داستانهاى كودكى بزرگان تاريخ (ایندرا گاندی)
وى خود مىنويسد:
درست بگويم، حيات اجتماعى من از سه سالگى شروع شد، ياد ندارم با ساير كودكان بازى كرده و با آنها قاطى شده باشم، بهترين سرگرمى و تفريح من ايراد نطق و خطابه آتشين براى خدمتكاران بود.
بخاطر تظاهرات ضد انگليسى، تمام اعضاء خانواده، كه تا آن زمان به سن بلوغ نرسيده بودند، بارها دستگير و زندانى شده بودند.
اينديرا به ترتيب در هند و سوئيس به تحصيل پرداخت، در سال 1937 بعد از فوت مادر وارد كالج آكسفورد شد، در 1941 به وطن خويش بازگشت و در سال 1942 با فيروز گاندى روزنامه نگار اهل الله آباد، كه يكى از افراد فعال كنگره ملى بود ازدواج كرد و پس از اينكه تا سال 1946 داراى دو پسر بنامهاى راجيو و سن جاى گرديد، در سال 1960 شوهرش چشم از جهان فرو بست.
در سال 1947 جواهر لعل نهرو، اولين نخست وزير هند شد و اينديرا نيز به يارى پدر شتافت و با توجه به اينكه در امور خارجى و داخلى كارآزموده شده و مدارج علمى خود را هم در اين زمينه طى كرده بود، به عنوان عضو كميته مركزى كنگره، مشاور خوبى براى پدر بود.
جواهر لعل نهرو در سال 1964 چشم از جهان فرو بست و در سال 1966 هيات اجرايى حزب، خانم اينديرا گاندى را براى پست نخست وزيرى معرفى كرد، وى تصميم داشت راه نهرو را ادامه دهد و همين امر باعث شد كه با مخالفتهاى زيادى در داخل و خارج روبرو بشود.
اينديرا مىنويسد: يكى از امتيازات من اين بود كه پدرم به من آموخته بود، چگونه با سياستمداران و بزرگمردان روبرو بشوم و با آنها به بحث و گفتگو و تبادل نظر بپردازم، از آن گذشته مهارت و تجربه فراوانى در ملاقات و مذاكره با هنرمندان و نويسندگان و طبقات ديگر اجتماع پيدا كرده بودم، اما تنها اشكالى كه برايم پيش مىآمد اين بود كه بايد به سياست بازان حالى مىكردم، كه به من به چشم دختر نهرو نگاه نكنند و براى شخص خودم حقى قائل باشند.
اينديرا در تمام مدتى كه در راس حكومت قرار داشت، روزانه هيجده ساعت كار مىكرد، برنامه ده مادهاى، معروف خود را تحت عنوان: ارتقاء سطح اقتصادى هند ارائه داد و در مه 1967 توسط كميته كار حزب مورد تائيد قرار گرفت و با بهرهگيرى از محبوبيت و شخصيت و اعتبارش بين مردم توانست در عين مخالفتهاى سنديكاليستهاى كنگره، در ژوئيه 1969 چهارده بانك تجارى را ملى اعلام كند.
در پايان دهه شصت، دولت اينديرا گاندى توجه فراوانى نسبت به توسعه كشاورزى مبذول داشت، اما اين برنامه هرگز نتوانست مشكل دهقانانان بىزمين را حل كند و مالكان بزرگ همچنان وجود داشتند و به تاخت و تاز خود ادامه مىدادند و معضلات اجتماعى نيز رو به گسترش بود.
در 9 اوت 1971 اينديرا گاندى با برقرارى پيمان مودت 15 ساله هند و شوروى توانست پشتوانه يك قدرت بزرگ را به دست آورد، و اين كار به خصوص براى دولت جوان و نوپاى بنگلادش از اهميت خاصى برخوردار بود، اما اين وابستگى نتوانست مشكلات كمبود و نارضايتى داخلى را حل كند و اينديرا در 26 ژوئن 1976 ناچار وقع فوق العاده اعلام كرد و همزمان دولت با انتشار برنامه 20 مادهاى خود تحت عنوان ارتقاء سطح زندگى فقرا وعده داد دنباله برنامه اصلاحات ارضى قبلى را بگيرد و براى اصلاح وضع شهرنشينان و دهقانان تهى دست بكوشد و قيمت ارزاق و مواد غذايى را ثابت نگهدارد، كه متاسفانه اين طرح هم به اجراء درنيامد. و كنگره ملى بعد از 30 سال كه در راس قدرت قرار داشت با شكست مواجه شد.
مخالفان بعد از اين شكست، اينديرا گاندى را از قدرت خلع كردند و با ايراد تهمتهايى او را به زندان انداختند و براى اعضاء خانوادهاش هم مزاحمتهايى فراهم كردند، اما طرفداران او مبارزه كردند، حزب جديدى تشكيل دادند و او پس از آزادى باز به قدرت رسيد.
بارى، دو عامل عمده سبب به قدرت رسيدن مجدد اينديرا گاندى شد:
1 - اراده پولادين و عزم راسخ او در مقابله با مشكلات و مخالفان
2 - برنامه مدون نداشتن حزب جاناتا رقيب او براى جلب اعتماد عموم افراد. زيرا حزب مخالف كارى كه مىكرد فقط خوردهگيرى و انتقاد از رهبران سابق كنگره بود.
اينجا بود كه حزب جديد التاسيس خانم گاندى از موعد 1980 براى انتخابات توانست با موفقيت چشمگيرى برنده شود و دو سوم كرسىهاى مجلس را به خود اختصاص دهد و بار ديگر خانم گاندى به نخست وزيرى انتخاب گرديد.
اينديرا مادر هند و مظهر آزادى و استقلال سرزمين پهناور هند و مايه شرف و افتخار تاريخ بود.
اما در صحنه داخلى جدائى طلبان و فرقه گرايان، اين زن مبارز و فداكار به سال 1980 در سن 63 سالگى در يك توطئه ناجوانمردانه به قتل رسيد.
