود. وفاداري‌ و حمايت‌ يكي‌ از دلايل‌ ديگري‌ است‌ كه‌ افراد را از انتقاد بازمي‌دارد;
-6 وقتي‌ كه‌ اشتياق‌ زيادي‌ براي‌ توافق‌ در گروه‌ وجود داشته‌ باشد، هر نوع‌ نشانه‌ مخالفت‌ ممكن‌ است‌ ناديده‌ گرفته‌ شود. و اگر يك‌ عضو درمورد موضوعي‌ سكوت‌ كند براي‌ ديگر اعضا موافقت‌ تلقي‌ مي‌شود;
-7 گروه‌ فكري‌ وقتي‌ ايجاد مي‌شود كه‌ گروه‌ تحت‌ فشار براي‌ تصميم‌گيري‌ باشد (مثلاً‌ تا ساعت‌ 5 بايد تصميمي‌ گرفته‌ شود);
8 -مواردي‌ كه‌ افراد مايل‌ نيستند كه‌ رهبر گروه‌ زير سوال‌ قرار گيرد. اين‌ هم‌ يكي‌ از راههايي‌ است‌ كه‌ منجربه‌ گروه‌ فكري‌ مي‌شود.
‌يكي‌ از بهترين‌ راهها براي‌ جلوگيري‌ از پيامدهاي‌ گروه‌ فكري، حصول‌ اطمينان‌ از اين‌ است‌ كه‌ اعضاي‌ جلسه‌ غيرمتجانس‌ هستند. به‌عبارت‌ ديگر بايد مطمئن‌ شد كه‌ افراد با نقطه‌نظرات‌ مختلفي‌ در جلسات‌ تصميم‌گيري‌ و حل‌ مساله‌ حضور دارند. در بسياري‌ از جلسات‌ سازمانها سلسله‌ مراتبي‌ افراد ثابتي‌ شركت‌ مي‌كنند (مدير و كاركنانش). وقتي‌ كه‌ همه‌ افراد از يك‌ بخش‌ باشند و سابقه‌ و تجربه‌ مشابهي‌ هم‌ داشته‌ باشند و اين‌ افراد براي‌ جلسات‌ گزارش‌دهي‌ و استفاده‌ از اطلاعات‌ بسيار مناسب‌ هستند. اما وقتي‌ مشكلي‌ بروز مي‌كند بايد از افراد ديگري‌ دعوت‌ شود. مدير نه‌ تنها بايد از <گروه‌ فكري> جلوگيري‌ كند بلكه‌ بايد از فوايد مشاركت‌ و همكاري‌ هم‌ بهره‌ ببرد. به‌عبارت‌ ديگر اگر مدير اجازه‌ دهد نوع‌ مشكل‌ يا مساله، اعضاي‌ گروه‌ را تعيين‌ كند به‌طور طبيعي‌ يك‌ گروه‌ نامتجانس‌ انتخاب‌ مي‌شود. هرقدر گروه‌ نامتجانس‌تر باشد، نياز بيشتري‌ به‌ روشن‌ كردن‌ و سازمان‌ دادن‌ نقشها و فرايندها هست.
از ساير مشكلات‌ جلسات‌ مي‌توان‌ به‌ موارد زير اشاره‌ كرد:
1 -مشخص‌ نبودن‌ اهداف‌ و انتظارات: يعني‌ براي‌ افراد جلسه‌ مشخص‌ نباشد كه‌ چرا دعوت‌ شده‌اند و چه‌ كاري‌ بايد انجام‌ دهند;
-2 وجود مشكلات‌ و مسائل‌ حل‌ نشده‌اي‌ درمورد قدرت‌ و اختيار: يعني‌ مشخص‌ نباشد كه‌ آيا افراد جلسه‌ قدرت‌ تصميم‌گيري‌ دارند;
3 -اجتناب‌ از مساله: افراد جلسه‌ معتقد باشند كه‌ هيچ‌ مشكلي‌ وجود ندارد;
4 -نگرش‌ منفي: افراد جلسه‌ باور داشته‌ باشند كه‌ نمي‌توانند درمورد مساله‌ كاري‌ انجام‌ دهند و تلاش‌ براي‌ حل‌ آن‌ زيرسوال‌ باشد;
-5 مشكل‌ ارتباطي: افراد جلسه‌ به‌ صحبتهاي‌ ديگران‌ گوش‌ نكنند و يا از صحبتهاي‌ آنها چيزي‌ متوجه‌ نشوند;
6 -عدم‌ وجود محيط‌ مناسب: فضاي‌ جلسه‌ به‌ صورتي‌ باشد كه‌ افراد نتوانند به‌ راحتي‌ صداي‌ ديگران‌ را بشنوند و يا آنها را ببينند;
7 -تضادهاي‌ شخصي‌ و فقدان‌ صداقت‌ در جلسه.
‌همچنين‌ يك‌ بررسي‌ كه‌ از 635 نفر مدير به‌عمل‌ آمده، نشان‌ مي‌دهد كه‌ مديران‌ از 75% جلساتي‌ كه‌ در آنها حضور يافته‌اند ناراضي‌ بودند. دليل‌ نارضايتي‌ آنان‌ در  زیر خلاصه‌ شده‌ است.(هينز: 1372)

درصد نارضايتى  جلسه
 

خارج شدن بحث از موضوع جلسه
آمادگى ضعيف
مشخص نبودن اثربخشى
نشنيدن مطالب
پرحرفى شركت كنندگان
طول مدت جلسه
فقدان اشتراك مساعى

83
77
74
68
62
60
51


 علت‌ نارضايتي‌ مديران‌ از جلسات‌  اقتباس‌ از: ماريون‌ هينز، 14:1372


توصيه‌هايي‌ براي‌ اثربخشي‌ جلسات‌


‌جلسات‌ بي‌حاصل‌ احتمالاً‌ بزرگترين‌ عامل‌ اتلاف‌ وقت‌ در موسسات‌ دولتي‌ و بازرگاني‌ است. نتايج‌ يك‌ بررسي‌ كه‌ در مجله‌ وال‌استريت‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ است، نشان‌ مي‌دهد كه‌ در نقاط‌ مختلف‌ جهان، مديران‌ عالي‌ و مياني‌ سازمانها به‌طور متوسط‌ در هفته‌ حداقل‌ 17 ساعت‌ از وقت‌ خود را در جلسات‌ سپري‌ مي‌كنند. اين‌ درحالي‌ است‌ كه‌ آنها اظهار مي‌كنند تنها 56% از جلساتي‌ كه‌ در آن‌ حضور داشتند مفيد بوده‌ و بيش‌ از 25% جلسات‌ غيرضروري‌ بوده‌ و مي‌توانست‌ ازطريق‌ مكالمه‌ تلفني‌ يا ارسال‌ يك‌ يادداشت‌ اين‌ كار انجام‌ گيرد. باتوجه‌ به‌ اين‌ آمار و ارقام‌ مي‌توان‌ اظهار كرد كه‌ اگر جلسات‌ زائد در سازمانها حذف‌ شود، حداقل‌ 25% از زماني‌ كه‌ صرف‌ جلسات‌ مي‌شود كاهش‌ مي‌يابد و همچنين‌ مي‌توان‌ با مديريت‌ اثربخش‌ بقيه‌ جلسات‌ (75% جلسات) 20% ديگر از زمان‌ صرف‌ شده‌ در جلسات‌ را كاهش‌ داد. درنتيجه‌ با برگزاري‌ جلسات‌ اثربخش‌ مي‌توان‌ زمان‌ صرف‌ شده‌ توسط‌ مديران‌ در جلسات‌ را از 17 ساعت‌ در هفته‌ به‌ 10 ساعت‌ كاهش‌ داد. (1999JIM HICKMAN:(
‌جلسات‌ بخش‌ ناگزيري‌ از محيطهاي‌ كاري‌ مدرن‌ است‌ ولي‌ برگزاري‌ آنها بايد ضروري‌ تشخيص‌ داده‌ شود و مفيد باشد در غير اين‌ صورت‌ به‌ هيچ‌وجه‌ نبايد جلسه‌ تشكيل‌ شود. از توصيه‌هاي‌ زير براي‌ اثربخشي‌ جلساتتان‌ استفاده‌ كنيد. (2001WIGGINS DAVE:(
اهداف‌ جلسه‌ را مشخص‌ كنيد: درطول‌ مدت‌ جلسه‌ چه‌ كار انجام‌ خواهيد داد.
هدفتان‌ چيست‚ براي‌ برگزاري‌ جلسه‌ بايد اهداف‌ مشخص‌ و واضحي‌ داشته‌ باشيد. به‌عبارت‌ ديگر آيا هدف‌ شما از تشكيل‌ جلسه‌ تصميم‌گيري‌ درمورد موضوعي‌ يا حل‌ مشكل، آموزش، اطلاع‌رساني‌ و غيره‌ است. هرنوع‌ جلسه‌اي‌ كه‌ مي‌خواهيد تشكيل‌ دهيد بايد اطمينان‌ حاصل‌ كنيد كه‌ همه‌ افراد شركت‌كننده‌ در جلسه‌ درباره‌ موضوع‌ جلسه‌ اتفاق‌نظر دارند، به‌ عبارت‌ ديگر موضوع‌ جلسه‌ بايد براي‌ همه‌ افراد روشن‌ و واضح‌ باشد. برگزاري‌ جلسات‌ بدون‌ اهداف‌ مشخص‌ و روشن، تلف‌ كردن‌ وقت‌ گرانبهاست.
دستورجلسه‌ تنظيم‌ كنيد; تقريباً‌ دليل‌ شكست‌ همه‌ تلاشها ناشي‌ از عدم‌ برنامه‌ريزي‌ آگاهانه‌ است‌ و جلسات‌ نيز از اين‌ قاعده‌ مستثني‌ نيستند. قبل‌ از اينكه‌ هركسي‌ موضوعي‌ را به‌ جلسه‌ تحميل‌ كند. يك‌ دستور كلي‌ براي‌ جلسه‌ تهيه‌ كنيد. به‌عبارتي، فهرست‌ همه‌ موضوعهايي‌ كه‌ نياز به‌ بحث‌ درباره‌ آنها هست‌ و مقدار زماني‌ كه‌ هريك‌ از موضوعها به‌ خود اختصاص‌ خواهد داد، مشخص‌ كنيد.

شركت‌كنندگان‌ در جلسه‌ را محدود سازيد: معمولاً‌ وقتي‌ تعداد شركت‌كننده‌ افزايش‌ مي‌يابد، جلسه‌ كم‌بازده‌ مي‌شود. بنابراين، موقع‌ تصميم‌گيري‌ در مورد تعداد افراد شركت‌كننده‌ در جلسه، سخت‌گير باشيد. اينكه‌ چه‌ كساني‌ بايد به‌ جلسه‌ دعوت‌ شوند بستگي‌ دارد به‌ توانايي‌ افراد در كمك‌ به‌ موضوع‌ جلسه‌ و نياز افراد به‌ آگاهي‌ از موضوعهايي‌ كه‌ در جلسه‌ مطرح‌ مي‌شود. مدير بايد افرادي‌ كه‌ قادر نيستند نظر قاطع‌ بدهند آنها را به‌ جلسه‌ دعوت‌ نكند. همچنين‌ مدير بايد اطمينان‌ حاصل‌ كند كه‌ آيا حضور همه‌ شركت‌كنندگان‌ درتمام‌ طول‌ مدت‌ جلسه‌ واقعاً‌ ضروري‌ است. اگر چنين‌ نيست، به‌ جاي‌ اينكه‌ برخي‌ افراد در كل‌ زمان‌ جلسه‌ حضور داشته‌ باشند مي‌توان‌ آنها را به‌عنوان‌ شركت‌كنندگان‌ نيمه‌وقت‌ در جلسه‌ دعوت‌ كرد.
بر موضوعهاي‌ دستورجلسه‌ تمركز كنيد: معمولاً‌ جلسات‌ موقعي‌ مفيد و اثربخش‌ مي‌شود كه‌ توجه‌ افراد به‌ موضوعهاي‌ دستورجلسه‌ تمركز شود. موقعي‌ كه‌ جلسه‌ از موضوع‌ اصلي‌ خود منحرف‌ شد و افراد درباره‌ موضوعهاي‌ غيرمرتبط‌ صحبت‌ مي‌كنند، بايد رئيس‌ جلسه‌ به‌طور سريع‌ و مو‌دبانه‌ جلو ادامه‌ اين‌ صحبتها را بگيرد;
وقت‌شناس‌ باشيد: اگر قرار است‌ جلسه‌اي‌ در ساعت‌ 8 شروع‌ شود، آن‌ را درست‌ سر ساعت‌ 8 شروع‌ كنيد. برخي‌ افراد عادت‌ بدي‌ دارند و دير به‌ جلسه‌ مي‌آيند. اينكار باعث‌ مي‌شود افرادي‌ كه‌ سر وقت‌ در جلسه‌ حضور يافته‌اند منتظر آنهايي‌ باشند كه‌ بدقول‌ و بي‌ملاحظه‌ هستند. وقتي‌ افراد بدانند كه‌ جلسه‌ به‌ موقع‌ شروع‌ مي‌شود در آن‌ صورت‌ اغلب‌ سروقت‌ به‌ جلسه‌ خواهندرسيد.
زمان‌ اتمام‌ جلسه‌ را تعيين‌ كنيد: جلسات‌ نه‌ تنها بايد به‌ موقع‌ شروع‌ شود بلكه‌ بايد به‌ موقع‌ نيز تمام‌ شود. معمولاً‌ محدوديت‌ زمان‌ يك‌ احساس‌ فوريت‌ ايجاد مي‌كند و اين‌ باعث‌ مي‌شود افراد شركت‌كننده‌ در جلسه‌ بر روي‌ موضوعهاي‌ جلسه‌ تمركز شوند و از صحبتهاي‌ بيهوده‌ اجتناب‌ كنند;
زمان‌ جلسه‌ را تعيين‌ كنيد: بهترين‌ زمان‌ براي‌ برگزاري‌ جلسات‌ ساعت‌ 11 صبح‌ و 4 بعدازظهر است. احتمال‌ تمركز افراد به‌ موضوعهاي‌ جلسه، قبل‌ از ناهار و دور و بر زمان‌ اتمام‌ كار بيشتر است. با وجود اين، سعي‌ كنيد از برگزاري‌ جلسات‌ درست‌ بعداز ناهار اجتناب‌ كنيد. بيشتر افراد بعداز صرف‌ ناهار با كاهش‌ انرژي‌ مواجه‌ مي‌شوند. همچنين‌ بهترين‌ زمان‌ براي‌ تعيين‌ وقت‌ جلسه‌ بعدي، پايان‌ جلسه‌ است. به‌ جاي‌ اينكه‌ براي‌ اعلام‌ جلسه‌ آتي‌ از دعوت‌نامه‌ يا تلفن‌ استفاده‌ كنيد، موقعي‌ كه‌ همه‌ افراد در جلسه‌ هستند، زمان‌ و مكان‌ جلسه‌ بعدي‌ را تعيين‌ كنيد;
جلسه‌ را بدون‌ وقفه‌ اجرا كنيد: هرگز اجازه‌ ندهيد در جلسه‌ وقفه‌اي‌ ايجاد شود مگر اينكه‌ وضع‌ اضطراري‌ به‌وجود آيد. هر دقيقه‌ وقفه‌اي‌ كه‌ در جلسه‌ ايجاد مي‌شود، يك‌ دقيقه‌ از وقت‌ گرانبهاي‌ هريك‌ از افراد شركت‌كننده‌ در جلسه‌ هدر مي‌رود;
بلند شويد و ايستاده‌ صحبت‌ كنيد: اگر شما نيازمند يك‌ جلسه‌ كوتاه‌ هستيد كه‌ بيش‌ از ده‌ دقيقه‌ به‌ طول‌ نمي‌انجامد سعي‌ كنيد ايستاده‌ جلسه‌ را اجرا كنيد. يك‌ رابطه‌اي‌ بين‌ راحت‌ بودن‌ و بيشتر صحبت‌ كردن‌ وجود دارد و افراد درحالت‌ ايستاده‌ نسبت‌ به‌ حالت‌ نشسته‌ احساس‌ راحتي‌ كمتري‌ مي‌كنند;
مكان‌ مناسبي‌ براي‌ جلسه‌ انتخاب‌ كنيد: محل‌ جلسه‌ بر روي‌ چگونگي‌ كاركرد جلسه‌ تاثير دارد. محل‌ مناسب‌ جلسه، جلسه‌ خوبي‌ را تضمين‌ نمي‌كند، اما اتاق‌ جلسه‌ نامناسب‌ به‌ بدشدن‌ جلسه‌ كمك‌ مي‌كند. در انتخاب‌ مكان‌ جلسه‌ راحتي‌ رفت‌وآمد اعضا، محيط‌ و فضاي‌ جلسه‌ از لحاظ‌ سروصدا، نور، دما و تمركز حواس‌ را موردتوجه‌ قرار دهيد. (نصر اصفهاني): 1379

جمع‌بندي‌
‌با گسترش‌ و پيچيده‌تر شدن‌ ساختارها و فعاليتهاي‌ سازمانها، شيوه‌ تشكيل‌ جلسات‌ و اداره‌ موثر آنها نيز پيچيده‌تر شده‌ و خود به‌عنوان‌ فن‌ و مهارت‌ خاصي‌ درآمده‌ است‌ كه‌ سطوح‌ مختلف‌ مديران‌ ناگزير از اكتساب‌ اين‌ فن‌ و مهارت‌ هستند. آشنايي‌ با فنون‌ و روشهاي‌ تشكيل‌ جلسه‌ و استفاده‌ موثر از آن‌ به‌عنوان‌ يكي‌ از عوامل‌ موفقيت‌ و نفوذ مديران‌ در سازمان‌ درآمده‌ است.
‌عدم‌ موفقيت‌ جلسات‌ معلول‌ عوامل‌ متعددي‌ است‌ كه‌ درمجموع‌ در چگونگي‌ اعمال‌ مديريت‌ خلاصه‌ مي‌شود. برنامه‌ريزي‌ قبلي، تهيه‌ به‌ موقع‌ دستور كار، انتخاب‌ اعضاي‌ مناسب‌ و كارآمد، تخصيص‌ مكان‌ و تسهيلات‌ لازم، زمان‌ مناسب، استفاده‌ موثر از وقت، تعيين‌ اهداف‌ جلسه، تبيين‌ مسائل‌ و مشكلات‌ درجلسه، تعيين‌ ضوابط‌ و مقررات‌ براي‌ مديريت‌ جلسه‌ و ارزشيابي‌ جلسه‌ از عوامل‌ موثر در بهبود كيفيت‌ و اثربخشي‌ جلسات‌ محسوب‌ مي‌شود. نيل‌ به‌ مقصد مذكور مستلزم‌ تجهيز مديران‌ به‌ روشهاي‌ مناسب‌ اداره‌ جلسات‌ است .www.zibaweb.com

منابع‌ و ماءخذ
1 - حقيقي، محمدعلي‌ - عليمرداني، محمد مهدي‌ (1377)، <الگوهايي‌ براي‌ تنظيم‌ وقت‌ مديريت>، انتشارات‌ موسسه‌ فرهنگي‌ نشر عالم، چاپ‌ اول.
2 - دويل، ميشل‌ و استراوس، ديويد (1375)، <چگونه‌ جلسات‌ را اداره‌ كنيم>. ترجمه‌ فلورا سلطاني‌ تيراني، انتشارات‌ سازمان‌ مديريت‌ صنعتي، چاپ‌ اول.
3 - رضايي‌نژاد، عبدالرضا (1375)، <دستنامه‌ مديران>، انتشارات‌ موسسه‌ خدمات‌ فرهنگي‌ رسا، چاپ‌ اول.
4 - ماحوزي، مهدي‌ (1379)، <فن‌ رهبري‌ كنفرانس‌ و اداره‌ جلسات>، مركز نشر تحقيقات‌ قلم‌ آشنا، چاپ‌ دوم.
5 - نصراصفهاني، علي‌ (1379)، <مديريت‌ رفتار گروهي>، انتشارات‌ جهاد دانشگاهي‌ واحد اصفهان، چاپ‌ اول.
6 - هينز، ماريون‌ (1372)، <روشهاي‌ موثر در اداره‌ جلسات>، ترجمه‌ مهدي‌ ايران‌نژاد پاريزي، انتشارات‌ مركز آموزش‌ بانكداري، چاپ‌ دوم.
- JIM, HICKMAN (9991), "THE MAKINGS OF A GOOD MEETING" RAWAT7 PUBLICATIONS.
- VENTERS, FELICIA (1002), "CULTURAL CONVERGENCE", THE MEETING8 .19-NO2PROFESSIONAL DIGITAL, SEPTEMBER, VOL
- WIGGINS, DAVE (1002), "HOW TO HAVE SUCCESSFUL MEETING (01 TIPS9 FOR MARKING YOUR NEXT GATHERING MORE EFFECTIVE), SUCCESSFUL .518- NO 4MEETINGS JOURNAL, VOL

صمد عالي: كارشناس‌ بخش‌ مشاوره‌ و تحقيق‌ سازمان‌ مديريت‌ صنعتي‌ نمايندگي‌ آذربايجان‌
http://www.kurd.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=24&rcid=1
000000000000000000000000

نگاهی به جلسات شورای دبیران در راستای فعال سازی شورا


از دید گاه اسلام شورا و مشورت اساس کار و سیاست مدیریت ورهبری است و مشورت در انجام امور با مو منان از دستورات خدای متعال بر پیامبر می باشد.
(وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله)
اختصاص سوره ای از قرآن نیز با عنوان "شورا" ناشی از اهمییت مشورت وشور در اسلام است.
در جوامع کنونی نیز مشارکت ومشورت در امور از مهمترین فاکتورهای برقراری روابط انسانی می باشد.
"مشارکت یعنی مجموعه اقداماتی که میزان نفوذ و مسئولیت کارکنان (معلمان –دانش آموزان-و اولیاء)را در فراند تصمیم گیری – از طریق تفویض اختیار در سطوح مختلف – افزایش دهد و نوعی حس مالکیت و تعلق را در افرادی که به شکلی با سازمان مربوط هستند بوجود آورد."ممیر کمالی –محمد-فصلنامه تعلیم وتربیت ص10
معلمین با اختصاص بخشی از ساعات روز خود وصرف بیشترین نیرو وانرژی در مدرسه ولمس مسائل اموزشی وتربیتی در ارتباط با دانش آموزان صاحب نظر بوده و بخوبی می توانند در تصمیم گیری ها و سازندگی وپیشبرد اهداف آموزشی و تر بیتی سهیم وشریک باشند.
جلسات شوراها مرکز وکانون بررسی عقاید –ایده ها و نظرات بوده وشورای آموزشی مظهر ومحل اتخاذ تصمیمات گروهی می باشد.و تقویتکننده ی حس مسئولیت پذیری- مشارکت -عضویت وتعلق فرد به گروه را به همراه دارد.و بالاتر از همه شورا نمادی از رهبری- ازاد اندیشی- و احترام به کرامت انسانی از سوی مدیر مدرسه می باشد.مدیریت مبتنی براصول مشارکت جویی و مشورت می تواند وصول به اهداف آموزشی وتربیتی را آسان نموده وموجب ارتقاء آن شود.
عوامل تاثیر گذار برجلسات شورای معلمان:
1-زمان:با منظور نمودن حد اکثر 2 ساعت در ماه وتنظیم یک برنامه مشخص وهمه جانبه وبادر نظر گرفتن کلیه جوانب مانند( اوقات مناسب معلمان –سرگردان نشدن دانش اموزان-و هماهنگی با اولیاء)اقدام به ارائه ی
یک جدول زمان بندی شده نموده وبه اطلاع معلمان و اولیاءواداره ی متبوع رسانده شود.
2- مکان:از انجا که منظور از تشکیل جلسات بحث وتبادل نظر می باشد لذا شکل ظاهری جلسه باید نشانی از وحدت و یگانگی باشد . بهترین سبک نشستن دور هم و جزا نبودن معلمان از یکدیگر ومدیر می باشد.
نحوه اداره جلسات:موفقیت هر جلسه بستگی به رهبران و اداره کننگان جلسه دارد و وجود یک فرد توانا وماهر اعم از مدیر یا یکی از معلمان می تواند تضمین کننده ی موفقیت جلسات باشد.
3-وظایف رئیس شورا:
- فراهم نمود ن محیط آرام و بدون قید وبند اداری و آماده برای انجام کار جدی و بحث وتبادل نظر
-ابراز خشنودی از حضور وشرکت معلمان
-بیان دستور جلسه وتذکرات و توضیحات لازم
-ایجاد فرصت اظهار نظر برای همه و ممانعت از انحصار جلسه توسط عده ای از معلمان
-هدایت صحیح جلسه ومذاکرات در مورد موضوع دستور جلسه
- ابهام زدایی از مفاهیم و پرسش ها و یا مطالب طولانی که موجب رکود بحث شود
-بیان صریح مسائل مورد تصمیم و جلب نظرات موافق یا مخالف
-جمع بندی مباحثاتونتیجه گیری از مذاکرات جلسه
-مشخص کردن تصمیمات و تعیین مسئول پی گیری
-مراقبت بر ثبت نظرات ومصوبه های جلسه
-فراهم نمودن زمانی برای رفع خستگی و استراحت
موضوعات قابل طرح در جلسات شورا:
 اشنایی با روش های تدریس معلمان وروش های نوین تدریس
 ---معرفی کتب – مجلات و نشریه های جدید آموزشی
 -آشنایی با فناوری اطلاعات وارتباطات و معرفی سایت های آموزشی
 سخنرانی مقامات علمی و صاحب نظران امور اداری در آموزش وپرورش
 نمایش فیلم های آموزشی و تربیتی
 رسید گی به مسائل خاص در مدرسه
 آشنایی با دستور العمل ها و بخشنامه های اداری
 تصمیم گیری در موارد خاصی که طبق آیین نامه اجرایی بر عهده شورای مدرسه است.
 ارائه ی مطالب و تصمیمات متخذه در انجمن اولیا و مربیان و شورای دانش اموزی جهت  بررسی در شورای معلمان
 بررسی علل افت تحصیلی وارائه ی پیشنهاد برای رفع آن
 تعیین میزان و چگونگی تکالیف درسی دانش آموزان در اوقات فراغت
 طراحی سوالات امتحانی و ارزشیابی در کلاس
 کاربرد تشویق و تنبیه ونحوه ی اجرای آن
 بررسی مشکلات دانش آموزان با توجه به تفاوت های فردی
 و........
4- علل رکود جلسات شورای معلمان:
 عدم باور در برخی از مدیران به تاثیر شوراها
 نداشتن برنامه ریزی و کم محتوایی جلسات
 عدم اداره صحیح جلسات
 مناسب نبودن زمان و مکان برگزاری جلسات
 عدم رعایت نظم وانظباط از سوی برخی از مدیران
 عدم توجه به توانایی معلمان ومتکلم وحده بودن مدیران عدم ارائه ی گزارش از اقدامات انجام شده و نتایج بدست آمده در جلسات
 عدم وجود انگیزه ورغبت در معلمان برای شرکت در جلسات
 عدم نظارت از ادارات در مورد تشکیل و کیفیت جلسات
 عدم نتیجه گیری از تصمیمات در روند آموزش وپرورش
 فرد گرایی و عدم تمایل به انجام کار گروهی در مدارس


پیشنهادات در جهت کیفیت بخشی جلسات شورا:


 1- تشکیل جلسه همراه با داشتن مطالب کافی
 2- در نظر گرفتن ویژگی وآمادگی شرکت کننگان
 3- زمینه فرصت اظهار نظر برای همه
 4-همدلی و همکاری شرکت کنندگان
 5- بی طرف بودن و عدم استفاده از قدرت برای تحت الشعاع قرار دادن جلسات
 6-دادن ازادی به شرکت کنندگان برای بیان ازادانه و شفاف
 7-ثبت تصمیمات در صورتجلسه
 8- در بحث ها و ارائه اطلاعات و نتیجه گیری از روش حل مساله استفاده شود.
 9-از روش های بر انگیزاننده در اداره جلسه استفاده شود
 10-استفاده از اسناد و مدارک و فیلم و چارت و نظایر ان
 12-پی گیری اجرای تصمیمات
راهکار هایی که می تواند در این راستا موثر باشد:


 -- بهسازی نگرش مدیران نسبت به اهمیت مشارکت و نقش مثبت ان
 -بهسازی نگرش کارکنان و معلمان نسبت به نقش موثر انان در فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری
 --اموزش مدیران و ایجاد تقویت مهارت های روابط انسانی
 اموزش تئوری و کارگاهی برای اموزش مدیران و معلمان در جهت فعال سازی جلسات
 -- در نظر گرفتن زمان و مکان مناسب
 --شرکت مدیران رده بالا در جلسات و نظارت بر کیفیت جلسات
 --پی گیری مصوبات جلسات و باز خورد مناسب و اطلاع رسانی از افدامات صورت کرفته
 --تقدیر از معلمان ومدیران مشارکت جو . فعال
 --گنجانیدن شاخث هایی در فرم ارزشیابی مدیران ومعلمان
 --توجه به نیاز ها و احساسات همکاران و بیان عواطف و احساسات مثبت نسبت به عملکرد انان
نتیجه:
 در تحولات مطرح شده در اموزش و پرورش استفاده از نیروی فکری و بهینه و اندیشه های موثر معلمان در زیر ساخت های توسعه و نهادینه شدن مشارکت "شورای معلمان"نیاز مند برنامه های موثر و اثر بخش است.
http://egzd2.blogfa.com/post-20.aspx


0000000000000000000000000000000000

 


نگاهی به اهداف و فوايد شوراي معلمان ؛  اينجا معلمان جلسه دارند!


نويسنده: محمد رهبر

انسان موجودي اجتماعي است كه نيازها و خواست هاي او جز با همكاري و همياري و تبادل نظر فكري برآورده نمي شود. انسان با كمك و همفكري توانسته است به اختراعات و اكتشافات بزرگ و بهره برداري از آن دست يابد و پيشرفت علم و تكنولوژي هرچه بيشتر اين كار جمعي و تبادل اطلاعات وآرا و نظرات را در ميان انسان ها ملت ها و دولتها بيشتر و بيشتر مي نمايد.
تصميم گيري هاي اجتماعي در ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي و اقتصادي وقتي دقيق تر و درست تر خواهد بود كه افراد صاحب نظر در تنظيم آن بيشتر شركت داشته باشند و تصميم ها هرچه بيشتر در معرض نظرخواهي و تبادل افكار و انديشه هاي مختلف قرار گيرند. برخورد انديشه ها به صورت پيوسته و صحيح مي تواند نقايص و نارسايي هاي تصميم گيري و اجرا در مجامع مختلف از بين ببرد ونتايج به دست آمده را هر چه كامل تر و دقيق تر نمايد.
اين موضوع را هم عقل مي پذيرد و هم تجربه تاريخي تاييد مي كند كه همواره چند فكر بهتر از يك فكربوده و تصميمي كه از تبادل نظرات و برخورد انديشه هاي افراد مختلف به دست آيد كامل تر و بهتر از تصميمي است كه به وسيله يك فرد و بدون مشورت ديگران گرفته شده و اين همان فلسفه وجودي شور و شورا در سازمان ها و موسسات و جوامع مختلف مي باشد.

اهميت مشاوره و شورا دراسلام
اسلام كه كامل ترين و بهترين قوانين را براي حركت انسان به سوي سعادت و خوشبختي دار است و براساس سرشت انسان استوار بوده و رشد انسان و جامعه انساني را درحركت به سوي كمال مطلق كه همان الله است تضمين مي كند، قطعاً نه اهميت مشاوره و شورا را درتعالي جوامع انساني ناديده نگرفته بلكه به اندازه اي به آن ارج نهاده كه حتي يك سوره به نام شورا نام گذاري شده است. به منظور نشان دادن ديدگاه قرآن نسبت به شكوفايي استعدادها و تبلور و تصفيه انديشه ها در رابطه با مشاور و شورا لازم است به منابع اسلامي درخصوص اين موضوع رجوع كنيم تا قبل از هر چه چيز ضرورت وجودي شورا و اهميت آن از نظر اسلام روشن شود.www.zibaweb.com

الف- قرآن
قرآن در سه جاي مختلف به شور و شورا به صورتهاي گوناگون اشاره كرده است كه يكي از آنها را بيان مي كنيم. اول: سوره بقره آيه 233- دوم: سوره آل عمران آيه 159- سوم: شورا آيه 38
و الذين استجابوا لربهم و اقامو الصلوه و امرهم شوري بينهم و مما رزقناهم ينفقون
و آنان كه دعوت پروردگار را اجابت كردند و بر پاي داشتند نماز را و كارشان با مشورت يكديگر است و آنچه روزي داديمشان انفاق مي كنند.

ب - سخنان پيامبر و ائمه عليه السلام
پيامبر و امامان بزرگوار درجاهاي مختلف اهميت شور و شورا بيان كرده اند كه ما در اينجا به ذكر دو مورد بسنده مي كنيم.
1- لامظاهره اوثق من المشاوره ولاعقل كالتدبير.
هيچ پشتيباني قوي تر از مشورت نيست و هيچ عقلي بهتر از تفكر و تدبير نيست.
پيامبر صلي ا... عليه و آله
بحار الانوار، ج 75، ص 100، حديث 17)
2- آفه المشاوره انتقاض الاراء. آفت مشورت، شكستن راي هاست.
علي عليه السلام-غرر الحكم و دررالكم ج 1 فصل 16ص 305 ص 13)

مشورت و جايگاه آن درمدرسه
شورا و مشاوره يكي از مباحث مهمي است كه در فرهنگ اسلامي مورد توجه خاص قرارگرفته است. مشورت با مردم درمسائل مختلف زندگي و جامعه باعث رسيدن به راه حل هاي بهتر و دقيق تر و جلوگيري از تكرار اشتباهات مي باشد. يكي از اركان مهم جامعه مدرسه مي باشد. كه تصميم گيري صحيح مبتني بر تعليم و تربيت اسلامي در آن از اهميت ويژه اي برخوردار است. دراين تصميم گيري مسئولين مدرسه و معلمين نقش ويژه اي را ايفا مي كنند. كه تحت عنوان شورا مي توان آن را مورد بررسي و نقد قرارداد.
شوراي معلمان جمعي است از معلمان و اداره كنندگان مدرسه كه به منظور بحث و تبادل نظر و هماهنگي درامور آموزشي، پرورشي واداري آموزشگاه و تامين مشاركت معلمان درحسن جريان آموزشي، پرورشي و اداري مدرسه تشكيل مي گردد.
دنياي پر تحول امروز با تغييرات سريع و مداوم همراه است. پاسخگويي به نيازهاي امروز و فرداي دانش آموزان ايجاب مي نمايد كه دانش روز، در قالب روش هاي متناسب و جديد به دانش آموزان ارائه گردد.
تغيير و تحول در محتوا و روش، بدون مشورت و كمك متقابل معلمان با يكديگر امكان پذير نيست و اين امر در شوراي معلمان كه محيطي براي تبادل تجربه هاست، بهتر تحقق مي يابد.
براي دست يابي به اين نياز لازم است شوراي معلمان را تجهيز كرد و جوي را درمدرسه ايجاد نمود كه در آن آموزش بامحيط اجتماع و تحولات آن انطباق يابد.

اهداف وفوايد شوراي معلمان:
1- محلي براي بالابردن مهارت و كارايي معلمان در اثر آموزش در شورا
2- موقعيتي براي بهبود جو سازماني و افزايش روحيه كاركنان و ايجاد الفت بين آنها
3- محلي براي بازگويي، تجزيه و تحليل و بررسي هدف هاي تعليم و تربيت دركل و اهداف مدرسه در جزء.
4- وسيله اي سودمند براي هدايت و راهنمايي همكاران جوان و آماده سازي معلمان جديد.
5- محلي براي تصحيح روش ها.
6- امكاني براي ارزيابي افراد از خود و ديگران.
7- محلي براي بررسي مسائل آموزشي، درسي، رفتاري و اخلاقي دانش آموزان.
8- ايجاد احساس شخصيت و مسئوليت در معلمان.
در مشورت كردن، محاسني همچون تفقد از نيروها و دخيل كردن آنها در تصميم سازي، شكوفايي استعدادها گزينش بهترين راي، ايجاد انگيزه و علاقه براي اجراي تصميم نهايي، نهفته است.
راهبردهاي بهبود و غني سازي شوراي معلمان
- افزايش اطلاعات معلمان از اهميت و نقش شورا و وظايف و اختيارات آنها.
- تشكيل شورا با برنامه و اطلاع و دعوت قبلي باشد و ساعت شروع و خاتمه آن با استفاده از نظرات معلمان تنظيم و اعلام شود.
- مشخص نمودن موضوعات مورد بحث در جلسات، تا شركت كنندگان بتوانند اطلاعاتي در زمينه بحث موردنظر جمع آوري كنند.
- مشخص نمودن مكان شورا و توجه به مواردي از جمله گنجايش، نور، دما، صندلي، وسايل صوتي، دور از سر و صدا بودن و...
- اختصاص لحظات اوليه شورا به شنيدن نقطه نظرات همكاران.
- متكلم وحده نبودن مدير در جلسات شورا.
- تنظيم برنامه هاي شورا به نحوي كه علاقه معلمان رابه فعاليت هاي حرفه اي افزايش داده و باعث ايجاد انگيزه شود.
- انتخاب دبير جلسه براي نوشتن گزارش هر جلسه و تعيين رابط ميان مدير و معلمان به منظور طرح نظرات معلمان و مشخص كردن موضوع نشست بعد.
- تشكيل شورا به منظور آشنايي و آگاهي معلمان از شيوه نامه ها، قوانين، شرح وظايف، امتحانات، نظام نمره دادن،الگوهاي تدريس، روش هاي نوين ارزشيابي و نحوه فعال سازي دانش آموزان در فرآيند آموزش.
- بحث در مورد دانش آموزان مشكل دار و ارائه راه حل هاي مناسب و مطلوب به منظور حل مشكلات اين گونه دانش آموزان، مطرح نمودن مشكلات واقعي مدرسه و تبادل نظر پيرامون حل آنها.
- پيگيري مداوم تصميمات اتخاذ شده در جلسات شورا
- اداره كردن شورا توسط معلمان به صورت نوبتي.
- بحث و تبادل نظر در خصوص تقويت روابط مربيان، معلمان و اولياي دانش آموزان.
- برگزاري جلسات منظم و مستمر، و بيان اهداف آموزش، انتظارات مدرسه از كاركنان، ملاك هاي دقيق ارزشيابي از عملكرد و راه هاي باز خورد آن به وضوح و به طور روشن.
- تشكيل شوراي معلمان به صورت كارگاه آموزشي به نحوي كه استاد از خارج و دستيار از خود معلمان باشد.
- تشكيل شورا در قالب بازديد از مراكز علمي (در خارج از مدرسه) و بحث و نقد مشاهدات.
- تشكيل جلسه به منظور آگاهي از مشكلات معلمان (در صورت قابل طرح بودن) و بحث و تبادل نظر در مورد حل مشكلات.
- شركت مدير در جلسات شوراي مدرسه و فرصت دادن به معلمان براي اظهار نظر خود، و هدايت جلسه به هدف مشتركي كه هست و نتيجه گيري لازم از هر جلسه.
- برخورد مناسب مدير مدرسه با نظرات معلمان.
- برگزاري جلسات به منظور رسيدن به هدف نه انجام وظيفه و ظاهرسازي و به خاطر رفع تكليف.
- تدريس معلمان در شورا به صورت نوبتي به منظور مجهز شدن معلمان به الگوهاي برتر تدريس.
- نمايش فيلم هاي تربيتي و آموزشي در شورا و بحث و تبادل نظر درباره آن ها.
- دعوت از مسئولان اداره جهت شركت در جلسات شورا به منظور آشنايي نزديك با مسائل، مشكلات و نقطه نظرات معلمان.
- با اجتناب از طرح مسائل حاشيه اي، نگذاريم مدت زمان جلسات شورا طولاني، و باعث خستگي همكاران شود.
- دعوت از استادان مجرب و متخصص در خصوص آموزش مسائلي نظير نحوه تهيه طرح درس، نحوه تدريس، نحوه به كارگيري فن آوري و...
-عدم سرزنش و تحقير معلمان توسط مدير مدرسه در جلسات شورا.
- ارائه مقالات علمي توسط معلمان در شورا و آشنا كردن معلمان با ساير موسسات علمي و آموزشي.
- دعوت از صاحب نظران مسائل تربيتي و مسئولان شهر،براي پربار كردن جلسات شورا.
- تاكيد به وقت شناس بودن شركت كنندگان، آشنايي با موضوع بحث، ارائه تجربيات خود و احترام به نظرات و عقايد ديگران.
- مطرح نمودن مشكلات شغلي معلمان، از جمله روش هاي نوين تدريس، روش هاي آزمون سازي، طراحي و توليد وسايل كمك آموزشي و نحوه استفاده از آن ها در جلسات شورا.
- تنظيم محتواي شورا به گونه اي باشد كه علاوه بر افزايش اطلاعات علمي و حرفه اي، به طرح خلاقيت و ابتكار معلمان بپردازد و به حل مشكلات آنان كمك كند.
- دعوت از اولياي متخصص دانش آموزان در جلسات شوراهاي پايه اي براي رفع مشكلات آموزشي و پرورشي.
- اداره كننده جلسه بايد وقت شناس خوش برخورد، مسلط به مسائل مورد بحث و بي طرف باشد. ضمنا توانايي اداره جلسه را داشته باشد.
- ارائه مطالب مورد بحث در هر جلسه شورا به صورت مكتوب به مدير مدرسه و پيگيري مدير براي رفع مشكلات مطروحه در شورا.

منابع:
1- دكتر جاسبي، عبدالله، شورا و مشاوره در اسلام، نشر علوم تربيتي، فصلنامه علمي و پژوهشي دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران- سال يازدهم، شماره (1-2)، 1367
2- حسيني، سيدمهدي، مشاوره و راهنمايي در تعليم و تربيت اسلامي، انتشارات اميركبير تهران 1364
3- صافي، احمد، مديريت و نوآوري در مدارس، انتشارات سازمان انجمن اوليا و مربيان، تهران، چاپ دوم، بهار .1378
4- قرائتي، محسن، 300 اصل در مديريت اسلامي برگرفته از تفسير نور، مركز فرهنگي درس هايي از قرآن، چاپ اول، زمستان .1384
5- گروه آموزشي مديران، راهبردهايي در مديريت آموزشگاهي، دفتر آموزش عمومي وزارت آموزش و پرورش، چاپ دوم، .1379
6- ماهنامه رشد مديريت مدرسه، دوره چهارم، شماره 37، تابستان .1385
7- ماهنامه رشد مديريت مدرسه، دوره چهارم، شماره 35، فروردين ماه .1385
8- ماهنامه رشد مديريت مدرسه، دوره پنجم، شماره 43، اسفندماه .1385
9- ماهنامه رشد مديريت مدرسه، سال دوم، شماره 11، آذرماه .1382
10- ملكي، محمد، شورا در اسلام، ناشر نهضت زنان مسلمان، .1359
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1589989
*********************

 آموزش و پرورش اثر بخش چيست؟


روزنامه همشهري دكتر حيدر توراني آموزش و پرورش اثر بخش ناظر بر يك دردمندي، دغدغه و چالش دروني متعهدانه به كاركرد و عملكرد آموزش و پرورش كشور است؛ كه علاوه بر كارآمدي (ميزان استفاده از منابع) به اثربخشي (ميزان دستيابي به اهداف) اهميت بسيار مي دهد. اين موضوع بر پايه سؤال اصلي زير است: «چرا عملكرد نظام آموزش و پرورش متناسب با اهداف و استانداردهاي از پيش تعيين شده نيست؟» به ديگر سخن اين كه، چرا تغييرات به وجود آمده در دانش، نگرش، بينش و رفتارهاي فردي و گروهي فارغ التحصيلان و دانش آموختگان دوره هاي مختلف تحصيلي، متناسب با اهداف و استانداردهاي از پيش تعيين شده و وضعيت مورد انتظار نيست؟ در شرايط و وضعيت موجود، خروجي سيستم آموزش و پرورش بيشتر پاسخگوي انتظارات نظام آموزشي تا سطح محصول و برونداد است، در حالي كه تا سطح پيامد (نتايج و وضعيت مورد انتظار) فاصله بسيار است. برنامه هاي آموزشي مدارس كه بيشتر در قالب كتابهاي درسي و ساير مواد آموزشي (نوشتاري، شنيداري، ديداري) و برنامه هاي مكمل، با روشهاي سنتي انجام مي پذيرد، قادر نيست دانش، نگرش، بينش و رفتار دانش آموزان را با باورها و مباني ارزشي جامعه اسلامي ايران متناسب سازد. به عنوان مثال تلاشها و اقدامات زيادي در فرآيند سيستم آموزش پرورش انجام مي گيرد. اما فارغ التحصيلان آن به رغم قبول شدن و كسب نمره ۱۸ و ۱۹ در درس تاريخ يا تعليمات ديني و اجتماعي، از موقعيت و رفتارهاي اجتماعي سالم و قابل انتظاري برخوردار نيستند،در حالي كه آموزش و پرورش اثر بخش به دنبال بهبود و بهسازي فرآيند سيستم آموزش و پرورش براي دستيابي به اثربخشي و كارآمدي بالا است. (سطح ۴ در نمودار ۲) بديهي است كه عوامل زيادي بر عملكرد سيستم آموزش و پرورش چه در داخل محيط سيستم و چه در خارج آن دخالت داشته و اثر مي گذارند. اما غرض و مقصود نهايي، تحقق اهداف نظام آموزش و پرورش است. اين كه چگونه و با چه سازوكارهايي تغيير سازماني را در هويت، شخصيت، رفتار و عملكرد نظام آموزش و پرورش براي رسيدن اهداف و وضعيت مورد انتظار (آموزش و پرورش اثر بخش) مديريت و رهبري كنيم؟ تغيير سازماني به مثابه استراتژي آموزش و پرورش اثر بخش آموزش و پرورش اثر بخش، آغاز يك راه بزرگ و پيچيده اي است كه بايد با «تغيير سازماني» به مثابه استراتژي اصلي آموزش و پرورش اثر بخش همراه شود. «تغيير سازماني» به تغييري اطلاق مي شود كه در نهايت منجر به ايجاد تحول در شخصيت و هويت سازمان شود، به طوري كه رفتار و عملكرد را در سازمان متحول كند. دو جزء اساسي در اين عنصر عبارتند از: «تغيير شخصيت و هويت سازمان» و تأثير اين تغيير بر «عملكرد رفتار سازمان» . اگر تغييراتي به وجود بيايد، اما موجب تغيير در شخصيت هويت سازمان و رفتار و عملكرد آن نشود، تغيير بنياني نيست؛ بلكه تغييري است عادي و تدريجي، كه تنها مي تواند بين سازمان و محيط آن براي ادامه حيات تعادل ايجاد كند. تغيير عادي و تدريجي كه در سازمان صورت مي گيرد، مانند تغييري است كه رودخانه براي هماهنگي با مسير خود انجام مي دهد، در حالي كه تغيير بنياني تغيير مسير رودخانه و يا بستن سد روي آن است. تغيير عادي به طور طبيعي و خود به خود انجام مي گيرد، در حالي كه تغيير اساسي و بنياني نيازمند برنامه ريزي و شناخت و آگاهي است و به همان نسبت نيز كار را مشكل و پيچيده مي سازد. تغيير تدريجي و عادي در سازمان به قصد حفظ تعادل سيستم با محيط انجام مي گيرد، در صورتي كه تغيير بنياني، نيازمند تغيير در ساختار و فرآيند عملياتي آن است. منظور از «ساختار» ، تغييرات در استراتژي هاي مورد استفاده در سازمان، ساخت تشكيلاتي، نوع تكنولوژي، سيستم هاي اطلاعاتي و شيوه تصميم گيري و الگوهاي استفاده از منابع انساني؛ و مقصود از «فرآيند عملياتي» ، كيفيت رفتار انساني، كيفيت عملكرد يادگيري و محيط يادگيري، سير اطلاعات و نحوه ارتباطات در تصميم گيري، مشاركت، همكاري و جريان امور در سازمان است. آموزش و پرورش اثر بخش، نيازمند تغيير بنياني است و با شعار، سخنراني و نصايح، وضع مقررات و ارسال بخشنامه سرانجامي ندارد. ممكن است به طور موقت با ايجاد و اعمال سازوكارهايي مثلاً ايجاد انگيزه در افراد و بهسازي فضاي سازماني و فرصتهاي محيطي و سياسي به وجود آمده تغييراتي به وجود آورد، اما اگر «طرح سازماني» متناسب با تغييرات جديد ايجاد نگردد، اين تغيير و تحول نمي تواند تداوم يابد. در اين صورت، تغيير بنياني و اساسي محسوب نخواهد شد. لذا ايجاد طرح سازماني متناسب با تغييرات، بسيار مهم است. بويژه وقتي كه انتظار از آموزش و پرورش اثر بخش، كارايي، اثر بخشي و نوآوري باشد. اكثر كارگزاران و مديران تحول، به افزايش حجم بازده توجه دارند. براي مثال تعداد مدارس ساخته شده، تعداد فارغ التحصيلان، تعداد بزرگسالان با سواد شده، تعداد اردوي برگزار شده، تعداد آزمون گرفته شده و ... از نظر آنها حائز اهميت است. اگر چه افزايش بازده مهم است، اما با اهميت تر از آن ايجاد بهبود در عملكرد بويژه در جهت كارايي، اثربخشي و نوآوري بيشتر است. «كارآيي» مي تواند به ميزان هزينه احداث مدارس جديد، هزينه ساخت كتابخانه ها، نمازخانه ها و آزمايشگاه ها، ريشه كن كردن بي سوادي و تعداد افراد با سواد شده، كتابهاي تأليف شده و چند تأليفي، كتابهاي درسي، تيراژ مجلات آموزشي؛ و «اثربخشي» به كيفيت بناهاي احداث شده، كيفيت كتابهاي تأليف شده، فارغ التحصيلان با سواد توانمند تعريف شود؛ «نوآوري» نيز مي تواند باعث احداث مدارس با كاربردهاي نوين، ارائه خدمات آزمايشگاهي و كتابخانه اي جديد و برنامه هاي نوين براي باسواد كردن دانش آموزان و كتابهايي با رويكردهاي فعال، خلاق، مسئله محور و پژوهش مدار شود. با سازوكارها و توانمندي هاي موجود نظام آموزش و پرورش و مديريت و راهبري آن، تنها بخشي از انتظارات، در سطوح دانش و مهارتهاي فردي محقق مي شود. در حالي كه انتظار داريم تغييرات، علاوه بر سطوح دانش؛ نگرش و بينش و رفتارهاي فردي و گروهي دانش آموزان را نيز دربربگيرد. به عنوان مثال؛ «دانش آموزان پس از گذراندن دروس تعليمات اجتماعي، تاريخ و هنر، كمك به ديگران از جمله افراد ضعيف و نيازمند جامعه را يك حق و تكليف براي خويشتن تلقي نموده و از انجام اين كار حسنه لذت برده و احساس رضايت كنند و يا اين كه در مقابل اهانت و تهاجم به مقدسات و ارزشهاي ديني و ملي، داوطلبانه و آگاهانه واكنش نشان دهند. سنتها و مراسم ملي- مذهبي از جمله درختكاري، چهارشنبه سوري، سيزده به در، عيد قربان، عيدفطر و آئين هاي ماه رمضان و محرم و ... را مطابق با مباني ارزشي جامعه برگزار كنند. اين كه چرا آموزش موجود مدرسه اي؛ موجب رفتارهاي مناسب اجتماعي، سياسي، ديني، اقتصادي ، زيست محيطي و ... در دانش آموزان نمي شوند، نكته اي مهم و اساسي است كه بايد در فرآيند و كاركرد نظام آموزشي و تغييرات سازماني مورد بررسي و پژوهش قرار گيرند. نگاه به آموزش و پرورش با تأكيد افراطي بر نگاه آموزشي از نوع حافظه مداري و انتقال دانش، نه حصول اهداف، گوياي اين نكته است كه انتظار از سيستم، رسيدن به اهداف و تغيير رفتارهاي مطلوب فردي و گروهي نيست و انگار كه دست اندركاران آن نيز به غير آموزش و انباشت مطالب در حافظه دانش آموزان، تعهدي ندارند. اين وضعيتي است كه متأسفانه اكنون شاهد آن هستيم. يعني فارغ التحصيلان با معدل ،۱۸ ۱۹ و ۲۰ ، اما با بينش ها و رفتارهاي فردي و گروهي غيرقابل قبول يك شهروند ايراني و اسلامي. اگر چه همه نارسايي هاي موجود در عملكرد و بازده، ناشي از نظام آموزش و پرورش و كتابهاي درسي و آموزش نبوده و ساير نهادهاي آموزش و فرهنگي جامعه نيز مسئول اند، ليكن بخش مهم آن، انتظارات و چشمداشتي است كه هر جامعه پيشرفته اي از نظام آموزش و پرورش فرزندان خود دارد و لذا براي دستيابي به سطح اثر بخشي و كارآمدي بالا و نيز تغييرات مطلوب در دانش آموزان بايد كاركرد و عملكرد نظام آموزشي مورد بازنگري و بازآرايي قرار گرفته و تغيير سازماني به مثابه استراتژي آموزش و پرورش اثر بخش مورد توجه قرار گيرد. منابع قدرت و نفوذ در كنار همه اين برنامه ريزي هاي جديد و مطالعات همه جانبه براي بهسازي نظام آموزش و پرورش براي تحقق آموزش و پرورش اثر بخش، چند منبع مهم قدرت و نفوذ هم وجود دارد كه اهداف، عملكرد و بازده سازمان را بسيار متأثر مي سازند و لذا توجه به آنها از اهميت و ضرورت بسيار برخوردار است. اين منابع عبارتند از: ۱- ديدگاه افراد نافذ و مسلط، ۲- ايدئولوژي سياسي جامعه ۳-ارزشهاي فرهنگي جامعه. به عنوان مثال، تغييرات به وجود آمده در حذف معاونت پرورشي به رغم عملكرد ضعيف آن، بيشتر با پافشاري، تعقيب و نفوذ افرادي در رأس نظام آموزش و پرورش همراه بوده است. اكنون نيز ابقاي مجدد امور تربيتي، بيشتر همراه با ديدگاه افراد مسلط و ايدئولوژي سياسي جامعه است. مي بينيم كه هيچ يك از اين مراحل، از يك فرآيند برنامه ريزي شده و پژوهشي و نظامداري پيروي نكرده و نمي كنند. تغيير نظام متوسطه نيز كه با رويكرد كارآفريني، اشتغالزايي و تربيت نيروهاي خلاق و هدايت داوطلبان واجد شرايط به تحصيلات عالي در يك فرآيند نفس گير انجام گرفته است، در مسير اجرا به جهت فشار ديدگاه افراد نافذ و مسلط و ارزشها و باورهاي فرهنگي جامعه دستخوش تغيير شد و از مسير اصلي و برنامه ريزي شده اش فاصله گرفته است. بنابراين چون منابع قدرت و نفوذ، همواره هم جهت با مسير و فرآيند برنامه ريزي ها و مطالعات و تغييرات بنياني نبوده و موجب نارسايي در عملكرد و بازده سازمان مي شوند، لذا بهتر است از ابتدا اين ملاحظات به نحوي مورد توجه قرار گيرند. چند راهكار اصلي ۱- اهداف دوره هاي تحصيلي براساس نيازها و تحولات جهان امروز با نگاهي استراتژيك بازآرايي و تدوين شوند. ۲- شاخص هايي كه پيامدهاي سيستم آموزش و پرورش (آموزش و پرورش اثربخش) را ارزشيابي كنند، تدوين شوند؛ نه شاخص هاي عملكردي و كمي موجود كه عمدتاً ناظر بر خروجي است نه نتايج. ۳- هويت، شخصيت، رفتار و عملكرد آموزش و پرورش متناسب با شاخص ها و استانداردها اصلاح و بهسازي شوند. ۴- وظايف، كاركرد، ظرفيت و هوش سازماني سيستم آموزش و پرورش بازنگري شوند. ۵- برنامه جامع استراتژيك و راهبردي آموزش و پرورش در افق چشم انداز ۲۰ ساله كشور تدوين شود (به نظر مي رسد آنچه كه امروز به عنوان سند ملي آموزش و پرورش مطرح است، تا حدود بسيار زيادي مبين آن است.) سخن پاياني بنابراين، آموزش و پرورش اثر بخش مي تواند، ورودي هاي سيستم آموزشي را، در جريان يك فرآيند پويا به نتايجي كه همه الزامات و مجموعه اي از ويژگي هاي ذاتي مورد انتظار و مطلوب را داشته باشد، برساند. آموزش و پرورش اثر بخش در جمهوري اسلامي ايران، بر پايه منابع اسلامي(كتاب، سنت، اجماع و عقل) با رويكردهاي مختلف از جمله «رويكرد فرهنگي- تربيتي» و يا هر رويكرد متناسب ديگر، قادر خواهد بود شهروندي را تحويل جامعه دهد كه علاوه بر داشتن شرايط مناسب با ويژگي هاي يك شهروند ايراني و اسلامي، بتواند با حفظ هويت ديني و ملي به عنوان يك شهروند جهاني نيز ايفاي نقش نموده و با جهان در حال تغيير، تعاملي سازنده داشته باشد.
http://www.edub.ir/
*************************

شورای معلمان مدرسه

1)مدرسه رده ي عملياتي براي تحقق اهداف نظام آموزش و پرورش و تجليگاه فرهنگ و گرايش ها و خواسته هاي متعهد است. و دراين ميان معلم با عناصر پيچيده روحي و رواني دانش آموزان سر و کار دارد. در اين شرايط تحقق مطلوب اهداف نيازمند مشورت در رده عمليات و استفاده از تجارب و اطلاعات معلمان است و همچنين مديريت براي اداره، برنامه ريزي، تصميم گيري و ارزشيابي و گرفتن باز خورد واحد آموزشي به شوراي معلمان نياز دارد.

2) شوراي معلمان نقش به سزايي در بهبود، بهسازي، احساس تعلق، ايجاد علاقه مندي کسب مهارت نيروهاي انساني دارد. شوراي آموزشي محل خوبي براي شناخت مشکلات ارائه راه حل، ايجاد روحيه تعاون و همکاري و دهها فايده ديگر است. در واقع مغز و قلب هر سازمان آموزشي شوراي آن سازمان است.

3) ارزش و اعتبار معلمان در درجه ي اول تلاشي از مبناي اسلامي، علمي و فلسفي آن است بر اساس پژوهش هاي انجام شده هر چه تصميمات با فکر و مشارکت افراد بيشتري گرفته شود ، از استحکام و درستي بالاتري برخوردار است مسائلي که به نظر و راي همگان گذاشته مي شود از خطاي کمتري برخوردار است و به نسبت دخالت آرا زيادتر، و همه جانبه تر خواهد بود.

الف- از ديدگاه اسلام نيز مشارکت و شورا اساس کار مديريت آموزشي است اسلام هيچ مديريتي را در بي نياز از مشورت نمي داند رسول گرامي اسلام نيز دستور يافت با مومنان به مشورت بپردازد شايد اختصاص دادن سوره اي به عنوان شورا و تاکيد بر اين که اصولا مشورت کردن از ويژگي هاي مومنان است ناشي از همين سياست اسلامي است. بالعکس مديريت در اسلام مخالف خود کامگي، خود محوري و سلطه گري است.

ب) از ديدگاه علمي مدرسه يک نهاد اجتماعي است که بايد به روش گروهي و با کمک همه کساني که مسئوليت يا منافعي دارند اداره شود. در عين حال مدرسه يک سازمان تخصصي است که دبيران، معلمان يا استادان با سالها آموزش و تجربه و تکيه بر علم و تخصص خود به انجام وظيفه مي پردازند هيچ مديري نمي تواند ادعا کند که امور مدرسه را بدون دخالت و اظهار نظر اعضاي آموزشي اش حل مي کند شوراي معلمان وسيله ي بسيار خوبي براي اطلاعات افکار و انديشه هاست. اصولا تعليم و تربيت نياز به انديشه، تفکر و بافتن راه حل دارد.

ج- از ديدگاه فلسفي سه نظريه مديريتي يعني مديريت بر مبناي اهداف، کنترل کيفيت جامع و مديريت کيفيت جامع بر مشارکت افراد سازمان و احساس رضايت آنها از اين مشارکت به عنوان يک نياز انساني است.

4- شوراي معلمان بهترين مرکز تصميم گيري شورايي در همه سازمان هاي آموزشي راه حل را مانند بچه فکري خود دوست مي دارند و از آن دفاع و پشتيباني مي کنند . چنانچه تصميم گرفته شده بعدها با موفقيت روبه رو شود همه ي افراد خود را در آن سهيم مي دانند. اگر بالعکس تصميم در حين اجرا بنا به دلايلي با شکست مواجه شود افراد مدير را تنها نمي گذارند و شکست را بر گردن او نمي اندازند و همگان خود را در شکست يا عدم موفقيت سهيم مي دانند. چنين جو و روحيه اي مي تواند منجر به همکاري عمومي براي رفع مشکل يا پيدا کردن راه هاي جديد موفقيت شود.

5- يکي از صاحب نظران ضمن پر اهميت دانستن شوراي معلمان مشارکت در تصميم گيري را نوعي حق دانسته و گفته است که معلمان انتظار دارند در مسائل مدرسه مشارکت داشته باشند. به گفته ي او مشارکت در امور مدرسه نوعي صدا داشتن يا دادن حق اظهار نظر است چنانچه اين حق به افراد داده شود سبب توسعه ي مهارت ها ، تامين نياز هاي رواني ، افزايش ادراک بهتر از سازمان، توزيع قدرت نفوذ ، کاهش نابرابري ها، افزايش روحيه ي کنترل فردي و گروهي ، افزايش بهره وري ، افزايش درجه مداخله و تعهد در امور سازمان ، افزايش انگيزه ، رضايت شغلي، نو آوري و خلاقيت و يافتن راه ها و روش هاي بهتر انجام کار مي شود.

6- شوراي مدرسه وسيله ي با ارزشي براي ارزيابي افراد از خودشان و ديگران است وقتي مدير با يکي از معلمان گزارشي از موفقيت معلمي مي دهد در حقيقت نوعي ارزيابي ازمعلم مورد بحث به عمل مي آيد در همين زمان ساير معلمين نيز به روش کار خود مي انديشند و خود را با اين معلم مقايسه مي کنند و اين نوعي ارزشيابي از خود به شمار مي رود.

7- شوراي آموزشي مدرسه مي تواند به روشن شدن و تعيين حدود و مسئوليت ها کمک کند. بدين ترتيب شوراي مدرسه عامل مهمي براي افزايش وظيفه شناسي و ايجاد نظم و انضباط است همچنين شوراي معلمان به افزايش مهارت ها و تصحيح روش ها منتهي مي شود.

8- از اهداف بسيار مهم شوراي معلمان بررسي مسائل آموزشي، درسي ، رفتاري و اخلاقي دانش آموزان است و برخورد ريشه اي با مشکلات جاري و اتخاذ تصميمات مشترک و واحد براي برخورد با همه ي موارد مشابه است.

9- شوراي معلمان مدرسه سبب رشد شخصيت، خود رهبري و بلوغ افراد مي شود و وقتي دبيران در امور سازمان آموزشي شرکت داده مي شوند و آنها وجود خود را در سرنوشت مدرسه موثر مي بينند احساس ارزش و شخصيت مي کنند منظور از خود رهبري يافتن توان بررسي مسائل و مشکلات به وسيله ي معلمان و ارائه راه حل و در نهايت به گردش در آوردن امور مدرسه و بلوغ به مفهوم پختگي . کسب تجربه و انجام کارها است.

10- شوراي معلمان با عنايت به اينکه يک کارگاه آموزشي است مي تواند به مباحثي چون روش هاي تدريس ، آخرين يافته هاي تعليم و تربيت ، روش هاي اجتماعي کردن افراد ، روش هاي ساختن تست ها ، شيوه هاي درست ارزشيابي و نحوه ي برقراري رابطه با اوليا، آخرين يافته هاي يک رشته ي علمي مقررات انضباطي ، روش هاي اعمال انضباط ، روشن کردن اهداف و به توافق رسيدن در مورد اهداف و مقاصد آموزشي و.....بپردازند
http://www.modiir.parsiblog.com/
 

 

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 1:44 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

چند مورد از کارهای امرنامناسب معلم در کلاس

نظارت مدیر بر کلاس های درس و جریان آموزش ی اجتناب ناپذیر است

 

اعمال زیر  از نظر معلمان فعال و دلسوز و مدیران ریز بین و مشاوران و روانشناسان آگاه جزو نامناسب ترین برخوردها با دانش آموزان در کلاس و مدرسه توسط معلمان  خسته،بی انگیزه،کسل می باشد

1-    پرهیز از لبخندزدن و رفتار مهربانانه با شاگردان و اعمال مقررات خشک و خشن:

اگر مجبورید که سال تحصیلی را علیرغم میل باطنی خود در کلاسی یا مدرسه ای با سختی آغاز کنید این مساله نباید به دانش آموزان منتقل شود ، اگر از کمی حقوق خود ، برخورد بد معاون و مدیر مدرسه، تبعیض مسئولان بالاتر،قسط ماشین و منزل و غیره به شدت عصبانی هستید ، هیچ گاه این موضوعات و خشم خود را در کلاس طرح نکنید.آنها سنگ صبور معلم برای حل مشکلات مالی و غیره نیستند.جدی بودن و خشک بودن بیش از حد معلم موجب کسالت و خستگی دانش آموز خواهد شد.

2-   دوستی افراطی با شاگردان وچشم پوشی از وظیفه خود ، وقتی که در کلاس هستید شما بهترین معلم دنیا نیستید!

رفتار دوستانه لازمه ی تدریس موفق در کلاس است اما دوستی با شاگردان یک بده بستان پایاپای را می طلبد که این برای یک معلم صورت خوشی نخواهد داشت و شما را در شرایط سختی قرار خواهد داد ولی از جهت دیگر دانش آموزان مطالب معلمی را دوست دارند زودتر و بهتر یاد خواهند گرفت .دوستی اگر در حد اعتدال باشد و معلم موقعیتها و ظرفیتها را بسنجد مشکلی ایجاد نخواهد کرد ولی غیر از آن به جهت سپری کردن اوقات کلاس  باری به هر جهت !مفید نخواهید بود(نباید کلاس درس با شرکت در یک مراسم دلقک بازان سیرک ،اشتباه گرفته شود)

3-  توقف درس و درگیر کردن دانش آموزان به مسائل کم اهمیت:

هنگامی که دانش آموزان روی مسایل کم اهمیت  در گیر می شوند دیگر جایی برای رقابت سالم ،خلاقیت و نوآوری باقی نخواهد ماند.مانند مطالعه و حفظ اجباری در نیمی از زمان کلاس ، یا پند و اندرز های طولانی وخسته کننده به یک دانش آموز خاطی و شلوغ در کلاس درس و گرفتن وقت دانش آموزان دیگر،یاد خاطرات جوانی افتادن و تعریف آن به مدت 55 دقیقه وگفتن اینکه بچه ها امروز خسته هستم و حال تدریس ندارم کتابها را جمع کنید تا خاطره ای برایتان تعریف کنم (که هیچ ارتباطی به هدف آن درس ندارد و کمکی به جریان آموزش نخواهد کرد، وعادت کنید که هر ماه چند جلسه را به این کار اختصاص دهید)

4-  تحقیر دانش آموزان و وادار آنان به کاری که شما از او می خواهید:

تحقیر تکنیک نامناسبی است که یک معلم می تواندانجام دهد. ممکن است به قدری ناراحت وعصبانی شوند تادر جستجوی راه هایی برای تلافی کردن برآیند و این اعتماد دانش آموزان را به معلم کم خواهد کرد.سرزنش و سرکوفت ومقایسه با دانش آموزان سایر شهر ها و مدارس لطمات جبران ناپذیری بر دانش آموزان وارد می سازد .

5-  فریاد زدن و جیغ زدن در کلاس:

وقتی فریادمی کشید شما مبارزه را باخته اید. این بدان معنا نیست که شما نباید گاهگاهی صدای خود را بلند کنید. اما معلمانی که مکرراً فریاد می زنند ، جیغ می زنند ؛ عصبانی می شوند ، هرگز نخواهند توانست کلاس خود را به خوبی اداره کنند. و بزودی از چشم دانش آموزان خواهند افتاد.

6-  تبعیض نسبت به دانش آموزان

عدالت در کلاس از اهم موضوعات تدریس و کلاسداریست. سعی کنید در کلاس نسبت به همه ی دانش آموزان نظر یکسان و عدالت محور داشته باشید و دانش آموزانی وجود دارند که شما آن ها رابیش از دیگران دوست دارید اما باید سعی کنید هرگز این حالت درکلاس رخ ندهد.همه ی دانش آموزان را یکسان صدا بزنید(مگر موارد استثنا ، که معلمان با تجربه خوب می دانند ). مجازات شاگردانی راکه دوست دارید کاهش ندهید،نگاه به دانش آموزان در هنگام تدریس به صورت یکسان تقسیم شود ، درخواست کمک یا همکاری آنان مثلا برای پاک کردن تخته،استفاده از کتاب آنان،پرسیدن بر خی سوالات مانند زمان باقیمانده و غیره  فقط مختص یک دانش آمو زنشود.

7-  وضع قوانینی که اساساً ناعادلانه هستند:

بعضی وقت هاقوانین خود به خود می توانندشمارادرموقعیت های بدی قراردهند، مثلاً، اگر یک معلم قانونی وضع کند که براساس آن بر اثر شلوغی یک دانش آموز ،تمام کلاس باید جلسه بعد درس ها را از اول کتاب  حفظ کرده و امتحان بدهند ، و یا اگر دانش آموز برای گرفتن پاک کن از بغل دستیش یک صفر در دفتر نمره بگیرد ، این قانون می تواند یک موقعیت مشکلی راایجاد کند حال اگریک شاگرددلیل منطقی داشته باشد چه می شود؟ از این گونه موقعیت ها باید به شدت پرهیز کرد.یا گذاشتن نمره صفر درسی برای 8 نفر از دانش آموزانی که هنگام ورود شما به کلاس ، دفتر یاداشتشان را روی میز نگذاشته باشند!

8-  سپردن کنترل خود به دست شاگردان، شما بهترین معلم دنیا نیستید!

هرتصمیمی درکلاس باید به دلایلی توسط شخص شما در راستای اهداف آموزش و طرح درس آن جلسه اتخاذ شود. به طور مثال شاگردان سعی می کنند ازدست امتحان رهاشوند.اما شمانباید بگذارید که چنین اتفاقی بیافتد مگر اینکه دلیل منطقی وجود داشته باشد.اگر شما به همه ی تقاضا ها جواب مثبت دهید وتسلیم شوید به راحتی  کنترل کلاس را از دست خواهید داد.اگر معلم هر باز به خواسته دانش آموزان برای عدم پرسش،نمره نگذاشتن،امتحان نگرفتن ،درس ندادن وغیره پاسخ مثبت دهد و بدون دلیل موجه خواسته آنان را بپذیرد ، در مواقع بعدی نیز به مقررات کلاس و ملعم توجه نخواهند کرد . البته دانش آموزان از چنین معلمی خیلی تعریف خواهند کرد و جو گیر شده و اعلام می کنند شما بهترین معلم دنیا هستید !(بهتر بود نگویند معلم!) یا آقا شما خیلی خوب و مهربان هستید ! یا در حیاط مدرسه بگویند : خانم معلم ما بسیار با گذشت و خوب است 2 ماه است اصلا" درس نپرسیده و تمام نمرات بین 10 تا 15 را  در دفتر نمره کلاسی 19 گذاشته است ! اگر وجدان شما از این تعریف ها راضی می شود ادامه دهید !

9-   غیبت و شکوه از همکاران و معلمان دیگر نزد دانش آموزان:

اغلب اتفاق می افتدکه شمامطالبی رااز شاگردان می شنوید درباره ی معلمانی که فکر می کنید تدریس خوبی ندارند اما شما باید ازبحث دراین مورد پرهیزکنید وایده های خود را به خود معلمان یا به مدیر انتقال دهید.آنچه که به شاگردانتان می گویید محرمانه نیست و پخش می شود.دانش آموزان معمولا" از معلمان بدبین و غیبت کننده وسرزنش کننده خود یا دیگران ، به زودی خسته خواهند شد.مخصوصا" شکوه و بدگویی از مدیر و معاون در نزد دانش آموزان و اختصاص کل زمان کلاس به این موارد علاوه بر تضییع حق دانش آموز باعث بروز مشکلاتی برای شما و جبهه گیری آنان خواهد شد.

10-  نمره دادن وارزشیابی بدون استدلال منطقی:

اطمینان حاصل کنید که قوانین هماهنگی برای نمره دادن(ویا ارزش گذاری کیفی ) دارید.اجازه ندهید شاگردان پس ازپایان کلاس جهت گرفتن نمره کامل شمارا به چالش بکشند زیرا این کارمشوق لازم (انگیزه لازم) رابرای انجام دادن کاری به موقع ازبین می برد. هنگام نمره دادن به تکالیف ازشیوه های عینی استفاده کنید این کاربه شما کمک می کند که دلایل منطقی برای نمرات دانش آموزان داشته باشید.

 11-   رفتن به کلاس بدون طرح درس و برنامه ی قبلی:

در حقیقت بهترین شیوه برای انجام تدریس شروع آن درذهن وسپس مروری برشیوه های گوناگون تدریس جهت گرفتن اطلاعات لازم می باشد. این کارفقط باداشتن طرح درس قبل ازکلاس انجام پذیر است.دانش آموزان به زودی متوجه خواهند شد که می خواهید این ساعت را به نوعی سرهم بندی کنید و به آخر برسانید!

12-   استفاده از یک شیوه ی تکراری تدریس:

دانش آموزان این حالت راکسل کننده وخسته کننده می یابند به علاوه شمااحتمالاً دانش آموزانی را که می توانند از دیگرشیوه های تدریس بهره ببرند، محروم  می کنید.یکی از این شیوه های تدریس که در نظر خیلی از دانش آموزان خسته کننده به نظر می آید ، روش تدریس سخنرانی صرف و سکوت و نظم و انضباط غیر منطقی دانش آموز است .ویرایش و تلخیص: حمید رضا ترکمندی

http://www.edujavanrood.blogsky.com//

 

 

.

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 1:39 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

 

افت تحصیلی و روشهای ایجاد انگیزه درسی در دانش آموزان

بر روی تاثیر این جمله در دانش آموزان ، مقداری تامل کنیم ؛ "ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم ، اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود" ...این جمله مشهور را در یکی دو  دهه پیش برخی ها در کلاس عنوان می کردند...

 

منظور از افت تحصیلی چیست؟

 

افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی  در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.

 

 

        عوامل موثر بر افت تحصیلی:

         ۱.     عوامل مربوط به خود دانش آموز

·        عوامل فیزیولوژیکی و جسمی مانند ضعف بینایی و شنوایی و غیره

·        عوامل ذهنی و روانی مانند میزان هوش و قدرت حافظه و سلامت روانی

·        نداشتن هدف واقعی و عینی و روشن از تحصیل

·        عدم انگیزش درونی برای تحصیل و مطالعه

·        نداشتن اعتماد به نفس کافی

·        ضعف اراده در تصمیم گیری های تحصیلی و مطالعه و اجرای تصمیمات

·        عدم برنامه ریزی دقیق از لحاظ زمان و میزان مطالعه روزانه

 

·        نداشتن روش مطالعه مناسب برای دروس مختلف

·        مهارت های مطالعه نادرست (مهارت های درست مطالعه در آخر این بحث ذکر  می گردد)

 

   ۲.    عوامل مربوط به خانواده

 

·        اختلاف خانوادگی و خانواده آشفته ، طلاق فیزیکی یا روانی والدین ، وجود        نا مادری یا نا پدری و غیره

·        اختلاف فرزندان با خانواده مانند لجبازی با والدین و اعتراض به جو خانواده

·        وابسته و متکی نمودن فرزندان به والدین در امور درسی و تکالیف منزل از دوران ابتدایی

·    تحقیر ، سرزنش و مقایسه نادرست فرزندان با همسالان موفق و در نتیجه پایین آوردن اعتماد به نفس و خود پنداری آنان

·        تغییرات منفی در خانواده مانند ورشکستگی سیاسی و اقتصادی و اعتیاد و غیره

·    تغییر در جهت ارتقای سریع و غیر مترقبه سطح اقتصادی یا اجتماعی خانواده و از خود باختگی و غافلگیر شدن فرزندان و انواع انحرافات

 

        ۳ .     عوامل مربوط به مدرسه

·        گروه همسالان مانند مزاحمت و شوخی های نابجا در کلاس درس

·        رفتارهای نا مناسب عوامل اجرایی مدرسه مانند مدیر ، معاونین ، دبیران و مشاوران

·    جو عمومی حاکم بر مدرسه از لحاظ درسی مانند سخت گیری بیش از حد دبیران در دادن نمره به خاطر بالا فرض کردن سطح علمی مدرسه یا همرنگ شدن دانش آموز با سایر دانش آموزان ضعیف با فرض اینکه همه دانش آموزان مدرسه ضعیف هستند.

 

         ۴.  عوامل مربوط به اجتماع

 

دوستان نا باب

استفاده نادرست از کلوپ های ورزشی ، بدن سازی ، بیلیارد و غیره

استفاده نادرست از کافی نت ها و گیم نت ها گذراندن وقت زیاد در خیابان ها و خارج از منزل

 

    مهارت های صحیح مطالعه

 

مطالعه با فاصله: مطالعه بی وقفه و مستمر موجب خستگی و بیزاری از مطالعه می شود؛ روش درست ، مطالعه ی با فاصله و استراحت در میان دو وعده مطالعه میباشد. مورد زیر الگوی مناسبی است ‍‍» 90 دقیقه مطالعه و 15 دقیقه استراحت ، 75 دقیقه مطالعه و 30 دقیقه استراحت ، 60 دقیقه مطالعه و 45 دقیقه استراحت ، 45 دقیقه مطالعه و استراحت نسبی زیاد و انجام سایر امور روزانه » یادتان باشد به هر میزان که میزان مطالعه در یک روز افزایش می یابد خستگی زیاد شده و به دقایق استراحت زیادتری نیاز دارید و مدت زمان مطالعه مرحله بعدی باید کاهش یابد.

عدم مطالعه در کنار وسایل صوتی و تصویری روشن

لب خوانی به جای بلند خوانی

مطالعه در حالت نشسته و آرامش به جای حالت حرکت و قدم زدن

مطالعه به موقع و بیدار نماندن در شب برای حضور مناسب در کلاس یا جلسه امتحان روز بعد

مطالعه نکردن در موقع خستگی

عدم مطالعه طوطی وار (بدون درک و تلخیص و طبقه بندی)

مطالعه نکردن با حالت افسردگی

شروع مطالعه از مطالب آسان به مشکل

مطالعه نکردن در حالت نگرانی و اضطراب

 

 

:افت تحصيلي يکي از موضوعاتي است که شايد همه دانش آموزان در طول سالهاي تحصيل خود با آن دست و پنجه نرم کرده باشند.

گاهي اوقات افت تحصيلي از عوامل دروني نشات مي گيرد و گاهي نيز عوامل محيطي دارد. اقتصاد بيمار ، تدريس بد ، وابستگي به کمکهاي آموزشي خارج از مدرسه ، بيماري ، سرخوردگي هاي اجتماعي و خانوادگي و... از جمله عواملي هستند که هر کدام در افت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارند.

 

يکي از دلايل عمده افت تحصيلي مخصوصا در دانش آموزان دوران دبستان وابستگي آنها به والدين است. مثلا وابستگي اي که در دوران ابتدايي بين والدين و فرزندان شکل مي گيرد و وقتي آن نيروي کمکي به هر شکلي يا علتي نتواند ديگر به آنها کمک کند آن وقت زمينه افت تحصيلي در فرزند شما به وجود مي آيد. از آنجا که وابستگي به مرور زمان شکل مي گيرد قطع وابستگي نيز بايد در طول زمان صورت بگيرد. کودک شما بايد روزي روي پاي خود بايستد و بتواند تکاليفش را به تنهايي انجام دهد ، ولي عادت دادن او به اين که هميشه کسي ، دوستي يا قوم و خويشي است که در دروس مدرسه به آنها کمک کند اين تفکر که هميشه کسي براي تکيه کردن وجود دارد را در ذهن او تقويت مي کند و سرانجام با از بين رفتن اين تکيه گاه تحصيلي نشانه هاي افت تحصيلي در کارنامه فرزند دانش آموز شما جلب توجه مي کند.

اين به اين معني نيست که اصلا به دانش آموزان خود کمک نکنيد بلکه هدف شما از کمک بايد اين باشد که او را در شرايطي قرار دهيد که اگر ضعفي دارد روي پاهاي خود بايستد. البته اگر شما به طور ناخواسته کودک تان را به خود وابسته کرده باشيد با اولين تلاش نمي توانيد شرايط لازم را براي داشتن استقلال تحصيلي در او به وجود بياوريد و حتي ممکن است قطع کمکهاي آموزشي شما سبب افت تحصيلي موقت فرزند دانش آموزتان شود، ولي اين دوره مدت زيادي به طول نخواهد انجاميد ؛ البته شما بايد زمان مناسبي را براي قطع کمکهاي آموزشي خود انتخاب کنيد. براي مثال در جريان امتحانات نبايد يکدفعه پشت فرزند خود را خالي کنيد.

بهترين زمان براي اين کار وقتي است که امتحانات جدي در پيش روي فرزند دانش آموز شما وجود ندارد. اگر والدين ، فرزندان خود را به جاي يادگيري در مدرسه به يادگيري در محيط خانه وابسته کنند براي هميشه معلول يک علت بزرگ باقي خواهند ماند.

مشکلات خانوادگي

دعواهاي خانوادگي زن و شوهر و تداوم آنها يکي از عواملي است که بشدت سبب تضعيف روحيه و افت تحصيلي دانش آموزان مي شود. از آنجايي که کودکان در چنين لحظاتي زود انرژي و توان خود را از دست مي دهند و نمي توانند همزمان با تحصيل بار مشکلات خانوادگي را نيز به دوش بکشند خسته و ناتوان مي شوند و اولين آثار خستگي روحي آنها را مي توان در کيفيت نمرات درسي آنها مشاهده کرد.www.zibaweb.com

والدين نبايد در چنين شرايطي از فرزند دانش آموز خود توقع نمرات خوب داشته باشند و به او بگويند اين دعواها ربطي به تو ندارد. چنين چيزي غير ممکن است زيرا فرزندان جزيي از محيط خانواده هستند و هر چيزي چه مثبت چه منفي تاثيرات زيادي روي آنها در محيط خانواده خواهد داشت. اين وظيفه والدين است که مراقب روحيه فرزندان دانش آموز خود باشند تا مانع از فرورفتگي شخصيتي آنها شوند و به اين ترتيب راه را بر هر نوع زمينه انحرافي که در چنين لحظاتي آينده فرزندان را تهديد مي کند ببندند.

 

اظهارات نامناسب در حضور دانش آموزان

گاهي اوقات يکي از عوامل افت تحصيلي دانش آموزان معلمها هستند. گاهي ديده شده تعدادي از معلمان بعضي اوقات در سر کلاس درس شروع به شکايت از وضع مادي خود مي کنند و ناخواسته اين پيغام را براي دانش آموزان مي فرستند که تحصيل در شرايط امروز جامعه فايده اي ندارد و کساني که در جستجوي وضع مادي بهتري مي گردند بايد آينده بهتر را در بازار کار جستجو کنند. بايد به خاطر داشت که اين تبليغات سوئ دانش آموزان را منحرف مي کند و همين انحراف از تحصيل زمينه ساز افت تحصيلي آنها مي شود. 

اعتماد به نفس دانش آموز خود را تقويت کنيد

 

کمبود اعتماد به نفس در دانش آموزان يکي از عواملي است که دانش آموزان را از تلاش و خودباوري باز مي دارد و سبب افت تحصيلي شديد آنها مي شود. والدين بايد به دانش آموزان خود کمک کنند تا خودشان را باور کنند و بتوانند خلاقيت هاي تحصيلي خودشان را بروز دهند. ترس از رفوزه شدن يا گرفتن نمرات بد در امتحانات آخر سال يکي از عوامل خطرناکي است که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود.

ترس از شکست ، انرژي دانش آموزان را ضعيف مي کند و آنها را به عقب هل مي دهد. مي شود با صحبت کردن و تعريف خاطراتي از دوراني که خودتان نيز دانش آموز بوديد ترس آنها را از امتحانات کاهش دهيد. بعضي از دانش آموزان خيلي زودرنج هستند و به همين علت زود به مرز افسردگي مي رسند. والدين بايد به آنها راه مبارزه با مشکلات را بياموزند. بايد به فرزند دانش آموز خود بياموزيد تمام مشکلاتي که بر سر هر انساني مي آيد به خاطر اين است که آنها نتوانند خوب پيشرفت کنند و مشکلات نيز همين را مي خواهند. به فرزند دانش آموز خود بياموزيد که مقاومت و استقامت را در خود تقويت کند. البته والدين خود بايد الگوي مناسبي براي فرزندان باشند. هر گام موثري که شما در راه تقويت اعتماد به نفس فرزندتان بر مي داريد زمينه سازي براي پيروزي هاي تحصيلي آينده آنها خواهد شد

 

مثلا وقتي معلمي به جاي تقويت انگيزه دانش آموزان براي ادامه تحصيل و کسب نمرات بهتر به آنها مي گويد که پول در بازار ريخته و با گفتن اين که ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم يا اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود اين گونه افکار را در سر کلاس درس مطرح مي کنند و مقام معلم را پايين مي آورند ، همين پيام در ذهن دانش آموزان تاثير مي گذارد و سبب انحراف ذهني آنها مي شود.

به همين ترتيب والدين نيز در افت تحصيلي خيلي نقش دارند. يک حرف مي تواند سرنوشت دانش آموزي را عوض کند و سبب دلسردي او از ادامه جدي تحصيلات شود. بايد مراقب اظهاراتي که در حضور دانش آموزان درخصوص آينده و فارغ التحصيل شدن مي شود بود. بعضي از والدين ناخواسته اين طرز فکر را در ذهن فرزندان خود به وجود مي آورند که درس خواندن به بيراهه رفتن است. به خاطر داشته باشيد از آنجا که فرزندان شما در سن کم تجربگي هستند و از اظهارات اطرافيان نزديک خود الگوبرداري مي کنند نبايد در حضور آنها چيزهايي را بيان کرد که تاثيرات منفي بر آنها داشته باشد.

 

دوستان ناباب

 

يکي از عوامل ديگر که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود معاشرت با افراد ناباب است. فراموش نکنيد که دوستان در سرنوشت فرزندان شما نقش خيلي موثري دارند. بکوشيد به طور غير مستقيم کنترلي روي دوستان فرزندان خود داشته باشيد و مراقب ارتباطهايي که آنها با ديگران در خارج از محيط خانواده برقرار مي کنند باشيد. در مدرسه دانش آموزان زيادي با افکار و شخصيت هاي متفاوت وجود دارند که همگي آنها مي توانند تاثيرات مثبت و گاه نامطلوبي روي فرزند شما داشته باشند. طبيعتا شما هميشه نمي توانيد همراه فرزند خود باشيد ، ولي مي توانيد به او بياموزيد هر کسي را به دوستي قبول نکند. بکوشيد علاوه بر داشتن شناختي از دوستان نزديک فرزندان خود شناختي نيز از خانواده آنها داشته باشيد.

 

غذا و بيماري

 

بيماري مي تواند در افت تحصيلي دانش آموزان نقش داشته باشد. والدين همواره بايد مراقب جسم و روح فرزندان خود باشند و به تغذيه آنها در طول سالهاي تحصيل بخصوص هنگام امتحانات اهميت ويژه اي قائل شوند. دانش آموزان بايد غذاي مناسبي ميل کنند تا انرژي مورد نياز براي يادگيري در سر کلاس درس را داشته باشند. دانش آموزاني که غذاي کافي نمي خورند همواره در سر کلاس درس خسته ، افسرده و زودرنج هستند و چيزي ياد نمي گيرند.

 

کشش به سوي غير همجنس

 

خيلي از دانش آموزان در فاصله سالهاي راهنمايي - دبيرستان دل به عشقهاي زودرسي مي دهند که سبب انحراف فعاليت هاي ذهني آنها از مطالب درسي به احساسات زودگذر مي شود. در چنين شرايطي دانش آموزان به جاي صرف انرژي خود براي مطالعه دل به احساسات خود و طرف مقابل مي دهند و تمام تلاش خود را براي جلب توجه طرف مذکور متمرکز مي کنند و از مسير اصلي منحرف مي شوند. بايد دانست کمبود عاطفه در دانش آموزان به سرعت خود را نشان مي دهد.www.zibaweb.com

والدين مي توانند براي بازگشت مجدد فرزند دانش آموز خود به مسير اصلي زندگي نقش موثري در اين خصوص ايفا کنند. ارتباط برقرار کردن با غيرهمجنس در طول تحصيل در سال هاي آخر دبيرستان که سالهاي سرنوشت سازي در آينده دانش آموزان هستند سبب تغيير هدف و علاقه مي شود. به دانش آموزان خود بياموزيد که دوست داشتن درس و نه دوست داشتن ديگران آنها را به پيروزي مي رساند. دانش آموزاني که از درس راهي براي رسيدن به هدف نساخته اند انگيزه هم براي پيروزي ندارند.

 

تكليف خانه

تكليف دانش آموزان در منزل فعاليتي هدفدار، تكنيكي و وسيله اي در خدمت يادگيري است لذا نبايد آنرا به منزله وسيله اي جهت پر كردن اوقات فارغت دانش آموزان و يا سرگرم كردن آنان تلقي نمود. تكليف بايد با تواناييها و علايق دانش آموزان مطابقت داشته باشد.

 

مدت تكليف بايد متناسب باشد با مدت زماني كه لازم است دانش آموز در منزل صرف امور درسي كند. ولي گهگاه اين تناسب رعايت نمي شود. و تكاليف سنگين بر دانش آموزان تحميل مي شود كه موجب خستگي و دلسردي مي شود.

 

«كرزيك (1966) در يكي از مطا لعاتش از محصلين علل بي ميلي شان به انجام تكاليف را جويا شد. آنان عمدتاً اين سه مورد را ابراز داشتند: مزاحمتهاي درون خانه _ عدم جذابيت تكاليف _ تماشاي تلويزيون _ آموزگاران نيز مهمترين علل را به ترتيب عدم علاقه به درس و مدرسه _ زياد بودن تكاليف و عدم رسيدگي و كنترل اولياء ذكر كرده اند. »1

معلم بايد در خصوص زماني كه هر دانش آموز براي انجام تكليف صرف مي كند و نيز از علاقه پشتكار، استعداد، سرعت عمل، و... اطلاعات كافي داشته و بر اين اساس براي دانش آموز تكليف تعيين كند. و گاه نيز دانش آموز به دلخواه خود از بين آنها، تكليف براي خود انتخاب كند.

 

محتواي كتب درسي

 

از عوامل مهم و تعيين كننده در افت يا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كتابهاي درسي است كه به دانش آموزان ارائه مي شود. اين مسئله از دو جهت در نظام آموزشي حائز اهميت است. اول آنكه: ارزشيابي تحصيلي و استخدامي، تعيين صلاحيت علمي افراد و نيز ملاك ورود به دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي، و... بر محور كتابهاي درسي و فهم محتواي آن استوار است. دوم اينكه: اگر بگوييم كتب درسي تنها وسيله آموزشي است كه در اختيار معلمين قرار مي گيرد، سخني به گزاف نگفته ايم.

 

اكنون اين سئوال به جاست كه آيا تنه هدف نظام تعليم و تربيت انتقال محتواي كتب درسي به دانش آموزان است؟ آيا انتظار جامعه، از نظام آموزشي تنها انباشته كردن اصطلاحات و مفاهيم موجود در كتب درسي است در ذهن دانش آموزان يا نه آنچه مهم است، تربيت صحيح و اسلامي دانش آموزان است. يعني ايجاد جو و محيطي مطلوب در مدرسه براي رشد و پرورش استعداد هاي نهفته و شكوفا كردن قوه ابتكار و خلاقيت، آموزش آداب و ارزشهاي اسلامي به دانش آموز است تا با آمادگي قبلي كافي افرادي سازنده براي جامعه تربيت شوند.

 

«آنچه بايد در هر نظام تعليم و تربيت و ملحوظ باشد، تربيت شهروندان سازگار، ساختن و پرداختن شخصيتهاي سالم، انتقال علوم و معارفي است كه ابعاد وجود مختلف جهان هستي را مي شناساند. » 2پر واضح است كه انتقال علوم و معارف تنها نقش ابزار و مقدمه دارند نه هدف. لكن متأسفانه آنچه در نظام آموزشي ما به عنوان هدف اصلي قلمداد مي شود تنها انتقال دانش و معارف موجود در كتابهاست!

 نويسنده:محمدصادق امینی منبع:روزنامه جام جم

 

 

****** *********

 

نقش انگیزش درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان ویادگیری آنها

 

ایجاد هوشیاری وتوجه دردانش آموزان: وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگیری مطالب درسی است ودقت وتوجه کم سبب یادگیری ضعیف دردانش آموزان می گردد.بنابراین معلمان ومربیان برای افزایش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابیروروشهای مختلف،می توانند توجه دانش آموزان رابه مطالب درسی جلب نمایند.درحقیقت معلم بایددرکلاس درس،نقش یک محرک رابازی کند.معنی دار کردن مطالب،پیچیدگی وسهولت یاسختی وآسانی مطالب وگفته ها،رفتارهای معلم ازقبیل نگاه کردن یکسان وهمه رامخاطب قراردادن،کیفیت نوشته های معلم برروی تخته،همه به طورمستقیم توجه ودقت دانش آموزان راتحت تأثیرقرار می دهد.معلم بااستفاده ازتدابیرآموزشی می تواند بعدازایجادتوجه ودقت دردانش آموزان آن رادرسطح مطلوب حفظ نماید.ازسوی دیگرکم یازیادبودن علاقه دانش آموزان نسبت به یادگیری وآموختن موضوعهای مختلف درسی به تجارب آنها دربرخوردبااین موضوع ها ارتباط دارد.تجارب یادگیری دانش آموزان دردرسهای مختلف وقتی به صورت موفقیت ها یا شکست های پی درپی باشد، سبب ایجاد تصوراتی نسبت به تواناییهادررابطه بایادگیری موضوع های مختلف می شودوحتی انگیزه آنهارادررابطه باموضوع های مشابه،تحت تأثیرقرار می دهد.اگردانش آموز معتقد باشدکه درگذشته،دریادگیری مطالب مشابه بامطالب جدید موفق بوده است باعلاقمندی ودقت به مطالب جدیدگوش فراداده وآنها رامی آموزد، اما اگر به این اعتقاد رسیده باشدکه یادگیری مطالب جدید نیزمانند یادگیری مطالب مشابه درگذشته منجر به شکست خواهد شد،نسبت به یادگیری آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.این انگیزه های مثبت ومنفی ابتدا مشخص ومحدود به موضوعهای خاص درمدرسه هستند،اما باافزایش تجارب مثبت یامنفی، گسترش می  یابند وتا آنجا پیش میروند که تمام دروس رافرامی گیرند. اگر تجارب داتش آموزازمحیط مدرسه خصوصاً درسالهای نخست تحصیلی حاکی از وجودشایستگی ولیاقت درمدرسه باشد،تجارب احساس موفقییت وافزایش اعتماد به نفس درسالهای آتی نیزتکرار خواهد شد.چنین فردی قادرخواهد بود باتکیه براین تجارب موفقیت آمیزدرحین تحصیل آن رابه زندگی واقعی خودتعمیم دهد وبدون تحمل سختی بربحران ها،فشارهاواسترس های شدیددرزندگی غلبه کند.این احساس لیاقت وشایستگی که در مدرسه آموخته می شود،وی راقادرمی سازددرحل مسائل ازروشهای واقع بینانه ای استفاده کند.ازسوی دیگر،تجارب شکست وعدم شایستگی طی سالیان تحصیل درمدرسه دردانش آموزان سبب ایجاد علائمی ازاحساس حقارت وخودکم بینی وپریشانی می شودوبرارتباطات آنها دردنیای خارج ازمدرسه نیز تأثیرمی گذارد.  www.zibaweb.com

 

 پیشنهادهایی برای برانگیختن وحفظ توجه وعلاقه به یادگیری دردانش آموزان:

* معلمین گرامی به دانش آموزان خودنشان دهید که به آنها علاقه دارید وآنها به کلاس شما«تعلق» دارند. اسامی آنان رایادبگیرید.

* همکاری میان دانش آموزان رابااستفاده ازانواع شوراهای دانش آموزی(تحصیلی،بهداشتی)تشویق کنید  * درصورت لزوم درشیوه کاری خود تغییردهید ومیان ساعات تدریس طولانی وسخت،فرصت استراحت کوتاهی مثلاً یک حرکت ورزشی ساده رافراهم کنید.

 * برای تشویق روح همکاری،جلساتی برای درمیان گذاشتن مسائل تشکیل دهید.

* ارزش یادگیری رابه دانش آموزان گوشزد کنید ومحدودیت ها وزیانهای عدم یادگیری رایادآورشوید. تأثیر مشوق هادرانگیزه: مشوق عاملی است که دستیابی به آن،انگیزه های افرادراارضامی نماید.برای دانش آموزان نمره خوب ورسیدن به پاسخ صحیح یک مسئله هردومشوق به حساب می آیند.درواقع مشوق ها همان تقویت کننده های مثبت بوده وعاملی هستندکه افرادبرای دستیابی به آن کوشش می نمایند.

تقویت کننده های مثبت به چهاردسته تقسیم می شوند:

 1-تقویت کننده نخستین:مانند آب وغذاکه درحقیقت نیازهای فیزیولوژیکی موجودزنده را ارضا می کند.

 2- تقویت کننده شرطی:مانند پول ، نمره ، مقام ، شغل و ... 

 3- تقویت کننده اجتماعی:مانند توجه،محبت،تائید،لبخندزدن ونوازش کردن و ... هستند.

4- تقوین کننده شخصی:که به آن انگیزش درونی نیزگفته می شودکه درحقیقت رضایت خاطرحاصل از یادگیری وکسب دانش ازآن موارد می باشد.این انگیزه ها نیازی به تقویت کننده های مشخص خارجی نداشته بلکه فعالیت یادگیری ونتایج حاصل ازآن،خوداثرتقویتی دارند.باتوجه به تقویت کننده های فوق الذکربه معلمین ووالدین توصیه می شود که دردانش آموزان به تدریج اثر انگیزه های بیرونی راکم کرده ومشوق انگیزش درونی باشند تابدین ترتیب دانش آموزان یادگیری رابه خاطر یادگیری وفراگرفتن آموخته های جدیدانجام دهند،نه به خاطرکسب مشوق های مادی وزودگذر. www.zibaweb.com

به معلمین ووالدین گرامی توصیه می شودکه به موارد زیرتوجه کنند:

* معلمان ارارائه مطالب کسل کننده واستفاده ازروشهای یکنواخت تاحدامکان خودداری کرده وتنوع درشیوه تدریس رارعایت کنندوازمتکلم وحده بودن پرهیزنمایند.

* میزان توجه ودقت شاگردان به معنی داربودن مطالب،تازگی،پیچیدگی وسادگی مطالب نسبت مستقیم دارد،بنابراین،این امرهمراه باتغییردررفتارمعلم حین درس توجه ودقت دانش آموزان راافزایش خواهدداد.

* استفاده ازتشویق های کلامی مانند عالی،مرحبا،احسنت پس ازعملکرددرست شاگردان سبب افزایش و تقویت یادگیری می گردد.

* والدین ومعلمین ازنمرات دانش آموزان تنها به عنوان وسیله ای برای دادن بازخوردوتوجه هرچه بیشتر آنان به نقاط ضعف وقوت خود ومیزان یادگیری ایشان استفاده کنند،نه بعنوان وسیله ای برای تنبیه.

 *معلمان مطالب آموزشی بصورت متوالی ازساده به مشکل ارائه دهند تادرابتداشاگردان دریادگیری مطالب ساده موفقیت بدست آورند وانگیزه آنها درکسب یادگیری های بعدی افزایش یابد.

* معلمین ازایجادرقابت وهم چشمی دربین دانش آموزان،خودداری ورزند.

* معلمین بااستفاده ازمثالها واصطلاحات آشناوساده،زمینه افزایش سرعت یادگیری راایجادکنند.

* استفاده ازبحث های گروهی،بازیهای آموزشی،ایفای نقش مراجعه به کتابخانه وجمع آوری اطلاعات و آگاهی ازمیزان پیشرفت خود سبب افزایش علاقه وتوجه دردانش آموزان می گردد. درانتها یادآوری این نکته مهم به نظرمی رسد که ایجاد فضای آزادیادگیری بدون احساس ترس واضطراب ازعدم موفقیت وشکست،تشویق دانش آموزان به اظهارعقایدواندیشه های خودودرنتیجه افزایش حس مسئولیت وقبول توانائیها وشایسته گیهای خودازاموربسیارمهمدرفراگیری سریع تر ومناسب تراست.

منابع:

 1- سیف،علی اکبر- روانشناسی پرورشی ،  انتشارات آگاه ، چاپ اول 1376

 

2- ریتاویکس،نلسون-الن سی،ایزرائل،ترجمه محمدتقی منشی-انتشارات آستان قدس 1375

000000000000000000000

 چگونه دانش آموزم را به درس علاقه مند کنم
 صفحه S04 جامعه (جنوبي) ، شماره سريال 17104 ، تاريخ انتشار 870722
 
 برای بارور شدن نهال تعلیم و تربیت، ملاحظه و مراعات کیفیت شخصیت ها در درجه اول اهمیت قرار دارد.
 یکی از امور مسلم در تربیت اسلامی این است که افراد همان طور که از لحاظ محیط هایی که در آن پرورش می یابند با یکدیگر فرق دارند، در موهبت ها و استعدادها و لیاقت ها نیز با یکدیگر متفاوتند. شکی نیست که این تفاوت ها ناشی از حکمت الهی است. زیرا همین تفاوت ها انسان را به سوی تکامل سوق می ده.
 معلمی که بدون توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان برایشان تکلیف تعیین می کند و از همه انتظارات یکسان دارد، معلم موفقی نیست. چنین معلمی دیر یا زود در امر تعلیم با مشکل روبه رو می شود. زیرا تعدادی از دانش آموزان نمی توانند انتظارات او را برآورده کنند و این جاست که معلم به تنبیه بدنی و یا غیربدنی روی می آورد و البته تنبیه بدنی غالبا سازنده نیست. بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده محسوب می شود. کودک ممکن است از ترس تنبیه ظاهرا از کاری دست بردارد اما عادت او از بین نمی رود. تنبیهات غیربدنی نظیر طعنه، سرزنش، دشنام و تحقیر نیز ضررشان کمتر از تنبیهات بدنی نیست. حضرت علی(ع) می فرماید:
 زیاده روی در ملامت و سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می کند
.
 این قبیل تنبیهات شخصیت کودک را در هم می کوبد و اسباب ترس و اضطراب وی را فراهم می کند. برای جلوگیری از رفتار ناشایست دانش آموزان، معلم باید با اشاره موارد منفی در رفتار آن ها را تذکر دهد. چرا که آشکارگویی پرده هیبت و ابهت معلم را دریده و موجب جرات و شهامت شاگرد می شود و با لجبازی کردن سعی در تکرار عمل می نماید.
 متاسفانه تعدادی از معلمین زمانی که در شروع سال تحصیلی به کلاس وارد می شوند، دانش آموزان گستاخ و شلوغ را شناسایی کرده و برای جلوگیری از مشکلات بعدی با طعنه و دشنام و تحقیر سعی در سرکوب کردن او می نمایند. این عمل ممکن در مورد تعداد انگشت شماری از دانش آموزان، به ظاهر با موفقیت همراه باشد اما آتش لجاجت را در وجود او شعله ور می کند و حداقل کاری که می کند توجه نکردن و دل سردشدن از درس می باشد و در مورد تعدادی از دانش آموزان نیز باعث درگیری های لفظی و زمینه تنبیه های بدنی و غیر بدنی می گردد.
 درست است که معلم در شروع سال تحصیلی باید به شناسایی دانش آموزان بپردازد و بلکه این بهترین کار می باشد اما این شناسایی باید برای ریشه یابی مشکلات جسمی و رفتاری او باشد. دانش آموزان یک کلاس فقط از نظر پایه تحصیلی با هم یکی هستند و در بقیه موارد مثل بهره هوشی، استعدادها، توانمندی ها، سطح درآمد خانواده، سطح سواد، فرهنگ و ارزش های مورد قبول خانواده با هم متفاوتند. شاید دانش آموزی که اینک سرکلاس نشسته است، شب گذشته شاهد بدترین نزاع و درگیری پدر و مادر بوده است. دیگری به دلیل مشکل مالی خانواده، از تغذیه درستی برخوردار نیست و از نظر جسمانی آمادگی پذیرش درس را ندارد. دیگری مرتب مورد تحقیر و سرزنش خانواده قرار دارد و در جواب آن ها لجاجت و سرکشی را در پیش گرفته است. در کنار آن ها کسی است که از فرط توجه و حمایت پدر و مادر نیازی به توجه به درس و معلم نمی بیند. حال چگونه می توانیم از همه انتظارات یکسان داشته باشیم. چرا به جای این که به دانش آموز بر چسب گستاخ، پررو، بی تربیت و تنبل بزنیم، ریشه مشکل را پیدا نکنیم. درست است که حل کردن مشکل تمام دانش آموزان و یا حتی بعضی از آن ها در توان معلم نیست، اما شناخت مشکل و توجه به آن ممکن و راه گشا می باشد.
 راه حل درست و منطقی دربرخورد با دانش آموزان این است که به او توجه کنیم و احترام بگذاریم. احترام یکی از بزرگ ترین عوامل جلب محبت و اطاعت است و توهین به شخصیت مردم یکی از مهم ترین وسایل برانگیختن دشمنی و مخالفت است.
 حضرت علی(ع) فرمود: با مخاطب خویش پسندیده سخن گویید تا او نیز با شما با احترام جواب گوید.
 همچنین نیاز آدمی به تحسین و تشویق از تمایلات فطری است و تا پایان عمر با آدمی می ماند. اصولا تصور این که عمل انسان مورد قبول دیگران واقع شود به انسان قدرت می بخشد و انسان از آن لذت می برد. شاید بعضی معتقد باشند که یک دانش آموز گستاخ و تنبل موردی برای تشویق ندارد. در صورتی که این طور نیست و معلم باید با صبر و حوصله ای که به خرج می دهد، رفتارهای نادرست دانش آموز را ندیده بگیرد و در عوض به دنبال کوچک ترین و کم اهمیت ترین مورد برای تشویق باشد.
 من این مورد را بارها در کلاس آزموده ام و نتیجه خوشایندی گرفته ام. در مورد دانش آموزان شلوغ، کمترین توجه آن ها به درس و یا دست بلند کردن آن ها برای پاسخ دادن حتی اگر جواب سوال بسیار آسان و قبل از او کسی پاسخ را داده باشد، می تواند بهانه ای برای تشویق باشد. دادن مسئولیت به دانش آموزان شلوغ و حمایت از آن ها در برابر بقیه دانش آموزانی که به آن ها بر چسب بی تربیت و... می زنند، راه را برای ارتباط با دانش آموز باز می کند.
 یکی از مواردی که خود تجربه کردم، دانش آموزی بود که بسیار گستاخ و تنبل بود و هیچ وقت تکلیف نداشت طوری که وقتی مشکلش را در جمع همکاران مطرح کردم، تقریبا همه این طور پاسخ دادند که:
 او دانش آموزی پررو و از خود راضی است و به هیچ عنوان درست شدنی نیست. وقت خود را صرف او نکنید که فایده ندارد. اوبا خنده هایش کلاس را به تمسخر گرفته است و...
 اما من تصمیم داشتم که او را به کلاس و درس علاقه مند کنم. پس از تحقیقاتی که انجام دادم، متوجه شدم که وی فرزند یک خانواده پرجمعیت بود. پدر کارگر و بی سوادی داشت که به خاطر سختی هایی که خود در زندگی متحمل شده بود، دوست داشت بچه هایش باسواد شوند. بنابراین هر وقت نمره بدی از آن ها می دید، آن ها را به شدت کتک می زند و متاسفانه کتک خوردن برای بچه ها یک عادت شده بود.
 پس از آگاهی از مشکلاتش، با خانواده اش صحبت کردم و قول همکاری از آن ها گرفتم. در جمع همکاران نیز مشکلات او را مطرح کردم و با هم توافق کردیم که از طریق محبت و تشویق، باعث تغییر در رفتار او شویم. در اولین جلسه ای که وارد کلاس شدم به دنبال فرصتی بودم که او را تشویق کنم اما به دست آوردن این فرصت در جمع شاگردانی که تا به حال فقط شاهد تنبیه و تحقیر او در کلاس های مختلف بودند بسیار دشوار بود.
 سرگروه ها تکالیف خود را نشان دادند و اعلام کردند که فلانی باز هم تکلیف ندارد. از او خواستم دفترش را بیاورد برای اولین دفعه دو سوال آن هم بدون جواب اما با خطی زیبا نوشته بود. فرصتی که به دنبالش بودم فراهم شد. بنابراین با چشم پوشی از ننوشتن کامل سوالات و جواب ندادن به آن، دفترش را بالا گرفتم و گفتم:
 بچه ها ببینید دوستتان چه خط زیبایی دارد و چقدر تمیز نوشته استwww.zibaweb.com
 در حالی که ناباورانه به من چشم دوخته بود، اضافه کردم: حیف نیست، شما که خطی به این زیبایی داری، تکلیفت را کامل ننویسی؟ سپس از بچه ها خواستم او را تشویق کنند و در زیر دفترش چنین نوشتم: هزار آفرین به شما فرزند خوبم که چنین زیبا می نویسی. اگر جواب سوال ها را هم بنویسی حتما زیباتر می شود. موفق باشید. در جلسات بعد نیز در جست وجوی نکات مثبت رفتارش بودم و کمترین توجه به درس و یا کمترین پیشرفت در درس را مورد تشویق قرار می دادم. بعد از چندین جلسه نشانه هایی از تغییر رفتار مانند: دست بلندکردن، شرکت در بحث های کلاس، کاهش بی انضباطی و برقراری ارتباط دوستانه با هم کلاسی ها و معلمین در او مشاهده شد، از طرف دیگر معاون مدرسه نیز از او خواسته بود که اسامی دانش آموزانی را که دیر می آیند به دفتر گزارش کند و همین امر او را نسبت به قوانین مدرسه مطیع تر کرده بود. کم کم دانش آموز گستاخ و تنبل اول سال به دانش آموز مودب و مسئولیت پذیر و علاقه مند به درس تبدیل شد.
 از جمله علل این تغییر رفتار احترام به شخصیت دانش آموز، چشم پوشی عیب ها و سعه صدر معلم برای جلوگیری از تضاد با دانش آموز، تشویق کوچک ترین رفتارهای مثبت و برجسته کردن این رفتار به ظاهری بی ارزش و مهم تر از همه ایجاد رابطه دوستانه بین معلم و دانش آموز می باشد. درست است که وجود استعدادهای متفاوت در افراد، معلم را وادار می کند تا برخوردهای متفاوتی داشته باشند ولی در صمیمی بودن نباید تفاوت بگذارند. اگر معلم با دانش آموز صمیمی باشد، دانش آموزان نیز متقابلا او را دوست خواهند داشت و همین رابطه دوستانه، باعث نفوذ معلم در دانش آموز می شود. دانش آموز اگر معلم خود را دوست بدارد، سخنان او را قبول می کند و خود را موظف به پیروی از او می بیند.

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:39 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

پیشنهاداتی به معلمان برای اثر بخشی و کارایی بیشتر در کلاس درس

جذابیت کلاس درس و جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموزان

 

    .

هر معلمی با بالا رفتن تجربه اش پی خواهد برد که باید به برخی کارهای ضروری در کلاس درس توجه نماید ، بعضی اعمال را نباید انجام دهد، و خود را در کلاس برای دقایقی به جای شاگردان فرض نماید . تجربه نشان داده معلمانی که در کلاس درس فعالیت و تحرک بیشتری داشته ، به شغل خود علاقه و عشق می ورزند ، هدف های متنوعی دارند ، درگیری ها و جنگ اعصاب کمتری داشته باشند ، دیر تر از دیگران فرسوده و شکسته خواهند شد و همیشه به عنوان فردی شاداب و با نشاط و موفق در شغل خود نزد دیگران شناخته شده اند . در زیر به صورت خلاصه ، کارهایی که معمولا" در کلاس درس باعث حلب توجه دانش آموزان ، علاقمندی به درس و معلم و نشاط آنان میشود و برگفته از تجارب شخصی است ، ذکر می گردد .

       با شنیدن نام " برنامه " یا " طرح درس " یا " طرحی برای مدیریت کلاس"  ، اذهان به سراغ چندین صفحه کاغذ می رود که در آن با دقیقه و ثانیه ، ریز فعالیتها نوشته شده و به عبارتی ، معلم را در چهار چوب مقرراتی ، محصور می کند ، (و به این دلیل خیلی ها حتی در مورد آن هم صحبت نمی کنند) اما مقصود از داشتن برنامه ، الزاما" با ثبت آن ( و چیزی شبیه به طرح درس معرفی شده در کتب روش تدریس ) ، یکسان نیست . موارد زیر در دوره ابتدایی تا دبیرستان اعمال شده است و تاثیرات شگرفی بر دانش آموزان داشته است :

1-     به محض مشاهده علایم خستگی در دانش آموزان و حواس پرتی آنان ، جریان تدریس  یا پرسش را قطع کرده و به آنها اجازه داده شود که از جای خود بلند شده ، کشش عضلانی داشته ، نفسی بکشند و دقایقی کوتاه آزاد باشند ( در این حال تحمل برخی مزه پرانی ها به هم در جلسات اول  ، ضروری است و سپس عادت خواهند کرد ) ، اگر بدون توجه به خستگی دانش آموزان به تدریس یا پرسش ادامه دهیم ، در واقع کاری بیهوده و بی ثمر را دنبال خواهیم کرد .

2-     هیچگاه بدون اطلاع قبلی ، پرسش کلاسی یا امتحان کتبی برگزار نکنیم و حتی در جلسه قبل ، صفحات و نوع پرسش و حتی افرادی که از آنان پرسش شفاهی انجام می شود تلویحا" مشخص شوند و این صرفا" برای رفع حالت اضطراب دانش آموزان است ، برخی معلمان برای  حالت " همیشه آماده باش بودن کلاس " توجهی به این نکته ندارند که امتحان یا پرسش  بدون اطلاع قبلی ، از نظر دانش آموزان نوعی مچ گیری محسوب می شود . در رابطه با دانش آموزانی که از آنان پرسش به عمل می آید باید گفت معمولا" به سه دسته تقسیم می شوند و هر کسی تکلیف خود را خواهد دانست و در کنار آن پاسخ گویی داوطلبانه هم مد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب دانش آموزان تمایل بیشتری هم برای جواب دادن دارند و درگیری ها خیلی کمتر می شود .

3-     حتما" قبل از تدریس درس جدید ، خلاصه مطلب قبلی برای دانش آموزان گفته شود و آنها را به هم ربط داد .

4-     اگر وقت اضافه ای در کلاس موجود بود ، نباید گذاشت دانش آموزان از سرو کول هم بالا بروند بلکه به نحوی باید آنها را تحت آموزش قرار داد به عنوان مثال صحبت و تبادل نظر در مورد مسایل اجتماعی محل سکونت ، یا وضع مدرسه و غیره ، دانش آموزان اظهار نطر در جمع را خیلی دوست دارند .

5-     طوری برنامه ریزی شده  که هر جلسه با توجه به دوره تحصیلی و پایه ، حدود 3 تا 5 دقیقه یک رفتار نیکو اجتماعی  فردی ، و یک روایت یا حئیث مرتبط با دانش آموزان در پایان کلاس ذکر می شود . دانش آموزان آن را یاداشت می کنند این موارد حتی در کلاس ریاضی  و تاریخ و غیره هم امکان پذیر است و اگر حالت اظهار نظر پیدا کند ، از آن به عنوان روش تدریس  " قضاوت به شیوه حقوقی"  هم   استفاده می شود .

6-     با بهره گیری از روش ایفای نقش ( برای هر درسی امکان دارد) توسط دانش اموزان ، منظور خود و موضوع  را سریعتر و بهتر به دانش آموزان منتقل کنید ، بهتر است جلسه قبل ، قرار ایفای نقش ، موضوعات و شرکت کنندگان مشخص شوند .حمید رضا ترکمندی http://moallem1.blogfa.com

7-     به صلاحدید معلم می توان هر جلسه یکی از دانش آموزان را به ترتیب انتخاب کرد تا مطالبی در راستای درس را به دانش آموزان ارائه دهد ( این کار بین دانش آموزان به نام کنفرانس  مشهور است) . اگر معلم بتواند اهداف این کار را کاملا" تشریح و زمینه های آن را فراهم نماید ، شاگردان هم بدان علاقمند خواهند شد ، در صورتی که همه کلاس در برنامه شرکت کنند ، موانعی مانند  تمسخر دیگران ،اضراب صحبت در روبروی همکلاسی ها و غیره به تدریج  کمتر خواهد شد .

8-     استفاده از ارزانترین و کاراترین تشویق ها یعنی تشویق لفظی ( با دلیل نه طبق عادت کلامی ) را در کلاس هرگز فراموش نکنید . کلماتی مانند : آفرین !  احسنت !  خوبه ! باریک ا...! تشکر ! به جابود ! خوشحالم ! و غیره اثری شگفت انگیز دارد .

9-     استفاده از  تشویق " کف زدن " توسط کل کلاس برای موفقیتهای کوچک و بزرگ آنان ، یا به دنبال آمادگی کل دانش آموزان یا گروهی از آنان برای پاسخ گویی به درس ، اتمام درس ، کسب نمرات مطلوب ، اظهار نظرهای مناسب و غیره ، حال و هوای کلاس را عوض خواهد کرد .

10-دو کار در کلاس نباید توسط معلم فراموش شود ، و اثر معجزه آسایی در آرامش و آمادگی دانش آموزان دارد و آن ذکر صلوات در برخی مواقع و یا  تلاوت آیاتی از قرآن مجید با ترجمه توسط یکی از دانش آموزان است . و این کار ارتباطی به دروس خاص ندارد اینکه نباید فقط به کلاس دینی و پرورشی یا قرآن بسپاریم . حداقل هر چند جلسه یکبار شروع کلاس با تلاوت قرآن در آرامش شاگردان موثر است ...

11-بردن روزنامه به کلاس حتی ، دو سه هفته یکبار ،و اختصاص دقایقی از ذکر خلاصه مطالب آن که مرتبط با درس باشد، مفید است .

12-برای پرسش پای تخته الزامی نیست که دانش آموز سرپا و روبروی دانش آموزان بیاستد ، می توان برای آنها که خیلی اضطراب دارند ، یک صندلی روبروی میز معلم گذاشت تا دانش آموزانی که مایل هستند روی آن نشسته و با حالت شبیه به مصاحبه به درس پاسخ گویند ( با اجرای این روش ، کلیه دانش آموزان ، خصوصا" شاگردان مضطرب ، تمایل نشان داده و نمرات مطلوبی کسب کرده اند )

13-هر دو ماه یکبار  به صورت غیر مستقیم نظر دانش آموزان خود را در مورد  شیوه تدریس و کلاس داری و برنامه آن بسنجید ، مطالبی را به شما خواهن گفت که قطعا" تعجب خواهید کرد!(شنیدن یا خوانده انتقادات دانش آموزان  جرات خاصی می خواهد !) و شما باید برای رفع نقایص روش خود اقداماتی بیاندیشید یا از رضایت آنان مطلع شوید.www.zibaweb.com

14-سعی کنید هر ساله با دانش آموزان خود تعدادی عکس دسته جمعی بیاندازید و یکی از دانش آموزان اسامی را پشت عکس یااگر دیجیتالی بود به صورت دستی برای شما بنویسد ، این کار خیلی مورد علاقه دانش آموزان است و احساس صمیمیت خاصی با معلم می کنند و برخی از آنها که برای کلاس درد سر ساز بوده اند با این اعمال ، تغییراتی خواهند داشت . امروزه دوربین های دیجیتالی و غیره  کار را بسیار راحت و کم هزینه کرده اند .

15-حتی در دبیرستان به دانش آموزانی که درخواست بیرون رفتن از کلاس و ابخوری یا غیره را دارند ، توجه نمایید  و در راهنمایی و ابتدایی به هیچ وجه مانع نشوید ، در غیر این صورت آن دسته دانش آموزان به اجبار در کلاس نشسته و حتی گاها" شاهد مشکلات ناخواسته ای خواهید شد مثل : تهوع ، بیهوش شدن از ضعف یا احساس شرمندگی آنان ، برخی معلمان به اشتباه ، عدم اجازه به دانش آموز را نشان از مدیریت مطلوب خود و اداره کلاس می دانند ! برای این مورد باید در شورای معلمان هماهنگی لازم با دفتر صورت گیرد مانند کنترل برای عدم خروج از مدرسه و ...

16-با هماهنگی دفتر مدرسه و انجمن اولیا جوایز هر چند ساده مانند  خودکار و غیره را تهیه و به بهانه های مختلف هر مدت یکبار به دانش آموزان اهدا کنید در این میان دانش آموزانی که پیشرفتهایی داشته اند باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند تا حال مشاهده نشده که آنها جایزه را رد کنند  و هیچ سالی هم نبوده که انجمن اولیا و مدیر مدرسه از تهیه این جوایز کوچک  خوداری نمایند . حتی در دبیرستان هم این موارد به کار گرفته و دانش آموزانی که دارای توانایی مالی بسیار بالایی هستند ، از این کار معلم بسیار خوشحال می شوند .

17-تهیه تراکت هایی برای کلاس توسط معلم در رابطه با درس یا موضوعات دیگر و نصب آن در کلاس ( در حضور دانش آموزان) توجه آنان را به شدت جلب می کند ( قبلا با خودکار و مازیک نوشته می شد ولی امروزه هر مدرسه ای چاپگر دارد ...)نباید این کار را فقط وظیفه مربی پرورشی دانست بلکه برای هر درسی امکان پذیر است .

18-استفاده از روش مصاحبه 2 یا 4 نفری در رابطه با درس یا موضوعات اجتماعی توسط دانش آموزان و با هدایت معلم برای آنان بسیار جذاب است که می توان دو میز را در پای تخته  روبروی هم گذاشت و 4 نفر  دو به  دو برای مدت 5 تا 10 دقیقه  با هم به بحث بپردازند . البته باید جلسه قبل موضوع و افراد مشخص شوند و نظارت کامل معلم برای رسیدن به هدف مد نظر قرار گیرد .

19-هر معلمی در شرایط لازم میتواند مهارت های زندگی را در کلاس به دانش آموزان آموزش دهد گاهی وقت ذکر یک خاطره کوتاه از حسادت ، میتواند در تغییر نگرش دانش آموزان بسیار موثر باشد و درگیری های کلاسی و یا درگیری با دفتر را به طرز چشمگیری کاهش داد ، معلمان چند دهه قبل پند و نصایح خود را از دانش آموزان دریغ نمی کردند و عموما" نتایج مطلوبی داشت و شما هم حتما" خاطره ای از این اعمال معلم در کلاس دارید .

20-رعایت زمانبندی دروس بسیار مهم است اگر در یک جلسه  3 درس داده شود و یا 3 جلسه پشت سر هم فقط پرسش پای تخته بدون تدریس داشته باشیم ، اشکال ایجاد خواهد شد و منتظر خستگی خود و دانش آموزان و افزایش  بی نظمی آنها و جنگ اعصاب برای خود باشید .

21-هر چند وقت یکبار به دانش آموزان اجازه بدهیم خاطرات خوب و بد خود را از کلاس  شما یا کلاس سنوات قبل برای کلاس تعریف کنند ، این مورد علاوه بر اینکه یک بازخورد مفید برای روش شماست ، می تواند در جذابیت کلاس  و رفع نگرانی و حتی اضطراب دانش آموزان هم نقش داشته باشد .

22-اگر وقت اضافه ای موجود بود ، با دانش آموزان در مورد مهمترین اتفاقات هفته پیش در سطح شهر یا رسانه ها تبادل نظر کنید تا دید آنها به مسایل محیط و نحوه بیانشان را تقویت نمایید .

23-بردن کتابهای مرتبط با درس ، اثر خوبی بر حلب توجه دانش آموزان دارد و این اعمال را هرگز فراموش نکرده و شما را به عنوان معلمی دلسوز و علاقمند به حرفه خود معرفی خواهد کرد .

24- متاسفانه برخی معلمان ، "تدریس" را با در آوردن سئوال و جواب تمام متن توسط خودشان ، اشتباه می گیرند ! این کار علاوه بر اینکه باعث انهدام خلاقیت و کاوشگری دانش آموز می شود بلکه معلم را خسته کرده و دانش آموز چیز تازه ای یاد نخواهد گرفت  ! باید گفت بعضی از والدین در این کار معلم هم نقش دارند و وی را مجبور میکنند که به خیال خود ، فرزندشان را برای امتحان آخر سال آماده کند ! اگر نوشتن نمونه سوال لازم است بهتر است این کار را به دانش آموزان محول کنیم ، آنهم بعد از تدریس و با هدف مشخص برای صفحات محدود، و باز هم متاسفانه باید گفت برخی والدین یا دانش آموزان از بعضی معلمان تعریف و تمجید می کنند که ؛ حتی یک سوال را از کتاب جا نمی گذارد ( والبته یک کلمه هم توضیح نداده !)

25-صحبتهای بسیار مختصر با دانش آموزان در سالن و حیاط  یا حای درب مدرسه ، نقش مهمی در آرام کردن آنها در کلاس خواهد داشت و آنها احساس صمیمیت بیشتری  با معلم خواهند کرد.این صحبتها می تواند بسیار ساده و غیر خصوصی باشد مانند : "معلوم بود که دیشب درست رو خب خوانده بودی !"  یا  " آمادگی تو برای کنفرانس امروز خیلی خوب بود "  یا " ایا باز هم می توانی 3 خط مطلب در مورد درس فلان بنویسی ؟" ... این کار در هر سه دوره مهم است ولی در دبیرستان برای پیشگیری از اخلال و بی نظمی در کلاس و  در دوره ابتدایی و راهنمایی باعث کاهش چشمگیر اضطراب آنان خواهد شد . متاسفانه شنیده شده که" این کار ها دانش آموزان را پر رو خواهد کرد !"

26-وضع نکردن مقررات دست و پاگیر  و خشک کلاسی با عث جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموز در کلاس خواهد شد  مهمتر اینکه آنها از معلم و کلاس دلزده نخواهند شد . بعضی معلمان حساسیت زیادی به جنب و جوش گریز ناپذیر شاگردان در کلاس دارند و حتی تنبیه هایی را اعمال کرده و وقت گرانبهای کلاس را به درگیری و تنبیه در مورد مقررات خود ، اختصاص می دهند .( به عنوان مثال کسی به هیچ وجه نباید برگردد و دانش آموز دیگر را نگاه کند ... یا نگاه کرده به پنجره کلاس ممنوع است !)

27-هر چند وقت یکبار نسبت به استفاده از تلویزیون و کامپیوتر و پخش تراکهایی در رابطه با درس ، برای دانش آموزان جالب خواهد بود و در یادگیری خیلی موثر است .

28-متاسفانه جدیت  بیش از اندازه و افراطی و خشک بودن معلم در کلاس باعث عدم علاقه دانش آموزان به وی ، درس و مدرسه خواهد شد و خود را مجبور به " تحمل" معلم و کلاس خواهند دانست  ، حتی این جدیت و سختگیری افراطی باعث شده تا برخی دانش آموزان از ادامه تحصیل در آن رشته جدا" واهمه داشته و مسیر زندگی آنها عوض شود ،  معلمانی که خوش اخلاق بوده و تبسم بر لب داشته باشند در آموزش موفق ترند ، شما هم این را تایید می کنید اگر ؛ در حدی باشد که مورد سوء استفاده قرار نگیرد . (نباید قاطعیت ، مدیریت وتوانایی اداره مطلوب کلاس را با سختگیری افراطی معلم ، اشتباه گرفت )

29-تغییر محل کلاس حداقل ، ماهی یکبار  موجب جلب توجه دانش آموز می شود مانند تشکیل کلاس در کارگاه ، آزمایشگاه ، نمازخانه ، کتابخانه وغیره.

30-یکی از راههای علاقمند کردن شاگردان به کلاس و درس و معلم  و همچنین رفع کدورتهای احتمالی طرفین ، بردن دانش آموزان به گردش علمی کلاسی است حتی بازدید از نمایشگاههای کتاب ، صنایع دستی ، جشنواره های دانش آموزی ، حضور در مزار شهدا برای دانش آموزان متوسطه  ، هواشناسی و غیره با هماهنگی دفتر مدرسه و اداره متبوع ، فواید زیادی دارد ...

در پایان متذکر می شود تمام موارد بالا در کلاس و پایه های مختلف و برای دروس مختلف اعمال شده است و نه تنها وقت برای تدریس و توجه به زمان بندی دروس کم نیامده بلکه شاهد کمترین در گیری ها در کلاس و نیز بازده خوبی در رفتار و عملکرد و حتی میانگین نمرات پایان ترم هم بوده ایم و نکته مهمتر اینکه اگر دانش اموزان بدانند  معلم این کارها را برای ارتقای سطح علمی و آموزشی دانش آموز و حتی به منزله احترام به دانش آموزان انجام می دهد ، هیچگونه سوئ استفاده ای نخواهند کرند ( سوء استفاده به معنای مصطلح همکاران) . موفق باشید . در صورت استفاده از مطلب لطفا " منبع را بنویسید :  حمید رضا ترکمندی

 

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:36 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

فعالیتهای مکمل و فوق برنامه مدارس ایران

 

      مطابق آئین نامه اجرایی مدارس مصوب شورای عالی محترم آموزش و پرورش کشور  برنامه های درسی مقطع راهنمایی برای کلیه دانش آموزان سطح کشور به صورت یکسان  ( نام درس – ساعت اختصاص داده شده برای تدریس- میزان ساعات و دروس کتبی-  شفاهی –عملی) معرفی شده است. مطابق با همین آئین نامه فعالیت های داخل یا  خارج کلاس به عنوان فعالیت مستمر دانش آموز در طول سال تحصیلی تعریف شده که  شامل گزارش ، تحقیق، اجرای نمایش ، داستان، ....... می باشد لذا بر مدیر  و معلمین لازم است برای هدایت دانش آموزان و افزایش توانمندی این عزیزان در  کنار آموزش رسمی به رشد فکری و رشد اجتماعی دانش آموز توجه نموده و به همین  منظور فرصتی را ایجاد نمایند که علاوه بر برانگیختن تفکر نونهالان جامعه  زمینه های رشد و پرورش استعدادهای آنها را هم فراهم کنند.

در راستای اهداف کلی وزارت

      در راستای اهداف کلی وزارت سیاست مدرسه محوری و با توجه به متنوع بودن شرایط  منطقه ای و محلی شورایعالی محترم اختیارات و مسئولیت هایی را به شورای مدرسه که از ارکان مدرسه محسوب می شود ، واگذار نموده است. به همین منظور مدیر  مدرسه می تواند با توجه به امکانات، منابع و محدودیت ها، برای همسو کردن و هم جهت کردن فعالیت های مختلفی که در مدرسه صورت می گیرد از مشارکت و همفکری  مربیان ، دانش آموزان و اولیاء دانش آموزان بهره ببرد. بدون شک مسئولیت پذیری و مشارکت همه عوامل دخیل در امر آموزش و پرورش در تصمیم گیری ها و برنامه  ریزی ها در جهت رسیدن به اهداف از پیش تنظیم شده و اجرای فعالیت ها اثربخش  خواهد بود.

       فعالیت فوق برنامه و مکمل چیست؟

      فرآیند یاددهی و یادگیری ، فرآیند دو جانبه ای است که در آن یاددهی با ابتکار  و خلاقیت معلم و یادگیری بر اساس مفاهیم و اهداف درس است به نحوی که هر دو  طرف فر آیند ، معلم و متعلّم در این فعالیت مشارکت داشته باشند.    به فعالیت هایی که بر اساس نوآوری و ابتکار معلمین در کنار تدریس و بر اساس   آموزش مفاهیم و اهداف درس به کار گرفته شوند و در داخل یا خارج کلاس انجام   شود ، فعالیت مکمل گفته می شود. www.zibaweb.com

      چنانچه این فعالیت ها با توجه به شرایط خاص منطقه ای یا اقلیمی باشد و یا در  راستای آموزش استعدادهای خاص فراگیران باشد ، فعالیت فوق برنامه گفته می شود. همزمان با آغاز سال تحصیلی اعضای شورای مدرسه با توجه به علائق و نیاز های دانش آموزان اهداف یک ساله ای را تنظیم می نمایند که بعد از تعیین هدف شیوه  ای متناسب با رفع نیاز های عنوان شده دنبال می شود . به همین منظور برخی  فعالیت ها و برنامه ها پیش بینی می شود تا در مدت یک سال با نظارت کلیه ی عوامل اجرا شود.www.zibaweb.com

      اهمیت فعالیت فوق برنامه و مکمل

      در مدارس هدف انتقال دانش نيست زيرا دستگاهها بهتر دانش را منتقل مي كنند. بلكه هدف مدارس ياد دادن است يعني ايجاد شرايط براي يادگيري . مدارس به ويژه  مقاطع ابتدايي و راهنمايي محل كشف و بروز استعدادهاي افراد و تمرين و تثبيت   آنهاست.  مديران و معلمان به طور موثر در برنامه يادگيري و رضايت دانش آموزان و فعاليت هاي بهبود و ارتقاي مستمر كيفيت نقش دارند. كيفيت چيزي نيست كه بتوان به  مدرسه تزريق كرد، تحقق كيفيت نيازمند مشاركت صادقانه همه كاركنان و معلمان و  عوامل مدرسه است.

      کار معلم و مربیان هنرمند این است که با فعالیت های زنده و پویا و با  ایجاد   لحظه های نشاط آور مفاهیم را به فراگیران عرضه کنند، نه آنکه به عنوان یک  وظیفه مکانیکی ، بدون تحریک اشتیاق دانش آموز و بدون نوآوری و خلاقیت ، تنها ذهن دانش آموز نباید صرفاً مکانی برای انباشتن اطلاعات و محتویات کتاب باشد ،  بلکه باید به رشد همه جانبه دانش به صورت یک جانبه و مستقیم مطالب را ارائه  کنند. چون آموز بیش از هر چیز بها داده شود . فراگرفتن علوم با نشستن بر روي  نيمكت مدرسه و گوش دادن به سخنان معلم ميسر نيست شايد آموزش صرف صورت گيرد   اما در آموزش واقعي بايد دانش آموز از كلاس بيرون بيايد و وارد زندگي و  اجتماع شود. فراهم نمودن این فرصت برای دانش آموز باعث می شود تا ذهن فراگیر را بر  انگیزاند و او را به سوال و کنجکاوی کشانده، محرّک فکر، جهت دستیابی به نو   آوری و خلاقیت شود. همچنین در مدرسه طوري برنامه ريزي شود كه معلم ودانش آموز انديشه خلاق خودرا  به كار ببندند و مهارت هايي مانند تفكر حل مسئله وتصميم گيري را كسب كنند.  دانش آموز را باید آموزش داد تا مهارت و دانش را بياموزد نه آنكه چيزي را به  او القاء كرد.هدف ، پرورش استعدادهاست.

      مراحل طراحی فعالیت فوق برنامه

      اهداف وزارت آموزش و پرورش بسيار كلي است مدارس بايد بر حسب دوره تحصيلي و  بانگاه به اهداف كلي، اهداف اختصاصي و تفصيلي و قابل دستيابي خود را تدوين  كنند. به همين دليل لازم است در ابتداي سال تحصيلي هدف گذاري   يكساله براي مدرسه صورت گيردو اهداف در حيطه هاي آموزشي،فرهنگي تربيتي وسپس  خدماتي ورفاهي به ترتيب اولويت بندي ومشخص گردد. بعدازتعيين اهداف بايد درصدد   باشيم دربرنامه زماني معين شده باشيوه هاي مؤثربه نتيجه مطلوب ودلخواه برسيم.در تنظیم فعالیت فوق برنامه این آموزشگاه مراحل ذیل انجام می گیرد.

      1-نیاز سنجی:

      محور فعالیت با توجه به سن ، جنس و موقعیت دانش آموزان و با توجه به علایق و  نیازهای فراگیران خواهد بود.

      2-    انتخاب نوع فعالیت:

      با توجه به نیازهای اعلام شده و با توجه به امکانات و منابع ، هر کدام از   اعضای شورای مدرسه می توانند پیشنهاداتی را ارائه نمایند و از بین برنامه ها   و فعالیت های پیشنهادی بهترین برنامه ها انتخاب شود. مشارکت معلمین در تدوین   فعالیت های فوق برنامه این احساس را برای معلم ایجاد می کند که به تعمیق   یادگیری فراگیر کمک خواهد کرد لازم به ذکر است موافقت اولیاء و مشارکت آنها  هم نقش مهمی در تسهیل این امر خواهد داشت.

      3-                  تعیین اهداف:

      در انتخاب بهترین پیشنهاد و بهترین برنامه باید توجه داشت این نوع برنامه تا  چه اندازه حیطه های سه گانه یادگیری را در بر می گیرد. (حوزه شناختی ، حوزه  مهارتی و حوزه نگرشی ). هر چه تفکر خلاق دانش آموز را بیشتر برانگیزد  و انگیزه را  بیشتر تقویت کند ، فعالیت مناسب تری خواهد بود.

      1-                  تعریف فعالیت های متناسب با فوق برنامه انتخاب شده  بعد از انتخاب بهترین فوق برنامه و اهداف یادگیری لازم است فعالیت هایی که در   این راستا قابلیت اجرایی دارند معرفی شوند.

      2-                  اجرای فعالیت:

      با مشارکت کلیه ی عوامل دخیل در امر آموزش فعالیت های فوق برنامه انتخاب شده  با توجه به نوع فعالیت و زمانی که برای اجرای آن لازم است، چیدمان برنامه  صورت می گیرد.

      3-                  ارزیابی :

      پس از اجرای فعالیت فوق برنامه لازم است میزان اثربخشی و تحقق اهدافی که بر   این برنامه مترتب بوده را ارزیابی کرد که آیا دانش آموز به این سطح از   یادگیری، مهارت یا نگرش دست یافته است یا خیر. در صورت حصول نتیجه مطلوب در  پایان ارزیابی می توان این فعالیت را در بوته تجارب موفق مدیریتی قرار داد.  نمونه هایی از تجارب در زمینه فعالیت های فوق برنامه

            عنوان فعالیت بازدید علمی از کارخانه های کاشی

 

            حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی

            ***

            اهداف1-    دانش آموز بتواند مواد اولیه به کار رفته در این صنعت را

            بشناسد.

            2-     دانش آموز بتواند دستگاههای مختلف در کارخانه را بشناسد و

            درباره آن توضیح دهد.

            3-     دانش آموز بتواند نکات ایمنی و آلوده کننده های محیط زیست را در

            این کارخانه نام ببرد.

            4-     دانش آموز به رشته های مرتبط با صنعت علاقمند می شود.

            5-     فراگیر شیوه های طراحی نقوش کاشی و شیوه های درجه بندی کاشی را

            یاد می گیرد.

            6-     کیفیت تولیدات مشابه سایر کارخانجات  را مورد تجزیه و تحلیل

            قرار دهد.

            7-     با افراد متخصص آشنا می شود و ضمن گفتگو با آنها تعامل علم و

            عمل را در می یابد.

            8-     دانش آموز می تواند ارتباط صنایع مختلف را دریابد.

                  فعالیت فوق برنامه مناسب1-     به صورت فردی یا گروهی بتواند

                  گزارشی از مراحل کامل تولید را تهیه کند.

                  2-    بتواند مشکلات این شغل را در کلاس شرح دهد.

                  3-    شناسایی زمینه فعالیت افرادی از اقوام و آشنایان که در

                  مراکزی مشابه این کارخانه کار می کنند.

                  4-    دانش آموز بتواند نکات ایمنی که لازم است در این مراکز

                  رعایت شود را جمع آوری کند و به کلاس ارائه دهد.

                  5-    دانش آموز می تواند از میزان تولید و بهره وری در صنعت

                  آشنا شود و آن را در آینده نزدیک به کار ببرد.

                  عنوان فعالیت بازدید از مرکز هواشناسی

                  حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی

                  ***

                  اهداف1-          دانش آموز بتواند دستگاههای مختلف که در سنجش

                  دما ، سنجش رطوبت، میزان بارندگی و 00000 در هواشناسی وجود دارد

                  را بشناسد.

                  2-          دانش آموز علاقمند به دقت در وضعیت ابرها در آسمان

                  می شود.

                  3-          دانش آموز علاقمند به اندازه گیری میزان بارندگی در

                  منطقه زندگی خود می شود.

                  4-          دانش آموز علاقمند به به پی گیری وضعیت آب و هوا و

                  پیش بینی اخبار وضعیت آب و هوا می شود.

                  5-          نوجوان به این حرفه علاقمند شده و با ارتباط رو در

                  رو با متخصصین این امر می تواند راههای موفقیت و پیشرفت در این

                  زمینه را جویا شود.

                  6-          فراگیر یاد می گیرد چگونه لحظه به لحظه اخبار و

                  اطلاعات به صدا و سیما یا فرودگاهها منتقل می شود

                  فعالیت فوق برنامه مناسب1-دانش آموز می تواند با استفاده از

                  وسایل ساده میزان رطوبت محل زندگی خود را اندازه گیری کند.

                  2-دانش آموز انواع ابر را می شناسد و تا حدی می تواند وضعیت آب و

                  هوا را پیش بینی یا بررسی کند.

                  3-فراگیر می تواند پیرامون ارتباط هواشناسی با سایر مراکز مهم در

                  کشور را کشف کند و آن را در قالب تحقیق ارائه دهد.

                  4-دانش آموز بتواند علت تغییرات آب و هوایی را در مناطق مختلف

                  جمع آوری و گزارش تحقیق را برای سایر همکلاسی هایش در کلاس ارائه

                  نماید.

                  5-فراگیر بتواند حداقل و حداکثر دما و بارندگی را در منطقه زندگی

                  خود محاسبه کند.

                  6-فراگیر نمودار تهیه شده را برای بحث و تبادل نظر به کلاس درس

                  بیاورد تا  دانش آموزان گرمترین و سردترین روز سال را به دست

                  بیاورند.

                  عنوان فعالیت بازدید از مرکز صدا و سیما

                  حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی

                  ***

                  اهداف1-       دانش آموز بتواند با مراحل تهیه برنامه رادیویی

                  آشنا شود.

                  2-دانش آموز با مراحل دوبله برنامه ها و فیلم ها آشنا می شود.

                  3-فراگیر مراحل تهیه و تنظیم و پخش خبر را می آموزد.

                  4-دانش آموز به دوبله فیلم و کارتن ها علاقمند می شود.

                  5-دانش آموز از نزدیک با عوامل تهیه کننده برنامه ها آشنا می شود

                  6-فراگیر با شیو های طراحی دکور و اتاق های استودیو ضبط برنامه

                  آشنا می شود.

                  7-دانش آموز به تهیه یا شرکت در برنامه های تلویزیونی علاقمند می

                  شود

                  8-نوجوان دوستدار برقراری ارتباط با برنامه های رادیویی و

                  تلویزیونی می شود.

                  9-دانش آموز علاقمند به طراحی دکور ، فیلمبرداری، فیلم سازی و

                  تهیه کنندگی برنامه می شود.

                  10-    دانش آموز بتواند برخی دستگاههای موجود در مرکز را نام

                  ببرد.

                  11-    دانش آموز به گزارشگری و گزارش نویسی علاقمند می شود.

                  12-    دانش آموز می تواند محیط های باز و خارج از استودیو که به

                  شکل دستگاههای سیار برنامه را تهیه و بر روی آنتن می فرستد را به

                  دقت ببیند.

                  13-    دانش آموز علاقمند می شود در رشته های نویسندگی و فیلم

                  نامه نویسی فعالیت کند.

                  فعالیت فوق برنامه مناسب1-دانش آموز می تواند در رابطه با مشاغل

                  فیلمبرداری، تهیه کنندگی ، کارگردانی، تدوین، طراحی دکور، گریم و

                  غیره تحقیق کند و گزارش آن را برای سایر دوستان و خانواده خود

                  ارائه کند.

                  2-دانش آموز می تواند مشاغلی که در ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم

                  با صداو سیما هستند را جمع آوری و برای کلاس ارائه دهد.

                  3-دانش آموز در تنظیم مقاله های نشریه دیواری کلاسی می تواند

                  مشارکت داشته باشد.

                  4-دانش آموز می تواند با توجه به یک موضوع خاص فیلم نامه یا

                  مقاله بنویسد.

                  5-دانش آموز می تواند انتقادات و پیشنهادات خود را از برنامه های

                  تلویزیون و رادیو به مسئولین آنجا منتقل کند.

                  6-دانش آموز می تواند مشکلات و سختی های کار در این مرکز را جمع

                  آوری کند.

                  7-نوجوان می تواند تقویت کننده های فرستنده های رادیویی و

                  تلویزیونی را در شهر خود تحقیق و پیدا کند .

                  8-فراگیر می تواند از مراسم خاصی در آموزشگاه فیلمبرداری کند و

                  آن را تدوین نماید.

                  عنوان فعالیت گسترش مسائل اعتقادی و دینی ( به ویژه شناخت مراجع   تقلید عظام) در مدرسه

                  شرح فعالیت1-جمع آوری آمار دانش آموزان مقلّد هر یک از مراجع  عظام

                  2-تهیه و نصب صندوق پاسخ به سوالات مذهبی وتفکیک نمودن طبقات

                  صندوق به نسبت تعداد مراجع معظم.

                  3-معرفی مراجع ، زندگی نامه و فعالیت مراجع عظام  در قالب پوستر

                  جذاب و نصب در کنار صندوق پاسخ به سوالات مذهبی.

                  4-تهیه رساله های توضیح المسائل و توزیع آن بین دانش آموزان

                  5-تشکیل کلاس فوق برنامه با دعوت از مربیان مجرّب و پاسخگویی

                  مربیان به سوالات دانش آموزان در کنار تقویت باورهای دینی و

                  اعتقادات مذهبی

                  حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی

                  ***

                  اهداف1-دانش آموز به مسائل اعتقادی و عقاید دینی علاقه نشان می

                  دهد.

                  2-نگرش دانش آموزان نسبت به دین و مسائل دینی تقویت می شود.

                  3-دانش آموز می تواند با مراجع تقلید آشنا شود

                  4-دانش آموز علاقمند می شود با دفتر مراجع عظام مکاتبه داشته

                  باشد.

                  5-دانش آموز علاقمند می شود تا سخنرانی های مراجع عظام را گوش

                  بدهد

                  6-دانش آموز نوجوان علاقه پیدا می کند تا کتابهای مرجع تقلید خود

                  را مطالعه نماید یا از روزنامه ها و مجلات که پیام های بزرگواران

                  درج شده مطالعه کند.www.zibaweb.com

                  7-دانش آموز علاقه مند به شرکت در مسابقات احکام می شود.

                  فعالیت فوق برنامه مناسب1-دانش آموز بتواند ضمن آشنایی با مراجع

                  تقلید به کمک خانواده اش مرجع تقلید اعلم را برای خود برگزیند.

                  2-دانش آموز برای یافتن پاسخ سوالات خود به رساله های توضیح

                  المسائل مراجعه می کند و اطلاعات خود را در اختیار سایر دوستانش

                  قرار می دهد.

                  3-دانش آموز می تواند در حل مشکلات یا سوالاتی که برای دوستانش

                  یا خانواده اش ایجاد می شود، آموخته هایش را به کار برده و پاسخ

                  دهد.

                  4-نوجوان کنجکاو می شود در صورتی که افراد خانواده و سایر

                  اطرافیانش مرجع تقلیدی ندارند ، برای آنها معرفی کند.

                  5-دانش آموز می تواند راجع به هر گونه مسئله ای نظر مرجع تقلید

                  خود را بیابد و گزارش آن را به کلاس ارائه نماید.

                  6-دانش آموز احکام صحیح دین را یاد می گیرد و عملاً در جهت تربیت

                  دینی خود به کار می بندد.

                  عنوان فعالیت کیفیت بخشی مناسبت های ملّی و مذهبی ( در قالب  مسابقات غیر حضوری اندیشه سبز)

                  حیطه یادگیری شناختی مهارتی نگرشی

                  ***

                  اهداف1-دانش آموز با فرهنگ اصیل و غنی اسلام آشنا می شود.

                  2-دانش آموز علاقمند می شود که کتابهایی را در زمینه زندگی

                  بزرگان دین اسلام و چهره های شاخص ملّی مطالعه کند.

                  3-دانش آموز بتواند شخصیت های دینی، ملیّ و مذهبی را نام ببرد.

                  4- دانش آموز می تواند با هدف و عملکرد بزرگان با توجه به موقعیت

                  زمانی آشنا شود.www.zibaweb.com

                  5-دانش آموز به مطالعه تاریخ زندگی ائمه اطهار و فراگیری سخنان

                  آن بزرگواران علاقمند می شود.

                  فعالیت فوق برنامه مناسب1-دانش آموز می تواند راجع به بزرگان دین

                  برای سایر دانش آموزان سخنرانی کند.

                  2-دانش آموز می تواند آموزه های اخلاقی و رفتاری بزرگان دین و

                  کشورش را عملاً در زندگی به کار بندد.

                  3-فراگیر می تواند احادیث بزرگان دین را در موضوعات خاص جمع آوری

                  و به کلاس ارائه نماید.

                  4-دانش آموز می تواند با تحقیق و مطالعه ، مقاله ای درباره چهره

                  های ملی و تاریخ کشورش بنویسد و در کلاس قرائت کند.

                  5-دانش آموزان می توانند نمایشگاهی از نقاشی یا نشریه دیواری با

                  موضوعات خاص مذهبی یا ملّی تهیه و در معرض دید سایرین قرار دهند.

                  6-دانش آموز در نوشتن مقاله یا انشاء مهارت می یابد تا از سخنان

                  یا نحوه برخورد و عملکرد بزرگان استفاده نموده و آن را در جریان

                  روزمره زندگی خود به کار بندد.

                  7-دانش آموز بتواند درباره حوادث تاریخی مهم در زمان هر یک از

                  ائمه اطهار تحقیق کند و در کلاس ارائه نماید.

 

            نتیجه:

            انجام فعالیت های مکمل و فوق برنامه در مدارس محرک بسیار خوب و اثر

            بخشی برای ایجاد انگیزه و رغبت در دانش آموزان نسبت به فراگیری علم و

            دانش است و معلم یا مدیر انگیزه آفرین موفق خواهد بود زیرا: 1- برای

            فراگیری دانش در دانش آموز اهمیت بیشتری قائل است تا برای نمره دانش

            آموز  2- فراگیر از آموزش دیدن و معلم از آموزش دادن لذت می برد  3-

            میزان یادگیری از سطح دانش و مجموعه ای از حفظیّات فراتر رفته و علاوه

            بر ایجاد علاقه و تغییر نگرش در دانش آموز متناسب با نوع فعالیت مکمل و

            فوق برنامه ، مهارت تجزیه و تحلیل، نقد و بررسی و کاربرد را دراو پرورش

            می دهد. لازم است ما مدیران و معلمان ، بستری برای پرورش انگیزه ، فکر

            و خلاقیت در دانش آموز فراهم نمائیم  تا دانش آموزان در کنار تجربه های

            جدید به رشد و شکوفایی و بالندگی دست یابند. 

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:33 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

عوامل موثر بر نشاط دانش آموزان در کلاس درس 

وضعیت فیزیکی کلاس:

یکی از عوامل مؤثر در نشاط دانش آموزان وضعیت فیزیکی کلاس می باشد. فضای فیزیکی شامل رنگ، نور، چینش نیمکت ها، تهویه و تعداد دانش آموزان است.

الف) رنگ:

مطالعات و تحقیقات دانشمندان نشان می دهد رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی به جای می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. محققان بر این باورند که هر یک از رنگ ها فواید خاص درمانی محسوسی برای بدن انسان دارند و در این باره گزارش های متعددی مبنی بر استفاده های موفقیت آمیز از رنگ در درمان بسیاری از بیماری های فیزیکی دریافت کرده اند. برخی از دانشمندان حتی معتقدند تمایل ناخودآگاه ما به یک یا چند رنگ خاص می تواند نشانه ای از نیازهای بدن ما در جهت ترمیم خود باشد. اطلاع از خواص درمانی مختلفی که به هر یک از رنگ ها نسبت داده شده است می تواند کمک شایانی به انتخاب صحیح آنها هنگام تهیه لوازم و طراحی دکوراسیون فضاهای مختلف مدرسه باشد.

به عنوان مثال رنگ نارنجی رنگ گرم و صمیمی است. نارنجی پرتوهای شادی آفرینی از خود ساطع می کند که موجب رفع خستگی است. یا رنگ سبز که انرژی زا و آرامش بخش است به طوری که اضطراب را از انسان دور می کند و موجب رفع تنش و گرفتگی های عضلانی می شود. به خصوص این که سبز رنگی ایده آل برای فضاهایی است که در آنها تمرکز و آرامش مورد نیاز است.

ب) چینش نیمکت ها:

برای ارتباط و تعامل بیشتر دانش آموزان با یکدیگر و همچنین ارتباط مؤثر و چهره به چهره معلم با دانش آموزان می بایست نیمکت ها طوری چینش شوند که این مهم محقق گردد. علمای تعلیم و تربیت بهترین روش چینش صندلی ها را به صورت دایره ای یا «U» شکل پیشنهاد می کنند، خصوصاً در درس هایی که نیاز به بحث و بررسی، فعالیت های گروهی برای حل یک مسئله و یا انجام آزمایش و یک پروژه می باشد. در این صورت تعامل و ارتباط به شکل صحیح انجام پذیر خواهد بود. این امر باعث می گردد تمامی دانش آموزان درگیر آن فعالیت شوند و حالت انفعالی و خستگی در آنها به وجود نیاید.

ج) تهویه و تعداد دانش آموزان:

تهویه هوا باعث می شود به صورت مستمر هوای تازه و پر اکسیژن در کلاس در جریان باشد و تنفس راحت تر انجام گردد، در نتیجه نشاط و سرزندگی به وجود می آید و حالت رخوت و کسالت از دانش آموزان دور می شود، ضمن آن که تعداد دانش آموزان باید به خصوص نسبت به مساحت و فضای موجود متناسب باشد.

● ابزار تشویق:

تشویق جلوه ای از تحسین و تقدیر و نوعی تأیید برای فرداست، در سایه آن شوقی در آدمی پدید می آید که به رفتاری معین اقدام کرده و آن را مکرر می سازد.

به طور کلی در تعریف تشویق می توان گفت: تشویق عامل وادار کننده است که به انسان نیرو و انرژی می دهد، شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت و خشنودی می کند و این رضایت خاطر است که جلوی خستگی و بی میلی او را می گیرد.

تشویق و تحسین مایه تقویت روح است وحس اعتماد را در فرد به وجود آورده و استعدادهای فرد رشد کرده و توان درونی اش به فعلیت درمی آید.

حاصل تشویق ممکن است فایده ای برای آدمی نداشته باشد، ولی همین خودپسندی فرد را امتناع می کند و به او اطمینان می دهد که عملش عاقلانه و مورد تأیید بوده است در نتیجه موجب دلگرمی و نشاط او می شود.

● خواب کافی دانش اموزان در اوقات قبل از کلاس و ورود به مدرسه:

خواب از جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما برخوردار است. خوابیدن مثل تغذیه کار غریزی است و هر یک از این دو جزیی از غریزه بقاء است.

اهمیت استثنائی خواب علیرغم این که ما به آن بی توجه هستیم، از هر زاویه ای که آن را مورد بررسی قرار دهیم و ازهر جنبه زندگی که به آن مربوط می شود بنگریم، یک واقعیت است. خواب ناکافی از جهت های مختلف بر انسان عواقب سوء می گذارد. www.zibaweb.com

از نظر جسمی در صورت بی خوابی، بیماری های مزمن نیز گسترش می یابد، تغییراتی نیز در فرمول خون به وجود می آید که در درازمدت سبب پیدایش کم خونی می گردد و حالت کسالت همراه با خستگی دایمی و فزاینده و یک حالت تنبلی که به خوبی نمی توان آن را توجیه کرد، تولید می کند. علاوه بر این بدخوابی نه تنها باعث خستگی می گردد، بلکه نیروی جسمی را نیز کاهش داده و عمل گوارش را مشکل تر و کندتر می سازد و عملکرد حواس نیز مختل می شود.

دانش آموزانی که خواب کافی نداشته باشند، عصبی، نگران، ناپایدار و سپس مضطرب شده و از مرحله روانی شدید به مرحله کوفتگی و خستگی می رسند.

مسلماً در این بدخوابی ها، دوره های طبیعی و بیولوژیک همراه، با تناوب هایی از شدت و ضعف نیز وجود دارد، ولی چون خواب از کیفیت و کمیت بدی برخوردار است آنها را تشدید کرده و از کاهی کوه می سازد. شخص کم خواب دائماً دچار ناراحتی روانی می شود. چنین فردی خصایص بسیار با ارزش خود یعنی دوراندیشی را از دست می دهد. براثر بی خوابی روزبه روز بر افسردگی کودکان افزوده می شود و مشکلات دیگری در این زمینه عارض آنها می گردد، از جمله کم اشتهایی، ضعف انرژی، مشکلات روحی، کناره جویی از دوستان و فعالیت ها، احساس بی ارزش بودن و اندوهگینی می کنند.

همچنین اهمیت دادن به هدف در آموزش وتقویت انگیزه درونی از جمله عوامل ایجاد نشاط در دآنش آموزان است.

دمای کلاس،شاد بودن معلم و کارکنان مدرسه،عدم استفاده از تنبیه بدنی،استفاده از موزیک های ملایم و مناسب، محبت اولیای مدرسه به تمام دانش آموزان ، شرکت تعاونی فعال مدرسه و... همگی می تواند در جای خود به جذابیت مدرسه و کلاس کمک نماید .

منبع: خلاصه ی از مقاله آقای حسین برومنددر روزنامه کیهان

************************** 

چگونه بر ترس ناشی از سخنرانی غلبه کنیم؟

چه در حضور یک نفر و چه در حضور یک جمعیت پنجاه نفره، می‌توان بر ترس و خجالت ناشی از سخنرانی غلبه کرد. سخنرانی مهارتی است که همه می‌توانند با تمرین، آن را بیاموزند.

به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگ‌های خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در وبلاگ"مجله علمی کاشف فردا" به نشانی http://kashefe-farda.blogfa.com/ آمده است: یک ارتباط چشمی خوب کمک می‌کند تا مخاطب احساس آرامش بیشتری کند و در توانایی‌هایی کلامی شما نیز اعتماد به وجود می‌آورد.

ارتباط چشمی خود را (پیوسته) حفظ کنید؛ برای این کار باید آنقدر بر متن سخنرانی خود تسلط داشته باشید که فقط هر از گاهی نیاز به نگاه کردن به متن خود پیدا کنید.

چند چهره صمیمی را که به مضمون سخنان شما واکنش نشان می‌دهند، در بین حضار پیدا کنید و سخنرانی خود را با تمرکز بر روی آنان انجام دهید. در هر نوبت، ارتباط چشمی خود را چهار تا پنج ثانیه حفظ کنید و سپس به سراغ نفر بعدی بروید.

صحیح ایستادن نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس است. محکم بایستید. حرکات بیش از حد ممکن است حواس شنوندگان را پرت کند. طبیعتا در هنگام ایستادن دستان خود را در کنار بدن قرار می‌دهید. برای تاکید بر روی نکات مهم، از حرکاتی استفاده کنید که آهسته و دقیق و در عین حال طبیعی باشند.

به عاداتی که ممکن است داشته باشید، توجه کنید؛ عاداتی مثل دست روی دست انداختن، تکیه دادن به دیوار یا با خودکار به جایی زدن. این کارها نیز می‌تواند حواس مخاطبان شما را پرت کند یا به آنها بگوید که شما (نسبت به موضوع) بی‌علاقه یا اینکه دستپاچه‌اید.

سخنرانی خود را در مقابل آینه تمرین کنید تا نحوه اجرا و حرکات بدن خود را بررسی کرده و در صورت لزوم آنها را تغییر دهید. شیوه‌های متفاوتی را مورد آزمایش قرار دهید تا در مجموعه حرکات و ژست‌های خود به آن هماهنگی که با آن احساس راحتی می‌کنید، برسید و همان را در برابر حضار به کار ببرید.

وجود صمیمیت در حالت و حرکات چهره‌ کمک می‌کند تا رابطه‌ای گرم و مثبت با مخاطبان خود به وجود آورید. خنده‌ای که شما به چهره دارید به مخاطب می‌فهماند که شما هم یک انسان و (در نتیجه) قابل اعتمادید، و بدین ترتیب به آنان این فرصت را می‌دهد که نظرات شما را بپذیرند.

حالت چهره‌ شما (در حقیقت) بیانگر حال و هوای سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنرانی) درگیر می‌کند.

انتخاب خوب لباس کمک می‌کند تا برای مخاطب خود احترام قایل شوید. قبل از حضور در محل سخنرانی، نظر دیگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نیز تناسب آن با مناسبت مربوطه جویا شوید.

گاهی آهنگ و لحن کلام اثری به مراتب قوی‌تر از محتوای آن دارد. با تمرین کردن، احساس و انرژی را به صدای خود بیفزایید...

مسلما" استفاده از وسایل کمک آموزشی و بهره گیری از تکنولوژی آموزشی مانند استفاده از اورهد،پروژکشتن،سی دی ، کامپیوتر و ... ، کمک شایانی به جذابیت و مفید بودن سخنرانی شما و ماندگاری مطالب مطرح شده  خواهد کرد

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:30 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان

از مطالعاتي كه در زمينه تأثير برخي عوامل و متغيرها بر روي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان انجام گرفته است چه مي توان فهميد؟

در اين مقاله كوشش شده است يافته هاي عمده اين مطالعات مورد بازنگري قرار گيرد. كشف اثرات متغيرها بر پيشرفت تحصيلي موضوع ساده اي نيست. نتايج پژوهش ها بر روي روابط و همبستگي ها بايد در عمل مورد آزمايش قرار گيرند. هر يك از نتايج بايد به دفعات متعدد به وقوع پيوندد تا به توان نسبت به صحت آنها اطمينان حاصل كرد.

مطالعات كيفي كه بر پايه روش هاي مشاهده اي و تكنيك هاي مصاحبه انجام مي گيرد، اين امكان را به پژوهشگر مي دهد كه به نكات ظريفي كه در كلاس نقش دارند و بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان موثرند كه تشخيص آنها جز با بكارگيري اين روش ها ممكن نيست.

1ـ برنامه درسي

       برنامه درسي را مي توان به سه گروه  “برنامه درسي مورد انتظار (آنچه كه در فهرست دروس و يا هدف هاي يادگيري مندرج است)،” برنامه درسي اجرا شده “ (آنچه كه معلمين عملاً تدريس مي كنند در زبان پژوهش به آن اغلب فرصت يادگيري مي گويند) و “ برنامه درسي فرا گرفته”  (آنچه كه كودكان واقعاً ياد مي گيرند) تقسيم نمود. شواهد زيادي وجود دارد مبني بر اينكه تقاضاي برنامه درسي در پيشرفت تحصيلي مؤثر است. به طور خلاصه مي توان اظهار داشت كه اگر دانش آموزان فرصت يادگيري چيزي را داشته باشند، معمولاً “آن را فرا مي گيرند و اگر اين فرصت براي آنها فراهم نباشد، از يادگيري آن محروم خواهند شد. به عبارت ديگر ، هر چه ميزان تقاضا در “ برنامه درسي مورد انتظار” با ثابت فرض كردن بقيه عوامل بيشتر باشد، كودكان بيشتر ياد خواهند گرفت.

بسياري از كشورهاي در حال توسعه داراي مراكز برنامه ريزي درسي هستند، گر چه در بسياري از كشورها برنامه هاي درسي براي رهايي از نفوذ برنامه هاي قدرت هاي استعماري گذشته به صورت “ملي” تدوين شده اند، هنوز در برنامه هاي درسي برخي از كشورها اين وضعيت وجود ندارد و يا آنكه در طرف ديگر طيف به آنچه كه در ديگر كشورها كودكان براي يادگيري بخصوص در زمينه خواندن، رياضيات و علوم دارند، توجه كافي مبذول نشده است.

دو مقوله بايد مورد توجه قرار گيرد يكي تكنولوژي برنامه ريزي درسي (Lewy 1978) و ديگري عوامل تعيين كننده برنامه درسي ، بسياري از عوامل مطالعات اندكي نياز دارند كه مراكز برنامه ريزي درسي بايد به انجام آن توجه داشته باشند.

تمايل به افزودن مطالب بيشتري به برنامه هاي درسي مشاهده مي شود بدون آن كه هرگز چيزي از آن كاسته شود. اخيراً حركت هايي براي پيراسته كردن برنامه هاي درسي ديده مي شود زيرا وضعيت كنوني و انباشتگي مطالب از جمله عوامل استاندارد پايين آموزشي به شمار مي رود.

برنامه هاي درسي بايد با دقت جرح و تعديل شوند و بايد توجه كرد كه مدارس حداقل آنچه را كه فارغ التحصيلان براي شروع به كار نياز دارند به كودكان بياموزند دانس آموزان بايد همچنين پايه لازم را براي اينكه بتوانند به يادگيري پس از فارغت از تحصيل ادامه دهند و محتوايي را كه بعداً به آن ها آموخته مي شود،  سريعاً بياموزند، در مدرسه كسب كرده باشند.

برنامه هاي متعددي نظير ادغام آموزش و كار توليدي يا اضافه شدن موضوعات پيش حرفه اي به برنامه هاي درسي مورد آزمايش و تجربه قرار گرفته اند. ارزشيابي از چنين برنامه هايي، مادامي كه مسئله بيكاري حل نشده، تشويق به خود اشتغالي فارغ التحصيلان صورت نگرفته يا منابع مورد نياز افزايش نيافته است، نااميد كننده به نظر مي رسد.

بر اساس برخي از مطالعات، در حقيقت آن چه كه براي خود اشتغالي بزرگسالان در مناطق روستايي و شهري بصورت بالقوه از سودآوري بيشتري برخوردار است، سواد آموزي و مهارت هاي محاسبه، دانش كشاورزي و يا تا حدودي دانش علمي است. از نقطه نظر مسائل تعليم و تربيت، به نظر مي رسد برخي از اين برنامه هاي حرفه آموزي اگر معلمان از انگيزه كاري بالايي برخوردار بوده و آموزش موضوعات علمي را با آموزش مطالب نظري براي درك بهتر آن مطالب پيوند داده باشند كم و بيش نتايج جالبي دارند موفقيت آنها در حقيقت تا حدود زيادي به منابعي كه در اختيار بوده است بستگي دارد.

برنامه هاي درسي اغلب مورد انتقاد قرار مي گيرند و سبب عدم پيشرفت تحصيلي تلقي مي شود. معمولاً در اين امر عوامل عديده اي دخالت دارند و دانش كم معلم نيز به وضوح يكي از مشكلاتي است كه در بعضي از كشورها دليل شكست برنامه هاي درسي مي باشد.

زبان آموزش و زباني كه مواد آموزشي و كتابها به آن نوشته مي شود از مسائل ديگر است. براي نمونه نيجريه پس از استقلال زبان انگليسي را به عنوان زبان آموزش در پايه اول دبستان پذيرفت. در منطقه اي كه در آن مردم به زبان Yorubaصحبت مي كنند كودك بايد ابتدا زبان محلي را بياموزد و سپس زبان Yoruba و بعد وارد مدرسه اي شود كه در آن آموزش به زبان انگليسي صورت مي گيرد.(نظير كودك انگليسي زباني كه وارد مدرسه اي مي شود كه در آن به زبان ژاپني درس مي دهند.)

مطالعاتي در مناطقي كه از نيجريه كه به زبان هاي Yoruba و Hausa تكلم مي كنند صورت گرفته  نشان مي دهد يادگيري كودكان وقتي با زبان محلي تحت آموزش قرار مي گيرند بيشتر از زماني است كه آموزش آنها با زبان انگليسي صورت مي گيرد البته تغيير همه مواد آموزشي يا بازنويسي آنها به زبان هاي محلي كاري پر هزينه است. از طرف ديگر استفاده از زبان محلي ممكن است به يك موضوع سياسي تبديل شود زيرا بعضي از گروه ها ممكن است استفاده از زبان گروه ديگر را نپذيرند و در نتيجه اين مشكل در بسياري از كشورها حل نشده باقي بماند.

بالاخره امتحانات ملي بايد آنچه را كه در برنامه هاي درسي مورد توجه است منعكس كنند زيرا معلمين بر اساس محتواي سئوالات امتحاني تدريس مي كنند. در تمامي اين فعاليت ها مركز برنامه ريزي درسي بايد نقش قاطعي ايفا نمايد.

1ـ كتاب هاي درسي و مواد آموزشي

          هر جا كه كمبود كتاب و مواد آموزشي وجود دارد پيشرفت تحصيلي پايين تر است. تأمين يك كتاب به ازاي هر دانش آموز (و تضمين اينكه كتاب ها به مدرسه برسند و مورد استفاده معلمين و دانش آموزان قرار گيرند.)، ميزان پيشرفت تحصيلي و نرخ ماندگاري را افزايش مي دهد. در فيليپبن وقتي تعداد كتاب هاي درسي دوره ابتدايي از يك كتاب براي ده دانش آموز به يك كتاب براي دو دانش آموز تغيير يافت درصد قبولي دانش آموزان از 50 به 70 درصد در طي يك سال تحصيلي افزايش پيدا كرد (بانك جهاني 1989)

فولر (fuller 1986 ) نشان داد كه كمبود كتاب درسي در برخي از موضوعات درسي مسئله اي وخيم تر از بقيه است ولي همواره اين كمبود بر ميزان پيشرفت دانش آموزان تأثير مي گذلرد مشكل اصلي اين است كه چگونه مي توان كتاب درسي (يا حتي چند برگ) به تعداد كافي و به قيمت ارزان تأمين كرد و در عين حال تضمين نمود كه مواد آموزشي به دست دانش آموزان خاصه به مدارس مناطق روستايي خواهد رسيد. مطالعات انجام شده در زمينه توزيع كتاب هاي درسي در نيجريه و اندونزي مشكلات عديده اي را كه در اين زمينه وجود دارد نشان مي دهد كه بر اساس آنها اقدامات اصلاحي آغاز شده است. چاپ كتاب هاي درسي به تنهايي كافي نيست بلكه بايد مطمئن بود كه اين مواد به مدارس خواهند رسيد كه مشكل اجرايي است و اين كه آنها بوسيله معلمان مورد استفاده قرار خواهند گرفت كه يك مشكل تعليم و تربيتي و در عين حال اجرايي است. در ارتباط با مواد آموزشي امكان دسترسي داشتن دانش آموزان به كتاب ها از طريق كتابخانه مدرسه نيز مطرح است. مطالعات Fuller و Ifa هر دو نشان مي دهد كه هر چه تعداد بيشتري كتاب از كتابخانه مدارس توسط دانش آموزان به امانت گرفته شود ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان بيشتر است و در مدارس ابتدائي هر چه تعداد كتاب هايي كه در گوشه اتاق هاي درس قرار داده مي شود بيشتر باشد ميزان پيشرفت دانش آموزان در خواندن بيشتر خواهد بود.

1ـ معلم، روش تدريس و تربيت معلم

      پژوهش هاي زيادي در ارتباط با روش هاي تدريس و آنچه معلمان بايد براي به دست آوردن پيشرفت بيشتر در امر فرايند يادگيري ياددهي انجام دهند، صورت گرفته است.

1-3- تجربه معلمان

       معلمان با سابقه گرايش بيشتري به سمت به پرورش مهارت هاي آموزشي و كلاس داري از خود نشان مي دهند. آنها ميزان وقتي را كه براي امور اداري كلاس صرف مي شود، كاهش مي دهند. در بازگرداندن نظم به كلاس به سرعت عمل مي كند و روش تدريسي را برمي گزينند كه وظايف بيشتري را بر دوش دانش آموزان قرار دهد. (Anderson et al . 1988) از اين بررسي نتيجه مي شود كه بايد تمام كوشش را به كاربست تا معلمين مجرب به طور يكسان در مناطق شهري حاشيه شهرها و مناطق روستايي به كار گرفته شوند و ترك خدمت و جابجايي تقليل يابد البته اين مسئله با حقوق معلمان و ارتقاء منزلت آنها ارتباط دارد.

2-3- آماده كردن درس و نمره دادن

       معلمين كه براي آماده ساختن درس و همچنين نمره دادن تكاليف درسي و كار كلاس دانش آموزان وقت گذاري مي كنند نسبت به معلميني كه اين كار را انجام نمي دهند، دانش آموزان آنها نتايج بهتري كسب مي نمايند. اگر در تربيت معلم بر اين موضوع تأكيد شود و اگر معلمين براي در آمد اضافي مجبور به كار اضافي نباشند انتظار مي رود فرايند يادگيري بهبود يابد.www.zibaweb.com

3-3- مهارت ها

       معلمين كه در نظر دانش آموزان سخت گيرتر و متوقع تر هستند معلميني كه توانايي برقراري سريع نظم را در كلاس درس دارا هستند معلميني كه به روش نظام مند از كار خود ارزيابي مي كنند و بر آنچه كه يك دانش آموز ياد گرفته يا يادنگرفته در برابر همه آنچه بايد ياد مي گرفت به درستي واقفند و به دانش آموزاني كه مطالب را در بار نخست ياد نگرفته اند، فرصت فراگيري مجدد را مي دهند و معلميني كه به دانش آموزان كمك مي كنند تا ميزان اهميت مطالب را پي ببرند و بتوانند بين مطالب اصلي و فرعي تميز دهند، در معلمي موفق تر از معلمين ديگرند و دانش آموزان آنها از پيشرفت تحصيلي بالاتري برخوردارند.

برخي از معلمين فداكار توانايي اين را دارند كه در محرومترين مناطق دانش آموزان را به فراگيري مطالب تشويق نمايند. آوالوس (Avalos . 1986) در اين زمينه مطالعاتي در چهار كشور آمريكاي لاتين انجام داده است و آنان را گل هاي سرخ فرهنگي ناميده است. ليكن مطالعات بيشتري نياز است تا بتوان به شيوه كار اين گونه معلمان كه نتايج بسيار خوبي را در كار با دانش آموزان محروم بدست مي آيند پي برد.

× تحصيلات عمومي

       مطالعات Iea  ( Peaker . 1976) نشان مي دهد كه معلميني كه داراي مدارج تحصيلي بالاتري پس از دوره متوسطه مي باشند نسبت به معلميني كه از مدارك تحصيلي پايين تر بر خوردارند موفقيت بيشتري داشته اند. البته اين دستاورد براي مسئولان آموزش و پرورش كشورهايي كه با كاهش بودجه آموزش و پرورش و با افزايش تعداد دانش آموزان روبرو هستند و مجبورند با گذراندن دوره هاي يك ساله براي فارغ التحصيلان سيكل اول يا دوم متوسطه آنها را براي تدريس در مدارس متوسطه آماده سازند، چندان تسلي بخش نيست.

× تحصيلات در زمينه تعليم و تربيت

       پاسو (Passow et al , 1976) هيچ گونه تفاوتي بين ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و طول دوره هاي آموزش تعليم و تربيت معلمان آنها پيدا نكرده است. اين نتيجه نشان مي دهد كه در محتواي دوره هاي تربيت معلم مشكلاتي وجود دارد. چه نوع فعاليت هايي براي تدريس/ يادگيري انواع مختلف هدف ها و وظايف آموزشي در موضوعات مختلف درسي مورد نياز است؟ برخي از نتايج حاصله از فعاليت هاي معلمان كه بر يادگيري دانش آموزان اثر بخش است قبلاً ارائه شد. از اين گونه مطالعات است كه محتواي قسمت هاي تربيتي دوره هاي تربيت معلم بايد بيرون كشيده شود. اين مطالعات همچنين نشان مي دهد كه مي توان مدت زماني را كه به آموزش مطالب تعليم و تربيت به معلمان اختصاص داده مي شود كاهش داد مشروط بر آنكه انتخاب درستي از آنچه كه براي معلمان ضرورت دارد، انجام شده باشد.

آموزش ضمن خدمت به صورت معمول است: دوره هاي كوتاه مدت يك هفته اي و آنچه كه آموزش از طريق كار ناميده مي شود.

در حالت دوم معلمين در طي هفته به فعاليت خود يعني تدريس در مدارس مشغول مي شوند ولي در هفته يكبار (نصف روز يا تعطيل آخر هفته) به همراه معلمين مدارس همجوار در مركز معلمان (يا در اتاقي از يكي از مدارس) دور هم جمع مي شوند. آنها به بحث پيرامون مشكلات مشترك مي پردازند و افرادي را نيز به عنوان ناظر يا راهنما به جلسات خود دعوت مي كنند. گفته مي شود كه آموزش از نوع اول فقط دو برابر مدت آموزش اثر بخش است و بعد از آن ارزش خود را از دست مي دهد. يعني اگر طول دوره ضمن خدمت يك هفته باشد معلمين تا دو هفته آنچه را كه آموخته اند در كلاس درس به كار خواهند بست و بعد از آن به شيوه گذشته عمل خواهند نمود. Flugger نشان داده است كه اثرات آموزش از طريق كار بر روي فعاليت هاي معلمان (و يادگيري شناختي) ماندگارتر از اثرات آموزش به شيوه دوره هاي ضمن خدمت كوتاه مدت خواهد بود. در اين زمينه نيز قبل از نتيجه گيري كلي بايد پژوهش هاي بيشتري انجام گيرد.

در برخي از كشورها آموزش ضمن خدمت اجباري نيست. نتايج مطالعات IEA نشان مي دهد كه وقتي آموزش معلمان با فعاليت هاي عملي توام باشد (نظير توليد مواد آموزشي، ساختن ابزار ارزيابي) موفقيت آنها در امر تدريس بيشتر از معلماني است كه دوره هاي آموزشي را نديده اند و يا دوره هايي را گذرانده اند كه صرفاً جنبه نظري داشته است.

در بسياري از كشورها هنگامي كه معلمين در كلاس هاي ضمن خدمت شركت مي كنند دانش آموزان آنها تعطيل مي شوند و به اين ترتيب براي شركت معلمان در اين گونه كلاس ها هيچ گونه پرداخت اضافي صورت نمي گيرد. در برخي از كشورها نيز براي شركت معلمان در دوره هاي ضمن خدمت حق الزحمه هزينه سفر و مأموريت پرداخت مي شود كه مي توانند بسيار پرهزينه باشد.

پيشنهاد مي شود كه آموزش ضمن خدمت يا از طريق كار اجباري و حق الزحمه اي هم بابت آن پرداخت مگردد. اين دوره ها لازم است به جنبه هاي عملي بيشتر توجه كنند و بر آموزش از طريق كار بيشتر تأكيد شود.

1ـ مدت زمان تحصيل در مدرسه و منزل

        مدت زماني كه به آموزش اختصاص داده مي شود در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نقش زيادي دارد. بطور كلي هر چه كودكان زمان بيشتري صرف مطالعه نمايند. با ثابت نگهداشتن بقيه عوامل مطالب بيشتري فرا خواهند گرفت. تعداد روزهاي مفيد سال تحصيلي بين كشورها از 120 روز تا 240 روز در نوسان است.  تعداد ساعات آموزش روزانه 2 تا 7 ساعت مي باشد. سن ورود به مدرسه از 4 سالگي تا 7 سالگي و (حتي بيشتر) تغيير مي كند. بنابراين براي كودكاني كه تا سن 14 سالگي در مدرسه مي مانند ، تعداد ساعات آموزش مي تواند بين 4000 تا 10000 ساعت در نوسان باشد.

بايد توجه داشت كه تعداد ساعات واقعي كه به امر آموزش اختصاص داده مي شود ممكن است با آنچه كه بر روي كاغذ مي آيد متفاوت باشد. كشورهاي زيادي وجود دارد كه در آنها سال تحصيلي رسماً 240 روز است ولي در عمل دانش آموزان 30 روز از سال تحصيلي را به دليل تعطيلات عمومي ديدار شخصيت ها و غيبت معلمين ناشي از بيماري، فوت و ازدواج خانواده، شركت در كلاس هاي ضمن خدمت و غيره آزاد هستند. بنابراين تعداد روزهاي واقعي تحصيل به مراتب كمتر خواهد بود. حضور معلم در مدرسه مسئله اي است كه نياز به توجه ويژه دارد. در برخي از كشورها اقداماتي بايد صورت گيرد (براي نمونه، دخالت دادن انجمن محلي يا والدين در مديريت مدرسه) تا معلمان براي تدريس در مدارس حضور پيدا كنند.

در خصوص مدت زماني كه بايد به آموزش هر ماده درسي اختصاص يابد و اينكه چند ساعت در هفته و براي مدت چند سال يك ماده درسي بايد آموزش داده شود، مطالعات زيادي مورد نياز است.

كارول (Carroll,1975) پيشنهاد كرد براي اينكه يك دانش آموز به خواندن درك مطلب زبان فرانسه به عنوان زبان خارجي تسلط يابد، به طور متوسط به شش سال مطالعه مداوم (با چهار يا پنج جلسه هفتگي) براي 40 هفته در سال نياز دارد كه دانش آموزان از انگيزه خيلي بالا برخوردار باشند و شرايط تدريس نيز بسيار خوب باشد اين مدت را مي توان حداكثر به 4 سال تقليل داد.

مدت زمان آموزش را مي توان از جنبه ديگري هم مورد مطالعه قرار داد و آن مدت زماني است كه عملاً در كلاس درس به امر يادگيري و تدريس اختصاص مي يابد و مدت زماني كه دانش آموزان عملاً براي يادگيري در كلاس صرف مي كنند (در مقابل خيال پردازي و غيره) بسياري از مطالعات انجام شده در اين زمينه نشان مي دهند كه هر چه اين مدت زمان بيشتر باشد با ثابت نگهداشتن بقيه عوامل، ميزان يادگيري دانش آموزان بيشتر است.

بالاخره، تكاليف درسي از اهمّيّت زيادي برخوردار دارند. دانش آموزاني كه تكاليف درسي بيشتري انجام مي دهند، در مقايسه با بقيه موفق ترند هر چند كه آن تكاليف مورد ارزشيابي و نمره گذاري قرار نگيرند. اگر به تكاليف درسي نمره داده شود و معلم ويژگي هاي هر دانش آموز را مورد توجه قرار دهد و به او كمك كند تا نقاط ضعف خود و راه اصلاح آنها را بشناسد، ميزان يادگيري به مراتب افزايش مي يابد. بديهي است اگر معلمين از انگيزه كافي براي كار كردن برخوردار نباشند يا به فعاليت هاي ديگر در ساعات بيكاري مشغول شوند، احتمال اينكه تكاليف درسي دانش آموزان مورد نمره گذاري قرار گيرد كم خواهد بود.

1ـ سازمان و تسهيلات مدرسه

       مطالعات (Fuller IER,Ibid ) نشان مي دهند كه هيچ گونه اختلافي بين ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در مدارس كوچك و بزرگ با تعداد دانش آموزان متفاوت مشاهده نشده است و در نتيجه مي توان ابعاد مدرسه را افزايش داد مشروط بر آنكه مديران اين گونه مدارس قبلاً آموزش هاي مناسب را ديده باشند.

در رابطه با نقش تراكم كلاس (تعداد دانش آموزا در كلاس) بطور كلي مطالعات نشان مي دهند كه در كلاس هاي كم تراكم موفقيت دانش آموزان بيشتر نيست، مگر آن كه تراكم كلاسي كمتر از 15 نفر باشد كه در اين صورت امكان آموزش انفرادي فراهم مي شود. همچنين مي توان اظهار داشت كه ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در كشورهاي صنعتي در كلاس هاي بيش از 45 نفري و در كشورهاي در حال توسعه در كلاس هاي بيش از 55 نفري كاهش مي يابد. جالب توجه است كه در مقايسه تطبيقي انجام شده بين دانش آموزان پايه پنجم 15 كشور كره با تراكم 60 نفر در كلاس و ژاپن با 42 دانش آموز در كلاس رتبه اول را بدست آورده اند (IEA , 1988) بنابراين آنچه در پيشرفت دانش آموزان نقش مهمي ايفا مي كند، تراكم كلاسي نيست بلكه آن چيزي است كه در كلاس اتفاق مي افتد. در مورد كلاس هاي با تراكم بيش از 60 دانش آموز در كلاس هيچ گونه مطالعه اي در دسترس نيست و به نظر مي رسد كه عدد 60 را  بتوان به عنوان تراكم حدأكثر به حساب آورد البته مشروط بر آن كه اتاق درس به اندازه كافي براي آن تعداد دانش آموزان بزرگ باشد و معلم قبلاً با شيوه تدريس در اين گونه شرايط آشنا شده باشد.

يكي از مشكلاتي كه وجود دارد اين است كه معلمين معمولاً براي تدريس در كلاس هاي با تراكم متوسط آماده مي شود. بايد توجه داشت كه اگر تراكم كلاسي بالا رود، معلمين بايد آموزش هاي لازم را براي تدريس در كلاس هاي با تراكم بالا ببينند. همچنين بايد انگيزه كافي براي حضور آنها در كلاس هاي پر تراكم به وجود آيد كه به سادگي ممكن نيست.

استفاده از مدارس دو شيفت و سه شيفت اين امكان را مي دهد كه بدون افزايش هزينه اي سرمايه اي بتوان از تعداد بيشتري دانش آموز ثبت نام كرد. در صورتي كه معلمين فقط در يكي از نوبت ها تدريس كنند به نظر مي رسد اينكه دانش آموز در كدام نوبت در مدرسه حضور يابد، تأثيري در پيشرفت تحصيلي وي نخواهد داشت. البته بسياري از معلمان براي بدست آوردن درآمد بيشتر در دو نوبت (گاهي در دو مدرسه متفاوت) تدريس مي كنند از والدين نيز ترجيح مي دهند فرزندان آنها در نوبت اول كه هوا خنك تر است و كودكان آماده ترند، به مدرسه بروند. گرچه در بسياري از كشورها مدارس بصورت دو يا چند نوبتي در آمده اند، به نظر مي رسد كه تأثير چنداني بر نتايج نداشته است. جمع آوري اطلاعات بيشتر در اين زمينه بسيار مفيد خواهد بود.

1ـ مدارس شهري و روستايي

در بسياري از كشورها، بين پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مناطق شهري و روستايي اختلاف زيادي مشهود است و به ندرت ممكن است اين اختلاف به نفع مناطق روستايي باشد، مگر در مقايسه با مناطق پست حومه شهرهاي بزرگ كه ممكن است از كيفيت پايين برخوردار باشند. در بقيه موارد اين مناطق روستايي هستند كه از وضعيت بدتري نسبت به مناطق شهري برخوردارند.

در اين خصوص بايد توجه كرد كه تخصص نابرابر منافع بين مدارس مختلف در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان آن مدارس مؤثر است. اطلاع از نسبت تعداد ميز و نيمكت به ازاي هر دانش آموز تعداد تخته سياه قابل استفاده به ازاي هر اتاق درس، تعداد اتاق هاي درس با كف خشتي، چوبي، سيماني تعداد روشنايي به ازاي هر اتاق درس، تجهيزات مورد نياز براي آموزش عملي علوم (ويا حتي در كشورهاي غني تر، فضاي آزمايشگاه و كاربرد آنها به ازاي هر دانش آموز) و… با استفاده از نتايج سرشماري به سادگي ميسر است.

وقتي دستيابي به اين گونه اطلاعات اساسي در سطح ناحيه، منطقه يا كشوري ممكن نباشد به ناچار بايد حدأقل هر چند سال يكبار اين گونه اطلاعات جمع آوري شود. مي توان در جايي كه سرشماري صورت نمي گيرد. اين گونه اطلاعات را با استفاده از روش نمونه گيري به دست آورد داده  بايد تجزيه و تحليل شوند و اقدامات مناسب براي هر چه بيشتر بر قرار كردن برابري بين مدارس انجام گيرد. از انجمن هاي محلي نيز مي توان در اين زمينه كمك خواست. از سياست ملي هند در اين مورد مي توان بسياري مطلب آموخت. تسهيلات اساسي نظير دو اتاق نسبتاً وسيع تخته سياه، نقشه، نمودار و ديگر مواد آموزشي براي همه مدارس ابتدايي بايد فراهم گردد.www.zibaweb.com

مشكلات ويژه اي در مدارس مناطق دور افتاده وجود دارد. مدارس در اين گونه مناطق اغلب كوچك هستند و گاهي فقط يك معلم دارند كه بايد شش پايه دوره ابتدايي را به تنهايي تدريس كند. در چنين شرايطي بايد آموزش هاي لازم به معلمين داده شود و در اين زمينه كشورهاي در حال توسعه مي توانند از تجربيات كشورهاي پيشرفته استفاده كنند. مشكل ديگر جذب معلمين براي كاركردن در مدارس روستايي (اغلب دور افتاده) و نگهداري آنها در اين گونه مناطق است. (Chivore,1988)

عدم تمايل معلمين آموزش ديده براي رفتن و ماندن در مناطق روستايي به خوبي آشكار است. كيفيت معلمين مناطق روستايي با ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ارتباط دارد. پاداش نقدي و تأمين مسكن رايگان كه مي تواند پرهزينه باشند هميشه كافي نيستند.

نقش مدير مدرسه نيز بسيار حائز اهميت است. فولر (Fuller,1986) نشان داده است كه نقش مدير مدرسه اغلب با نوع مدرسه (نظري، حرفه اي) و فرهنگ محيط در ارتباط است. آموزش رسمي مديران مدارس پس از انتخاب آنها به اين سمت، اثرات مثبتي بر نحوه اداره مدرسه داشته و بايد احتمالاً بخشي از آموزش ضمن خدمت يا از طريق كار تلقي شود. هزينه اين آموزش از طريق كار ناچيز است مگر براي گروهي كه در رابطه با محتواي اين دوره و تهيه مواد آموزشي مورد نياز فعاليت مي كند. محتواي آموزشي اين دوره ها بايد به صورت ملي تهيه شوند و در هنگام بررسي محتواي چنين دوره هايي در ديگر كشورها به ويژه كشورهاي صنعتي بايد دقت كامل مبذول گردد.

در مناطقي كه بيشتر والدين بي سواد يا كم سواد هستند، مديران مدارس مي توانند برنامه هايي را براي والدين تهيه كنند و از اين طريق در رفتار والدين تغيير ايجاد كنند. براي نمونه به آنها بياموزند كه فرزندان خود را مجبور كنند تا درس ها را براي آنان بخوانند، يا به والدين آنچه را كه آموخته اند تعريف نمايند. چنين برنامه هايي اثرات بسيار شگفتي بر پيشرفت دانش آموزان به ويژه دانش آموزان پايه هاي دوم و سوم كه از نظر خواندن ضعيف هستند داشته باشد.

(Sawadisevee , Jiyono and Nordin 1982 )

اقدامات زيادي در اين زمينه صورت گرفته كه ارزش ثبت و خلاصه كردن را دارد. در تمامي اين اقدامات نقش مديران مدارس توجه بوده است.

1ـ آموزش از راه دور

وقتي از برنامه هاي آموزشي از راه دور و استفاده از راديو يا وسايل ارتباطي ديگر به عنوان يك وسيله تكميلي براي آموزش در كلاس درس استفاده شود، در بالا بردن پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مي تواند مؤثر باشد. (Mcanany et al,1982)

 توليد اوليه برنامه هاي درسي پرهزينه است. ليكن هزينه سرانه به ازاي هر دانش آموز كم خواهد بود. همان گونه كه Mcanany et al  تأكيد مي ورزند، ضرورت است كه هر يك از عناصر مورد آزمايش قرار گيرند و در صورت ضرورت قبل از اجراي برنامه تجديد نظر لازم در آنها صورت گيرد. وقتي تمرين ها خيلي به سرعت و بدون اجراي آزمايش هاي لازم شود، تأخيري بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نخواهد داشت و هزينه هاي اوليه توليد به هدر خواهد رفت.

عوامل زيادي وجود دارند كه فرايند يادگيري را تحت تأثير قرار مي دهند و پژوهش هاي زيادي در اين زمينه انجام شده كه ارائه آنها در اينجا ممكن نيست. با گسترش پژوهش ها بايد به توان تأثيرات عوامل مختلف را تشخيص داد. ضروري است نسبت به جمع آوري اطلاعاتي كه پيشرفت دانش آموزان تأثير مثبت يا منفي و يا احتمالاً تأثيري ندارند، اقدام شود. نظرات زيادي در اين زمينه مجود دارد كه اين پژوهش ها مي تواند صحت و سقم آنها را نشان دهد. به علاوه ضروري است هر كشوري مكانيزمي براي قضاوت در مورد سلامت آموزش و پرورش و هدف هاي برنامه ريزي در اختيار داشته باشد.

اولياء و معلمين براي اين كه از وضعيت تحصيلي دانش آموزان در مواد درسي مختلف آگاه شوند و بدانند در چه قسمتي بايد بيشتر كوشش نمايد، نيازمند اطلاعات هستند، مدير مدرسه نياز دارد در باره نقاط قوت و ضعف هر يك از كلاس هاي مدرسه (در باره تفاوت هاي جنسي) اطلاعات داشته باشد و همچنين بايد بداند و ضعف مدرسه او در هر پايه تحصيلي در مقايسه با مدارس مشابه ديگر چگونه است؟ مدير مدرسه بايد مجموعه فعاليت هاي مدرسه را برنامه ريزي كند و اطلاعات لازم را براي برنامه ريزي فعاليت هاي سال آينده در اختيار داشته باشد. مسئول منطقه بايد بداند كه هر يك از مدارس چگونه كار مي كند، نسبت به تفاوت هاي شهري و روستايي و نظاير آن آگاهي داشته باشد تا بداند در چه قسمتي داد منابع بيشتر مفيد خواهد بود و براي اين كار نيازمند اطلاعات است. اداره برنامه ريزي ملي در زمينه نحوه عملكرد مناطق و استان هاي مختلف كشور نيازمند اطلاعات است. همچنين اطلاعاتي در زمينه نقش هر يك از عوامل (موقعيت مكاني، تجهيزات، آموزش معلمان، كيفيت تدريس، مديريت مدرسه و … ) در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در مواد درسي مختلف و مناطق و مدارس نياز دارد. اداره برنامه ريزي همچنين بايد بداند كه آيا فارغ التحصيلان و آموزش ديدگان در ارتباط با جامعه به آساني كار پيدا مي كنند و مشاركت آنها در توسعه اقتصادي و اجتماعي چگونه است؟ كه اين موضوع البته مطمح نظر اين نوشته نيست.

چنين داده هايي را مي توان از طريق بررسي هاي منظم جمع آوري و در اختيار تصميم گيرندگان سطوح مختلف قرار داد. وقتي كه نظام هاي آموزشي اطلاعات لازم را در چنين زمينه هاي اساسي نظير تعداد دانش آموزان هر كلاس/مدرسه، تعداد اتاقهاي درس ، كتاب و ميز تحرير و نظاير آن در اختيار نداشته باشند، مي توان به سادگي آنها را از طريق ارزيابي هاي منظم به دست آورد.

وقتي تفاوت هاي زيادي در تدارك و همچنين عملكرد مدارس يا مناطق نسبت به هم وجود داشته باشد مي توان تأخير اين تفاوت ها را بر نتايج عملكرد مدرسه، نظير پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ، رفتار و مهارت هاي آنها ارزيابي نمود. اين ها از اطلاعاتي هستند كه برنامه ريزان آموزشي به آنها نياز دارند.

ضمناً داشتن اطلاعاتي از ديگر كشورها و مقايسه ميزان پيشرفت تحصيلي يك كشور با آن ها (به ويژه با كشورهايي كه از نظر اقتصادي در مرتبه مشابهي دارند) و مقايسه ميزان تفاوت ها در مقايسه با ساير كشورها مي توان بسيار سودمند باشد.

بدون ارزيابي منظم، آگاهي از سلامت يك نظام غير ممكن است. و اين در حالي است كه هزينه ايجاد و احد ارزيابي حدود در صد مجموع بودجه مدارس ابتدايي و متوسطه خواهد بود.تلخیص ، حمید رضا ترکمندی کارشناس ارشد مدیریتwww.zibaweb.com

 

منبعProspects for educational planning              

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:28 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

ویژگیهای مدیر و مديريت در نهج البلاغه

- شجاعت

امیر المومنین در نامه به مالک اشتر می فرمایند: «به اهل شجاعت بپیوند و آنان را به عنوان کار گزار انتخاب نما.» (قوچانی،1374،ص137).2- علم ودانش

حضرت علی (ع) در خطبه 172 نهج البلاغه می فرماید: «ای مردم همانا سزاوار ترین مردم به این امر (خلافت و زمامداری) کسی است که توانا ترین آنها بر اجرای امور و دانا ترین به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد

- قاطعیت

علی (ع) از شک و تردید بی مورد نهی کرده و می فرماید: «علم خود را به جهل و یقین خود را به شک تبدیل نکنید، وقتی دانستید عمل کنید و زمانی که یقین کردید، اقدام نمایید.» (نهج البلاغه:حکمت 274).

- تجربه کاری

علی (ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید: «افراد باتجربه را به عنوان کارگزار انتخاب نما.» (قوچانی، 1374،ص82).

- استقامت در برابر مشکلات

حضرت علی در این مورد در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: «پس برای مشاغل کلیدی از سپاهیان و لشکریان خود کسی را انتخاب کن که در برابر دشواری ها و پیش آمد های سخت و تلخ، استوار باشد و مصیبت های بزرگ وی را از پا ننشاند.فردی باشد که هنگام ناتوانی و ضعف دیگران، بر او ضعف و ناتوانی غالب نشود و بر اثر بی خیالی دیگران، بی تفاوت نگردد.» (قوچانی،1374،ص136).

 - حسن تدبیر

از مهمترین عوامل فروپاشی سازمانها و دولت ها سوءتدبیر است. علی (ع) می فرمایند: «چهار چیز دلیل برگشت روزگار و اوضاع و احوال دولت ها و حکومت هاست. بدی تدبیر و زشتی تبذیر و کمی عبرت گرفتن و بسیاری مغرور شدن

-قدرت و توانایی

در نامه 61 به کار گزار نالایق خود کمیل بن زیاد نخعی، عدم قدرت و توانایی او را تذکر می دهد و او را مورد ملامت قرا ر می دهد.

- سعه صدر

علی علیه السلام می فرماید: «سعه صدر ابزار حکومت است و این نشان دهنده اهمیت بسیار زیاد سعه صدر برای مدیران و مسئولان می باشد.

-- شایستگی و کفایت

علی (ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید: «ای مالک در بکارگیری کارگزارانی که باید زیر نظر تو کار کنند هیچ گونه واسطه و شفاعتی نپذیر مگر شفاعت کفایت و امانت را

- نظم و انظباط

علی (ع) در بخشی از عهدنامه خود به مالک اشتر می فرماید: «کار هر روز را همان روز انجام بده زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد.» همچنین در وصیت خود می فرمایند: «سفارش می کنم شما را به تقوی و نظم در امور

- حسن سابقه

در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: «بدترین وزیران تو کسانی هستند که وزیران والیان بدکار پیش از تو بوده اند و با آنان در گناهان همکاری کرده اند. مبادا صاحبان اسرار تو باشند زیرا که یاران گنهکاران و برادران ستمکارانند. تو می توانی به جای آنها بهتر از آنها را بیابی، کسانی که نظریات و نفوذ آنها را دارند ولی وزر و وبال آنها راندارند و با ستمکاران و گنهکاران همکاری نکرده اند. این مردان پاکدامن هزینه کمتری بر تو تحمیل میکنند و نسبت به تو مهربانترند و با بیگانه کم الف ترند، آنها را مخصوصان جلسه های سری و انجمن های علنی خود قرار ده

- داشتن پشتکار و دوری از تنبلی

علی (ع) فرموده اند: «در کارهای خود بر افراد سست و تنبل تکیه نکن.» (دلشاد تهرانی،1377،ص372-375).

- بلندی همت

در نامه 53 خطاب به مالک اشتر می فرماید: «با بلند همتان بپیوند

- تند ذهنی و داشتن حافظه قوی

ایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «کسی را برگزین که در رساندن نامه کارگزارانت به تو یا رساندن پاسخ های تو به آنها کوتاهی نکند و در آنچه برای تو می ستاند یا از طرف تو به آنها تحویل می دهد فراموشکار نباشد.

- آینده نگری

در خطبه 154 فرموده اند: «بینادل خرد مند پایان خویش می بیند و پست و بلند و نشیب و فراز خود را می شناسد

- پاکی و صلاحیت خانوادگی

آن حضرت به مالک اشتر توصیه می نماید: «و از آنان که گوهری نیک دارند و از خاندانی پارسا و صالحند و از سابقه نیکو برخوردارند، فرماندهان را برگزین

-داشتن قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل

آن حضرت در معرفی مالک اشتر به دیگر فرماندهان نظامی به مهارت اداراکی و تشخیص و تجربه و تحلیل مسائل توسط مالک اشتر اشاره می فرمایند: «من مالک اشتر پسر حارث را بر شما وسپاهیانی که تحت امر شما هستند فرماندهی دادم، گفته او را بشنوید و از فرمان او اطاعت کنید. او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزینید زیرا که مالک نه سستی به خرج داده و نه دچار لغزش می شود. نه در آنجایی که شتاب لازم است کندی دارد و نه آنجا که کندی پسندیده است شتاب می گیرد.» ( نهج البلاغه، نامه 53).

- خصوصیات و معیارهای ارزشی

 -عدالت و انصاف

درنامه 53 به مالک اشتر: «دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو، در حق،  میانه ترین، در عدل، فراگیرترین، و در جلب رضایت مردم گسترده ترین باشد. که همانا خشم عمومی مردم خشنودی خواص را از بین می برد،  اما خشم خواص را خشنودی مردم بی اثر میکند.»  و در جای دیگری از فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می فرمایند: «انصاف برقرار کن میان خدا و مردم و خویشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعیت که رغبتی به او داری و اگر چنین انصافی برقرار نکنی، مرتکب ظلم گشته ای و کسی که به بندگان خدا ظلم کند خصم او خداست از طرف بندگانش، و هر کسی که خدا با او خصومتی داشته باشد دلیلش را باطل سازد و او با خدا در محاربه است

حضرت درنامه به فرمانروای حلوان،  اسود ابن قطب می نویسد: «پس باید کار مردم در حقی که دارند در نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید.» (احمد خانی، 1379،صص109-101).

 - تواضع و فروتنی

حضرت علی (ع) به یکی از والیان خود نوشته است: «در برابر رعیت فروتن باش.» (دلشاد تهرانی،1377،ص 134 ).

- سخاوت

حضرت علی (ع) سخاوت و گشاده دستی را از معیار های انتخاب مدیران دانسته است که سخاوت درمال، کار، اخلاق، همکاری، اندیشه و....را هم دربرمی گیرد.» (نهج البلاغه :نامه 53).

 - وفاداری

علی (ع) در نامه 53 به مالک اشتر فرموده است: «سپس با فرستادن ماموران مخفی، راستگو و وفادار، کارهای آنان را زیر نظر بگیر

 - گشاده رویی

درنامه 26 به یکی از کارگزاران سیاسی خود می فرماید: «پر و بالت را برابر رعیت بگستران، با مردم گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و واشاره نمودن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مایوس نگردند

- تسلط برخشم

ایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «آن کس را فرمانده لشکریان نما که از همه در علم  و بردباری بالاتر باشد و از کسانی باشد که خشم او را فرا نگیرد و زود از جای خود به در نرود

- میانه روی در درشتی و نرمی

در نامه 19 به یکی از مدیران فرمود: «همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کرده اند، من درباره آنها اندیشیده ام، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، زیرا که مشرکند، و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری، زیرا که هم پیمانیم، پس در رفتار با آنها، نرمی و درشتی را در هم آمیز، رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور نمودن رعایت کن

صبر و بردباری

در خطبه 190 خطاب به لشکریان خود چنین فرموده اند: «بر جای خود محکم بایستید و در برابر بلایا و مشکلات استقامت کنید.» همچنین در حکمت 153 چنین فرموده اند: «انسان صبور پیروزی را از دست نمی دهد هر چند زمان آن طولانی شود

امانتداری

امیرالمومنین در نامه ای به برخی از کارگزاران خود نوشته: «کسی که امانت را خوار شمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، در های خواری و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسوا تر خواهد بود و بزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب نسبت به پیشوای مسلمانان است.» (دلشاد تهرانی،1377،ص279).

خوش بینی نسبت به دیگران

درنامه 53 به مالک اشتر می فرماید:  «هیچ عاملی بهتر و قوی تر از نیکی به رعیت و سبک ساختن هزینه های آنان و ترک تحمیل بر دوش آنان نیست. پس باید در این باب کار کنی که خوش بینی به رعیت را به دست آوری زیرا خوش بینی رنج بسیار را از تو دور می کند. چنانچه انسان خوشبین به دیگران باشد، همیشه اعصاب و افکار او در آسایش و راحتی است به خلاف اینکه اگر نسبت به دیگران بدبین و بدگمان باشد، مرتب افکار او در اطراف نکات منفی و غیر صحیح دور می زند و مرتب در حالت جنگ درونی و گرفتار مسائل روانی و ناراحتی اعصاب خواهد بود.3-2-11- رفق و مدارا

در نامه 46 به یکی از کار گزاران می فرماید: «در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، اما آنجا که جز با شدت عمل کارها پیش نمی رود شدت عمل به خرج ده و پر و بال خود را برای مردم بگستر و با چهره گشاده با آنان روبرو شو و نرم خویی با آنان را نصب العین خود قرار بده

- طرد سخن چین

علی (ع) در این مورد می فرمایند: «در قبول سخن بد گویان شتاب مکن که سخن چین فریبنده است، گرچه در جامه خیرخواهان در آیدحمید رضا ترکمندی ، زیباوب www.zibaweb.com

-طرد چاپلوس

در نامه 53 خطاب به مالک اشتر می فرماید: «بپرهیزید از خود پسندی و از شگفتی در خویش و در باره صفتی از اوصاف خود که خوشایند توست و بپرهیز از اینکه دلبسته آن باشی که در ستایش تو از اندازه بگذرند همانا که بهترین فرصت شیطان در این احوال است تا نیکوکاری نیکوکاران را بر باد دهد و باید کسانی نزد تو برگزیده تر باشند که پیش از همه در روی تو سخن تلخ بر زبان آورند و ترا در آنچه خدای بر دوستان خود نپسندد، کمتر یاری کنند. به اهل پرهیز و راستی بپیوند و آنگاه آنان را چنان پرور که در ستایش تو از اندازه نگذرند و به باطل ترا در کاری بزرگ که به تو نسبت می دهند و تو آن کار را نکرده باشی،  دلشاد نسازند. چه زیاده روی در ستایش، در دل خود بینی پرورد و آدمی را به تکبر وادارد

- توجه به کارکنان

در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: «آنگاه به حد وافی نیاز مندی های آنان را تامین کن که این خود امکان می دهد که در اصلاح خویش بکوشند و از تصرف در اموالی که در اختیارشان می باشد بی نیاز گردند، حجت را بر آنان تمام می کند که عذری برای مخالفت با امر تو یا خیانت به امانت تو نداشته باشند

- عیب پوشی و پرهیز از عیب جویی

امام علی در نامه به مالک اشتر می فرماید: «و باید دور ترین افراد رعیت از تو و دشمن ترین آنها در نزد تو،  کسی باشد که پیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیب هایی است و والی از هرکس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیب های مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود. زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است داوری می کند. تا توانی عیب های دیگران را بپوشان، تا خداوند عیب های تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند و از مردم گره هر کینه ای را بگشا و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته اند، به تغافل زن وگفته سخن چین را تصدیق نکن

- خصوصیات و معیارهای مکتبی

معیار های مکتبی ریشه در مکتب اسلام و مدیریت اسلامی دارد. جایگاه و مفهوم انسان در دو مکتب الهی و مادی، معیار ها و ملاک های انتخاب افراد در مناصب و مدیریت ها را نیز شکل می دهد به طوری که در مکتب تیلوریسم به انسان به عنوان گوریل باهوش و در مکتب اسلامی به عنوان خلیفه نگریسته می شود. درمدیریت اسلامی هدف صرف، تولید نیست (آفتاب،دوشنبه 13 آبان 1387).

اسلام یک چشم انداز (vision) است و هدف غایی و نهایی آن، تعالی انسان است. مثلاً نسان به جایی برسد که نه تنها توجه به چهارچوب خانواده خود بلکه خواستار برابری و برادری همه انسانها در سراسر دنیا از هر نژاد و عقیده و ... باشد. یعنی به سمت تعالی و از خود رها شدن پیش برود. این دیدگاه متعالی اسلام در همه عصرها و زمانها و برای همه انسانها از هرعقیده و نژاد و...پذیرفته شده و قابل قبول است و آرزوی همه بشریت است. به همین دلیل اسلام فنا ناپذیر است. ولی، در زمانهای مختلف، از بعداز وفات پیغمبر (ص) تاکنون، راهکارهای رسیدن به این چشم انداز، باتوجه به علم روز، متفاوت بوده، به دست بشر و با علم و اطلاع محدود بشر طرح ریزی شده است. همواره، انسانهای شیطان صفت و دیکتاتور تلاش نموده اند تا عقاید باب طبع خودشان که در جهت منافع آنها بوده را عین اسلام جلوه داده و حق انتقاد و ارائه راهكارهای درست و مطابق علوم روز را از مردم و متخصصین سلب كنند. به همین دلیل، لازم است که علما و متخصصین، در هر زمان مطابق با پیشرفت علوم  روز راهکارهای جدیدی برای رسیدن به اهداف غایی اسلام بیابند .ولی به آن حالت قداست ندهند و اجازه دهندكه به طور دائم و همیشگی در طول ایام و دوران،  راهکار آنها مورد انتقاد قرار گیرد و چکش کاری شود تا صیقل بخورد و ایرادات و اشتباهات آن گرفته شود و آن چیزی شود که واقعاً در شان نزدیک کند. http://www.m-o-d-i-r.blogfa.com

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:26 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

شيوه های کهنه آموزش در مدارس، دشمن خلاقيت و کارآفرينی

 

تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی ايران گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. مدتهاست کشورهای پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند که برای اين که نسل بزرگسال کارآفرينی پرورش دهند، بايد آموزش کارآفرينی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. به اين ترتيب کودکی که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا می شود. در آينده نيز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود.  جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايی نياز مبرمی دارد.

حميده احمديان راد :ژاين نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود.

خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند:

برخی از کارشناسان فراتر از اين می روند و توصيه می کنند که آموزش کارآفرينی از سنين کودکی شروع شود چرا که کارآفرينی از تجربيات زندگی در محدوده خانواده و فرهنگ سرچشمه می گيرد.

سوده را کارشناس ارشد کارآفرينی می گويد: " زمانی تصور می شد افراد، کارآفرين به دنيا می آيند چون خصوصيات آنها به قدری نادر و بخصوص بود که در هر جايی يافت نمی شد. در حالی که امروزه شواهد کافی وجود دارد که نشان می دهد، صفات کارآفرينی می تواند در نتيجه آموزش های دوران کودکی و استقلال و اتکا به خود و نيز در نتيجه ارزش های فرهنگی مربتط با کار و صنعت پرورانده شود. روانشناسان معتقدند که 5 سال اول زندگی اثر دائمی بر شخصيت فرد به جای می گذارد. در اين دوران نوع رفتارها د رخانه و خانواده بيشترين تاثير را در شکل گيری رفتار آينده کودک بعنوان فرد بالغ به جا می گذارد. برای مثال کوکانی که مادران آنها پيوسته و همراه با محبت برايشان از طريق داستان، کتاب، اسباب بازی، بازی و گفت و گو ايجاد تحرکات ذهنی اوليه می کنند، در دوران مدرسه و دبيرستان هميشه نمره هايی خوبی می آورند و در آينده به افرادی مطمئن، شاد، فعال، اجتماعی، از نظر احساسی مستحکم و از نظر ذهنی کنجکاو و تبديل می شوند. همچنين مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. اين کودکان در مواردی که از خود استقلال، ابتکار و پشتکار نشان داده اند، تشويق شده و به خاطر آن جايزه گرفته اند و در صورت تنبلی و انجام تقاضای بی جا به آنها پاداش داده نشده است. حتی برخی از کارآفرينان از خانواده هايی می آيند که ناپايدار و غير متحد بوده و با بحران هايی نظير مرگ يکی از والدين، جدايی والدين، طغيان عليه و الدين و اخراج از خانه مواجه بوده اند. اين گونه کودکان تحت فشار قرار گرفته و در نتيجه چگونگی سير کردن شکم و تصميم گيری را زودتر ياد گرفته اند . "

شيوه های کهنه آموزشی مانع خلاقيت کودکان ايرانی :

روانشناسان می گويند بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. اين به معنای آن است که نحوه آموزش و پرورش کودکان ما صحيح نيست. ما در خانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده پر می کنيم و اين رويه را تا پايان دوران مدرسه ادامه می دهيم. به این ترتيب کودکان و نوجوانان ما توانايی کشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه       خلاقيت شان را از دست می دهند. در واقع شکل آموزش و پرورش ما از لحظه تولد کودک با توانمندی های او و امکانات بالقوه کشور مطابقت ندارد. به اين ترتيب نمی توانيم چنان که بايد افراد کارآفرين پرورش دهيم.

کارشناسان می گويند ايراد نوع آموزش ما اين است که از پيش تعيين شده است. در حالی که کودکان خودشان بايد به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرک های گوناگون از جمله ارتباط با طبيعت، افراد و فليمهای مناسب مواجه شوند.

سوده راد می گويد: تحقيقی توسط محققی به نام چلبی از سال 1375 تا 1378 در ايران انجام گرفت. محقق با بررسی 2021 نمونه از چند شهر کشور به 7 نوع عمومی شخصيت با درصد فراوانی های مختلف رسيد که از آن ميان بيشترين درصد يعنی 27/3 درصد متعلق به شخصيت متوسط بود و تنها 4/4 درصد اين نمونه ها شخصيت فعال داشتند. کسانی که شخصيت فعال دارند ، اغلب آمادگی روبه رو شدن ، تطابق، سازگاری و همنوايی با محيط های متنوع و جديد را دارند. اين دسته از افراد بطور کلی طالب موفقيت در امور مختلف زندگی هستند و در همان حال مايلند روی محيط خود کنترل ابزاری و نظارت داشته باشند. در حالی که شخصيت متوسط دارای تمايلی به فعال شدن در محيط به صورت ابزاری منتها در حد متوسط دارد. "

وی می افزايد: " در نسل های پيشين در کشور ما مثل جوامع و     خانواده های غربی  کنونی، فرزندان بخصوص پسران از سنين کودکی و نوجوانی با مفهوم کار و در آمد آشنا می شدند. بطوری که حتی در خانواده های ثروتمند نيز شاگردی فرزند و يادگيری کار، مذموم شناخته نمی شد . " به اين ترتيب لازم است که خانواده های ايرانی نگرش خود را يکبار ديگر تغيير دهند. اين تغيير هم با آموزش ممکن است.

اين کارشناس می گويد که در کشور آمريکا بنيادی بنام نيروی کارآمريکايی جديد و برنامه خانواده ، در جهت آموزش خانواده ها فعاليت می کند و سياستگذاران را در ارائه راه حل های جديد برای تقويت خانواده و کارآفرينی ياری می رساند. همچنين در اين کشور برای تقويت مهارت آمريکايی ها و ارتقای رقابت در اقتصاد و به منظور انجام فعاليت های کارآفرينانه و همين طور در موضوع خانواده و کودکان تحقيقات مختلفی انجام و نيز کنفرانس هايی برپا می شود.

خلاقيت با آزادی شکوفا می شود :

آلبرت انيشتين در خاطراتش می گويد: " نظر یه نسبيت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد. زيرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای انديشيدن به فضا و زمان ندارد. اينها چيزهايی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام . "

به اين ترتيب پرورش خلاقيت کودکان تاثير مهمی در آينده آنها دارد. بسياری از کودکان تيزهوش اند ولی در بزرگسالی هرگز متناسب با هوش شان پيشرفت نمی کنند. اين موضوع به نحوه آموزش و پرورش آنها بر می گردد.

دکتر معصومه رفيقی روانشناس کودکان می گويد: " جان لاک می گفت بچه ها طبيعت منفعلی دارند. با پاداش و تنبيه بايد رفتار آنها را تقويت کرد. بعدها روسو گفت بچه طبيعتا" فعال است. خودش اکتشاف می کند و اگر مانعی مقابلش ايجاد نشود، خلاق می شود. الان نظريه روسو غلبه دارد. بطور کلی سن 5 سالگی سن جهش سريع در خلاقيت است. خلاقيت هم در آزادی شکل می گيرد. هر بچه ای به نوع استعدادهای خودش را نشان می دهد. آزادی به خلاقيت امکان بروز می دهد و محدوديت مانع بروز آن می شود. بازديد از مکان های مختلف هم خلاقيت را تقويت می کند. محيطی که بايد خانواده ها برای بروز خلاقيت ايجاد کنند محيطی است که بچه ها آزادانه فکر کنند. همچنين خانواده ها بايد براساس رشد و نياز بچه، اسباب بازی در اختيارش قرار دهند. به قول " اولين شارپ" بازی تفکر کودک است. بچه ها در سنين پيش از دبستان با بازی آموزش می بينند و با محيط اطرافشان مواجه می شوند و تطبيق پيدا می کنند. "

بسياری عقيده دارند يکی از موانعی که در کشورهای جهان سوم در مقابل خلاقيت وجود دارد، اين است که مردم اين کشورها بيشتر دوست دارند که کودکانشان را مطيع بار بياورند و حس پرسشگری آنها را سرکوب می کنند.

آموزش و پرورش شرط اول بروز خلاقيت :

در کشورهای پيشرفته کار زيادی در باره مسائل روانشناسی و  جامعه شناسی کودکان و نوجوانان انجام شده. وجود انبوهی از کتاب ها و مجلات مربوط به اين موضوعات در اين کشورها دليل اين مدعاست.      اين در حالی است که در کشور ما کار تحقيقاتی زيادی انجام نشده. همين موضوع باعث می شود که کودکان در اين کشورها با توانايی های بيشتری نسبت به کودکان ساير کشورها بزرگ شوند. شيوه های نوين آموزش و پرورش کمک می کند که آنها به کارهای نو دست بزنند و با هر موضوعی خلاقانه برخورد کنند. به اين  ترتيب ممکن است از نظر ما عجيب به نظر برسد که يک استاد دانشگاه اروپايی ، نجاری می کند، خانه اش را خودش بنايی می کند و آن را رنگ می کند، کتاب می نويسد و .. و هيچکدام از اين کارها هم برای او سخت نيست چون شيوه اکتشاف، طرح مشکل، حل مساله و تبيين و استنتاج را از کودکی آموخته است.

از ويژگی های ديگر آموزش و پرورش اين کشورها اين است که همه کودکان دوره پيش دبستانی را می گذرانند. در مهد کودک های اين کشورها هم امکانات زيادی برای توسعه تفکر خلاق بچه ها ايجاد شده و برای هر گروه سنی محيط های بازی و اسباب بازی های ويژه مهيا شده است.مهدهای کودک در اين کشورها، پرورش خلاقيت های ذهنی، مهارتهای فيزيکی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقيت و حس استقلال را هد قرار داده اند. تمام اينها دست به دست هم می دهد که از کودکان امروز، افرادی با آيده های نو و کارآفرينانه به وجود بيايد.

اينها نيازهای مبرم جامعه ايران نيز هستند. بنابراين لازم است که آموزش خلاقيت و کارآفرينی در سنين کودکی و نوجوانی هم در خانواده ها و هم در مدارس جدی گرفته شود. حمیدرضاترکمندی

بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند.

 منبع: مقاله  "شيوه های کهنه آموزش دشمن خلاقيت و کارآفرينی  "  - روزنامه ايران - سال سيزدهم - شماره 3688 - بخش گزارش  - دوشنبه 25 تير ماه 1386 www.Fekreno.org

 

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:24 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

نکاتی در مورد بهبود رفتار دانش آموز در سطح فردی ، کلاس و مدرسه/و مدیریت زنگ تفریح

در مدیریت  زنگ تفریح 2 دیدگاه مطرح است

1-ديدگاه مداخله گر

2-ديدگاه غيرمداخله گر 

ديدگاه مداخله گرمعتقدبه مديريت مستقيم رفتاردانش آموزان درزنگ تفريح ،ايجادتغييراتي در حياط وزمين مدرسه وآموزش بازي هاي سالم وبي خطراست .

انتقاد وارد به اين ديدگاه اين است که با اين نوع مديريت آزادي دانش آموزان و فعاليت هاي خود به خودآنان که ازنظراجتماعي مفيداست محدودمي شود.

اماديدگاه دوم که غیرمداخله گراست معتقداست؛

 که دانش آموزان درزنگ تفريح بايدکاملاً آزادباشندتابتوانندبه فعاليت هاوبازي هاي موردعلاقه خودبپردازند.دنباله روي ازاين ديدگاه نيزممکن است درمواردي به رشدفرهنگ ضدمدرسه منجرشود.استفاده ازآزادي منجرمي شودکه اين امرمي تواندبه خصوص اثرمخربي بريادگيري دانش آموزان داشته باشد.www.zibaweb.com

 درسالهاي اخيردربسياري ازکشورهاي پيشرفته نوآوري هايي درجهت بهبودرفتاردرکلاس وحياط مدرسه انجام شده وروش هاي جديدبراي مديريت زنگ تفريح به خوبي درجهت کاهش رفتاراختلال زا  مورد استفاده قرارمي گيردکه به  برخي ازآنهااشاره مي شود.

 

1-بهبودرفتاردرسطح سازمان، کلاس ودرس

2-بهبودرفتاردر دانش آموزان ازطريق جلب مشارکت آنان دربازسازي حياط ومحوطه بازي

3-بهبودرفتارازطريق بهبودروابط بين دانش آموزان

4-بهبودرفتاردانش آموزان ازطريق آموزش معلمان وبهبود جو مدرسه

 

براساس نظر واتکينس درهرمدرسه سطوح مختلفي وجودداردکه شامل:

 الف –سطح سازمان 

ب-سطح کلاس

ج –سطح فردي

 

باتوجه به اين که درسطح الگوهاي رفتاري خاصي بروزمي کند،مديريت رفتاردانش آموزان درهريک ازسطوح شناخت کافي وروشهاي تربيتي خاصي رامي طلبد.براي بهبودرفتاردانش آموزان درزنگ تفريح لازم است درهريک ازسطوح اقدامات تربيتي خاصي صورت گيرد.به عبارت ديگربدون توجه به اين که درکلاس ودرکل مدرسه چه مي گذردوچه الگوي رفتاري درآنجا  حاکم است  نمي توان انتظارداشت که دانش آموزان رفتارمتعادل وشايسته اي درزنگ تفريح ازخودنشان دهند.ازطرفي لازمه  بهبودرفتاردرهريک ازسطوح مشارکت کامل دانش آموزان وايجادجو ومحيطي دوستانه براي بحث وگفتگو درموردرفتارقابل پذيرش وغيرقابل پذيرش وتصميم گيري درزمينه مقررات کلاس ومدرسه ياتعديل واصلاح آن است.

 

خلاصه برخي ازاصول حاکم برسطوح مختلف سازمان مدرسه ،کلاس وفرد  براساس نظرمحقق فوق به شرح زيرمي باشد.

 

الف –بهبودرفتاردرسطح سازمان

 

تاسازمان مدرسه ومحيطي که درآن رفتارنامطلوب بروزمي کندمورد ارزيابي واصلاح قرارنگيرد ارائه راه حل هاي مختلف براي مسايل  انضباطي دانش آموزان چاره سازنخواهدبود.

 

ازويژگيهاي مهم سطح سازماني چگونگي رفتارمعلم هاوميزان همکاري آنان بايکديکراست .درمدرسه هايي که فرهنگ مشارکتي وجودداشته باشدبراي کمک به بهبودرفتاريک ياگروهي ازدانش آموزان مبادله اطلاعات وهمکاري معلم هاصورت مي گيردکه اين امرتاحدود زيادي مي تواندبه شناخت وحل مشکل کمک نمايد.ودرحالي که درمدرسه هايي که معلم هادرانزوا کار مي کنند مشکل رفتاري دانش آموزان به صورت يک مسئله بغرنج وتنبيه دانش آموزان خاطي به عنوان تنهاراه حل موردتوجه قرار مي گيرد.

 

بهبودرفتاردرسطح سازمان رامي توان باايجادفرصت هايي براي ارزيابي مديريت کلاس ها،روش هاي تدريس ،مقررات مدرسه ،الگوي رهبري ،نظام حمايت ازکارکنان وچگونگي ارتباطات فراهم آوردودرصورت لزوم هريک ازمواردفوق راموردتجديدنظرواصلاح قرارداد.

 

ب –بهبودرفتاردرسطح کلاس

 

ازعوامل ديگري که مي تواند بررفتار معلم وشاگردتاثير گذارد،شرايط کلاس مي باشد.

 

سازمان دادن وهدايت فعاليت دانش آموزان وتسلط بروقايع پيش بيني نشده درکلاس نيازمندمهارت قابل توجه معلم است . وچگونگي مهارت معلم درمديريت کلاس مي تواندازعوامل بروزياپيشگيري مشکلات رفتاري باشد.همان طورکه مشخص است پاسخ هاي واکنشي به هنگام بروزمسايل انظباطي کافي نيست بلکه مهم برنامه ريزي قبلي وانجام اقدامات لازم براي پيشگيري ازمسائل است .

 

واتکينس مهارت اصلي معلم رابرقراري يک نظام فعاليت درکلاس مي داند.منظورفعاليت هايي است که دريک نظام وحدت يافته باشند.اين محقق براين اعتقاداست که اگردرکلاس نظام فعاليت جريان نداشته باشدانظباط حاکم نخواهدشد.

نظام فعاليت هاي کلاس شامل:

 تعيين اهداف ،تعيين  تکليف ،توجه به ارتباطات ،درنظرگرفتن زمان براي هرفعاليت ودراختيارگذاردن منابع مناسب براي آن فعاليت است که براي هريک ازمواردفوق بايدقبلاً برنامه ريزي گردد.

 

از اقدامات ديگري که مي تواند درکاهش رفتارنامناسب کلاس موثرباشد مشارکت دانش آموزان درتنظيم مقررات کلاس وتقويت مهارت هاي ارتباطي آنان به خصوص آموزش رفتارارتباطي مناسب با  همکاران است .www.zibaweb.com

 

ج –بهبودرفتاردرسطح فرد

 

هردانش آموزبه علت شرايط ويژه خود داراي الگوي رفتاري خاص مي باشدلذا هرگز نمي توان دستورالعمل ساده اي براي پاسخگويي به رفتارهاي اخلاق نماي دانش آموزان درشرايط مختلف ارائه داد.علل بروز رفتارنامناسب دانش آموز درکلاس ياحياط مدرسه مي تواندناشي ازترکيب دانش آموزان درکلاس و نوع ارتباطات آنان ،رفتارمعلم ،چگونگي سازمان مدرسه ويادلايل فردي باشد.بنابرين درمرحله اول بايدتشخيص دادکه مسئله درکدام قسمت است .

 

جمع آوري اطلاعات توسط معلمان وتهيه فهرستي که نشان دهدچه رفتاري مشکل ايجادکرده ،درچه شرايطي رفتارموردنظربروز مي کندودرچه شرايطي امکان بروزآن محدوداست .قبل ازبروزرفتارچه اتفاقي مي افتد سپس ازوقوع آن چه پيش مي آيدمي توان مفيدباشد.

 

معمولاً رفتارنامناسب دانش آموزان درموقعيت هاي خاص بروزمي کند بنابرين براي شناخت رفتارآنها بايدبه محيط کلاس ونحوه مديريت آن ومهارت هاي حل تعارض معلم توجه نمود.

 

لازم به ذکراست که تعامل تجربيات معلم ها با هم درموردرفتارفردياگروه خاص وتبادل روشهاي موفقيت آميز مشاهده کلاس يکديگروبحث وتبادل نظر درمورد جو و مديريت کلاس مي توان درشناخت بهتررفتاراختلال زا وکاهش آن موثرواقع شود.بايدديدکداميک ازمعلم هاياهمکاران باجلب اعتماد واطمينان دانش آموزان مي تواندبه اودرجلوگيري ازرفتارموردنظرکمک کند.ممکن است معلم ودانش آموز دچار تضادوتعارض باشندوکمک شخص سوم مي توانددررفع مشکل ارتباطي موثرواقع شود.رفتاردانش آموزهمچنين ممکن است نشان دهنده مشکل شخصي ونيازمندتوجه خاص باشد.به هرحال مداخله درسطح فردي لازم است که مناسب باوضعيت دانش آموزوشناخت بهبودهاي اوباشد.

 

مداخله هايي که بتوانددانش آموز راازطريق راه هاي قابل پذيرش به هدف خودبرساند ازموثرترين روش هابراي بهبودرفتار دانش آموزان باشد.به همين ترتيب تقويت مهارت هاي مشاورمدرسه وتعيين معلم راهنمابراي دانش آموزاني که دچاراختلالات رفتاري هستندازروش هاي موثرکاهش رفتار ناسازگار است .

 

چنانچه تدابيرفوق که درحد وظايف مدرسه ومعلمان است موثرواقع نشدضروري است مدرسه به متخصصين حرفه کمک کند ، وجود خدمات حمايتي درمدرسه ،صحبت با اولياء دانش آموزان ، تشکيل گروه هاي حمايت کننده ازدانش آموزان براي کمک به يکديگرمي توانددرحل مشکلات رفتاري مفيدباشد.      

 

يکي ازروشهايي که به بهبودکيفيت زنگ تفريح وتجربيات بازي دانش آموزان منجرمي گردد مشارکت دانش آموزان دربازسازي حياط ومحوطه بازي مي باشد.

 

ازتحقيقاتي که توسط محققين دانشگاه شفيلدانگلستان درچارچوب مدرسه انجام شده است . بهسازي فضاي بيروني مدرسه رابه عنوان روشي براي مقابله بااختلالات رفتاري انتخاب کرد ه بودند.اين پروژه شامل طرح براي مقابله بااختلالات رفتاري درمدرسه است که مداخله درجهت تغييرفيزيکي حياط وزمين بازي يکي ازطرح حاي فوق مي باشد.دراين طرح دانش آموزان مدارس گروه آزمايش باهمکاري چندتن ازدانشجويان معماري وتحت نظارت محققان پس ازتشخيص نقاط ضعف وقوت حياط وفضاي بازي مدرسه به طراحي آن پرداختند.درشروع ازنظردانش آموزان نقاط مثبت حياط مدرسه نقاطي بودکه آنان بابهره گيري ازخلاقيت خودوبادستکاري محيط ازامکانات ضعيف آن استفاده مي کردند.عناصري که به عنوان تغييرات ضروري پيشنهادمي شدنشان دهنده رشدفکري وآگاهي از انتظارات يکديگربود تغييرات موردنظر دانش آموزان شامل درخت ،بوفه ،وسايل بالارونده ،حيوان ،باغچه ،طناب ،زمين فوتبال ،چرخ وفلک ،بازي مکاره وحياط پرماجرابود.

 

درهريک ازمدارسي که پروژه بهسازي رابراي مقابله بااختلالات رفتاري دانش آموزان انتخاب کرده بودندنوع تغييرات ايجادشده بامدارس ديگرتفاوت داشت .

 

درزمينه اثرات پروژه بررفتاردانش آموزان محققان به اين نتيجه رسيدندکه به طورکلي مدارسي که دانش آموزان مشارکت بيشتري درطراحي وساخت محوطه بازي داشتندنتايج تحقيق براي دستيابي به اهداف مثبت تربود. به اين معني که رضايت دانش آموزان اززمين بازي واحساس آنان درموردايجادتغييرات مطلوب درحياط مدرسه بيش ازسايرمدارس بود.

 

ونيزبراساس مصاحبه بامعلمان درهمه مدارسي که درمداخله براي بهسازي حياط انجام گرفت ميزان دعوا وزدوخوردوشکايات دانش آموزان درزنگ تفريح قابل ملاحظه يافته بود.به همين ترتيب ميزان خستگي وبي حوصلگي دانش آموزان کمترشدورضايت آنان ازحياط ومحوطه بازي افزايش يافته بود.

 

ازموثرترين برنامه ها آگاه سازي دانش آموزان ازروش هاي مسالمت آميزحل اختلافات درمدرسه وتقويت همبستگي ميان دانش آموزان است .

 

مهمترين طرح هادراين زمينه مشارکت آميزتعارض توسط دانش آموزان ،مشاوره وجرات آموزي است .هدف اين نوع مداخله هاتقويت مهارت هاي اساسي دردانش آموزان به خصوص توانايي گوش دادن ،تقويت اعتمادبه نفس وخودباوري است .

 

دربرنامه حل مشارکت آميزتعارض بين  دانش آموزان سنين مختلف  ازطريق کارگا ه هاي آموزشي وارايه فعاليت هاي مختلف کمک مي شودکه به يادگيري مهارت ها و راهبردهاي مناسب مسائل مربوط به دگرآزاري وسايررفتارنامطلوب درمدرسه رابه صورت گروهي وخلاق حل کنند.

 

همچنين تکنيک هاي جرات آموزي کمک مي کندکه دانش آموزان به جاي اين که با ديگران رفتاري منفعلانه يابرعکس پرخاشگرانه داشته باشند درشرايط گوناگون باخودباوري واعتمادبه نفس رفتارکنند.دراثراين برنامه آموزشي مهارت هاي حل تعارض اعتمادبه نفس دانش آموزان افزايش يافته ومهارت هاي اجتماعي آنان براي شرکت دربازي هاي دوست يابي تقويت مي شود.

 

جلسات آموزش شامل تکنيک هاي جرات آموزي است که مي تواندبراي مقابله ياپيشگيري ازآزارگري به کارگرفته شود.اين جلسات به خصوص براي دانش آموزاني مناسب است که معمولاً مورد تمسخرياآزارقرارمي گيرنديامهارت هاي اجتماعي ضعيفي دارند.

 

اولين روش هاي ديگر پيشگيرانه ومقابله بااختلالات رفتاري دانش آموزان مي توان به طرح هايي درزمينه بهبودکيفيت استخدام وآموزش ضمن خدمت معلمان وبرنامه هاي افزايش احترام متقابل وبهبودرابطه بين دانش آموزان ومعلمان اشاره کرد.

 

ازکارکردهاي پنهان نقش تربيتي معلمان ومسئولان مدارس نقش الگودهي آنان است ودانش آموزان بدون تنظيم ،متوجه باشندبسياري ازرفتارهاي اجتماعي نگرش هاوارزش هااز راه تقليد و الگوگرفتن ازمربيان خودکسب مي کنند.

 

بنابرين مهمترين قدم براي بهبودرفتاردرمدرسه وتقويت ارزشهاي اخلاقي ،ارائه برنامه هاي مستمر،آموزش ضمن خدمت براي مديران ومعلمان درجهت تقويت مهارت هاي ارتباطي آنان است . اگرقراراست تسامح وسعه صدردرمدرسه تقويت شوددردرجه اول بايدبزرگسالان مدرسه فنون و روشهاي برخورد با ديگران را بياموزند وآگاه گردندکه انسان چگونه مي توانددرشرايط پرمساله باديگران بدون ترس ،خشونت ،نيازهاوابتکارات خودرابيان کندودرعين حال درموردنيازهاوابتکارات ديگران نيزحساس باشد.

 

تحقق ارزش هاي انساني درصورتي ميسراست که معلمان وکارکنان مدرسه به اين ارزش ها معتقد باشند و مهارت هاي لازم رابراي تبديل آن ها به هدف هاي رفتاري کسب کرده باشند.اگرمعلم ها به معيارهايي که درمدرسه ارائه مي شود عمل نکنندودانش آموزان اين نمونه رادررفتارمعلم ها و شاگردان بزرگترنبينندامکان تحقق آن بسيارضعيف است. 

اگردرمدرسه روح انصاف ،عدالت ، اعتماد بين مسئولان مدرسه ومعلمان برقرارباشد دانش آموزان عدالت ،صميميت واحترام متقابل رايادمي گيرند.نوع دوستي وخدمت به ديگران رادانش آموزان با مشاهده کمک شاگردان بزرگتر به کوچکتر  ياد مي گيرند.  نوعدوستي وتمايل خدمت به ديگران درافرادي به وجود مي آيدکه درخانه ومدرسه براي اين رفتار ارزش قائل شده باشند. http://paknevis.parsiblog.com

 ***************************************

كيف هاي دانش آموزان؛ هر روز سنگين تر از ديروز؛حمل سرب به جاي كتاب درسي!

سرويس دبستان جلوي در ورودي مدرسه مي ايستد، صندوق عقب ماشين پر از كوله پشتي و كيفهاي رنگارنگ با طرحهاي مختلف و زيباست. بعضي از كيفها هم به بزرگي يك چمدان كوچك است. يك كلاس اولي در ماشين را باز كرده و به كمك راننده كوله پشتي اش را برمي دارد. كوله آن قدر سنگين است كه نمي تواند روي دوشش بگذارد، بند آن را در دست مي گيرد و تا مدرسه روي زمين مي كشد! در همان لحظه صداي گوشخراش كشيده شدن چرخهاي كيف كودكي ديگر بر روي زمين، توجه همه را به خود جلب مي كند. او به زور كيف چرخ دار را بر روي زمين مي كشد و آن دورترها كودكي به سمت جلو خم شده و لنگ لنگان به سمت مدرسه مي آيد. كوله پشتي او سنگين تر از وزن خودش به نظر مي رسد! و....
شايد خيلي از شما به خصوص پدر و مادرها بارها شاهد اين صحنه ها بوده و گاهي هم براي بچه هايي كه بايد كيف هاي به اين سنگيني را حمل كنند دلتان سوخته و غصه خورده ايد، گاهي هم حرص خورده ايد.
به علت پيشرفتهاي آموزشي سريع در جهان وسايل تحرير و كتابهاي درسي بچه ها روز به روز سنگين تر مي شود، در نتيجه بچه ها براي حمل دفتر كتاب خود به كيفهاي بزرگتري نياز پيدا مي كنند. امروزه اين مشكل آن قدر بزرگ شده است كه همه دست اندركاران به دنبال راه چاره اي براي حمل كيفهاي دانش آموزان هستند تا از صدمات احتمالي جلوگيري شود.
طي چند سال اخير، شهريور ماه هر سال تحصيلي كه مي شود رسانه هاي جمعي به صدمات و مشكلات ناشي از حمل كيفهاي سنگين پرداخته و هشدارها و راهكارهاي صحيح را به والدين و دانش آموزان يادآوري مي كنند؛ هرچند طرح اين مشكل هر ساله تكراري به نظر مي رسد، اما به يقين براي رسيدن به يك نقطه ايده آل، تكرار طرح اين مشكل تأثير زيادي در انتخاب صحيح كيف دستي و كوله پشتي براي والدين دانش آموزان را دارد.
سعي ما در اين مقاله آن است كه يك بار ديگر در اين انتخاب صحيح شما را ياري كنيم و هشدارهاي لازم را يادآوري كنيم.

صدمات ناشي از حمل كيف دستي

٭ چندي پيش خبري در خبرگزاري ايرنا خواندم كه 30 تا 50 درصد دانش آموزان 16 ساله در كشور كمردرد دارند و كارشناسان معتقد بودند كه يكي از علتهاي اصلي اين مسأله، استفاده از كيفها و كوله پشتي هاي نامناسب است.
٭ تحقيقات پژوهشگران آمريكايي نشان مي دهد كه 83 درصد دردهاي پشت و شانه و كمر دانش آموزان ناشي از حمل كيف و كوله نامناسب و يا استفاده نادرست از آنهاست.
٭ كارشناسان در نقاط مختلف دنيا عقيده دارند كه استفاده نادرست از كيفهاي مدرسه مي تواند صدمات جبران ناپذيري را به ستون فقرات كودكان وارد كند. درد گردن، كمردرد، انحناهاي غير طبيعي ستون فقرات، افزايش غير طبيعي انحناهاي ستون فقرات و حتي درمواردي آسيب به رشته هاي عصبي ازجمله اين آسيبها و مشكلات است.
٭ نتيجه بررسي هاي پژوهشگران دانشگاه "سدارس سانياي" بيانگر آن است كه بسياري از كودكان و دانش آموزان هنگام رفتن به مدرسه كوله پشتيهايي را حمل مي كنند كه وزن آنها بسيار زياد است.
به گفته اين محققان، گر چه استفاده از كوله پشتي در مقايسه با كيفهاي دستي آسيب كمتري به ستون مهره هاي كودكان وارد مي كند، اما در بسياري اوقات وزن كوله ها آن قدر زياد است كه باعث دردهاي مزمن ناحيه ستون فقرات و كمردردهاي مزمن مي شود.
٭ پژوهشگران كشورمان نيز با بررسي وزن كيف مدرسه و محتويات آن به اين نتيجه رسيده اند كه
2/18 درصد دانش آموزان در موقع حمل كيف احساس ناراحتي مي كنند و اين احساس در دختران بيشتر از پسران ديده مي شود.
البته دانش آموزاني كه با سرويس رفت و آمد مي كنند نسبت به بچه هايي كه مجبورند راه زيادي را از خانه تا مدرسه، پياده يا با وسايل نقليه عمومي مثل اتوبوس طي كنند، مشكلات كمتري دارند.

كوله پشتي بهتر از كيف است
دكتر حلي ساز متخصص طب فيزيكي و توانبخشي عقيده دارد: كوله پشتي در صورت استفاده صحيح بهترين وسيله حمل كتابهاي درسي براي دانش آموزان است، زيرا وزن كيف به صورت متقارن بر هر دو شانه وارد مي شود و بر سطح پشت بدن تقسيم مي شود.
دكتر رضا پژوه متخصص طب فيزيكي و توانبخشي هم مي گويد: كيفهاي دستي براساس راست دستي و يا چپ دستي بودن كودكان تمام مدت با يك دست حمل مي شود و در نتيجه به عضلات يك طرف بدن فشار مي آورد؛ البته كوله هايي كه يك بند دارد باعث آسيب به ستون مهره ها مي شود.
طبق تحقيقات انجام شده، متخصصان عقيده دارند كه حدود 70 درصد از كودكان مدرسه اي به علت حمل كيف در معرض صدمه ستون فقرات هستند، به طور مثال حمل يك كيف سنگين كه روي يك شانه آويزان شود در طول 12 سال تحصيلي مي تواند باعث بروز مشكلات كمري مزمن در بزرگسالي شود، چنانچه 60 درصد كمردردها از دوران كودكي باقي مي ماند و اين صدمات شامل كشيدگي ماهيچه، انحراف منحني طبيعي S ستون فقرات و اطراف شانه هاست. بدين ترتيب در شرايط يكسان و در مقايسه با كيفهاي دستي مي توان كوله پشتيها را سالم تر دانست، زيرا در صورت استفاده صحيح از كوله پشتي نيرو به دو طرف منتقل مي شود و اثرات سوء كمتري را براي سلامتي بدن در بر خواهد داشت.
كيف ارزان، كيف زيبا!
سري به مغازه هاي كيف فروشي در سطح شهر مي زنيم. مثل گذشته هاي دور فرم و جنس و... كيفها و كوله ها در مغازه هاي بالاي شهر به پيشنهادها و هشدارهاي داده شده نزديكتر است و در پايين شهر شايد اصلاً كسي به كيف و كوله نياز ندارد، چون دانش آموز دفتر و كتابهايش را كش بسته و حمل مي كند و يا در يك پلاستيك ريخته و به مدرسه مي رود!
خانم محبوبه ضيايي مادر جواني كه براي خريد كيف به مغازه آمده است، مي گويد: "كيفها خيلي گرون شده! خيلي!" اين مادر جوان تنها به قيمت كيف توجه دارد!
خانم ويدا حجت پناه كوله پشتيهاي زيادي را روي پيشخوان مغازه ريخته است، همه كيفها خارجي ومارك دار هستند. او يكي يكي كيفها را پشت دختر نوجوان خود امتحان مي كند. خانم حجت پناه عقيده دارد كه كوله بهتر از كيف است و هر چه زيباتر و سبك تر باشد، بهتر است. براي خانم حجت پناه قيمت كيف اصلاً مهم نيست!
پسر جواني كه به تنهايي براي خريد آمده يك كيف دستي انتخاب مي كند. هومن كريمي كه در كلاس سوم دبيرستان تحصيل مي كند، عقيده دارد كه در رفع اين مشكل بايد يك فكر اساسي كرد و در ساخت مدارس جديد كمدهايي را براي دانش آموزان در نظر گرفت كه مجبور به حمل همه كتابها و دفترها در هر روز هفته نباشند و يا اگر مدارس قديمي جايي براي گذاشتن كمد دارند، حتماً اين طرح را در مدرسه خود اجرا كنند تا بچه ها مجبور نباشند هر روز 10 كيلو كتاب و دفتر را با خود حمل كنند.

كوله پشتي


آمار جهاني نشان مي دهد كه 90 درصد از كيفهاي مدرسه كوله پشتيها هستند. امروزه در طراحي كوله پشتيها معمولاً نياز روز را در نظر مي گيرند و در اين طراحيها به فرم، شكل، جنس، اندازه و حجم كوله توجه شده و انواع كوله پشتيها روانه بازار مي شود و خريدار با يك انتخاب صحيح مي تواند بسياري از مشكلات ذكر شده را حل كند.
آن چه كه بايد در انتخاب كوله پشتي در نظر گرفت، آن است كه سن دانش آموز و اندازه كتابهايش مي تواند تعيين كننده حجم كوله باشد و مورد ديگر جنس كوله پشتي است كه بايد سبك، قابل شستشو، مقاوم، ايمن و نسبتاً ارزان باشد تا تمام دانش آموزان قدرت خريد آن را داشته باشند.

مشخصات يك كوله پشتي خوب
كوله پشتي خوب بايد دو بند شانه اي پهن و نرم داشته باشد. يك كوله خوب بايد كمتر از ده درصد وزن بدن كودك باشد، مثلاً كودك 40 كيلويي بايد كوله اي را حمل كند كه با وسايل داخل آن بيش از 4 كيلوگرم وزن نداشته باشد.
هر چند دقت در زيبايي كوله پشتي براي دانش آموزان بخصوص نوجوانان مهم است، اما نبايد صرفاً براساس مد و زيبايي كوله را انتخاب كرد.

استفاده درست از يك كوله پشتي
دو بند شانه اي پهن و نرم كوله پشتي بايد به راحتي روي شانه ها قرار گيرد.
از هر دو بند كوله براي حمل استفاده شود و طول بندها به اندازه اي باشد كه كيف نسبت به بدن چسبان، اما نه خيلي تنگ باشد.
بستن بند كمري كوله پشتي از جمله ضروريات است، چرا كه از انتقال تمام نيروي وزن بر شانه ها جلوگيري مي كند، به خصوص از ايجاد سوانح احتمالي در فرد مثلاً در زمستان جلوگيري مي كند.
لوازم داخل كوله پشتي را بايد مرتب و منظم و در تمام فضاي كوله چيد.
لوازم سنگين تر در كوله بايد در نزديك ترين محل به پشت فرد قرار گيرد، در غير اين صورت مركز ثقل به مكاني عقب تر از بدن منتقل شده و باعث كمردرد مي شود.
حركت لوازم داخل كوله باعث جا به جايي مكرر مركز ثقل مي شود و با استفاده از جيبهاي متعدد در كوله جهت تقسيم بندي صحيح لوازم تحرير، مي توان اين مشكل را حل كرد.
و سرانجام توصيه دكتر بهرامي براي كساني كه به هر دليلي كيف را به كوله پشتي ترجيح مي دهند، آن است كه در انتخاب كيف دستي ضمن آن كه وزن و جنس آن بايد مناسب باشد، دسته هاي كيف هم نبايد خيلي سفت و خشك باشد.
دكتر حلي ساز هم توصيه مي كند كه بند كيف بايد قابل كوتاه و بلند شدن باشد تا به تناسب جثه فرد تنظيم شود. بند كيف يا كوله نبايد خيلي سفت يا شل باشد، بچه هايي كه عادت دارند بند كوله را خيلي بلند بگيرند كوله به جاي كمر روي باسن قرار مي گيرد و درچنين وضعي دانش آموز براي حفظ تعادل خود به جلو خم مي شود و دراثر تكان خوردن كيف دائماً تلوتلو مي خورد.
آخرين تذكر اين كه اگر دانش آموزي هنگام حمل كوله پشتي به جلو خم شود، شانه هايش را گرد كند و موقع راه رفتن سرش را پايين تر بيندازد بايد بدانيم كه كوله اش سنگين است. http://www.qudsdaily.com

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:21 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

 

 راه هاي گسترش فرهنگ مطالعه و پژوهش معلمان

مطالعه تاريخ تمدن و تاريخ علم نشان مي دهد که افراد و کشورهايي در علم پيشرفت داشته اند که عادت به مطالعه و کتابخواني جزو زندگي روزمره آنها بوده است زيرا که مطالعه زندگي را گسترش مي دهد. مطالعه گر متوجه مفهوم زندگي در ديگر نقاط دنيا و ساير دوره هاي تاريخ مي شود. براي خود و سايرين معيارهايي قائل مي شود و زندگي خويش را با کشمکش هاي تاريخ مقايسه مي کند و به پيروزي ها و محروميت هاي خويش پي مي برد.
در اين ميان نقش معلم به عنوان عامل اصلي انتقال فلسفه نظام تعليم و تربيت از طرفي آموزش کتاب هاي درسي از طرف ديگر، انکار پذير است و مي تواند اثرات عميقي را در ايجاد علاقه به مطالعه در فراگيران به جا گذارد. بنابراين اين ضرورت و اهميت مطالعه از دو جهت براي معلم قابل توجه است. يکي از اين جهت که خود معلم به کسب اطلاعات و آگاهي هاي بيشتري نياز دارد و ديگر آنکه دانش آموز را به مطالعه بيشتر  ترغيب و تشويق نمايد، زيرا اگر عادت مطالعه از دوره ابتدايي در کودکان و نوجوانان به وجود نيايد در بزرگسالي علاقمند ساختن آنان به مطالعه کارآساني نيست.
اگر بپذيريم که با اصلاح آموزش و پرورش،  جامعه نيز اصلاح خواهد شد و به فلاح و رستگاري خواهد رسيد، آنگاه به جايگاه رفيع معلم پي خواهيم برد. بنابراين معلم مي بايست واجد صلاحيت ها و شرايطي باشد از جمله پويايي، تفکر، تعقل و انديشه که اين همه در سايه مطالعه خوب و هدفمند حاصل خواهد شد.
معلمان به خصوص در کشورهاي در حال رشد نتوانسته اند همگام با پيشرفت دانش پيش بروند، زيرا عده زيادي از معلمان همانند ساير افراد جامعه کمتر به مطالعه مي پردازند، در نتيجه از نظر دانش و آگاهي چندان مجهز نيستند. بسياري از معلمان تنها به تدريس مطالب کتاب هاي درسي اکتفا مي کنند و هرگز از آن فراتر نمي روند و اگر دانش آموز خارج از کتاب درسي از آنان پرسشي کند چندان توجهي به آن نشان نمي دهند. البته اين وضع رابطه مستقيمي با وضع جامعه اي که معلمان در آن زندگي مي کنند دارد ولي وظيفه معلمي ايجاب مي کند که معلمان، فراگيران را به مطالعه هر چه بيشتر دانش برانگيزند. زيرا عادت به مطالعه بايد در محيط خانواده آغاز شده و سپس در محيط  مدرسه به ياري معلمان قوام گيرد. جامعه نيز به نسبت تحول و دگرگوني خود، هر روز انتظارات جديدي از تعليم و تربيت دارد. معلم امروز نمي تواند تنها با اتکا به داشتن مدرک ديپلم يا ليسانس روانه کلاس  شود بدون اينکه پيش از ورود به کلاس آموزشي نديده و آگاهي هايي کسب نکرده باشد. در غير اين صورت به صنعتگري مي ماند که براي سازندگي، بدون وسيله به سراغ مواد خام رود. در حرفه معلمي کل شخصيت معلم اهميت فراواني مي يابد و همچنين ديدگاه معلم و فلسفه اي که او به آن اعتقاد دارد، شديدا در چگونگي کار او تاثير مي گذارد. طوري که او را از حالت شخصي که فقط فن و تکنيک مي داند خارج کرده و به صورت انسان  انديشمندي در مي آورد که مسووليت بزرگ تربيت انسان ها را بر عهده دارد. برشمردن ويژگي هاي معلم چندان کار آساني نيست زيرا که جوامع گوناگون با فلسفه ها و نظرگاه هاي گوناگون از علم انتظارات متفاوتي دارند، اما در مجموع مي توان گفت معلم شايسته کسي است که آگاه باشد به چه کسي مي آموزد، چرا مي آموزد و چگونه بايد بياموزد.
«گيلبر هايت» در کتاب خود ويژگي هاي معلم شايسته را اينگونه بيان مي کند:
علاقمند بودن به فراگيران، شناخت تفاوت هاي موجود بين دانش آموزان و روحيه هر کدام، مسلط بودن به موضوع درس، ايجاد رابطه بين جامعه و مدرسه، آگاهي از فنون و مهارت هاي آموزشي و مطالعه مداوم و کسب آگاهي بيشتر.
او در رابطه با مطالعه مداوم و آگاهي بيشتر اينگونه مي نگارد: در ارتباط با اين ويژگي، با گسترش دانش، معلمان بايد هر روز بر آگاهي هاي خود بيفزايند. در آموزش و پرورش رسمي، معلمان که به عنوان عامل انتقال دانش ها به فراگيران هستند بايد در زمينه کار خود در ارتباط دائم با يافته هاي جديد باشند. اگر معلمي غافل از اين امر باشد، در حرفه خود ناچار به تکرار مکرر است و موفقيت چنداني نخواهد داشت. پس مطالعه براي معلم از هر کس ديگري لازمتر است.
حال که چنين است بايد در جست وجوي راهکارهايي براي ترغيب و تشويق هر چه بيشتر معلمان به مطالعه، تحقيق و پژوهش برآمد.
روش هايي که در اين مقاله مطرح شده است تلاشي است در اين راستا:
1- نحوه گزينش معلمين:
در جوامع پيشرفته، معلمين از ميان نخبه ترين افراد و دانشجويان انتخاب مي شوند زيرا که به قول شاعر:
ذات نايافته از هستي بخش
کي تواند که شود هستي بخش
2- ايجاد نياز:
فضاي حاکم بر آموزش و پرورش مي بايست به گونه ايي باشد که معلم احساس نياز کند، نياز به کار آمدتر شدن به روز نمودن اطلاعات و افزايش مهارت خويش.
بنابراين شايسته است برنامه ريزان آموزشي در برنامه هاي کلان خود، اين مطلب را مدنظر قرار دهند. اگر معلم در چنين جوي قرار بگيرد، مطمئنا براي کسب آگاهي بيشتر تلاش خواهد نمود. به عنوان مثال همانگونه که يک استاد دانشگاه براي حفظ سمت خود بايد در هر سال چندين مقاله، تحقيق و پژوهش ارائه دهد، معلم نيز به لحاظ اينکه اولا نقش الگويي وافري داشته و همچنين به عنوان يکي از عوامل اصلي شکل دهنده شخصيت کودک محسوب مي گردد، شايسته است که ملزم به اجراي چنين طرح هايي شود. اگر او در اين بستر قرار بگيرد مطمئنا شاهد تحولات عظيمي در حيطه فرهنگي جامعه خواهيم بود. اما از آنجا که پويايي يک معلم رابطه تنگاتنگي با ميزان اوقات فراغت، وضعيت معيشت و نبود مشغله هاي فکري گوناگون او دارد بنابراين نمي توان بدون در نظر گرفتن کليه عوامل محيطي و اجتماعي، به دنبال اجراي چنين برنامه هايي بود. زيرا معلمي که نه از درآمد مناسب و نه حتي از مسکن مناسب برخوردار است و به دليل کمي حقوق مي بايست تمامي ساعات روز را به تدريس اشتغال داشته باشد، هرگز نخواهد توانست در چنين حيطه هايي گام بردارد.
3- برپايي دوره هاي بازآموزي براي معلمان نيز به کارآمدتر شدن آنها و به روز نمودن اطلاعات ايشان کمک بسزايي خواهد نمود.
4- اختصاص بن کتاب به فرهنگيان از جمله ضرورياتي است که به فراموشي سپرده شده است.
5- ساخت و تجهيز کتابخانه هاي دائمي و مجازي (اينترنتي) ويژه معلمان در هر منطقه مي تواند گام مهمي در ترغيب آنان به مطالعه و پژوهش باشد. در چنين مکاني مي توان تمامي تحقيقات، پژوهش ها و آثار معلمان را جمع آوري نموده تا سايرين نيز بتوانند به آساني به اين منابع دسترسي داشته و ضمن الگوبرداري از فعاليت هاي مثبت انجام شده، از انجام تحقيقات و پژوهش هاي تکراري و بي ثمر خودداري نمايند.
6- تحقيق و پژوهش يک ضرورت است: راهي است که انسان براي رفع مشکلات پيرامون خود و حل مسائل خويش در پيش گرفته است. پس دستاورد تحقيق و پژوهش گره گشايي است. اگر شرايطي حاصل شود تا معلمين از نتايج تحقيقات همکاران خود مطلع شوند و به وضوح دريابند که چگونه مي توان با اين کار، بر مشکلات پيرامون خود فائق آمد، مطمئنا خود نيز به انجام آن ترغيب شده و فعالانه راه تحقيق و پژوهش را در پيش خواهند گرفت.
7- در بسياري از جوامع پيشرفته معلمين ساعاتي از وقت تدريس خود در مدرسه را صرف انجام کارهاي پژوهشي مي نمايند. به نظر مي رسد لحاظ نمودن چنين برنامه هايي نيز مي تواند باعث ترغيب ايشان به تحقيق و پژوهش باشد.
8- اختصاص امکانات مادي و رفاهي به تحقيقات و پژوهش هاي ارزشمند نيز مي تواند از عوامل موثر در تشويق معلمان به اين امر باشد.
به خاطر داشته باشيم شعار جهاني سازمان ملل را:
«حد هيچ کشوري از حد معلمان آن کشور فراتر نخواهد بود.»
 http://www.mardomsalari.com

 

 ايجاد انگيزه در معلمين

بزرگترين مشكل در نظام آموزش و پرورش عدم كاربرد اصول روانشناسي در كلاس هاي درس مي باشد به همان دليل عدم رغبت و عدم توجه به خواسته ها و نگرشهاي معلمان و كارورزان دروس روانشناسي ، روشها و فنون تدريس ، فلسفه آموزش و پرورش ، جامعه شناسي ، اقتصاد و متون تخصصي را به صرف دروس دانشگاهي بودن و اخذ صلاحيت مي گذرانند و به كار آمدي و اهميت و اولويت آنها توجه نداشته و در ميدان عمل تجربيات خود را مهمترين راهبرد علمي مي نامند .

معلمي كه نمي داند بايد روانشناسي رشد كودكي و نوجواني را بگذراند تا به علل رفتار كودك و نوجواني پي ببرد  يا نمي داند كه هرروز از فلسفه استفاده مي كند و جهت گيري دانش آموز محور ، تجربه نگر ، پراگماتيست ، پيشرفت گرائي ، بنيادگرائي را به كار مي بندد ، و اين تغيير سبكها از فلسفه گرفته شد و اصولاً هر نوع جامعيت . تعمق ، انعطاف پذيري در تعليم و تربيت نوعي تفكر فلسفي است ، نمي داند اصول يادگيري آفريدن است ، يادگيري رشد و تكامل است ، يادگيري زندگي كردن و پيش رفتن است و اصولي دارد ، اصل تجانس و تناسب ، ميان هدفها ، فعاليتها و ارزشيابي اصل سازمان و وضوح سازماندهي اطلاعات ، اصل تنوع در نيازها ، شيوه ها ، رغبت ، استعدادها و ترجيحات اصل پردازش فعال كسب اطلاعات معنا دار و ارتباط با زندگي روزمره ، يادگيري مبتني بر تجربه : آنچه شخص خود عمل كند ياد مي گيرد . اصل تفكر در سطوح عالي تركيب ، ارزشيابي ، تجزيه و تحليل ، آفريدن براي رسيدن شكوفايي بايد از طريق نيازها ، سائق ها ، كنجكاوي ، رغبت و علاقه وارد شد ، دانستن اين نكته مهم است كه بدانيم انگيزش قلب آموزش و پرورش است ، بدون شك معلم پرتلاش و دلسوز در اين برهه از زمان بسياري از اين فنون مهارتها را به كار مي برد .

ولي نيازها و پيچيدگي هاي امروز خيلي بيشتر است بايد با نگاهي اصولي به جامعه شناسي ، اقتصاد ، سياست ، فرهنگ و درك اين نكته كه سيمسپون از برنامه ريزان درسي گفته كه: سياسي بودن برنامه درسي وقتي معلوم مي شود كه بخواهيم در مدرسه اجرا كنيم و روابط مناسب و اثر متقابل فرد و اجتماع،ناگزير از انتخاب اين استراتژي هستيم كه جهاني بينديشيم ، منطقي عمل كنيم ، پس لازم بوده و هست كه تعليم و تربيت كشورهاي ديگر رابدانيم و از  پرتاب اولين ماهواره ( اسپوتينك در 1957 ) و علت نامگذاري دهه 1970 در غرب به عنوان تغيير و تحول اساسي در برنامه ريزي آموزشي و درسي  بدانيم كه بايد تسلط به متون تخصصي و تكنولوژي اطلاعات داشته باشيم تا در پرتو تلاشهاي جهاني ، كشوري برتر بسازيم و فراموش نكنيم كه اين هنر معلمين است كه بتوانند با انتخاب راهبرد مناسب كه شرايط ، امكانات ، منابع و محدوديتها را در نظر گرفته و با مراجعه بيشتر به منابع و مأخذ و افزايش كاربرد روشهاي و متون متنوع مقدمات پرورش نسل خلاق و پژوهشگر را بيشتر فراهم آورندhttp://chalesh.pib.ir

اگر دانش آموزي براي رسيدن به حقيقتي سه روز وقت صرف كند تا شخصاَ به كشف آن نايل آيد، بهتر از آن است كه همان حقيقت را در يك ربع ساعت براي او توضيح دهيد. ( ديدگاه ژان پياژه در مورد روش هاي تدريس فعال )

.

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:18 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

مديريت آموزشي و روابط انساني مديران مدارس و معلمان

چکیده:

فراگرد ارتباط میان مدیران و معلمان یکی از جوانب مهم ارتباطات سازمانی است که بازخوردهای ناشی از آن رفتار اثر بخش را تسهیل می کند.

این پروژه ضمن رهبری معرفی یک مدل ساده ارتباطی میان فردی،کاربر آن در توضیح شخصیت رهبری مدیر و اثر بخش سازی رفتارهای متقابل میان مدیران وزیر دستان نشان می دهد.

اهمیت و ضرورت پژوهش :

اهمیت و ضرورت این پژوهش از آنجا ناشی می شود که روابط انسانی میان مدیران و معلمان در ارضای نیازهای انسان با موضوعات و موارد زیاد دیگری ارتباط دارد.بدین معنا که برقراری ارتباط صحیحی میان رئیس و مرئوس باعث تقویت روحیه، رایت شغلی و عملکرد بالاتر و از طرف دیگر باعث کاهش فشار ناشی از کار، تنش، مخالفت، مقاومت می گردد. که در نهایت به افزایش کارایی و اثربخشی سازمان منجر خواهد شد و سلامت فرد و سازمان در جامعه تضمین می شود.همچنان که می دانیم تقریبا همه صاحب نظران از میان عوامل موثر در ارتقای بهره وری و عوامل انسانی را مهم دانسته اند. اما عامل انسانی، خود هنگامی بهره وری خواهد داشت که علاوه بر توانایی در محیط کار انگیزه، هم برانگیخته شده باشد.

مقدمه:

برای حل بسیاری از مشکلات جهان امروز می توان از دانش مدیریت بهره گرفت. مدیریت فرایندی است که به وسیله آن کوششهای فردی و گروهی برای رسیدن به هدف مشترک هماهنگ می شود. مدیریت کار پیچیده ای است و در واقع هنری تمام و کمال است. یکی از دلایل این موضوع آن است که مدیریت برای انجام وظایف خود با انسانها سرو کار دارد.شکی نیست که چگونگی مدیریت در ایجاد روابط انسانی، در نحوه سلوک و رفتار معلمان و در نتیجه در تحقیق هدفهای آموزش و پرورش و کارایی آنها موثر است. انسان موجودی است بسیار ارزشمند و پر رمز و راز و دست یابی به کامیابی در فعالیت های جمعی منوط به شناخت و بهره گیری از استعدادهای نهفته و بروز نوآوری او میباشد. این موضوعی است که نه تنها در دیدگاههای ارزشی جایگاه ویژه ای دارد بلکه تحقیقات و مطالعات که در جوامع غربی به منظور افزایش کارایی و اثر بخشی مبین آن است.از این رو ظرز تلقی و نحوه رفتار با منابع انسانی سازمانها در آن جوامع دچار تحول اساسی شده است.

مسئله روابط انسانی میان مدیر و معلمان در ابعاد گسترده آن از اهم مسائلی استکه در هر گونه فعالیت آموزشی و پرورشی چهره می نماید. و اثرات مهم آن در پدیده تعلیم و تربیت هر جامعه اجتناب ناپذیر است. با توجه به ابعاد پیچیده روحیه انسانها و اثرات روانی عاطفی روابط میان مدیرو معلمان و دانش آموزان تعامل این سه رکن تعلیم و تربیت، لزوم تحقیقات هر چه بیشتر و دقیقتر در باره موضوع و ابعاد مختلف روابط انسانی آشکار است. در حقیقت توفیق امر مدیریت در گرو شناخت صحیح از منابع انسانی و برقراری روابط مناسب با آنها و ترغیب آنان به کوشش در جهت دستیابی به اهداف ساز مانها است. در مدارس هم فعالیت و همکاری مؤثر در محیط آموزشی مستلزم وجود روابط انسانی توأم با اعتماد متقابل میان مدیران و معلمان است. معلمان از نظر «حرفه ای» همانند مدیران و گاه فراتر از آنها و در نتیجه هم ردیف و گاه بیشتر از کسانی که سطح بالاتری را در سلسله مراتب سازمانی به خود اختصاص داده اند، شایستگی و تخصص دارند.این وضع علاوه بر آنکه به نوبۀ خود بر دشواری کار مدیر، که باید در انسانهای گوناگونی که هیچ دو نفرشان با هم یکسان نیستند، علاقه و تمایل به کار ایجاد کننده و فعالیت هایشان را هماهنگ سازد. با توجه به نکات فوق هدف از انجام این تحقیق، بررسی اثرات روابط مدیران با کادر آموزشی و تأثیر  مدیریت و رفتار و طرز برخورد است. از این رو دو رکن آموزش و پرورش در کارایی  امور از یک سو ونوع رفتار معلمان و مدیران با بچه ها و تعامل آن در پیشرفت و موفقیت دانش آموزان از سوی دیگر است.

             دکتر علاقمند، علی              از کتاب مقدمات مدیریت آموزشی   صفحه 10,9

             دکتر جاسبی، عبدالله        از کتاب اصول و مبانی مدیریت با تلخیص و   تلخص صفحه50 تا 55

نوشته: فرد نیانداف.فورنیز از کتاب: چرا کارکنان کاری را که از آنها انتظار می رود انجام نمی دهند.

ترجمه: محمد زاهدی

 

تعریف و بیان موضوع تحقیق

امروزه مدیریت یکی از ارکان اساسی و اولیه ادارۀ امور جوامع است. زیراترکیب و به کارگیری صحیح عوامل موجود، ایجاد نظم و هماهنگی میان آنها ودر نتیجه براساس الگوهای صحیح ومتناسب با شرایطی محیطی جهت رسیدن به اهداف مورد نظر به شکلی مؤثر و مقرون به صرفه، با توجه به منابع و امکانات و محدودیتها، با نیروی عظیم در پیشرفت امور سازمانها به شمار می رود و محور تمام فعالیتهای مدیر آموزشی تسهیل و پیشبرد امر آموزش و یادگیری است. بنابراین موضوع تعلیم وتربیت دانش آموزان هستند و بالطبع معلمان در این فرآیند نقش کلیدی دارند و هسته مرکزی به حساب می آیند.وشاید مدیریت را بتوان مؤثرترین عنصر در طرح واجرای برنامه های مؤسسات دانست. مدیریت عنصری است که فعالیت های جاری سازمان را هماهنگ می کند و برنامه های آینده را طرح ریزی می نماید. نظر به اینکه موضوع روابط انسانی خود بحث عمده ای را در مدیریت و سازمان ها به ویژه در مؤسسات آموزشی به وجود می آورد. پس لازم است به طور مفصل مورد بررسی قرار گیرد. امروزه با پیشرفت شناخت دانش بشری، کیفیت روابط انسانی خصوصا در سازمانهایی که دسترسی به اهداف آن نیاز به همکاری و مشارکت گروهی دارد.

          می بایست تغییر و به شکلی پویا جریان یابد. از این رو ضروری است که روابط انسانی به طور منظم و علمی مورد مطالعه و دقت نظر قرار گیرد. تا با توجه به مسائل اجتماعی و روانی در میان کارکنان ایجاد روحیه شده و در نتیجه سبب بهبود شرایط محیط کار و افزایش کارایی مؤسسات آموزشی گردد. معلمان همانند سایر نیروهای انسانی دیگر مؤسسات، انسان هایی با نیازهای متنوع و گاه متضادند. زمانی آنها نقش کلیدی دارند وعملکرد مطلوبی دارند که در محیط کار روابط انسانی صحیح حاکم باشد. روابط انسانی در پرتوی برقراری ارتباط پدید می آید.(ارتباط عبارت است از فراگرد تفهیم و تفهم یا انتقال معانی میان اشخاص و گروههاست.) که یک وجه میان مدیر و معلمان است. چنین ارتباطی ممکن است به طور رسمی یا غیررسمی، کلامی یا رفتاری به منظور انجام کار ووظیفه مشترک یا برای ایجاد روابط عاطفی دوستانه صورت گیرد.مدیر در محیط آموزشی نباید مشکلات و گرفتاریهای شخصی، محدودیت های سازمانی، تنوع سلیقه ها و فشارهای اداری او را از وظایف مهمش باز دارد. یک مدیر همانند خلبان وناخدا در پذیرش شغل خود مختار است. اما وقتی پذیرفت مجبور است رسالت خود را تا زمانی مشخص و دوره ای معین انجام دهد. با توجه به نتایج تحقیقات و بررسی های زیادی که دانشمندان علوم رفتاری در این زمینه به عمل آورده اند. عوامل مؤثر در رفتار سازمانی و پویایی گروه را میتوان به سه دسته متغیرهای زیر تقسیم کرد:

متغیرهای فردی: همانند رفتار، طرز برخورد، چگونگی قضاوت، شخصیت و مهارتهای فردی اعضای گروه

متغیرهای گروهی: مانند درجه تأثیرپذیری و نفوذ، چگونگی ارتباطات و میزان کشش و جذابیت اعضاء گروه نسبت به یکدیگر.

متغیرهای محیطی: مانند نوع وظایف، مسئولیت ها، اندازه گیری نظام تنبیه وپاداش.

متغیرهای مذکور در پرورش و حفظ همبستگی گروه، میل به آمیزش و معاشرت اجتماعی، ایجاد هنجارهای گروهی، بهبود مهارتها ورفتار فردی و به ویژه در میزان بهره وری و کارایی گروه مؤثر است.

یک نظام آموزشی زمانی بازدهی کامل دارد که تمامی دست اندرکاران امور با فراهم ساختن محیطی مناسب و کارایی و استفاده هر چه بیشتر از توان و نیروی خود و دیگران در انجام صحیح امور مداخله نمایند تا شرایطی ایجاد شود که افراد به یکدیگر اعتماد داشته باشند و با اجرای اصول و روابط صحیح انسانی و استفاده از اصل عدل و انصاف به پویایی گروه بیافزایند. تا هر یک از اعضای گروه از کار کردن، تماس و هم فکری یکدیگر احساس رضایت و خشنودی نموده و در نهایت به کارآیی نظام آموزشی کشور جامۀ عمل بپوشانند.

             صباغیان ، زهرا              از مقاله روابط انسانی میان مدیر و معلم از دانشگاه شهید بهشتی - صفحۀ 7

             اقتداری ، علی محمد       سازمان و مدیریت سیستم و رفتاری سازمانی انتشارات دانشکدۀ علوم اداری و علوم بازرگانی - صفحۀ 112 

پیشنهادها:

برای بهبود امور مدیریت پیشنهادات زیر مطرح می شود:

1.         حتی المقدور سعی شود که از افرادی برای تصدی مدیریت انتخاب شود که در این رشته مدیریت تحصیل کرده باشند.

2.         بهتر است فردی راکه به عنوان مدیر انتخاب می شود دو الی سه سال در کنار مدیر مجربی قرار دهند تا از نزدیک با مسائل مدیریت آشنا شود و از تجربه های مدیر دیگر بهره ببرد و بعد خودش به کار مدیریت بپردازد.

3.         تأمین کردن مدیران از لحاظ مختلف«مالی، امکانات شخصی، ارضای روحی و تقویت فکری» امری بسیار ضروری به نظر می رسد. در غیر این صورت افراد کارآمد به شغل مدیریت روی نمی آورند. و احتمال دارد که آن تعداد افراد کارآمدی هم که شاغل هستند از مشاغل دور شوند و دست از این شغل بردارند.

4.         لازم است امکانات و تجهیزات کامل جهت ادارۀ امور مدرسه در اختیار مدیران قرار گیرد. اصولاً اگر برای آموزش و پرورش سرمایه گذاریهای کافی صورت نگیرد نمی توان بر آیندۀ روشن آن امید بست.

5.         گذاشتن دوره های ضمن خدمت مداوم مدیریت و آشنایی مدیران با جدیدترین یافته های علم مدیریت از مسائل درخور توجه می باشد.

6.         بهتر است به جای جلسات تشریفاتی مدیران در هر هفته، مدیران هر منطقه و در هر ماه مدیران استان گرد هم آیند وراجع به مشکلات اساسی به بحث و بررسی بپردازند. بدیهی است که پشتوانۀ این گونه جلسات توجه مسئولین بالاتر نسبت به حل مشکلات و عمل نمودن به پیشنهادات مدیران میباشد.

7.         بهتر است در بعضی از موارد دست مدیران باز گذاشته شود ودر همۀ موارد تأکید صرف بخشنامه و مقررات صورت نگیرد. گاهی مقداری انعطاف می تواند اثربخش تر از تحمیل باشد.

8.         بازدید از مدارس مدیرانی که موفق می باشند و بهره گرفتن از تجربیات و روشهای مدیران نمونه می تواند اثربخش باشد.

9.         لازم است، نظرات مدیران به گوش رده های بالای قانون گذار و مملکتی برسد و در عمل مورد توجه قرار گیرد. چرا که مدیران از نزدیک با مشکلات دست وپنجه نرم می کنند.

10.        تغییر مدیریت در مدارس و رده های بالاتر بهتر است مبتنی بر تخصص و آگاهی و برتری افراد منتخب باشد.

11.        بررسی روابط انسانی در مدارس ابتدائی بسیار کم است. امید است این بررسی انجام شود زیرا برقراری مدیریت مطلوب در ابتدائی تأثیر بسزایی در مدیریت مقاطع بالاتر دارند.

منابع و مآخذ:

1)         اقتداری ، علی محمد ، سازمان مدیریت سیستم رفتاری

2)         بخشی ، خداداد ، روابط انسانی در مدیریت آموزشی

3)         جاسبی ، عبدالله ، اصول ومبانی مدیریت

4)         رشد معلم (آذر) ، سال 1372

5)         زاهدی ، محمد (مترجم) ، چرا کارکنان کاری را که از آنها انتظار می رود انجام نمی دهند (مدیریت دوستی)

6)         طوسی ، محمدعلی ، ماهنامۀ آموزش و پرورش دورۀ 34-14-23

7)         صادقپور ، ابوالفضل ، پایان نامۀ مدیریت دولتی کارشناسی ارشد

8)         صیادپور ، عباس ، پایان نامۀ دانشجوی رشته مدیریت

9)         عزتخواه ، کریم ، مدیریت مراکز پیش دبستانی و دبستانی

10)       علاقه بند ، علی ،  مقدمات مدیریت آموزشی

11)       میرکمالی  ،  سیدمحمد  ، رهبری و مدیریت آموزشی

http://tadbir25.googlepages.com/amereei.htm  فاطمه آمره ای سرحدی و  مژگان اشتری مديرواحد آموزشي منطقه 9

 

لطفا از  مطلب فوق  با درج این لینک و منبع استفاده نمایید :حمید رضا ترکمندی ، زیباوب www.zibaweb.com

 

.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:16 ] [ حسین گنج بخش لایین ]


موبايل کثيف تر از دستشوييwww.zibaweb.com
 


ميکروب هاي روي گوش تلفن همراه، از هر شيء مستعمل ديگري در اين رده بيشتر است.
تحقيقات جديد نشان مي دهد که باکتري و ميکروب هاي موجود روي گوشي تلفن همراه از سنگ دستشويي هم بيشتر است و در حقيقت باکتري موجود روي گوشي تلفن همراه، از هر شيء مستعمل ديگري در اين رده بيشتر است.
نکته ي جالب تر اينکه به علت افزايش دماي تلفن هاي همراه در حين استفاده، اين گوشي ها تبديل به محيط هاي مناسبي براي کشت و رشد باکتري هاي خطرناک مي شوند، چون باکتري ها براي رشد محلي گرم تاريک را مي خواهند و تمامي اين امکانات را گوشي که در جيب قرار گرفته است، فراهم مي کند. ميزان اين گونه باکتري ها حتي از دستگيره ي در، صفحه کليد و حتي کف کفش شما بيشتر خواهد بود.
دکتر جووان وران پروفسور ميکروبيولوژي دانشگاه متروپوليتن منچستر بيان مي کند که علاوه بر آنکه گوشي تلفن همراه مانند ديگر اشيا باکتري دارد به علت محل نگهداري، شرايط مناسبت تري براي ورود و ازدياد آنها فراهم مي سازد.
نکته ي مهم آن است که اين وسيله با گوش و دهان ما، يعني دو راه قوي ارتباط به داخل بدن همواره در تماس است و از اين طريق مي تواند به راحتي آلودگي را به بدن منقل کند و باعث ايجاد بيماري شود.


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 20:14 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

رابطه صبحانه با ضریب هوشی
نخوردن صبحانه ضريب هوشي كودكان را كاهش مي‌دهد
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان گفت: نخوردن صبحانه ضريب هوشي و قدرت يادگيري كودكان و دانش آموزان را كاهش داده و به خستگي زودهنگام آنان منجر مي‌شود.

دكتر"مهدي سالك" فوق تخصص غدد روزيكشنبه درگفتگوبا ایرنا افزود: خوردن صبحانه نقش مهم واساسي درافزايش قدرت يادگيري،خلاقيت وابتكار كودكان دارد ، بنابراين والدين بايد نسبت به صرف صبحانه فرزندان ، بيش از ديگر وعده غذائي دقت كنند.

وي اظهار داشت: كودكان هفت تا هشت ساعت بعد از خوردن شام، در ناشتايي بسر مي‌برندو با صرف صبحانه مغز از قند كافي به عنوان غذا و منبع انرژي استفاده مي‌كند.

سالك افزود: براي اينكه كودك و دانش‌آموز اشتهاي كافي براي خوردن صبحانه داشته باشند ، بايد شام را در ساعات ابتدايي شب صرف كنند و شبها در ساعت معيني بخوابند تا صبح زود بيدار شوند و وقت كافي براي خوردن صبحانه داشته باشند.

وي بااشاره به اين كه برخي از آنان علاقه مند به‌خوردن صبحانه نيستند گفت:
در اين موضوع والدين مي‌توانند بادادن تنقلات سنتي مانند گردو ، بادام و نيز يك عدد كيك ، صبحانه مقطعي فرزند خود را تامين و براي بردن لقمه نان و پنير به عنوان صبحانه كامل به مدرسه ترغيب شوند.

وي افزود : اگر مدت زمان نخوردن صبحانه طولاني تر باشد، نگهداري قندخون در سطحي كه مغز قادر به فعاليت طبيعي خودباشد، دشوارتر و يادگيري ، تمركز حواس و تعادل حركتي آنها مختل مي‌شود.

وي با بيان اينكه نخوردن صبحانه درصورتي كه تداوم يابد تبديل به عادت مي‌شود، گفت: اين امر موجب دريافت كم مواد مغذي روزانه مورد نياز فرد را مي‌شود كه در وعده‌هاي ديگر جايگزين نخواهد شد.

وي آگاهي دادن كودكان و دانش آموزان از سوي والدين و مسئولان مدارس ،از تاثيرات بد نخوردن صبحانه امري ضروري دانست و گفت: غذاهايي مثل فرني، شيربرنج، حليم و عدسي كه اغلب مورد علاقه كودكان هستند، از ارزش غذايي بالايي برخوردارند، كه مي‌تواند كودكان را به خوردن صبحانه علاقه مند كند.

اين متخصص غدد نان، پنير و گردو، نان و تخم مرغ، نان ، كره ، مربا و نان ، كره و خرما همراه با يك ليوان شير را صبحانه‌هايي سالم و مغذي براي رشد و تنظيم فعاليت غدد كودكان سنين مدرسه دانست.

دكتر"علي رنجبران" كارشناس علوم تغذيه دانشگاه اصفهان نيز گفت: مهمترين وعده غذائي براي كودكان و نوجوانان به دليل داشتن پروتئين و فيبر صبحانه است. www.zibaweb.com

وي افزود :ميل كردن "صبحانه سالم" كاملا ضروري است به‌طوريكه حذف آن براي سلامت جسمي و روحي بسيار مضر است و در درازمدت باعث بروز بيماري‌هاي تغذيه، خوني و استخواني مي‌شود.

اين كارشناس علوم تغذيه گفت: بررسي‌ها نشان داده‌است كه خوردن صبحانه حتي يك "لقمه ساده" نان و پنير ، خرما، گردو و تخم مرغ، توانايي ذهني و رواني را در افراد بخصوص كودكان كه درحال رشد هستند و نياز به مواد مغذي دارند، افزايش مي‌دهد.

وي،بابيان‌اين كه اغلب كودكان در نخوردن صبحانه‌ازوالدين خود الگوبرداري مي كنند،افزود: به‌دليل اين كه زندگي ماشيني فرصت خوردن صبحانه را از مردم گرفته است بهتر است آنها از شب قبل ، صبحانه خود و كودك را به شكل لقمه‌يي آماده كنند و در زمان مناسب ساعات اوليه روز ميل نمايند.

وي باتاكيد براين كه مي‌توان هر وعده غذايي را به جزء صبحانه‌ازسبد تغذيه روزانه حذف كرد، گفت: خانواده‌ها بايد عادت غلط نخوردن صبحانه را ترك كنند زيرا در درازمدت به بيماريهاي سوء تغذيه، پوكي استخوان و كند ذهني دچار مي شوند.http://aftab1400.com

0000000000

يك رژيم غذايي كامل براي نوجوانان
دوره نوجواني دوره بسيار مهمي است كه بايد همه چيز آن با دقت بررسي و تحليل شود. به غير از مسائل روحي و رواني كه بسيار مهم اند، تغذيه نيز جايگاه خاص و ويژه اي در اين دوران دارد و جاي تحقيق و بررسي است. چرا كه نوجوانان امروز ما جوانان و آينده سازان فرداي ما هستند. دراين دوران كه فاصله ميان كودكي و جواني است بچه ها وارد مرحله نوجواني مي شوند و بلوغ تواCم دوره نوجواني دوره انتقال از كودكي است و از نظر رشد اهميت زيادي دارد. بنابراين تغذيه در اين دوران نقش اساسي دارد. پس بايد باورهاي غلط غذايي را از بين ببريم و در اصلاح باورهاي غذايي رسانه هاي گروهي از اهميت بسزايي برخوردار هستند و براي دستيابي به جامعه اي سالم، خلاق و پويا بايد آموزش تغذيه در همه ابعاد آن صورت گيرد. در موارد فردي بايد از سالم و مغذي بودن اطمينان و اطلاع كافي داشته باشيم و از طريق مشاوره با متخصصان تغذيه رژيم هاي غذايي خود را اصلاح كنيم (درمورد نوجوانانمان) و در موارد گروهي هم توصيه مي شود به همه ابعاد دقت كافي شود تا نوجوانانمان دچار سوءتغذيه نشوند و از راهنماي غذايي ذيل كه تمامي مواد غذايي لازم و كافي را دارد در برنامه روزانه خود استفاده كنيم.
1– گروه نان و غلات: روزانه 9 تا 11 واحد – يك واحد نان برابر است با يك برش نان بربري يا سنگك به اندازه يك كف دست يا برابر است با 4 برش نان لواش به اندازه كف دست. (يك واحد از برنج و ماكاروني پخته شده برابر است با نصف ليوان)
2– گروه شير و لبنيات: روزانه 3 واحد يا بيشتر
يك واحد از شير و ماست برابر است با يك ليوان ™ يك واحد از پنير برابر است با 45-30 گرم
يك واحد از كشك برابر است با يك چهارم ليوان ™ يك واحد از دوغ برابر است با 2 ليوان
3– گروه سبزي ها: روزانه 4 تا 5 واحد
يك واحد سبزي برابر است با يك ليوان سبزي خام ™ برابر است با نصف ليوان سبزي پخته ™ برابر است با يك عدد سيب زميني متوسط
4– گروه ميوه ها: روزانه 3 تا 4 واحد
يك واحد از ميوه برابر است با يك عدد ميوه متوسط ™ برابر است با يك دوم تا سه چهارم ليوان آب ميوه برابر است با يك چهارم ليوان ميوه خشك.
5– گروه گوشت و جانشين هاي آن: روزانه 2 تا 3 واحد.
يك واحد گوشت برابر است با 2 تا 3 تكه خورشتي (90-60 گرم) گوشت قرمز، ماكيان و ماهي پخته شده .
30 گرم گوشت برابر است با يك عدد تخم مرغ يا نصف ليوان حبوبات پخته يا 3 قاشق غذاخوري از مغزهاي پسته و فندق و گردو
مشكلات ناشي از تغذيه ناسالم
1– كم وزني و لاغري: كه بيشتر ناشي از تصور غلط نوجوانان از تناسب اندام است و به دنبال آن بعضي اقدام به رژيم سخت و خودسرانه مي كنند كه سلامت آينده آنان را به خطر مي اندازد.
2– اضافه وزن و چاقي: كه اغلب در اثر كم تحركي و فعاليت بدني، استفاده مداوم از تلويزيون و رايانه و نيز رژيم هاي غلط غذايي و مصرف زياد تنقلات، نوشابه ها و غيره است.
3– كم خوني: كه ناشي از فقر آهن كه يكي از مشكلات شايع تغذيه اي به ويژه در دختران در اين سنين است كه بر رشد جسمي –ذهني و سيستم ايمني آنها اثر سوء دارد. كم خوني دراين دوران در اثر افزايش نياز (به دليل رشد) استفاده از رژيم هاي غذايي فقر آهن، آلودگي هاي انگلي و آلودگي هاي محيطي (مانند ذرات ريز سرب معلق در هوا) به وجود مي آيد.
4– بي اشتهايي عصبي يا پرخوري عصبي، منجر به سوءتغذيه مي شود و نياز به اصلاح رفتار خواهد داشت. در كنار آن مشاوره تغذيه اي ضروري است.
– آكنه (جوش صورت) كه مشكل 80 درصد نوجوانان است بيشتر تحت تاثير عوامل هورموني، استرس، فازهاي قاعدگي و ژنتيك رخ مي دهد. استفاده از مواد غذايي مانند مغزها در بروز آن تاثير زيادي ندارند. مطالعات نشان داده است كه ارتباطي قوي بين دريافت غذا و بروز آكنه وجود ندارد. اما ارتباط آن با كمبود دريافت مواد مغذي مانند ويتامين ئ و روي شناخته شده است.
توصيه هاي تغذيه اي www.zibaweb.com
برنامه غذايي نوجوانان بايد شامل تركيبي از غذاهاي مختلف در گروه هاي اصلي غذايي باشد.
سه وعده اصلي غذايي با تاكيد بر مصرف صبحانه و در ميان وعده توصيه مي شود. در ميان وعده ها به جاي استفاده از مواد غيرمغذي و بعضاً كالري زا مثل نوشابه ها، چيپس، كيك ها از مواد غذايي مغذي مانند شير، نان، پنير، خشكبار، ميوه ها و مغزها استفاده شود.
جهت پيشگيري از كم وزني و لاغري از انجام هرگونه رژيم خودسرانه به شدت خودداري شود و تحت نظر متخصصان تغذيه اقدام شود. جهت پيشگيري از اضافه وزن و چاقي ضمن توصيه به فعاليت هاي روزانه استفاده از يك رژيم غذايي صحيح و متعادل تحت نظر متخصصان تغذيه ضروري است.
براي جلوگيري از كم خوني ناشي از فقر آهن مواد ذيل توصيه مي شود: 1– استفاده از مواد غذايي صحيح و همچنين غني از آهن مثل گوشت، سبزي هاي سبز برگ و حبوبات.
2– استفاده از مواد غذايي داراي ويتامين ث. انواع سبزي هاي تازه، فلفل سبز، گوجه فرنگي، كلم، ميوه هاي تازه به خصوص پرتقال، ليمو و ساير مركبات همراه با غذا كه سبب مي شود آهن بيشتر جذب شود.
3– عدم استفاده از چاي در فاصله 2 تا 3 ساعت قبل و بعد از غذا به ويژه غذاهاي آهن دار.
4– درمان آلودگي هاي انگلي و محيطي.
5– از مصرف نوشابه هاي شيرين و گازدار خودداري شود.
6– مصرف غذاهاي آماده و صنعتي محدود شود و بيشتر از غذاهاي تازه استفاده گردد.

 

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 19:59 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

کتاب و کتابخوانی :

کتاب و کتابخوانی :

 

اگرچه قدمت کتاب و کتابخوانی به قدمت آفرینش انسان می رسد. اما امروزه به مدد تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ضرورت  توانمند سازی فکری و عملی انسان ها  موضوعیت بیشتری یافته  و با بر خورداری از دو رویکرد تاثیر پذیری و تاثیر گذاری باب بسیاری از مباحث را به روی خود گشوده اند.

جهان با ورود  به عصر رسانه ها و شکل گیری جامعه اطلاعاتی دوران نوینی را آغاز کرده است  که با عبور از بحران های  ناشی از مرحله ی انتقال از مدرنیته  به پست مدرن شاهد تغییر و تحولاتی در چهره ی فرهنگی  و اجتماعی جهان هستیم  و الگوها و باورهای پیشین را به چالش طلبیده و ضرورت تعریفی  مجدد از آنها را خواستار شده است.

شکل گیری  پدیده اینترنت  و گسترش  فضاهای اطلاع رسانی و ارتباطات فرا ملیتی  بسان یک شوک فرهنگی همه مرزهای  جغرافیای سیاسی را نادیده  گرفته و هجوم همه جانبه ای به فرهنگ های ملل ساکن در جغرافیای انسانی نموده  و پرسمان های جدیدی را در جامعه شناسی مدرن برانگیخته است و مهم ترین حوزه هایی که دست خوش این تحولات  نا به هنگام  و ساختار شکن شده اند حوزه ی اطلاع رسانی هستند.

کتاب به عنوان مهم ترین محمل  اطلاعاتی از سنگ نبشته ها گرفته تا شکل امروزین آن همواره نقش مهمی در فرآیند ارتباطات و دیالوگ فرهنگی داشته است اما گویی با تولید و تکثیر  تکنولوژی جدید اطلاعات و ساخت ابزار هایی همسو ، این یار دیرین عرصه را تنگ یافته و به حاشیه رانده شده است تا جایی که  واژه ی مرگ کتاب ، بی رحمانه  در عرصه ی فرهنگ مطرح می شود.

اهمیت موضوع با شنیدن آمارهای تاسف انگیز بیشتر می شود ؛ طبق آخرین آمارهای منتشره ، سرانه مطالعه در ایران 8 دقیقه در روز است که اگرآمار  مربوط به محصلین و دانشجویان را از آن کسر کنیم چیزی در حدود 2 دقیقه در روز می ماند که خود جای بسی بحث است . پیشتر باور بر این بود که  فاکتورهای رشد جمعیت و گسترش فرهنگ شهرنشینی از جمله عوامل توسعه به شمار می روند  و می توانند تاثیر مستقیم و مثبتی بر فرهنگ مطالعه و کتابخوانی داشته باشند اما( آرتور لوییس) یکی از پر آوازه ترین نظریه پردازان توسعه ، رشد جمعیت را برای جوامع توسعه نیافته فاجعه می داند و صراحتا می گوید که رشد جمعیت بر توسعه ی کشور های کم توسعه ضربه وارد می کند . به دلیل توسعه نیافتگی  ایران از لحاظ اقتصادی  و مهم تر از همه فقدان یک سیستم آموزش و پرورش  مدرن و کارآمد عامل رشد جمعیت تاثیر منفی داشته  و بازار نشر را به کسادی کشانده است .

در این اوضاع نا به سامان ، هم عرضِ با نزول فر هنگ کتاب خوانی حضور فعّال و تاثیر گذار کتابخانه ها  یکی از دغدغه های فرهنگی  اجتماعی است .

کتابخانه ها آخرین جایگاه امید برای حفظ کتاب و استفاده ی کاربردی از آن است و با تمام کمبودها و فقدان ها، مرهم دلخسته ی پژوهشگران و محققانی هستند که حیران و مبهوت به فاجعه ی خوش خط و خال پیشرفت فرهنگ می نگرند.

از فاکتورهای تشخیص اصالت فرهنگی  یک مجموعه  تشخّص کتابخانه های آن مجموعه بوده و وجود کتابخانه ها به مثابه وجود پایه ای از پایه های تمدن و پیشرفت جوامع به شمار می آیند.

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 19:52 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

 

گرداوری حمید رضا ترکمندی

مدیران بخوانند؛بی انگیزگی وعدم علاقه کارکنان به کار و سازمان را متوقف کنید

اغلب شرکتها اشتباه عمل می کنند. آنها به جای آنکه سعی کنند تا به کارکنان خود انگیزه بدهند، باید از بی انگیزه شدن کارکنان خود جلوگیری کنند.  تعداد زیادی از پرسنل وقتی یک کار جدید را آغاز می کنند، بسیار شیفته و علاقه‌مند آن هستند. اما طبق یافته های تحقیق ما، در 85 درصد شرکتها، انگیزه پرسنل در شش ماهه اول به سرعت کاهش می یابد و در سالهای بعد نیز روحیه آنها بدتر خواهد شد. این یافته ها بر اساس مطالعه ای شکل گرفته است که بر روی 2/1 میلیون نفر از کارکنان 52 شرکت برتر از میان 1000 شرکت مجله فورچون بین سالهای 2001 تا 2004 ، توسط موسسه تحقیقاتی سیروتا ( نیویورک) انجام شده است.  این مشکل به اصول و مبانی مدیریت مربوط می شود. یعنی هم به سیاستها و رویه هایی که شرکتها در مدیریت کردن نیروهایشان به کار می گیرند و هم به روابطی که مدیران به صورت فردی به وسیله گزارشهای مستقیم خود برقرار می کنند.  تحقیق ما نشان می دهد که چگونه رفتار و عملکرد مدیران به مشکل بی انگیزگی پرسنل اضافه می کند. همچنین تحقیق ما نشان خواهد داد که مدیران برای تغییر این وضع چه کاری می توانند انجام دهند.

سه هدف کلیدی افراد در کار

برای آنکه علاقه و شیفتگی را که کارکنان در ابتدای شروع کار خود دارند حفظ کنیم، مدیریت باید سه هدفی را که عده زیادی از کارکنان در کار خود در پی آن هستند، بفهمد و سپس آنها را برآورده کند. این اهداف عبارتند از:
_ برابری : در مسائلی مثل دستمزد، مزایا و امنیت شغلی با پرسنل به طور عادلانه و برابر رفتار شود.
_ موفقیت : احساس افتخار کردن از شغل و از کارفرما.
_ همراهی و رفاقت : داشتن روابط خوب و پربار با همکاران.
برای نگهداری یک نیروی کار علاقه‌مند، مدیریت باید تمام این اهداف را تأمین کند. در شرکتهایی که فقط یکی از این اهداف تامین می شود، کارکنان یک سوم علاقه‌مندی کارکنانی را دارند که شرکتهایشان تمام این اهداف را برآورده می سازند. این اهداف نمی‌توانند جایگزین یکدیگر شوند. شناختن و درک کردن صحیح پرسنل نمی تواند جایگزین دستمزد خوب شود، پول نمی تواند جایگزین حس افتخار و سربلندی از انجام یک کار شود و سربلندی به تنهایی هیچ تضمینی ایجاد نمی کند.

آنچه مدیران به تنهایی می توانند انجام دهند

تأمین این سه هدف، هم به سیاستهای یک سازمان بستگی دارد و هم به عملکرد روزمره مدیران که به صورت فردی انجام می‌گیرد. اگر یک شرکت مدیریت با استعدادی داشته باشد [سعی کند که خیلی خوب شرکت را مدیریت کند]، یک مدیر بد می‌تواند این مدیریت خوب را در قسمت زیر نظر خودش خراب کند. و برعکس؛ مدیران باهوش و همدل [با کارکنان] می‌توانند با ایجاد علاقه و تعهد در زیرمجموعه خودشان، بر مقدار زیادی بی مدیریتی یک شرکت غلبه کنند. در حالی که مدیران به صورت فردی نمی توانند همه تصمیمات رهبری(مدیران رده بالای سازمان) را کنترل کنند، با این حال می توانند یک نفوذ عمیق بر انگیزش کارکنان داشته باشند.
مهمترین مسئله در انگیزه دادن به پرسنل، ایجاد حس امنیت برای آنهاست، بدین معنی که آنها ترسی نداشته باشند از اینکه اگر عملکرد آنها عالی نباشد، شغل آنها در خطر خواهد بود. کارکنان باید حس کنند که اخراج کردن آنها آخرین راه چاره است و تنها راه برخورد با مشکلات نیست.
اما ایجاد حس امنیت فقط آغاز کار است. اگر هر یک از 8 مرحله زیر درست به کار برده شوند، می توانند نقش کلیدی را در تامین اهداف کارکنان شما برای کسب موفقیت، برابری و همراهی بازی کنند و آنها را قادر سازند تا شور و شوقی را که در زمان استخدام و شروع به کار داشتند، حفظ کنند.www.zibaweb.com


موفقیت


1-یک هدف الهام بخش را القا کنید. یک عامل مهم برای ایجاد اشتیاق (علاقه) در کارمندان، وجود یک هدف سازمانی مشخص، معتبر و الهام بخش است. در واقع برای کارمندان، هدف انجام کار، خیلی اهمیت دارد. آنها باید بدانند که برای چه در این شغل استخدام شده اند و هدف از انجام این شغل چیست. بنابراین، «دلیلی برای بودن» یا «دلیلی برای این جا بودن» برای پرسنل، فراتر از پول قرار خواهد گرفت.
هر مدیری باید قادر باشد تا خیلی سریع یک هدف قدرتمند را برای واحد خودش بیان کند. به مثال زیر در مورد هدف یک شرکت توجه کنید. در این مثال یک گروه سه نفره که در یک موسسه بیمه کار می کنند، هدف از کار خود را این چنین توضیح می دهند:
«کار بیمه ها در ارتباط با مردم است. کار بیمه این نیست که مثلاً شما فرم های بیمه را چگونه پر کرده اید یا اینکه چک ها را چگونه نوشته اید. بیمه یعنی اینکه وقتی مردم بیمار هستند، چگونه مورد مراقبت قرار می گیرند، یا وقتی مشکلی دارند چگونه به آنها کمک می شود.» 
این توضیح بسیار موثر است، زیرا در شرکت کوچکی تهیه شده است که تحت نظر یک هیئت رئیسه پرقدرت و سخنران (سخنور) قرار ندارد و شرکتی است که معمولاً با قوانین و مقررات اداری (بوروکراتیک) شناخته می شود. کسانی که این توضیح را ارائه کرده اند واقعاً درک و احساس درستی از کار خود داشته اند، زیرا که تمرکز آنها بر نکته صحیحی است، چون بر نتیجه کار (مردم) تأکید دارند، تا بر وسایل و ابزارهای انجام کار (پر کردن فرم های بیمه).
شرح شغل، ابزار قدرتمندی است. اما به همین اندازه هم مهم است که مدیر بتواند موضوع را برای زیردستان شرح دهد و قادر باشد تا برای بیان دلیل انجام وظیفه، با آنها ارتباط برقرار کند.
2- کارکنان را درک کنید. مدیران باید اطمینان حاصل کنند که تمام همکاریهای یک کارمند، چه بزرگ چه کوچک، مورد توجه قرار گرفته است. شعار بسیاری از مدیران این است که «چرا باید برای انجام کاری از کسی تشکر کنم که او برای آن کار دستمزد می گیرد؟» کارمندان این نکته را بسیار بازگو می کنند چقدر به قدردانی اهمیت می دهند. کارکنان همچنین اعلام می کنند که چقدر ناراحت هستند زمانی که مدیران وقتی را اختصاص نمی دهند تا به خاطر انجام صحیح یک کار از آنها تشکر کنند، اما خیلی سریع آنها را به خاطر اشتباهات نکوهش می کنند.
درک موفقیتهای فرد توسط دیگران، یکی از نیازهای اساسی انسان است‌. توجه و درک کردن کارکنان، فضایل و کمالات آنها را افزایش می دهد، یاری کردن باعث می شود که این کمالات بیشتر شود.
دستی بر شانه فرد زدن، گفتن جمله «خوب بود» ، غذا خوردن با کارمند، اشاره کردن به کار خوب پرسنل نزد مقامات بالا، مقداری انعطاف پذیری در زمان‌بندی برنامه ها، یک روز مرخصی یا حقوق تشویقی یا حتی یک پیغام تشکر روی میز، اندکی از صدها راهی است که مدیران به وسیله آن می توانند قدردانی خود را از یک کار خوب نشان دهند. چنین روشهایی بسیار موثر هستند، اگر که بی ریا باشند، با دقت انجام شوند و به وسیله دستمزد منصفانه و قابل رقابت تقویت شوند و همچنین جایگزینی برای آنها مطرح نشود. روشهای دیگر به جای آن اعمال نشود.
-3 برای کارکنان خود یک تسریع کننده باشید. ترکیب کردن مدل فرمان دادن وکنترل کردن، یک راه مطمئن برای کاهش بی‌انگیزگی است. در عوض، نقش کلیدی خود را به عنوان تسریع کننده کارکنان تعریف کنید: این شغل شماست که انجام کارهای آنها را تسهیل کنید. گزارشهای شما، در این منظر، «مشتریان»(طرف مقابل) شما هستند[باید کارشان را راه بیاندازید]. نقش شما به عنوان یک تسریع کننده شامل یک سری فعالیت هاست: برای واحدهای دیگر و سطوح مدیریتی، نقش یک محور را ایفا کنید. برای آنکه علایقشان را بیان کنند، افراد را متقاعد کنید که شما آنچه که آنها برای موفق شدن نیاز دارند را در اختیارشان می گذارید.
آیا شما می دانید که چه چیزی برای کارکنان شما در انجام کارهایشان بیشترین اهمیت را دارد؟ از آنها سوال کنید_ نشستهای ناهار و گفتگوهای دوستانه با کارکنان برای این کار خیلی موثر است. اگر به هر دلیلی نمی توانید خیلی سریع به یک نیاز یا درخواست بخصوص رسیدگی کنید، خیلی صریح باشید و اجازه دهید تا کارکنان شما بدانند که شما چگونه برای حل مسائل آنها عمل می کنید. [آنها را در جریان کار قرار دهید] این یک راه عالی برای ایجاد اعتماد است.
-4 کارکنان خود را برای بهسازی هدایت کنید. یک دلیل عمده که بسیاری از مدیران به زیردستان در بهبود عملکرد آنها کمک نمی کنند، این است که آنها نمی دانند چگونه بدون رنجاندن یا دلسرد کردن پرسنل این کار را انجام دهند. برخی از اصول اساسی زیر این مشکل را برطرف می کند.
کارکنانی که عملکرد کلی آنها رضایت بخش است، باید از این موضوع با خبر بشوند. اگر کارکنان بدانند که مدیریت به طور کلی از کار آنها خشنود است و حتی در حال کمک کردن به آنهاست، برای بهتر انجام دادن کار، پذیرفتن بازخورد در جهت بهبود و ارتقای آن عمل خواهندکرد.
محدودیتهایی که فاصله [دوری از کارکنان] ایجاد می کند، مانع می شوند از اینکه شخصی بازخورد معنی داری را به طور کامل دریافت کند، بازخوردی که در آن شناخت یک جزء مرکزی است ، اما این نکات کلیدی باید اساس هر طرح بازخوردی باشد:
_ بازخورد عملکرد همان ارزش‌یابی سالانه نیست. بازخورد عملکرد واقعی را اگر امکان دارد زمانی که کار تمام شده باشد بگیرید. ارزشیابیهای سالانه رسمی را برای جمع بندی سال به کار ببرید، کارمند را با اشتباهات گذشته اش تحت فشار نگذارید.
_ این را تشخیص دهید که کارمندان می خواهند بدانند که چه موقع کم کاری کرده اند. از اینکه کارکنان یک انتقاد شایسته را دریافت کنند، نترسید؛ کارکنان شما نیاز دارند بدانند که چه موقع خوب عمل نکرده اند. در همان زمان، بازخورد مثبت دادن را هم فراموش نکنید. هدف نهایی شما این است که در نهایت تیمی را تشکیل دهید که مستوجب تقدیر باشد.
_ توضیحاتی که در مورد بهبودهای صورت گرفته ارائه می شود، باید مشخص، واقعی و غیر احساسی و مستقیماً معطوف به عملکرد کارکنان باشند تا اینکه معطوف به خصوصیات شخصی آنها. از تذکرات ارزیابی کننده کلی ( مثل: آن کار بی ارزش است) یا توضیحاتی در مورد انگیزه ها یا خصوصیات شخصی کارکنان ( مثل: شما بی دقت بوده‌اید) خودداری کنید. در عوض یک سری جزئیات مشخص و واقعی(قابل لمس) را در مورد آنچه شما حس می‌کنید که حتما بهبود یافته است و چگونگی این بهبود، تهیه کنید.
_ بازخورد را در ارتباط با وظیفه پرسنل قرار دهید. اجازه ندهید که توضیح شما به چیزی که با وظایف و اختیارات آنها ارتباطی ندارد، مربوط شود.
_ به عقاید و نظرات کارکنان در مورد مشکلات انجام کار، گوش کنید. تجربیات و مشاهدات کارکنان برای مشخص کردن اینکه چگونه مسائل مربوط به عملکرد می تواند بهتر مورد توجه قرار گیرد، مفید هستند؛ از جمله اینکه چگونه شما[مدیر] می توانید بیشتر مفید باشید.
_ همواره به یاد داشته باشید که شما به چه دلیل بازخورد می دهید. شما می خواهید عملکرد را بهبود ببخشید نه اینکه برتری خود را بر کارمندان ثابت کنید. بنابراین واقعگرا باشید و بدون اینکه کار غیرممکنی را بخواهید، بر آنچه واقعاً شدنی است، متمرکز شوید.
_ در مورد چیزی که اطلاعی از آن ندارید، پیشنهاد ندهید. از کسی که موقعیت را می‌شناسد برای نظر افکندن به آن موضوع کمک بگیرید.


برابری


5-رابطه خوبی با کارکنان داشته باشید. یکی از بی حاصلترین قواعد در سازمانها، توزیع اطلاعات بر مبنای اصل «لزوم دانستن» است. [پرسنل فقط آنچه را لازم است، باید بدانند] این قاعده معمولاً روشی غیر ضروری و مخرب در جهت محدود کردن جریان اطلاعات در یک سازمان است.
محروم کردن کارکنان از اطلاعات به خاطر نبود یک رابطه مناسب با مدیریت، یکی از مهمترین یافته های منفی است که ما در اظهار نظرهای کارکنان مشاهده کردیم. آنچه کارکنان نیاز دارند تا کارشان را انجام دهند و آنچه به آنها احساس احترام و حس مشارکت می دهد ، امر می کند که مدیران باید محدودیتهای خیلی کمی در جریان اطلاعات قرار دهند. چیزی را از کارکنان مخفی نگه ندارید، مگر آن موارد ناچیزی را که واقعا ًمحرمانه هستند.
یک ارتباط خوب نیازمند آن است که مدیران با آنچه که پرسنل می خواهند و نیاز دارند که بدانند، خود را هماهنگ کنند. بهترین راه برای این کار سوال کردن از خود پرسنل است_ اغلب مدیران باید خودشان را به ارتباط برقرار کردن منظم عادت دهند. این موضوع یک غریزه طبیعی نیست. شما باید ملاقاتهای منظمی را با کارمندان تنظیم کنید ، ملاقاتهایی که هدفی به جز ارتباط دو طرفه ندارند. ملاقات با مدیریت باید طرح خاصی داشته باشد، برای آنکه نتایج ملاقات را به پرسنل انتقال دهد و واقعیت را به آنها بگوید. بسیاری از کارکنان درمورد انگیزه های مدیریت خیلی مشکوک هستند و چیزهایی برای خود تصور می کنند. در ارتباط برقرار کردن با پرسنل به طور منظم بازخورد بگیرید.(نتیجه کار را بررسی کنید) یکی از بزرگترین مشکلات ارتباط برقرار کردن این است که تصور کنید که یک پیام درک شده است. اگر پیگیری کنید اغلب متوجه می شوید که پیامها غیر واضح اند یا اینکه مخاطب آنها را نفهمیده است.
شرکتها و مدیرانی که این گونه با کارمندان خود ارتباط برقرار می کنند، در روحیه کارکنان تاثیر زیادی می گذارند. روابط باز و کامل[با کارکنان] نه تنها آنها را در انجام کارهایشان کمک می کند، بلکه نشان از احترام گذاردن به آنهاست.
6- عملکرد ضعیف را تشخیص بدهید. حتماً به 5 درصد از کارکنان خود که نمی خواهند کار کنند، توجه و آنها را شناسایی کنید. بیشتر افراد می خواهند کار کنند و از کار کردن افتخار می کنند. اما کارکنانی وجود دارند که به کارکردن حساسیت دارند .آنها هر کاری می کنند تا از زیر کارکردن فرار کنند. آنها بی انگیزه هستند و یک روش انضباطی – مثل انفصال از کار – تنها راهی است که می توان آنها را از طریق آن اداره کرد. این کار روحیه و کارایی بقیه اعضای تیم را افزایش می دهد، زیرا آنها می بینند که یکی از موانع کارایی آنها برداشته شده است.


همراهی و رفاقت


7- کار جمعی(تیمی) را رواج دهید. اغلب فعالیتها برای آنکه به طور موثر انجام گیرند، به یک کار گروهی نیاز دارند. تحقیق نشان می دهد که کیفیت یک کار گروهی در زمینه هایی مثل حل مسئله معمولاً بیشتر از کار فردی است.به علاوه بیشتر کارکنان وقتی به صورت جمعی کار کنند، انگیزه بیشتری پیدا می کنند.
هر زمان که امکان دارد مدیران باید کارکنان را به تیم های خود مختار تقسیم کنند، تیم هایی که بر مسائلی مثل کنترل کیفیت، زمان‌بندی و بسیاری از روشهای انجام کار کنترل دارند. چنین تیم هایی به مدیریت کمتری نیازمند هستند و طبیعتاً به کم شدن صحیح سطوح مدیریتی و کاهش هزینه ها منجر می شوند.
در ایجاد تیم ها، همانطور که باید بین افراد رفاقت وجود داشته باشد، باید صلاحیتهای افراد نیز در نظر گرفته شود. یک مدیر باید با دقت ارزیابی کند که چه کسی با چه کسی بهتر کار می کند. این موضوع برای ایجاد فرصت در جهت تنوع و مبادله در یادگیری عقاید، روشها و رویکردها در میان کارکنان مهم است. با تیم جدید در مورد وظایفشان و چگونگی عملکردشان و انتظارات شما از محصول کارشان شفاف باشید.

توجه به هر سه عامل


-8 گوش کنید و درگیر شوید. کارکنان یک منبع غنی اطلاعات هستند، در این مورد که چگونه باید یک شغل را بهتر انجام داد. این اصل درمورد همه انواع کارکنان از ساعتی تا رسمی کاربرد دارد. مدیرانی که با یک روش و شیوه مشارکتی کار می کنند، نتایج بزرگی را در ارتباط با کیفیت و بهره وری به دست می آورند.
مدیران مشارکتی به طور مداوم علاقه‌مندی خود را به عقاید و تصورات کارکنان آشکار می کنند. آنها صبر نمی کنند تا اینکه پیشنهادها به وسیله روابط رسمی یا نظام پیشنهادها جامه عمل به خود بگیرد. آنها به دنبال فرصتی می گردند تا گفتگوی مستقیمی با افراد و گروهها داشته باشند، در مورد اینکه برای اصلاح و بهتر کردن اثربخشی چه می توان کرد. آنها جو و فضایی را ایجاد می کنند که درآن گذشته به اندازه کافی خوب نیست [همواره نیاز به تغییر و اصلاح وجود دارد] و کارکنان را برای نوآوریهایشان شناسایی می کنند.
مدیران مشارکتی فقط یک بار حدود وظایف را تعریف می کنند و بعد به کارکنان آزادی عمل می دهند برای آنکه با توجه به دانش و تجربه شان و متناسب با خودشان عمل کنند. در واقع ممکن است روش ایجاد انگیزه قدرتمندتری از آزاد گذاشتن افراد شایسته برای انجام مشاغلشان آن گونه که آنها مناسب می دانند، وجود نداشته باشد.

چگونه مدیریت بی انگیزه می کند


راههای مختلفی وجود دارد که مدیریت ندانسته کارکنان را بی انگیزه می کند و علاقه و شیفتگی آنها را کم می‌کند؛ اگر کاملاً خراب نکند.
بسیاری از شرکتها با پرسنل همانند یک وسیله قابل خرید و فروش رفتار می کنند. در اولین مشکلی که در تجارت ظهور می کند، کارکنان و پرسنل که معمولاً به عنوان بزرگترین دارایی سازمان از آنها یاد می شود، قابل خرج کردن می شوند. [سازمانها با مدیریت غلط خود، به انگیزه کارکنان آسیب می زنند و نیروهای انسانی را از دست می‌دهند]
پرسنل به طور معمول دستمزد یا شناخت و توجه نامناسبی را دریافت می کنند. در حدود نیمی از پرسنل در تحقیق ما می گویند که اعتبار(مزایا) کمی دریافت می کنند یا اینکه هیچ اعتباری نمی گیرند و تقریبا دو سوم می‌گویند که مدیریت بیشتر مایل است که به خاطر عملکرد ضعیف از آنها انتقاد کند، تا اینکه به خاطر کار خوبشان از آنها تعریف کند.
مدیریت به طور غیر عمدی کارکردن را برای پرسنل دشوار می کند. سطوح بیش از حد برای تایید یک موضوع، کاغذ بازی بی پایان، آموزش ناکافی، کوتاهی در ارتباط برقرار کردن، اقتدار کم و کمبود یک دید یا تصور معتبر و قابل قبول، همه و همه به عاجز کردن پرسنل دامن می زند.

****

منبع : مقاله "  بی انگیزگی کارکنان خود را متوقف کنید "     -ترجمه: یاسر جلالی- برگرفته از سایت پایگاه مقالات مدیریت  http://www.system.parsiblog.com

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 19:46 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

 

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 11:23 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
دیروز پنجشنبه مورخه۲۶/۸/۹۰ فرصتی پیش آمد دقایقی را  با دوستی بنام مسعود براتی ک به تعبیر اینجانب به دلایلی که توضیح خواهم داد از جنس فرشته همرا ه و هم صحبت شدم در خلال صحبتهای که داشتیم  متوجه نگرانی وی و کفتگوی تلفنیش در چند مرحله  با خانواده شدم مبنی بر اینکه گربه را به دکتر بردی عملش موفق آمیز بود جنین و چنان بنده کنجکاو شدم سوال را مطرح نمودم وی گفت بجه گربه ای را که عکسش درتلفن همراهش بود خریداری نموده بودم  و ولی به جهت اینکه گربه بر اثر  ترس از سگ ازارتفاع  به زمین افتاده بود از ناحیه لکن استخوانش در رفته بود به دکتری به نام افخمی مراجعه نمودم دکتر گفت : یا باید معالجه شود که هزینه بر است و یا برای اینکه زجر نکشد آمپول خلاصی بزنم ولی جناب مسعود براتی به دکتر معالج می گوید  هرجند هزینه می شود ولو تا ده میلیون به جهت اینکه موجود رنده ای می باشد و مسئولیتش با من بوده  آن را درمان کنید در آخرین تماس تلفنیش با همسر مهربانش متوجه این شد که همسرش جدی پیگیر و گربه زبان بسته معالجه شده و مبلغ دویست و بیست وپنج هرارتومان هزینه شده است . بنده زمانی که این مرد مهربان با احساس بسیار زیبا یی که داشت از مهربانی با حیوانات صحبت می کرد که چندین کار دیگر رانیز همراه فرزندانش برای حیوانات بی گناه انجام داده است . به وی گفتم درود خدا بر انسانهای مهربان با گذست انسانهای با شرف با ایمان به خداوند متعال که چنین احساس زیبا را در نهاد آنها به ودیعه گذاشته است . گفتم مسعود آقای براتی  همواره در کنار همسر با وفا ومهربانت و فرزندان دلبندت شاد زی وشاد باشید .چرا که درس بزرگی را به بنده حقیر نیز آموختی . راستی عزیزان خو

 

اننده خدمت انسانی به یک حیوان این همه لذت دارد .اگر ما به همنوعان خود که همکیش و هم وطن ماهستند و مومنین دین رسول خدا آخرین پیامبر ما انسانها هستند خدمت کنیم  لذتش چندین برابر است .امتحانش  هزینه جندانی ندارد .

تبریک

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 11:14 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

الحمدلله العلي عن شبه المخلوقين، الغالب لمقال الواصفين، الظاهربعجائب تدبيره للناظرين،والباطن بجلال    عزته عن فكر المتوهمين ،العالم بلا اكتساب ولا ازدياد ،ولا علم مستفاد، والصلوه والسلام....

دعــوت بـــه تـــقوي-قال الله تعالي

زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ  زندگى دنيا در چشم كافران آراسته شده است و مؤمنان را ريشخند مى‏كنند و [حال آنكه] كسانى كه تقواپيشه بوده‏اند در روز رستاخيز از آنان برترند و خدا به هر كه بخواهد بى‏شمار روزى مى‏دهد       بقره/212

(ابن عباس) مفسر معروف مى گويد: اين آيه درباره اقليت اشراف و روساى قريش نازل شد كه زندگى بسيار مرفه اى داشتند، و جمعى از مومنان ثابت قدم آغاز اسلام همچون عمار و بلال و... را كه از نظر زندگى مادى فقير و تهيدست بودند به باد استهزاء و مسخره مى گرفتند و مى گفتند اگر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شخصيتى داشت و از طرف خدا بود، اشراف و بزرگان از او پيروى مى كردند، آيه فوق نازل شد و به سخنان بى اساس آنها پاسخ داد.

(دعا جلسه دوم)        اسباب و عوامل اجابت

‏1- قطع اميد از غير خدا   امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين باره فرمود: هرگاه يکي از شما اراده کرد که هر چه از خدا بخواهد به او بدهد بايد از همه مردم نااميد شود و جز به خدا اميدوار نباشد. اگر خداوند اين حالت را در قلب دعا کننده يافت هر چه از او درخواست شود عطا مي کند

 

2- دسته جمعي دعا کردن  يدالله مع الجماعه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هرگاه امري پدرم (امام باقر ـ عليه السلام ـ ) را محزون مي کرد، زنان و کودکان را جمع نموده، دعا مي کرد و آنها آمين مي گفتند

 

3- واسطه قرار دادن اهل بيت ـ عليهم السلام رسول اکرم ـ صلي الله عليه و اله ـ فرمود: إِجْعَلُوني في أَوَّلِ الدُّعاءِ وَ في آخِرِه ِ‌وَ وَسَطِهِِ مرا در اول، وسط و آخر دعا قرار دهيد.

خداوند تعالي فرموده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ   مائده/35

 

 دهه ولايت(غدير)

بر طبق تواريخ اسلامي و کتب ديني گذشتگان  تمامي پيامبران الهي  از آدم تا به خاتم داراي وصي بوده اند . نام وصي آدم ، " هبة الله " بود که به زبان عبراني ، " شيث " است . وصي ابراهيم " اسماعيل " ، وصي يعقوب " يوسف "، و وصي موسي " يوشع بن نون بن افرائيم بن يوسف " مي باشد. وصي عيسي نيز" شمعون " نام داشت

 

خاتم الأنبـياء ( صلي الله عليه و آله و سلم ) نيز پيـامبري نو ظهـور و جداي از پيامبـران پيشيـن نبودتا امت خويـش را بـدون تعييـن    "وصي" و" ولي امر" رها سازد . او همان کسي است که جامعه اسلامي کوچک مدينه را به هنگام غيبت خويش ، يک لحظه هم بدون رهبر رها ننمود و هر بار که شهر مدينه را حتي براي مدتي کوتاه ترک مي نمود ، شخصي را به جانشيني خويش منصوب مي داشت. محال است که آنحضرت و ديگر رسولان خدا ، جامعه اسلامي را براي هميشه تاريخ رها سازند و "ولي امر" پس از خود را تعيين ننمايند .

  غدير از على(ع) است، نه على(ع) از غدير/// غدير؛ عجين‏بودن حكومت و سياست آنچه که غدير را ارزشمند نموده است وجود مقدس علي(ع) است وخداوند روز غدير را براي معرفي غدير قرار داده است

 زنده نگهداشتن غدير بايد براي اين باشد که راه ورسم غدير بين ملتها زنده بشود // غدير نقطه وحدت امت اسلامي است کسي از مسلمانان نيست که غدير را انکار نمايد

حديث غدير با بيش از صد طريق از طرف عامه وخاصه8 ذکر گرديده است

طبق نقل جلد اول تاريخ طبرى، پيامبر اكرم(ص) در اجتماع بنى عبدالمطلب پس از اظهار و ابراز دعوت اسلام فرمود: فايكم يوازرنى على هذا الامر على ان يكون اخى و وصيى و خليفتى فيكم بعدى؟ كداميك از شما در اين «امر» مرا يارى مى‏كند تا اين‏كه برادر و وصى من و پس از من جانشين من در ميان شما باشد؟ و در اين ميان على(ع) كه كم‏سال‏ترين آنان بود پاسخ داد: انا يا نبى الله اكون وزيرك عليه. اى پيامبر خدا، من در اين «امر» وزير و ياور تو خواهم بود. پيامبر(ص) نيز دست بر دوش آن‏حضرت نهاد و فرمود: ان هذا اخى و وصيى و خليفتى فيكم... اين برادر من، وصى من و جانشين من در ميان شماست...

اختلاف اساسي شيعه وسني در حديث غدير در کلمه(مولا) است(خليفه-وصي) که البته براي معناي ولايت به جريانات ديگره همانند آيه انذار هم استدلال مي نمايد

 

الحمدلله الذي لايبلغ مدحته القائلون ولايحصي نعمائه العادون ولايودي حقه المجتهدون الذي لايدركه بعد الهمم ولايناله غوص الفطن الذي ليس لصفته حد محدود ولانعت موجود ولاوقت محدود ولااجل ممدودوالصلواه والسلام...

 

دعــوت بـــه تـــقوي-قال الله تعالي   وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و يقينا خدا شما را در [جنگ] بدر با آنكه ناتوان بوديد يارى كرد پس از خدا پروا كنيد باشد كه سپاسگزارى نماييد  آل عمران /123

 پس از پايان جنگ احد لشكر پيروز مشركان به سرعت بسوى مكه بازگشت . ولى در اثناى راه اين فكر براى آنها پيدا شد كه چرا پيروزى خود را ناقص گذاردند؟ چه بهتر كه به مدينه بازگردند و شهر را غارت كنند، و مسلمانان را در هم بكوبند، و اگر محمد صلى اللّه عليه و آله هم زنده باشد بقتل برسانند، و براى هميشه فكر آنها از ناحيه اسلام و مسلمين راحت شود، به همين جهت فرمان بازگشت صادر شد و در حقيقت اين خطرناكترين مرحله جنگ احد بود، زيرا مسلمانان بقدر كافى كشته و زخمى داده بودند، و طبعا هيچگونه آمادگى در آن حال براى تجديد جنگ در آنها نبود، و بعكس دشمن با روحيه نيرومندى ميتوانست اين بار جنگ را از سر گيرد و نتيجه نهائى آنرا پيشبينى كند. آيات فوق درباره اين مرحله حساس نازل گرديده است ، پيامبر(ص) بتقويت روحيه مسلمانان پرداخته ، و به دنبال آن يك فرمان عمومى از ناحيه ايشان براى حركت به سوى مشركان داده شد، و حتى مجروحان جنگ (و در ميان آنها على (عليه السلام ) را كه بيش از شصت زخم بر تن داشت ) آماده پيكار با دشمن شدند و از مدينه حركت كردند. ....

امروز هم جريان آمريکا واروپا ورژيم صهيونيستي با ايران همان حال را دارد البته با اين تفاوت که ملت ما مانند اُحديان از ولي امر خودشان نافرماني نکردند وشکست نخوردند وعزتي مانند 8 سال دفاع مقدس را هم دارند امروز اگر اقدام نابخردانه اي بشود ويلچر نشينان ماهم اسلحه به دست خواهند گرفت

 

از سپاه‏هراسى تا سپاه‏ستيزى پس از گذشت مدتى از پروژه سپاه‏هراسى و به اوج رساندن اين پروژه از سوى آمريكايى‏ها با اعلام كشف توطئه ترور سفير عربستان در داخل خاك آمريكا و ادعاى اين‏كه سپاه قدس پشت سر آن قرار دارد، فاز جديد پروژه سپاه‏ستيزى كليد خورده است.

نام قاسم سليمانى سالهاست كه بلاى جان آمريكايى‏ها و صهيونيست‏ها شده و خوابشان را آشفته ساخته است. نمونه بارز اين سخن، جمله معروف شيمون پرز است كه مى‏گويد: «خاورميانه روى انگشت ژنرال قاسم سليمانى مى‏چرخد.»

 

گزارش آمانو، عروسك خيمه شب بازى آمريكا

 

كاخ سفيد فشار مضاعفى را بر آمانو اعمال كرده تا گزارش خود را بر اسا س ميل آمريکا تنظيم وارائه نمايد که اين کار را هم کرد

مقامات واشنگتن به طور شفاف اعلام كرده‏اند قصد دارند از اين گزارش مغرضانه به‏عنوان مبنايى براى تشديد تحريم‏ها عليه ايران استفاده كنند.

 

هرچند آژانس در گذشته نيز در خصوص نزديك به يك دهه فعاليت‏هاى هسته‏اى ايران ابراز نگرانى كرده بود اما ادعاهاى تازه در مورد ماهيت تسليحاتى فعاليت‏هاى هسته‏اى جمهورى اسلامى تاكنون به شكل علنى مطرح نشده و براى نخستين‏بار در قالب گزارش آمانو به طور علنى.مطرح گرديد

گزارش در شرايطى منتشر شد كه بار ديگر صداى طبل توخالى جنگ عليه ايران به گوش مى‏رسد

 

24 آبان«روز كتاب و كتاب‏خوانى»   مقام معظم رهبري: كتاب، مادر و عصاره تمدنها و كتاب‏خوانى، وظيفه ملى و واجب دينى است/// در جامعه بايد سنت كتاب‏خوانى رواج پيدا كند/// فرهنگ کتابخواني بايد عمومي شود /// در معماري منازل مسکوني کتابخانه بايد لحاظ شود/// به کليه خانوارهاي ايراني از طرف دولت به صورت هدفمند کتاب هديه شود///توجه به وضعيت کتابخانه هاي شهرستان کلات به ويژه شهرهاي کلات وزاوين

[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 13:57 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
داستان خیلی قشنگ حتما بخون
تاریخ : شنبه 14 آبان 1390 | نویسنده : نفس


در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می‌کردند…


بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می‌کردند و به راحتی می‌شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند.
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد کمی‌نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی‌نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می‌زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می‌کردند و این بار به این فــکر می‌کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی‌توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.

پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی‌هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم.
مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می‌خورد، پیرزن او را نگاه می‌کند و لب به غذایش نمی‌زند.

بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ماعادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می‌توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟
-پیرزن جواب داد: بفرمایید
چرا شما چیزی نمی‌خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید. منتظر چی هستید؟
-پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا!
!

[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 12:51 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دبیر رسمی آموزش و پرورش با سابقه 25 سال درحال حاضر در سمت مدیر در دبیرستان شهید اکبرزاده لایین مشغول به خدمت هستم امیدوارم مطالب وبلاگ مورد استفاده عزیزان قرار بگیرد.
امکانات وب

پیچک